تفاوت انگیزه و هدف چیست؟

واقعیت این است که انگیزه و هدف از یک جنس نیستند که بتوانیم از تفاوت انگیزه و هدف صحبت کنیم.

دقیق‌تر خواهد بود اگر از رابطه انگیزه و هدف بگوییم؛ چون در تعریف انگیزه تأکید می‌شود که باید برای انگیزه، هدف و جهت وجود داشته باشد.

به عبارت دیگر، اگر هدف ما مشخص باشد، می‌توانیم از انگیزه‌ی کم یا انگیزه‌ی زیاد برای رسیدن به آن هدف سخن بگوییم.

بد نیست بر این نکته هم تأکید کنیم که اگر کسی هدف گذاری را به درستی انجام داده باشد، حداقل در ابتدای مسیر باید انگیزه داشته باشد. اگر چه قابل تصور است که در طول مسیر به علت‌های مختلف، گرفتار فرسودگی و بی انگیزگی شود.

اما اگر هدفی برای خود تعیین کرده‌اید و از همان ابتدا احساس می‌کنید، انگیزه‌ی کافی برای حرکت به سوی آن ندارید، بی‌تردید باید به فرایند برنامه ریزی و هدف گذاری خود فکر کنید و بیهوده به دنبال روش‌های افزایش انگیزه نگردید.

تذکر: برخی از ما واژه‌ی انگیزه را به شکل بسیار کلی و مبهم هم به کار می‌بریم. مثلاً می‌گوییم: «کلاً انگیزه ندارم» یا این‌که: «احساس بی‌انگیزگی می‌کنم».

با توجه به این‌که همیشه باید از انگیزه برای یک هدف مشخص صحبت کنیم، احتمالاً منظور از این نوع بی انگیزگی عمومی و کلی، بحث Mood یا همان خُلق است. به بیان دیگر، احتمالاً ما داون بودن و بی‌انرژی بودن را به بی‌انگیزه بودن تعبیر می‌کنیم. همچنین احتمال دارد منظورمان پایین بودن عمومی سطح انرژی باشد.

اما هر چه هست، باید این نکته را به خاطر داشته باشیم که انگیزه صرفاً در ارتباط با یک هدف معنی پیدا می‌کند.

به طور خلاصه، در پاسخ رابطه انگیزه و هدف می‌توانیم بگوییم: انگیزه، میزان انرژی و جدی بودن و شوق و پشتکار ما را برای رسیدن به یک هدف مشخص بیان می‌کند.

درس مرتبط در متمم: مدیریت انگیزه

تیپ شخصیتی ESFJ

از میان تیپ های شانزده گانه در مدل شخصیت شناسی MBTI که بر اساس تیپ شناسی پیشنهادی کارل گوستاو یونگ طراحی شده، تیپ شخصیتی ESFJ به ویژگی‌های زیر شناخته می‌شود:

جدا از اشاره‌های فوق در مورد چهار بعد تیپ شخصیتی ESTJ، بنیاد مایرز بریگز، در مورد خصوصیات این تیپ شخصیتی به موارد زیر نیز اشاره می‌کند:

  • با دیگران تعامل دارند.
  • منظم هستند و به محیط خود توجه دارند.
  • برای آنها وجود هارمونی و هماهنگی در محیط اطراف مهم است و برای ایجاد آن تلاش می‌کنند.
  • حتی جزئیات را هم پیگیری می‌کنند.
  • به نیازهای جزئی دیگران در زندگی روزمره توجه دارند و می‌کوشند آنها را تامین کنند.
  • علاقمند هستند که برای آنچه هستند و سهمی که در کارها دارند، مورد تشویق و تحسین قرار بگیرند.

همچنین علاقمندی به سنت‌ها و  لذت بردن از پیگیری آنها را از ویژگی های دیگر تیپ شخصیتی ESFJ می‌دانند (+).

اگر تحلیل‌های بنیاد مایرز – بریگز در مورد نتایج آزمون MBTI و تیپ شخصیتی ESFJ و نیز مفروضات نظریه یونگ را بپذیریم، یکی از مهم‌ترین کارکردهای تیپ شخصیتی ESFJ را می‌توان کارکرد EF آن در نظر گرفت (به دو حرف اول و سوم توجه کنید).

به عبارتی می‌توان انتظار داشت که در این تیپ شخصیتی، نمایش بیرونی احساسات (Extraverted Feeling) زیاد مشاهده شود.

به این معنی که بروز بیرونی احساساتی مانند ناراحتی، خوشحالی، خشم و سایر احساسات مشابه را احتمالاً می‌توان ساده‌تر از متوسط انسان‌ها در آنها مشاهده نمود.

تیپ شخصیتی ESTJ

از میان تیپ های شانزده گانه در مدل شخصیت شناسی MBTI که بر اساس تیپ شناسی پیشنهادی کارل گوستاو یونگ طراحی شده، تیپ شخصیتی ESTJ به ویژگی‌های زیر شناخته می‌شود:

جدا از اشاره‌های فوق در مورد چهار بعد تیپ شخصیتی ESTJ، بنیاد مایرز بریگز، در مورد خصوصیات این تیپ شخصیتی به موارد زیر نیز اشاره می‌کند:

  • واقع گرا بودن و دور بودن از فضای احساسی و ایده آلیستی در تصمیم گیری
  • اهل تصمیم، برنامه ریزی و اقدام
  • قدرت در سازماندهی و مدیریت پروژه ها و برانگیختن سایر انسان‌ها به اقدام و عمل
  • تلاش برای دستیابی به نتیجه مطلوب از طریق افزایش کارایی
  • داشتن استانداردها و خط مشی منطقی مشخص و تمایل به اینکه دیگران هم آنها را رعایت کنند
  • اصرار بر پیاده سازی برنامه ریزی‌هایشان

همچنین صریح بودن و اظهار نظر مستقیم را از ویژگی های دیگر تیپ شخصیتی ESTJ می‌دانند.

اگر تحلیل‌های بنیاد مایرز – بریگز در مورد نتایج آزمون MBTI و تیپ شخصیتی ESTJ را بپذیریم، در میان نقش‌های بلبین در کار تیمی، می‌توان نقش‌هایی مانند Shaper‌ها و اجراکارها و یا ارزیاب و ناظر را برای این افراد مناسب دانسته و از سوی دیگر، نقش‌هایی مانند ایده پردازی در تیم را دور از فضای ترجیحات آنها دانست.

طبیعتاً این مسئله را می‌توان در انتخاب و تشخیص شغل های مناسب تیپ ESTJ نیز لحاظ کرد.

 

 

تیپ شخصیتی ENTP

 

از میان تیپ های شانزده گانه در مدل شخصیت شناسی MBTI که بر اساس تیپ شناسی پیشنهادی کارل گوستاو یونگ طراحی شده، تیپ شخصیتی ENTP به ویژگی‌های زیر شناخته می‌شود:

جدا از اشاره‌های فوق در مورد چهار بعد تیپ شخصیتی ENTP، بنیاد مایرز بریگز، در مورد خصوصیات این تیپ شخصیتی به موارد زیر نیز اشاره می‌کند:

  • سریع و چابک بودن
  • دارای قوه ابتکار و خلاقیت
  • انگیزاننده بودن برای دیگران
  • هوشیار
  • صریح بودن
  • توانمندی در هنر حل مسئله و مواجهه با چالش‌های جدید
  • توانایی در مورد تصور راهکارهای محتمل و تحلیل آنها
  • توانمندی در درک بهتر دیگر و تحلیل حالات و هیجانات آنها
  • علاقمندی به کارها و فعالیت‌های غیرتکراری
  • پیگیری و تعقیب دائمی موضوعات جدید

اگر تحلیل‌های بنیاد مایرز – بریگز در مورد نتایج آزمون MBTI و تیپ شخصیتی ENTP را بپذیریم، شاید بتوان توانمندیِ تصمیم گیری در مواجهه با شرایط جدید و چالش‌های غیرتکراری را یکی از مهم‌ترین ویژگی های تیپ شخصیتی ENTP در نظر گرفت.

در میان عناوین شغلی متعددی که می‌توان برای این تیپ شخصیتی در نظر گرفت، احتمالاً مشاوره فردی و مشاوره مدیریت سازمانها، روابط عمومی، مدیر بازاریابی سازمان‌ها و شرکتها و خلاصه هر مسیر شغلی که حل مسئله و نوآوری و چالش های دائمی، بخش جدایی‌ناپذیر آن باشد، می‌تواند برای این تیپ شخصیتی جذاب و مطلوب باشد.

تیپ شخصیتی ENFJ

از میان تیپ های شانزده گانه در مدل شخصیت شناسی MBTI، تیپ شخصیتی ENFJ به ویژگی‌های زیر شناخته می‌شود:

بنیاد مایرز بریگز، در مورد خصوصیات تیپ شخصیتی ENFJ به موارد زیر اشاره می‌کند:

  • احساس همدلی
  • مسئول بودن و مسئولیت پذیری
  • توجه به نیازها، هیجانات و انگیزه های دیگران
  • کمک به اینکه دیگران بتوانند پتانسیل های خود را بیابند
  • کاتالیزورهایی برای رشد فردی و رشد گروه ها
  • پاسخگو بودن به نقدها و تحسین های دیگران
  • اجتماعی بودن
  • رفتارهای تسهیل گرانه در گروه ها و تعاملات اجتماعی

طبیعی است چنین ویژگی هایی می‌تواند به ارتباط اثربخش‌تر، لحاظ کردن دیگران در انتخابها و تصمیم گیری‌ها، احترام به احساسات دیگران و اولویت های آنها و لحاظ کردن نقش و سهم دیگران در برنامه ریزی ها منجر شود.

افرادی که زیرمجموعه تیپ شخصیتی ENFJ قرار می‌گیرند، در برنامه ریزی برای توسعه مهارتهای فردی خود، می‌توانند با صرف وقت و انرژی روی مهارتهای ارتباطی و تعاملات اجتماعی، استعدادهای بالقوه خود را به توانمندی تبدیل کرده و از این توانمندی ها در رشد شخصی و انتخاب و توسعه مسیر شغلی بهره بگیرند.

در انتخاب مشاغل مناسب تیپ شخصیتی ENFJ مناسب است به سهم تعاملات با دیگران توجه خاص داشته باشیم. چون هر چه تعاملات اجتماعی بیشتر باشد، این تیپ شخصیتی می‌تواند موفق‌تر باشد.

اگر تحلیل‌های بنیاد مایرز – بریگز در مورد تیپ شخصیتی ENFJ را بپذیریم، می‌توانیم نتیجه بگیریم که این افراد در کار تیمی، بر اساس مدل نقش های تیمی بلبین، می‌توانند به عنوان هماهنگ کننده و یا دیپلمات، اثربخشی بالایی داشته باشند.

تفاوت تیپ شخصیتی برونگرا و تیپ شخصیتی درونگرا در مدیریت زمان

اگر چه نمی‌توان به صورت قطعی و مطلق، از تفاوت سبک مدیریت زمان بین تیپ شخصیتی برونگرا و تیپ شخصیتی درونگرا سخن گفت، اما با توجه به تعریفی که از درونگرایی و برونگرایی ارائه می‌شود، به نظر می‌رسد که تفاوت‌های زیر، قابل انتظار باشد:

  • درونگراها، در خلوت خود،  می‌توانند با صرف انرژی کمتر به برنامه های خود برسند  و زمان‌بندی‌ها را رعایت کنند. چون در حضور جمع، بخشی از انرژی آنها در تعامل با دیگران مستهلک می‌شود.

 

  • احتمالاً به صورت متوسط، تیپ شخصیتی برونگرا (E) در مقایسه با تیپ شخصیتی درونگرا (I) بیشتر  به دنبال بهانه بر پرت شدن حواس و Distraction می‌گردد .

 

  • می‌توان حدس زد که  تیپ شخصیتی برونگرا در مقایسه با تیپ شخصیتی درونگرا، فعالیت‌های خود را در حضور جمع بهتر و با علاقه‌ی بیشتر انجام می‌دهد  و در این شرایط، بهتر می‌تواند به برنامه های زمان‌بندی خود وفادار باشد.

 

  • اگر چیزی به نام حریم زمانی را به عنوان زیرمجموعه‌ای از حریم شخصی در نظر بگیریم، می‌توان حدس زد که  تیپ شخصیتی درونگرا تمایل به حفظ حریم زمانی خود دارد  و احتمالاً‌ تیپ شخصیتی برونگرا به سادگی برای ورود به این حریم آمادگی دارد و این کار را منفی نمی‌بیند. می‌توان تصور کرد که یک فرد برونگرا در مقایسه با یک فرد درونگرا، احتمالاً‌ آمادگی بیشتری برای اصرار به دوست یا همکار خود، جهت تغییر برنامه‌اش و مثلاً رفتن به پارک یا سینما دارد.

مطالعه بیشتر:

HBR: How to Be Good at Managing Both Introverts and Extroverts

The Brain Of An Introvert Compared To That Of An Extrovert

Effective Management: Extroverts vs. Introverts

لینک های مرتبط:

کارگاه آموزشی شخصیت شناسی محیط کار

آیا من درونگرا هستم؟

تکنیک های مدیریت زمان

تفاوت تیپ شخصیتی حسی با تیپ شخصیتی شهودی در MBTI چیست؟

یکی از چهار تقسیم بندی کلیدی در تست شخصیت شناسی MBTI (که بهتر است آن را مدل تیپ شناسی بنامیم)، تقسیم بندی تیپ های شخصیتی به تیپ شخصیتی حسی (S) و تیپ شخصیتی شهودی (N) است.

معادل فارسی تیپ S و تیپ N

S از حرف اول کلمه Sensational یا Sensing و N از کلمه‌ی Intuition گرفته شده است.

در مخفف سازی، امکان استفاده از حرف اول کلمه‌ی Intuition‌ نبوده، چون با I به عنوان نماد Introversion یا درونگرایی اشتباه گرفته می‌شده است.

تیپ S را در زبان فارسی عموماً به تیپ حسی و تیپ N را عموماً به تیپ شهودی یا شمی ترجمه کرده‌اند.

فقط باید توجه داشته باشیم که حسی را با احساسی اشتباه نگیریم (Sensation / Feeling):

وقتی انگشت خود را بر روی سطح چرم می‌کشید، آن را حس می‌کنید. اما وقتی می‌خواهید بر سر یک نفر فریاد بکشید، عکس العمل احساسی دارید.

تفاوت تیپ شخصیتی حسی و تیپ شخصیتی شهودی در آزمون شخصیت شناسی MBTI

در سایت رسمی بنیاد مایرز و بریگز، در توضیح تفاوت تیپ N و S به نکته‌‌های زیر اشاره شده است:

در بحث تیپ شخصیتی حسی و تیپ شخصیتی شهودی، به نحوه مواجهه انسانها با اطلاعات و نحوه دریافت و تفسیر اطلاعات توجه داریم.

  • تیپ شخصیتی حسی، به اطلاعاتی که از طریق حواس پنجگانه خود دریافت می‌کند، توجه خاصی دارد. در مقابل، تیپ شخصیتی شهودی، به الگوها و تحلیل‌ها و تصویر‌هایی که در ذهنش شکل می‌گیرند توجه بیشتری دارد و آنها را مبنای درک و تفسیر محیط اطراف قرار می‌دهد.
  • توجه به واقعیت‌های فیزیکی دنیای اطراف (مثلاً صداها، تصویرها، آنچه می‌بوییم و می‌چشیم ولمس می‌کنیم) از جمله ویژگی‌های تیپ شخصیتی حسی است.
  • تیپ حسی می‌تواند تصویری دقیق و با جزئیات از رویدادها و خاطرات را در ذهن خود به یاد بیاورد و توصیف کند.
  • اعداد و ارقام و جزئیات، برای تیپ حسی بیشتر از تصویرها و قصه‌ها و روایات جذاب است.
  • در مقابل، تیپ شهودی، ترجیح می‌دهد بر اساس داستان‌ها و روایات و تصویرها، تصمیم بگیرد و تحلیل کند.

توضیح تکمیلی:

همه ما در لحظاتی در وضعیت حسی و در لحظاتی، در وضعیت تحلیل شهودی قرار می‌گیریم. به عبارتی از ترکیب ابزارهای حسی و شهودی، برای درک و تفسیر بهتر اطلاعات محیطی استفاده می‌کنیم.

آنچه در تست MBTI مورد توجه قرار می‌گیرد، این سوال است که: کدام وضعیت، در ما غالب است و بیشتر مشاهده می‌شود.

مثال تکمیلی:

سرمایه گذاری که تیپ شخصیتی S در او غالب است، احتمالاً در تحلیل مدل یک کسب و کار، به اعداد و ارقام توجه بیشتری دارد.

اما سرمایه گذاری که تیپ شخصیتی N در او غالب است، در ارزیابی یک کسب و کار، بیشتر به داستان کسب و کار و تصویر کلی آن توجه می‌کند.

تفاوت تیپ شخصیتی درونگرا و تیپ شخصیتی برونگرا در MBTI چیست؟

یکی از چهار تقسیم بندی کلیدی در تست شخصیت شناسی MBTI (که بهتر است آن را مدل تیپ شناسی بنامیم)، تقسیم بندی تیپ های شخصیتی به تیپ شخصیتی درونگرا (I) و تیپ شخصیتی برونگرا (E) است.

معادل فارسی تیپ E و تیپ I

E از حرف اولیه کلمه Extrovert و I از حرف اولیه کلمه Introvert گرفته شده است.

تیپ E را در فارسی عموماً به تیپ شخصیتی برونگرا و گاهی هم برون نگر ترجمه کرده‌اند.

تیپ I را عموماً درونگرا و گاهی درون نگر ترجمه می‌کنند.

توضیح تکمیلی: برای برونگرایی در انگلیسی Extraversion درست است یا Extroversion؟

تفاوت تیپ شخصیتی برونگرا و تیپ شخصیتی درونگرا در آزمون شخصیت شناسی MBTI

در سایت رسمی بنیاد مایرز و بریگز، در توضیح تفاوت تیپ درونگرا و تیپ برونگرا به نکته‌‌های زیر اشاره شده است:

  • تیپ شخصیتی درونگرا توجه خود را بیشتر به دنیای درونی و تصویرهای درونی و ایده های ذهنی خود معطوف می‌کند. اما تیپ شخصیتی برونگرا بیشتر با المان های دنیای بیرونی مانند اشیاء و اشخاص مشغول می‌شود.
  • تیپ شخصیتی درونگرا بیشتر از دنیای درونی خود انرژی می‌گیرد در حالی که تیپ شخصیتی برونگرا از دنیای بیرونی انرژی می‌گیرد.
  • برونگراها دوستان زیادتری دارند و افراد زیادی را می‌شناسند و از این ویژگی، راضی هستند و لذت می‌برند.
  • برونگراها معمولاً خیلی سریع وارد فاز اقدام می‌شوند و کمتر برای فکر کردن به فعالیتها – قبل از آغاز کار – وقت می‌گذارند.
  • درونگراها با تنها بودن راحت هستند.
  • درونگراها گاهی فراموش می‌کنند که ایده‌ها و تصاویر ذهنی خود را با دنیای واقعی چک کنند و این مسئله اولویت اولشان نیست.

در سایت موسسه مایرز-بریگز تاکید شده است که تفاوت درونگرایی و برونگرایی به نحوه مدیریت انرژی های ما و تامین انرژی و هدایت انرژی های ما باز می‌گردد و نباید آن را با تعابیر درونگرایی و برونگرایی در زبان روزمره اشتباه گرفت.

به طور خاص تاکید شده است که صفتی مانند خجالتی بودن ارتباطی با درونگرایی ندارد.

ما مطلب مستقلی را به خجالتی بودن و تعریف آن اختصاص داده‌ایم.

مطالب مرتبط با درونگرایی

شخصیت شناسی

معرفی کتاب سکوت، قدرت درونگراها – سوزان کین

آیا من درونگرا هستم؟

با درونگراها مهربان باشیم

تفاوت تیپ شخصیتی تفکری با تیپ شخصیتی احساسی در MBTI چیست؟

یکی از چهار تقسیم بندی کلیدی در تست شخصیت شناسی MBTI (که بهتر است آن را مدل تیپ شناسی بنامیم)، تقسیم بندی تیپ های شخصیتی به تیپ شخصیتی تفکری (T) و تیپ شخصیتی احساسی (F) است.

معادل فارسی تیپ T و تیپ F

T از حرف اولیه کلمه Thinking و F از حرف اولیه کلمه Feeling گرفته شده است.

تیپ F را در فارسی عموماً به تیپ شخصیتی احساسی ترجمه کرده‌اند.

تیپ T با دو اصطلاح تفکری و منطقی ترجمه شده است.

از آنجا که واژه‌ی منطقی می‌تواند ترجمه‌ی Rational یا Logical هم باشد، مناسب‌تر است در زبان فارسی از اصطلاحات تفکری و احساسی استفاده کنیم.

تفاوت تیپ شخصیتی تفکری و تیپ شخصیتی احساسی در آزمون شخصیت شناسی MBTI

در سایت رسمی بنیاد مایرز و بریگز، در توضیح تفاوت تیپ T و F به نکته‌‌های زیر اشاره شده است:

  • تیپ شخصیتی تفکری و احساسی، تفاوت اصلی خود را در تصمیم گیری‌ها نشان می‌دهند.
  • تیپ شخصیتی تفکری می‌کوشد بر اساس منطق و استدلال و تحلیل سود و زیان تصمیم گیری کند. اما تیپ شخصیتی احساسی، به انسان‌ها هم توجه دارد. به همین علت، ممکن است یک تصمیم مشخص را در مورد دو فرد مختلف، به شکل متفاوتی اتخاذ کند.
  • تحلیل علمی و فنی و منطقی برای تیپ شخصیتی تفکری جذابیت و ارجحیت دارد.
  • تیپ شخصیتی تفکری، ترجیح می‌دهد حقیقت را آنطور که درست می‌داند بگوید. اما تیپ شخصیتی احساسی، ملاحظات مبتنی بر روابط و حالات انسانی را هم در نظر می‌گیرد.
  • برای تیپ شخصیتی احساسی، گاهی اوقات افراد تیپ شخصیتی تفکری، سرد و بی‌روح به نظر می‌رسند.
  • تیپ شخصیتی تفکری، وقتی از شرایط صحبت می‌کند، معمولاً انسان‌ها را جزئی از شرایط در نظر نمی‌گیرد. مثلاً استعفای کارکنان در شرایط بحران مالی، برای تیپ شخصیتی تفکری، عموماً یک مسئله‌ی مربوط به کسب و کار و برای تیپ شخصیتی احساسی، بیشتر از جنس یک چالش انسانی است.

تفاوت تیپ شخصیتی J و تیپ شخصیتیP در تست شخصیت شناسی MBTI چیست؟

یکی از چهار تقسیم بندی کلیدی در تست شخصیت شناسی MBTI (که بهتر است آن را مدل تیپ شناسی بنامیم)، تقسیم بندی تیپ های شخصیتی به J و P است.

معادل فارسی تیپ J و تیپ P

J از حرف اولیه کلمه‌ی Judging و P از حرف اول کلمه Perceiving گرفته شده است.

این دو تیپ، در فارسی با عناوین مختلفی ترجمه شده‌اند:

تیپ J: قضاوتی، قضاوت گرا، داوری کننده

تیپ P: ادراکی، ملاحظه گر

اما برای درک بهتر تیپ J و تیپ P به جای مفهوم کلمات فارسی و انگلیسی، به همان سوال کلیدی که در مدل شخصیت شناسی MBTI مطرح می‌شود توجه کنیم.

تفاوت تیپ شخصیتی J و تیپ شخصیتی P در آزمون شخصیت شناسی MBTI

در سایت رسمی بنیاد مایرز و بریگز، در توضیح تفاوت تیپ J و P به نکته‌‌های زیر اشاره شده است:

  • تیپ شخصیتی J و تیپ شخصیتی P در مورد تعامل ما با دنیای بیرون بحث می‌کنند. بنابراین، تفاوت‌های این دو تیپ صرفاً شامل سبک زندگی و رفتارهایی است که دیگران در دنیای بیرونی از ما مشاهده می‌کنند (به عبارتی ما نمی‌توانیم بگوییم من در مقابل دیگران J به نظر می‌رسم اما در خلوت ذهن خودم P هستم!)
  • تیپ شخصیتی J با سبک زندگی ساختاریافته و از پیش تصمیم گیری شده شناخته می‌شود.
  • تیپ شخصیتی P با سبک زندگی منعطف و تطبیق پذیر شناخته می‌شود.
  • تفاوت تیپ شخصیتی J و تیپ شخصیتی P را می‌توان به صورت تفاوت جهت گیری ما نسبت به دنیای بیرونی و محیط توصیف کرد.
  • تیپ شخصیتی P در تصمیم گیری ها، تمایل دارد اطلاعات بیشتری را از محیط دریافت کند و سپس تصمیم بگیرد. اما تیپ شخصیتی J به دلیل تمایل به داشتن ساختار و برنامه ریزی، حتی با اطلاعات کمتر ترجیح می‌دهد بر اساس داوری های شخصی خود، سریع تر تصمیم گیری کند.
  • نباید J و P را صرفاً به منظم بودن یا نامنظم بودن افراد محدود کنیم. ترجیح به داشتن ساختار یا نداشتن ساختار، تعبیری عمومی‌تر و بهتر است.
  • تیپ شخصیتی J وقتی تصمیم هایی در دست دارد که هنوز نهایی نشده‌اند، احساس راحتی نمی‌کند. در حالی که تیپ شخصیتی P همیشه تصمیم هایی دارد که آنها را معلق نگه داشته تا با اطلاعات بیشتری در مورد آنها فکر کند.
  • تیپ J وقتی می‌تواند از تفریح لذت ببرد که کارهایش انجام شده باشد و وظایف خود را به پایان رسانده باشد.
  • تعبیر “ببینیم چه پیش می‌آید” متعلق به تیپ P است.
  • ترکیب کار و سرگرمی (بدون تفکیک آنها و بدون مقدم دانستن کار بر سرگرمی) ویژگی تیپ شخصیتی P است.البته بر خلاف تصور عمومی، مطالعات رفتار سازمانی، نمی‌توانند به طور قطع، کارایی بیشتر یک سبک در مقایسه با سبک بیشتر را تایید کنند.