اتباع غیرمجاز یا اتباع بیگانه؟ کدام درست است؟
۸ دی, ۱۴۰۴    |  کلماتیکی از اصطلاحات نادرستی که در سالهای اخیر در رسانههای فارسیزبان رواج یافته، «اتباع بیگانه» است.
کلمهٔ «اتباع» جمع مکسر (شکستهٔ) کلمهٔ تبعه است و تبعه به معنای کسی است که طی فرایندی رسمی و قانونی تابعیت یک کشور را پذیرفته و کشور متبوع (اسم مفعول تابع) هم متقابلاً از او حمایت میکند.
بنابراین اساساً «تبعه» و «غیرمجاز» با هم جمعپذیر نیستند.
بنابراین بهتر است به هر کسی که به شکل غیرقانونی وارد کشور شده بهجای «اتباع غیرمجاز» بگوییم «مهاجر غیرقانونی.»
«مهاجر غیرقانونی» کاملاً شفاف به مخاطب یادآوری میکند که منظور ما مهاجرانی نیست که هماکنون بهشکل قانونی در کشور زندگی میکنند (یا حتی افرادی که بهشکل قانونی و شفاف به کشور وارد شدهاند و الان در کشور هستند، اما در فرایند تمدید یا تغییر اسناد قانونی خود هستند).
علاوه بر این خوب است به این نکته هم توجه داشته باشیم که خود لغت «تبعه» هم بسیار قدیمی و یکطرفه است و نوعی نگاه ارباب-رعیتی در آن نهفته است: ما که حاکم و حکومت هستیم حرف میزنیم، شما هم اگر میخواهید ما تحملتان کنیم، وظیفه دارید از ما تبعیت کنید.
کلمههایی مثل شهروند (citizen) و حتی مقیم (resident) در دل خود احترام بیشنری برای فرد قائل میشوند.
لینک این نوشته در کانال تلگرام با متمم
اگر به معنی کلمات و داستان آنها علاقه دارید درسهای تسلط کلامی و ظرافتهای کلامی را در متمم بخوانید:
آیا سرقت ادبی معادل مناسبی برای Plagiarism است؟
۵ دی, ۱۴۰۴    |  واژه نامهدر زبان انگلیسی استفاده از حرف دیگران بدون ارجاع به گوینده با کلمهٔ plagiarism توصیف میشود. این کلمه از ریشهٔ لاتین plagium (به معنای بچهدزدی/آدمربایی/در مقطعی: بردهدزدی) گرفته شده است (در آلمانی هم plagiat میگویند).
در دل این نامگذاری یک قضاوت ارزشی مهم وجود دارد: ماهیت دزدی آثار فکری دیگران چیزی فراتر از دزدی اموال فیزیکی آنهاست و محصول فکر نویسنده، فرزند یا عضو خانوادهٔ نویسنده فرض شده است.
جالب است که در انتشار غیرقانونی فایلهای کتابها و فیلمها و موزیکها هم از اصطلاح piracy استفاده میشود که با دزد دریایی همریشه است (pirate) که یکی از خشنترین شکلهای دزدی است.
احتمالاً کسانی که نخستین بار معادل فارسی «سرقت ادبی» را برای این واژه بهکار بردند، اهل ادبیات بودهاند و جز سرقت «ادبی» مصداق دیگری برای plagiarism متصور نبودهاند. در حالی ترکیب «سرقت ادبی» بار معنایی سنگین واژهٔ انگلیسی را با خود ندارد. بهویژه در نوشتههای غیرادبی، ترکیب «سرقت ادبی» بیشتر چنین تداعی میکند که فرد خودش صاحب فکر و اندیشه بوده، و صرفاً در شیوهٔ بیان و لحن و فرم دزدی کرده است. در حالی که plagiarism به سرقت فُرم محدود نیست و سرقت مفهوم و محتوا را هم شامل میشود.
عدهای به فراخور موضوع و فضای بحث، گاهی از «سرقت علمی» و گاه از «سرقت ادبی» بهعنوان معادل plagiarism استفاده میکنند. اگرچه اینکار اندکی دقت کلامی را بالا میبرد، اما همچنان این مشکل پابرجا است که ما به جای یک اصطلاح رایج در جهان، دو اصطلاح تعریف کردهایم.
در سرویس واژهیار (متعلق به فرهنگستان) اصطلاح «دستبرد فکری» پیشنهاد شده که معادل مناسبتری است. البته این معادل هنوز چندان جانیفتاده و سنگینی و خشونت نهفته در کلمهٔ لاتین/انگلیسی را در خود ندارد.
در سایت متمم بحث و گفتگویی دربارهٔ مصداقهای دستبرد فکری وجود دارد که فکر کردن به آن به درک عمیقتر مفهوم plagiarism کمک میکند:
سرقت ادبی (دستبرد فکری) | مقایسهٔ دو چالش مشابه در دو مقطع زمانی مختلف
جملهای دربارهٔ کتابها و گلولهها
۱ دی, ۱۴۰۴    |  نقل قولارنست یونگر، سرباز و نویسندهٔ آلمانی که خاطرات جنگیاش را با عنوان «طوفان فولاد / Storm of Steel» منتشر کرده جایی در کتابش – از قول یکی از کارکنان بیمارستان – میگوید: «کتابها و گلولهها سرنوشت خود را دارند.»
احمد اخوت این جمله را، جدا از فضای اصلی آن و به معنایی تازهتر و پربارتر – در پیشانی فصل «سرنوشت کتابها» در کتاب خاطرات کتابیاش نقل کرده است.

ایدهٔ پشت این جمله، خصوصاً وقتی بالای فصل «سرنوشت کتابها» آمده جذاب است.
ما معمولاً گلوله را «کالا / commodity» میدانیم. گلولهها همه مثل هماند. و تنها چیزی که در آنها تفاوت ایجاد میکند، سرنوشتشان است. اینکه در کجا و به کجا شلیک میشوند؟ اینکه بر تن چه کسی مینشینند؟ و اینکه آیا به هدف میخورند و یا اینکه بر زمین میافتند و سرگردان میمانند.
برخلاف گلولهها، ما از کتابها چنین تصویری نداریم. کتابها را موجودات مستقلی میبینیم. هر کتاب با کتاب دیگر فرق دارد. ظاهرشان، محتوایشان، نویسندهشان. کتابها، هویت دارند؛ برخلاف گلولهها.
جملهٔ یونگر یاد ما میاندازد که هویت کتابها صرفاً در ذاتشان نیست. آنها هم مثل گلولهاند. بخشی از هویتشان در سرنوشتشان است. اینکه کجا میروند؟ چه کسی آنها را میخواند؟ چه اثری میگذارند؟ و اینکه آیا اصلاً بر قلب و مغزی مینشینند؟ یا گوشهای میافتند و به فراموشی سپرده میشوند؟
کتابها و گلولهها، سرنوشت خود را دارند.
لینک این مطلب در کانال تلگرام «با متمم»
ما تا کنون کتابهای زیر را از احمد اخوت در متمم معرفی کردهایم:
نقشهایی به یاد (ادبیات خاطرهنویسی)
گزارش BCG دربارهٔ وضعیت ثروت در جهان
۲۷ آذر, ۱۴۰۴    |  اقتصاددر سالهای اخیر حجم ثروت در سطح جهان (Global Wealth) روندی افزایشی داشته است. اما – طبیعتاً – این به آن معنا نیست که همهٔ جهان به یک اندازه شاهد این رشد بوده است (کل حجم ثروت در جهان در سالهای اخیر در محدودهٔ چندصد هزار میلیارد دلار برآورد میشود).
گروه مشاوران بوستون (BCG) بهصورت منظم گزارشی را دربارهٔ وضعیت ثروت در جهان منتشر میکند. هدف اصلی این گزارش، مشخص کردن جریان ثروت در جهان است و نشان دادن اینکه ثروتها بین کدام بخشها و در کدام مناطق جغرافیایی جابهجا میشوند.
تحلیلهای BCG در این زمینه برای علاقهمندان به حوزهٔ اقتصاد و مالی بسیار ارزشمند و آموزنده است و بعضی از روندهایی را که معمولاً از چشم دور میمانند یا کمتر در خبرها بررسی میشوند بیان کرده و تحلیل میکند:
گزارش BCG دربارهٔ وضعیت ثروت در سطح جهان (فایل PDF)
شرکت بیسیجی برای تنظیم این گزارش بیشتر بر روی شرکتها و موسسات مالی که خدمات مدیریت دارایی و ثروت (Asset Management & Wealth Management) را ارائه میدهند تمرکز داشته است.

برای آشنایی بیشتر با گروه مشاوران بوستون میتوانید درس زیر را در متمم بخوانید:
شرکت BCG (گروه مشاوران بوستون)
گزارش BCG دربارهٔ استفاده از هوش مصنوعی در کسب و کارها
۲۷ آذر, ۱۴۰۴    |  تکنولوژی, مدیریت کسب و کار, هوش مصنوعیگروه مشاوران بوستون یکی از شرکتهای مشاوره مدیریت پیشتاز در زمینهٔ استراتژی و پیادهسازی سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی در کسبوکارها است.
این شرکت در سالهای اخیر گزارشهای ارزشمندی را در زمینه «استفاده از هوش مصنوعی در کسب و کارها / AI Adoption» منتشر میکند و در آن به بررسی موضوعاتی مانند نرخ بهکارگیری هوش مصنوعی، حوزههای کاربرد هوش مصنوعی، اولویتها، ملاحظات و خط مشی شرکتها در پیادهسازی و نیز چالشهای این حوزه میپردازد.
مطالعهٔ آخرین نسخهٔ گزارش BCG در این زمینه را به دوستان علاقهمند به مدیریت کسب و کار و هوش مصنوعی توصیه میکنیم:
گزارش استفاده از هوش مصنوعی در کسبوکارها (فایل PDF)

بیسیجی همچنین گزارش دیگری را هم با عنوان AI Value Gap منتشر کرده و هرازچندگاهی بهروزرسانی میکند. این شرکت در گزارشهای Value Gap به این پرسش میپردازد که تفاوت شرکتهای اندکی که با بهکارگیری هوش مصنوعی توانستهاند ارزش اقتصادی ایجاد کنند (حدود ۵٪ کل شرکتهای مورد بررسی) با شرکتهای دیگری که ارزش کمی ایجاد کردهاند یا اساساً نتوانستهاند از تلاشهای خود در بهکارگیری هوش مصنوعی نتیجه بگیرند در چیست:
گزارش بررسی شکاف میان دستاوردهای استفاده از هوش مصنوعی
برای آشنایی بیشتر با گروه مشاوران بوستون میتوانید درس زیر را در متمم بخوانید:
شرکت BCG (گروه مشاوران بوستون)
بخشی از کتاب شوروی ضد شوروی | همیشه پیروز
۱ آذر, ۱۴۰۴    |  کتابها چه میگویند, نقل قولدر سالهای اخیر، وضعیت کشورهای بلوک شرق و مشخصاً اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد بهشکل ویژهای مورد توجه ایرانیان قرار گرفته و کتابهای بسیاری در این باره ترجمه و منتشر شدهاند.
بیژن اشتری (درگذشته در ۱۴۰۴) از مترجمان پرکاری بود که ترجمهٔ این نوع کتابها را بهعنوان پروژهٔ شخصی زندگی خود برگزیده بود.
آنچه در ادامه میخوانید، بخشی از کتاب «شوروی ضد شوروی» نوشتهٔ ولادیمیر واینوویچ است که بیژن اشتری ترجمه کرده و بههمت نشر ثالث به بازار عرضه شده است:
در ۱۹۷۱ سه فضانورد شوروی، به هنگام بازگشت به زمین، کشته شدند، اما گویندهٔ اخبار تلویزیون نگفت: «هموطنان عزیز، فاجعهای رخ داده است.»
بلکه با لحن پیروزمندانهای گزارش داد که پرتاب سفینهٔ فضایی با موفقیت انجام شد، فلان و بهمان دستاوردها طی پرواز حاصل شد، موتورهای ترمز بهموقع روشن شدند، سفینه وارد لایههای ضخیمتر اتمسفر شد و بهدرستی بر روی هدف مورد نظر فرود آمد و فضانوردان در صندلیهای خود یافت شدند.
در اینجا گویندهٔ خبر لحن پیروزمندانهٔ خود را به لحنی حماسی-تراژیک تغییر داد و اینگونه گزارش خود را تمام کرد: «اما نشانهای از حیات دیده نشد.»
لینک این مطلب در کانال تلگرام «با متمم»

ما در بخش پاراگراف فارسی و معرفی کتاب متمم چند کتاب معرفی کردهایم که به زندگی در کشورهای کمونیستی و زندگی مردم در اروپای شرقی پس از فروپاشی کمونیسم میپردازند. این کتابها را میتوانید در صفحهٔ زیر ببینید:
چند کتاب درباره زندگی در کشورهای کمونیستی
حسن کامشاد | زندگینامه و معرفی مختصر چند کتاب او
۲۵ آبان, ۱۴۰۴    |  معرفی نویسندگان, معرفی نویسندگان ادبیحسن کامشاد نویسنده و مترجم پرکار ایرانی در سال ۱۳۰۴ به دنیا آمد و پس از یک قرن زندگی در سال ۱۴۰۴ درگذشت. در میان ایرانیان اهل قلم، کمتر کسی است که بازنشستگیاش مانند او مولد و موثر بوده باشد.
کامشاد پیش از انقلاب، عضو هیئتمدیره شرکت ملی نفتکش ایران بود و در زمان انقلاب هم نمایندهٔ شرکت نفت در لندن بود تا اینکه پس از انقلاب در سال ۱۳۶۰ به اجبار بازنشسته شد (+). او هم مثل دکتر محمدرضا باطنی، عزتالله فولادوند و نجف دریابندری، از افرادی است که انقلاب آنها را بازنشسته کرد (+). اما آنها از فعالیتهای فرهنگی خود نکاستند و بلکه بر آن افزودند.

حسن کامشاد (عکس از BBC)
بیشتر آثار کامشاد طی سه دهه بازنشستگی و تا اواخر دههٔ هشتاد منتشر شدهاند. بهتدریج، کار کردن دیگر برایش دشوار و دشوارتر شد. اگرچه باز هم تلاشهایش را متوقف نکرد.
کامشاد در فروردین ۸۸ در جمع دوستان و علاقهمندانش در دفتر مجله بخارا گفت (+): «[ترجمه] هر روز برایم مشکل و مشکلتر میشود. دستانم به لرزه افتاده و با کامپیوتر و ماشین تحریر هم سروکاری ندارم. بنابراین خیلی قدرت ندارم ولی هنوز به کار ترجمه علاقمندم و اوقاتم اکثر با آن میگذرد.»
چند نکته دربارهٔ حسن کامشاد
اسم کامشاد در زمان تولد در شناسنامه حسن میرمحمدصادقی بود که بعداً آن را به حسن کامشاد تغییر داد (+). بنابراین نام رسمی او (و نه اسم مستعار او) حسن کامشاد است.
کامشاد همکلاسی شاهرخ مسکوب بوده است. دوستی آنها تا پایان عمر ادامه داشت و همیشه مسکوب را تحسین میکرد. کتاب پایهگذاران نثر جدید پارسی با این توضیح به او تقدیم شده است: «به یاد شاهرخ مسکوب. به پاس پایمردیاش در دوستی.»
کامشاد در دوران جوانی چپگرا بود و نویسندگان چپ را تحسین میکرد. او بعداً تأکید کرد که بخشی از داوریهای او به همین علت، نیاز مبرم به بازاندیشی دارند (مقدمهٔ کتاب پایهگذاران نثر فارسی).
کتابهای حسن کامشاد
بیشتر کتابهای کامشاد ترجمه، و اندکی از آنها تألیفی هستند. از جمله کتابهای ترجمهاش که این روزها شناختهشدهاند، میشود به عناوین زیر اشاره کرد:
- تاریخ بیخردی (باربارا تاکمن)
- دنیای سوفی (یوستین گردر)
- درک یک پایان اثر جولین بارنز (معرفیشده در متمم)
- عادات و آداب روزانه بزرگان نوشتهٔ میسن کاری (ما در متمم ترجمهٔ مریم مومنی از این کتاب با عنوان آداب روزانه را معرفی کردهایم)
او همچنین مجموعهای از مقالات نویسندگان پاریس ریویو را هم به اسم «هنر داستاننویسی» به فارسی ترجمه کرده است (ما در متمم مجموعهٔ مشابهی را با ترجمهٔ احمد اخوت و به اسم نویسندگان مشغول کارند معرفی و مرور کردهایم).
خود او در میان ترجمههایش به کتاب «تاریخ چیست؟» (نوشتهٔ ادوارد هال کار) توجه و علاقهٔ ویژهای دارد (+).
از کتابهای تألیفی او میتوان به دو اثر مهم اشاره کرد:
هفت اصل مدیریت کیفیت چیست؟ چرا قبلاً از هشت اصل حرف میزدند؟
۱۱ آبان, ۱۴۰۴    |  معنی اصطلاحاتاین استاندارد، در نسخهٔ سال ۲۰۰۸ خود (که به شکل ISO 9001:2008 نمایش داده میشود) هشت اصل برای مدیریت کیفیت تعریف کرده بود (+):
- تمرکز بر مشتریان (Customer focus)
- رهبری (Leadership)
- درگیر کردن انسانها (Involvement of people)
- رویکرد فرایندی (Process approach)
- رویکرد مبتنی بر سیستمها به مدیریت (Systems approach to management)
- بهبود مستمر (Continual improvement)
- تصمیمگیری مبتنی بر فکتها (Factual approach to decision-making)
- رابطهٔ مبتنی بر منافع متقابل با تأمینکنندگان (Mutually beneficial supplier relationships)
بعدها در نسخهای که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، تغییراتی جزئی در این اصول ایجاد کردند. بعضی از این تغییرات بر اساس تغییرات فضای عمومی مدیریت در سطح جهان بود.
- مثلاً نگاه به فعل involve کردن به اندازهٔ قبل مثبت نبود و فعل engagement بیشتر رواج پیدا کرده بود (involve این حس را ایجاد میکرد که صرف اینکه افراد در حد سرگرم شدن یا سر کار گذاشته شدن درگیر شوند کافی است). به همین علت Engagement of people جایگزین آن شد.
- ترکیب continual improvement را هم به improvement تغییر دادند. چون این برداشت شکل گرفته بود که بهبود یک فرایند است. در حالی که در سیستم مدیریت کیفیت حرف اصلی این است که «بهبود» باید یکی از اصول فکر و فعالیت شما باشد؛ نه لزوماً یک فرایند.
- در سالهای پس از انتشار ایزو ۲۰۰۸ اصطلاح evidence-based هم بیشازپیش رواج پیدا کرده بود. به همین علت، factual approach هم به evidence-based decision-making تغییر کرد.
- رابطه با تأمینکننده هم بسیار تنگنظرانه به چشم میآمد. به همین علت کلمهٔ تأمینکننده را حذف کردند در نسخهٔ ۲۰۱۵ ایزو ۹۰۰۱ آن را به relationship management تغییر دادند.
با این تغییرات، در سال ۲۰۱۵ اصول مدیریت کیفیت در چارچوب ایزو ۹۰۰۱ به این شکل شد (+):
- تمرکز بر مشتریان (Customer focus)
- رهبری (Leadership)
- درگیر کردن انسانها (Engagement of people)
- رویکرد فرایندی (Process approach)
- بهبود (Improvement)
- تصمیمگیری مبتنی بر شواهد (Evidence-based decision-making)
- رابطهٔ مبتنی بر منافع متقابل با تأمینکنندگان (Relationship management)
علت حذف رویکرد سیستمی
اما تفاوت مهم بین نسخه ۲۰۰۸ و ۲۰۱۵ ایزو ۹۰۰۱ صرفاً تغییر در کلمات نیست. بلکه حذف کامل اصل رویکرد سیستمی به مدیریت است. چیزی که باعث شد تعداد اصول مدیریت کیفیت از هشت اصل به هفت اصل برسد.
ترکیب «رویکرد مبتنی بر سیستمها» را به دو شکل میتوان تفسیر کرد.
معنای اول آن همان چیزی است که در درس تفکر سیستمی متمم مطرح شده و به معنای نوعی نگاه برای درک و تحلیل مسائل و نیز توجه به پیچیدگیها، ارتباطات درونی و بازخوردها و اثرات دوردست و بلندمدت تغییر در سیستمهاست.
معنای دوم توجه به فرایندها، نظم دادن به کارها، مستندسازی و در یک کلام استقرار سیستمها و سیستم سازی است.
ماجرا اینجاست که آنچه سازمان ایزو در نظر داشته، همان معتای دوم بوده است. اصطلاح بهکاررفته را هم درست انتخاب کرده بودند systems approach (اگر معنای اول مد نظرشان بود، از ترکیب systemic approach استفاده میکردند).
اما در عمل، این ترکیب بسیار مبهم و تفسیرپذیر بود و عدهای آن را به معنای اول در نظر میگرفتند و تفسیر میکردند.
ایزو دنبال حل عمیق مسائل و مشکلات سازمانی نیست. بلکه صرفاً دنبال نظم دادن به سیستمهای سازمانی است. بنابراین، عملاً آنچه مد نظر بوده، با همان اصلی که بر اهمیت فرایند تأکید میکرد، تأمین شده است. لازم نبود یک حرف دو بار تکرار شود و مدیران و مشاوران مدیریت که قصد دارند سیستم مدیریت کیفیت را پیادهسازی کنند، بیدلیل گیج شوند.
بهاینترتیب، به اصول هفتگانهٔ مدیریت کیفیت، که امروز میشناسیم و دربارهشان زیاد میشنویم، رسیدیم.
درسهای مرتبط در متمم
سواد مالی چیست؟ اجزای کلیدی سواد مالی چه هستند؟
۸ آبان, ۱۴۰۴    |  معنی اصطلاحات, واژه نامهسواد مالی (به انگلیسی: Financial Literacy) را منابع مختلف به شکلهای متفاوتی تعریف کردهاند. اما ویژگی همهٔ آنها این است که سواد مالی را مجموعهای از مفاهیم پایهای و ابتدایی در نظر میگیرند.
سواد مالی قرار نیست از شما متخصص مالی بسازد. بلکه صرفاً قرار است در اندازهای شما را با پول و مباحث مالی آشنا کند که اصطلاحاً بتوانید گلیم خود را از آب بیرون بکشید (در مسائل مالی).
ما در درس سواد مالی متمم سه تعریف برای سواد مالی ارائه کردهایم:
تعریف سواد مالی از نظر سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) معتقد است سواد مالی یعنی این که مصرفکنندگان/سرمایهگذاران دانش و مهارتهای لازم برای تحقق اهداف زیر را کسب کنند:
- مفاهیم و محصولات مالی را درک کنند،
- از اعتماد به نفس لازم برای شناخت ریسکها و فرصتهای مالی بهرهمند شوند،
- تصمیمهای مالی خود را بر پایهٔ اطلاعات [و نه شهود، حدس و گمان یا احساسات] اتخاذ کنند،
- تشخیص دهند در چه زمانی باید از دیگران کمک بگیرند،
و بهواسطهٔ یادگیری این مفاهیم تشخیص دهند که چه اقدامهایی میتواند سلامت مالی ایشان را بهبود بخشد.
تعریف سواد مالی از نظر دیوید رموند
دیوید رموند معتقد است سواد مالی معیاری است از:
- میزان درک فرد از مفاهیم و داراییهای کلیدی مالی
- و نیز توانایی و اعتمادبهنفس برای مدیریت امور مالی شخصی از طریق تصمیمگیریهای کوتاهمدت مناسب و برنامهریزی مالی بلندمدت سنجیده
که در آنها به شرایط متغیر اقتصادی و رویدادهای موثر زندگی [مانند ازدواج، طلاق، بیماری، جنگ، مهاجرت و مرگ] توجه شده باشد.
تعریف سواد مالی از نظر متمم
ما در متمم سواد مالی را به این صورت تعریف میکنیم:
سواد مالی یکی از سرمایههای ما انسانها است که کمک میکند در زمینههای مالی بهتر تصمیم بگیریم و امور مالی شخصی خود بهشکل موثرتری مدیریت کنیم.
این تصمیمهای مالی – که گاه خود در قالب انتخابهای کوتاهمدت و گاه بهشکل برنامهریزی مالی بلندمدت نشان میدهند – بهویژه در تلاطمهای اقتصادی و رویدادهای کلیدی زندگی نقش پررنگتری پیدا میکنند.
همچنین برای سواد مالی پنج ستون اصلی در نظر میگیریم:
- دانش
- نگرش
- اعتماد به نفس
- رفتار
- مهارت
توضیحات بیشتر دربارهٔ این تعریف و نیز منابع تعریفهای بالاتر (OECD و رموند) را در درس سواد مالی متمم بخوانید:
مطالب مرتبط
حسابداری ذهنی (دانلود فایل صوتی رایگان)
پارس کردن سگ یا پاس کردن؟ کدام درست است؟
۳ آبان, ۱۴۰۴    |  واژه نامهپاسخ کوتاه: هر دو ترکیب «پاس کردن» و «پارس کردن» درست هستند.
توضیح کاملتر: در چند سال اخیر، یکی از مطالب بیپایهای که در شبکههای اجتماعی دربارهٔ کلمهٔ «پارس سگ» مطرح شده این است که استفاده از این کلمه توهین به فارسیزبانها است.
گاهی، عدهای که خلاقیت بیشتری هم داشتهاند، خیالبافیهای بیشتری به خرج داده و داستانهای طولانیتر و با جزئيات بیشتری هم در این زمینه خلق کردهاند.
هیچ زبانشناس مطرحی نیست که چنین ادعایی را تأیید کرده باشد. همچنین در هیچ کتاب زبانشناسی فارسی چنین نکتهای وجود ندارد و هر کس در این باره حرف میزند، صرفاً «شنیده» یا «خوانده» است و به هیچ نام بزرگ یا منبع بزرگ و معتبری ارجاع نمیدهد.
از آنجا که ما در یکی از درسهای متمم ترکیب «پارس کردن سگ» را بهکار بردهایم (آنچه در میان سر و صداها گم میشود) و گاهوبیگاه پیامی دریافت میکنیم که این ترکیب اشتباه است، به نتیجه رسیدیم که موضوع فراتر از گرفتار شدن در دام یک اشتباه است و عملاً یادگیری دوستانمان را مختل کرده است (یعنی تعصب به جایی رسیده که دوستان به جای حل تمرین درس ذهنشان درگیر صدای سگ میشود).
به همین علت، در اینجا به چند نکته اشاره میکنیم.
دربارۀ واژۀ پاس / پارس
جناب آقای فرهاد قربانزاده یکی از زبانشناسان مطرح کشورمان در این باره توضیحی نوشتهاند که خوب است آن را بخوانید (+):
واژۀ پارس در معنی «صدای سگ» گونۀ دیگری از واژۀ پاس به معنی «نگهبانی» است (بسنجید با پاسبان و پاسدار و پاسبخش و پاس دادن).
مؤلف فرهنگ رشیدی (تألیف: ۱۰۶۳ هجری) در تأیید این سخن متذکر شدهاست که «بعضی گفتهاند پارسا مرکّب است از پارس که لغتی است در پاس به معنی “حفظ” و “نگهبانی” و از “الف”» (رشیدی ۱۳۳۷، ذیل پارسا).
همچنین مؤلف فرهنگ نظام گفتهاست: «پارسا: […] شاید لفظ مذکور مرکّب است از لفظ پارس به معنی “نگهبانی” و الف فاعلی» (داعیالاسلام). رضاقلیخان هدایت (انجمنآرای ناصری ۱۲۸۸ هجری، ذیل پارسا) نیز آوردهاست: «در میان عوام معروف است که چون شبها سگان فریاد کنند، گویند “پارس میدارند”، یعنی “پاس میدارند” و “نگهبانی خانه و حفظ آن از دزد و بیگانه مینمایند”».
در واژۀ پارس در معنی «صدای سگ» واج r غیراشتقاقی¹ است. این واجِ غیراشتقاقی در واژههای اژدرها (در اصل: اژدها) و چرتکه (در اصل: چتکه) و خاکشیر (در اصل: خاکشی) (علیاشرف صادقی، «یک تحول آوایی دیگر در زبان فارسی …»، مجلۀ زبانشناسی، ١٣٨۴، شمارۀ ٣٩، ص ۵) و قارچ (در اصل: قاچ به معنی «برش») و گورجه (در اصل: گوجه) (گلناز مدرسی قوامی، «دلایل آکوستیکی یک تحول آوایی»، با مهر؛ جشننامۀ دکتر محمدرضا باطنی ۱۳۹۴، ص ۴۱۷) و سرکه (در اصل: سِک) و گرچ (در اصل: گچ) نیز دیده میشود. افزوده شدن واج r پیش از واج s در واژهٔ گیلکی مِرس به معنی «(فلز) مس» (عفت امانی، گویش گیلکی رودسر، ۱۳۹۴، ص ۲۲۸) دیده میشود. در لری بالاگریوه نیز قورچ (در اصل: قوچ) و کلهپارچه² (در اصل: کلهپاچه) (مدرسی قوامی ۱۴۹۴، ص ۴۱۷) کاربرد دارد.
در گذشته نگهبانان در هنگام پاسبانیِ شبانه گاهی فریاد برمیآوردهاند: «پاسبان: هر نگهبان عموماً، و آنکه شبها آوازبلندکنان بگردد برای محافظت مردم خصوصاً» (لاله تیک چند بهار، بهار عجم ۱۳۸۰). ازاینرو، صدای سگ در هنگام نگهبانی را به فریاد پاسبانان تشبیه کردهاند.
به کار رفتن همکردِ کردن با پارس از اینجا سرچشمه میگیرد که پارس را با واژههای بانگ و فریاد و صدا مترادف گرفتهاند و همانگونه که این واژهها با همکردِ کردن به کار میروند، پارس را نیز با این همکرد به کار بردهاند.
فعل پاس کردن دستکم از دورهٔ قاجار در فارسی به کار رفتهاست: «اگر نان به سگ دهم، شب تا روز پاس میکند» (عباسقلی سپهر، ناسخالتواریخ، تهران، اسلامیه، ۱۳۵۲، ج ۲، ص ۳۱۴، از کتابخانهٔ دیجیتال نور).
همچنان در بسیاری از گویشها واژۀ پارس در معنیِ «صدای سگ» بهصورت pâs یا گونهای از آن تلفظ میشود. برای نمونه:
- لکیِ کولیوند: pâs (صادق کیا، واژهنامۀ شصتوهفت گویش ایرانی، ١٣٩۰، ص ١۴۶)؛
- کلهری و گورانی و سنجابی و کولیایی و زنگنهای و جلالوندی و زولهای و کاکاوندی و هوزمانوندی: pâs (محمدرئوف مرادی، با همکاری آکو جلیلیان، گنجینهٔ گویشهای ایرانی؛ استان کرمانشاه، ۱۳۹۴، ص ۱۲۰ـ۱۲۱)؛
- لری هفتلنگ و لری سگوند و کردی کلهری و کردی گهوارهای: pâs (سلمان علییاری بابُلقانی، گنجینهٔ گویشهای ایرانی؛ هفت گویش از حاشیهٔ زاگرس، ۱۳۹۶، ص ۲۰۴ـ۲۰۵)؛
- زیدونی: pâ:s، طیبیها: pâhs، بهبهانی: pâ:sah, pâhsåpâhs (سعادت فرهیخته، گنجینهٔ گویشهای ایرانی؛ استان خوزستان ۱: شهرستان بهبهان، ۱۴۰۱، ص ۳۳۱).
افزوده شدنِ واج r به واژۀ پاس در متنهای کهن نیز شاهد دارد: «دوازده پرده در راه است و در پس هر پردهای ده مرد خفته است و چهل مرد در زیر بام دَرّاجه [= برجهای دو طرف دروازۀ قلعه] پارس میدارند» (فرامرزبن خداداد ۱۳۶۳، سمک عیار، تصحیح پرویز ناتل خانلری، تهران، آگاه، ج ٢، ص ۴٢٨، شاهد از صادقی، همان).
سخن پایانی اینکه از آنچه گفته شد درمییابیم واژهٔ پارس در معنی «صدای سگ» ربطی به واژۀ پارس به معنی «فارس» ندارد.
پانوشت
١. به این معنی که «ر» در اصل واژه وجود نداشته و بعدها به آن افزوده شدهاست.
٢. در لغتنامه واژﮤ پارچه با شاهد زیر از تذکرةالاولیا (عطار) به معنی «پاچه، طعامی که از پاچۀ گوسفند سازند» مدخل شدهاست: «وقتی مالک بیمار شد، آرزوی گوشت در دل او افتاد. صبر کرد. چون کار از حد بگذشت، به دکان روّاس رفت، سه پارچه خرید و در آستین نهاد و برفت. رواس شاگردی داشت؛ در عقب او فرستاد تا چه میکند. برفت و زمانی بود که شاگرد بازآمد گریان. گفت آن بیچاره تا موضعی رسید که پارچه از آستین بیرون آورد و سه بار ببویید» (دهخدا و همکاران ۱۳۷۷). ولی در تذکرةالاولیا به تصحیح نیکلسون (عطار ۱۳۲۲ قمری / ۱۹۰۵، ص ۴۴) باجه [= پاچه] و به تصحیح محمد استعلامی (عطار ۱۳۸۰، ص ۵۲) پاچه و به تصحیح شفیعی کدکنی (عطار ۱۳۹۹، ص ۵۰) پاچه (نسخهبدل: پایچه) آمدهاست.
نظر آقای حسن انوشه دربارهٔ پارس کردن
سایت ایسنا هم دربارهٔ «پارس کردن» و خیالپردازیهایی که دربارهٔ ریشهٔ این کلمه شده با آقای حسن انوشه صحبت کرده که بخشهایی از آن را در اینجا بازنشر میکنیم (منبع):
«پارس» در صدای سگ یک آواست و به سرزمین پارس هیچ ربطی ندارد. اشاره کردن به این شباهت درست نیست. این حرف را کسانی میزنند و تکرار میکنند که ضد زبان فارسی هستند و میخواهند بگویند زبان فارسی مانند پارس سگ است!
او درباره اینکه ممکن است «پارس کردن» از «پاس کردن» و پاسبانی سگ آمده باشد، میگوید: این احتمال وجود دارد. در قدیم شبها را به سه پاس تقسیم میکردند، وقتی هم میگوییم پاسی از شب گذشت به همین معناست، سپاسگزاری هم به این معناست که من میتوانم در پاس دادن شب به شما خدمت کنم، ممکن است «پارس کردن سگ» هم از همینجا ریشه گرفته باشد. البته من در این مورد صاحب فتوا نیستم، این موضوع محتمل است، اما هیچگونه ارتباطی میان «پارس سگ» و واژه «پارس» یا «فارس» وجود ندارد. «غذا» هم در عربی اصلا به معنای ادرار شتر نیست. این حرفها از جای دیگری آب میخورد.
پاث در زبان اوستایی
در کنار توضیحات بالا، دیدن صفحهای از کتاب فرهنگ واژههای اوستا (آقای احسان بهرامی) هم مفید است (+). در صفحهٔ ۹۰۵ از جلد دوم این فرهنگ کلمههای پات و پاث به معنای نگهبانی آمدهاند:
![بالای صفحه: شماره ۹۰۵ کلمه اول (بالا سمت چپ): لاتین (آوانگاری): protected; guarded. protected, guarded. فارسی (اَوِستایی با خط پهلوی): پات توضیحات فارسی: نگهداشته، نگاهبانی کرده. ارجاعات: ، پ. [پشت؟] سد [سده] ٥٥، پ. سد ٥٥، پ. سد ٥٥ کلمه دوم: لاتین (آوانگاری): pātayasčā who is protector? فارسی (اَوِستایی با خط پهلوی): پاتیَشچَ توضیحات فارسی: نگهدار کیست؟ ارجاعات: [حروف اوستایی ناخوانا] ، سد ۱۰، پ. سد ۴ و ۴۴ عبارت سوم: لاتین (آوانگاری): praise him who makes the moon and the sun ascend and descend (Dar.). فارسی (اَوِستایی با خط پهلوی): [عبارت بلند اوستایی ناخوانا] توضیحات فارسی: از او با نیایش میپرسد که خورشید و ماه را بر آورده و فرو میبرد (دار). کلمه چهارم (وسط صفحه): لاتین (آوانگاری): pātar a protector فارسی (اَوِستایی با خط پهلوی): پاتر توضیحات فارسی: نگاهدارنده، نگاهبان ارجاعات: سد [سدّه] ۱۰، پ. ۱، پشت ۱۲۰، پشت ٥٥، پشت ٤٥ کلمه پنجم: لاتین (آوانگاری): pāΘmainya : leading to the spiritual (heavenly) path; فارسی (اَوِستایی با خط پهلوی): پاثمئینی توضیحات فارسی: رهبر مینوی ارجاعات: سدّه ١، پ. سدّه ٩ و ١٦ کلمه ششم: لاتین (آوانگاری): pāΘra; protection; shelter; فارسی (اَوِستایی با خط پهلوی): پاثرَ توضیحات فارسی: نگهداری، پناه ارجاعات: سدّه ١، پ. ٥ و ٥٥ و ٦٥ کلمه هفتم (پایین صفحه): لاتین (آوانگاری): pāΘrāvant; giving protection; فارسی (اَوِستایی با خط پهلوی): پاثرَوَنت توضیحات فارسی: پناه [یا نگهبانی] دهنده](https://bamotamem.com/wp-content/plugins/wp-fastest-cache-premium/pro/images/blank.gif)