حسن کامشاد | زندگی‌نامه و معرفی مختصر چند کتاب او

حسن کامشاد نویسنده و مترجم پرکار ایرانی در سال ۱۳۰۴ به دنیا آمد و پس از یک قرن زندگی در سال ۱۴۰۴ درگذشت. در میان ایرانیان اهل قلم، کمتر کسی است که بازنشستگی‌اش مانند او مولد و موثر بوده باشد.

کامشاد پیش از انقلاب، عضو هیئت‌مدیره شرکت ملی نفت‌کش ایران بود و در زمان انقلاب هم نمایندهٔ شرکت نفت در لندن بود تا این‌که پس از انقلاب در سال ۱۳۶۰ به اجبار بازنشسته شد (+). او هم مثل دکتر محمدرضا باطنی، عزت‌الله فولادوند و نجف دریابندری، از افرادی است که انقلاب آن‌ها را بازنشسته کرد (+). اما آن‌ها از فعالیت‌های فرهنگی خود نکاستند و بلکه بر آن افزودند.

حسن کامشاد (عکس از BBC)

بیشتر آثار کامشاد طی سه دهه بازنشستگی و تا اواخر دههٔ هشتاد منتشر شده‌اند. به‌تدریج، کار کردن دیگر برایش دشوار و دشوارتر شد. اگرچه باز هم تلاش‌هایش را متوقف نکرد.

کامشاد در فروردین ۸۸ در جمع دوستان و علاقه‌مندانش در دفتر مجله بخارا گفت (+): «[ترجمه] هر روز برایم‌ مشکل‌ و مشکل‌تر می‌شود. دستانم‌ به‌ لرزه‌ افتاده‌ و با کامپیوتر و ماشین‌ تحریر هم‌ سروکاری‌ ندارم‌. بنابراین‌ خیلی‌ قدرت‌ ندارم‌ ولی‌ هنوز به‌ کار ترجمه‌ علاقمندم‌ و اوقاتم‌ اکثر با آن‌ می‌گذرد.»

چند نکته دربارهٔ حسن کامشاد

 اسم کامشاد در زمان تولد در شناسنامه حسن میرمحمدصادقی بود که بعداً آن را به حسن کامشاد تغییر داد (+). بنابراین نام رسمی او (و نه اسم مستعار او) حسن کامشاد است.

کامشاد هم‌کلاسی شاهرخ مسکوب بوده است. دوستی آن‌ها تا پایان عمر ادامه داشت و همیشه مسکوب را تحسین می‌کرد. کتاب پایه‌گذاران نثر جدید پارسی با این توضیح به او تقدیم شده است: «به یاد شاهرخ مسکوب. به پاس پایمردی‌اش در دوستی.»

 کامشاد در دوران جوانی چپ‌گرا بود و نویسندگان چپ را تحسین می‌کرد. او بعداً تأکید کرد که بخشی از داوری‌های او به همین علت، نیاز مبرم به بازاندیشی دارند (مقدمهٔ کتاب پایه‌گذاران نثر فارسی).

کتاب‌های حسن کامشاد

بیشتر کتاب‌های کامشاد ترجمه، و اندکی از آن‌ها تألیفی هستند. از جمله کتاب‌های ترجمه‌اش که این روزها شناخته‌شده‌اند، می‌شود به عناوین زیر اشاره کرد:

او هم‌چنین مجموعه‌ای از مقالات نویسندگان پاریس‌ ریویو را هم به اسم «هنر داستان‌نویسی» به فارسی ترجمه کرده است (ما در متمم مجموعهٔ مشابهی را با ترجمهٔ احمد اخوت و به اسم نویسندگان مشغول کارند معرفی و مرور کرده‌ایم).

خود او در میان ترجمه‌هایش به کتاب «تاریخ چیست؟» (نوشتهٔ ادوارد هال کار) توجه و علاقهٔ ویژه‌ای دارد (+).

از کتاب‌های تألیفی او می‌توان به دو اثر مهم اشاره کرد:

ادوارد ویلسون | زیست‌شناس و نظریه پرداز زیست‌شناسی اجتماعی

ادوارد ویلسون (Edward Osborne Wilson)، یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان و نظریه‌پردازان قرن بیستم در زمینهٔ‌ زیست شناسی محسوب می‌شود. این زیست‌شناس آمریکایی را بیشتر به علت تحقیقات و نظریه‌های مربوط به زیست‌شناسی اجتماعی، تنوع زیستی، و رفتارشناسی حشرات (به‌طور خاص: مورچه‌ها و موریانه‌ها) می‌شناسند. او یکی از افراد سرشناسی است که دربارهٔ تخریب زیستگاه‌های طبیعی هشدار داده و مطلب نوشته‌اند.

عکس ادوارد ویلسون

عکس ادوارد ویلسون – عکاس:‌ Rick Friedman

ادوارد ویلسون در سال ۱۹۲۹ متولد شد و در ۲۰۲۱ درگذشت. او در کودکی به‌دلیل یک حادثه، بینایی یکی از چشم‌هایش را از دست داد. با وجودی که این رویداد، برای کسی که بخش عمده‌ای از کارش به مشاهدات بصری اختصاص دارد، اتفاقی تلخ و دراماتیک است، جالب است که تأثیری بر شوق او برای پژوهش نداشت.

ویلسون از جمله دانشمندانی است که در نگارش صرفاً به جنبه‌های علمی توجه نمی‌کنند و  وجه ادبی کار را هم مد نظر دارند. به همین علت، او تا کنون دو بار موفق به دریافت جایزه پولیتزر شده است (سال‌های ۱۹۷۹ و ۱۹۹۱).

به همین علت، او را می‌توان در دستهٔ دانشمندانی مانند ریچارد داوکینز، ریچارد فاینمن، ریچارد تیلر و دنیل کانمن قرار داد که در عین نظریه‌پردازی، وظیفهٔ ترویج علم را نیز بر عهده گرفته‌اند (اغلب مروجان علم، نظریه‌پرداز نیستند و انتظار هم نمی‌رود چنین باشند).

در دهه‌های اخیر جایگاه ویلسون در فضای دانشگاهی حتی از «نظریه‌پرداز زیست شناسی اجتماعی» یا «مروج علم» هم فراتر رفته است. به‌عنوان یک مصداق، هوارد گاردنر وقتی می‌خواست نظریه هوش چندگانه خود را بسط دهد و «هوش درک طبیعت / naturalistic intelligence» را به هفت هوش قبلی اضافه کند، چنین استدلال کرد که استعداد کسانی مثل چارلز داروین و ادوارد ویلسون را نمی‌شد فقط با هفت هوش قبل توضیح داد (البته او این‌ افراد را نماد و اوجِ هوش درک طبیعت در نظر می‌گیرد، نه این‌که بگوید فقط به‌خاطر این دو نفر یک دسته‌بندی درست کرده باشد).

کتابهای ادوارد ویلسون

از جمله کتابهای ویلسون می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:

The Social Conquest of Earth

The Diversity of Life

Letters to a Young Scientist

Tales from the Ant World

In Search of Nature

از میان آثار فوق، ما تا کنون در متمم به دو کتاب (در قالب پاراگراف فارسی) پرداخته‌ایم:

  • از کتاب در جستجوی طبیعت که مجموعه‌ای از مقالات دربارهٔ‌ ارتباط میان علوم زیستی و فلسفه است، مطلبی را با عنوان «گوشت‌خواری یا گیاه‌خواری» انتخاب و منتشر کرده‌ایم
  • از کتاب نامه‌هایی به دانشمند جوان هم که به‌نوعی زندگی‌نامه و وصیت‌نامهٔ علمی اوست، بخش «اخلاق علمی» را انتخاب و منتشر کرده‌ایم

لازم است اشاره کنیم که ادوارد ویلسون و ریچارد داوکینز، هر دو از دانشمندان مطرح در زمینهٔ تکامل هستند که در این باره نظرات متضادی دارند. داوکینز معتقد است تکامل را باید در سطح ژن تحلیل و بررسی کرد. اما ویلسون معتقد است تکامل در سطح گروه و مقیاس اجتماعی معنای مستقل پیدا می‌کند. داوکینز نظریات ویلسون را ساده‌انگارانه و ویلسون نظریات داوکینز را ناقص می‌داند.

یکی از مطالب روزنوشته‌ها در سایت محمدرضا شعبانعلی هم به کتاب در جستجوی طبیعت ادوارد ویلسون اختصاص دارد.

جی اچ هاردی | ریاضیدانی که رامانوجان را کشف کرد

جی اچ هاردی

گادفری هارولد هاردی (Godfrey Harold Hardy) که معمولاً او را به نام جی. اچ. هاردی می‌شناسند یکی از ریاضیدانان بزرگ قرن بیستم محسوب می‌شود. او که با کسانی مانند برتراند راسل و مینارد کینز دوست بود، از نظر جایگاه علمی هم تقریباً وضعیت مشابهی با آن‌ها دارد.

این ریاضیدان انگلیسی که در طول سال‌های ۱۸۷۷ تا ۱۹۴۷ زندگی می‌کرده، در کمبریج ریاضی خواند و سال‌ها در آکسفورد تدریس کرد. از آن‌جا که سال‌های پایانی حرفه‌اش را دوباره در کمبریج گذراند، عملاً هر دو دانشگاه او را متعلق به خود می‌دانند و بخشی از هویت تاریخی خود قلمداد می‌کنند.

هاردی نه‌تنها در ریاضیات و نظریه‌ی اعداد، بلکه در ژنتیک هم دستاوردهایی داشته و نام «تعادل هاردی – واینبرگ» برای کسانی که در زمینه‌ی ژنتیک جمعیت کار می‌کنند آشناست.

شاید اگر هاردی کتاب عذرخواهی یک ریاضیدان را نمی‌نوشت، مانند بسیاری از ریاضیدان‌های دیگر برای افراد عادی (خارج از قلمرو ریاضیات آکادمیک) ناشناخته می‌ماند. اما این کتاب کمک کرد تا شهرت او از قلمرو ریاضیات فراتر رود و جهان بزرگ‌تری را در بر بگیرد.

هاردی در کتاب عذرخواهی یک ریاضیدان نگاه خود را به دانش ریاضی شرح می‌دهد. با مطالعه‌ی این کتاب می‌فهمیم که او ریاضی را بیش از هر چیز به «کار هنری خلاق» نزدیک می‌دیده و در شکل بیان دیدگاه‌ها و روایت زندگی‌اش می‌کوشد این نگاه را به دانشجویان جوان ریاضی هم منتقل کند.

کشف رامانوجان

اگر اهل سینما باشید، احتمالاً نام سریناواسا رامانوجان را به واسطه‌ی فیلم «مردی که بی‌نهایت می‌دانست» شنیده‌اید و با او آشنا هستید.

رامانوجان جوانی هندی بود که تحصیلات رسمی در ریاضیات نداشت. اما استعدادش در این حوزه شگفت‌انگیز بود. او ریاضی را به شکل شهودی آموخته بود و در این حوزه کشفیات بسیاری هم داشت. البته تعدادی از کشفیات رامانوجان قبل از او انجام شده بود، اما چون رامانوجان به شکل رسمی ریاضی را نیاموخته بود،‌ از دستاوردهای ریاضیدانان دیگر اطلاع نداشت و فکر می‌کرد خودش آن‌ها را کشف کرده است.

او به هاردی در آکسفورد نامه می‌نویسد و درباره‌ی استعداد ریاضی‌اش حرف می‌زند و از هاردی می‌خواهد که از او حمایت کند. هاردی که از این نوع نامه‌ها زیاد دریافت می‌کرده، ابتدا نامه را جدی نمی‌گیرد. اما در بررسی بیشتر، احساس می‌کند چیزی از جنس شهود و استعداد در کارهای رامانوجان وجود دارد و اگر از او حمایت شود و آموزش رسمی دریافت کند، می‌تواند به فردی مهم و تأثیرگذار در ریاضیات تبدیل شود.

رامانوجان با حمایت هاردی به انگلستان می‌آید و ریاضی می‌آموزد و چند مقاله‌ی مشترک هم با هاردی منتشر می‌کند (فرد میانی در عکس زیر).

رامانوجان

او فرصت کوتاهی برای زندگی داشت و در ۳۲ سالگی به خاطر بیماری سل از دنیا رفت. اما در همین مدت کوتاه، تأثیر بسیاری بر ریاضیات گذاشت و نام خود را در این حوزه جاودانه کرد. در حدی که در سی‌سالگی به عضویت انجمن سلطنتی انگلیسی (Royal Society) درآمد که در آن دوره افتخاری بزرگ برای یک ریاضیدان محسوب می‌شد.

هاردی زمانی که در کتاب دفاعیات یک ریاضیدان دستاوردهای خود را مرور می‌کند، بر این باور است که کشف رامانوجان بزرگ‌ترین دستاورد علمی‌اش بوده است. اهمیت این جمله وقتی آشکار می‌شود که بدانیم سایر دستاوردها و کارهای او در ریاضیات بسیار مهم و ارزشمند بوده‌اند و جایگاهی ویژه دارند.

هاردی و عشق به بازی کریکت

نمی‌توان از هاردی حرف زد و از کریکت صحبت نکرد. هاردی عاشق بازی کریکت بود و تقریباً روزانه آن را دنبال می‌کرد. سی. اس. اسنو در مقدمه‌ای که بر کتاب عذرخواهی یک ریاضیدان نوشته از مینارد کینز (اقتصاددان معروف) چنین نقل می‌کند که: «اگر این‌قدر که هاردی هر روز امتیازهای کریکت را دنبال می‌کند، قیمت‌ها را در بازار سهام دنبال می‌کرد، بی‌تردید ثروتمند می‌شد.»

هاردی و بازی کریکت

اسنو در مقدمه‌ی کتاب عذرخواهی هاردی چنین می‌گوید: «هاردی به خواهرش گفته بود اگر بدانم امروز قرار است بمیرم، فکر می‌کنم باز هم دلم می‌خواهد نتایج بازی‌های کریکت آن روز را بدانم. از آن‌جا که در روزهای آخر زندگی‌ هاردی، خواهرش هر شب فصلی از کتاب تاریخچه کریکت کمبریج را برای او می‌خواند و هاروی هم در بامداد یکی از همین روزها فوت کرد، می‌توان گفت احتمالاً آخرین کلماتی هم که شنیده درباره‌ی بازی کریکت بوده است.»

مقایسه هاردی و اینشتین

هاردی عادت‌های عجیبی داشته که در مورد کمتر کسی می‌شنویم. مثلاً‌ علاقه نداشته چهره‌ی خودش را ببیند. او در خانه هیچ آینه‌ای نداشته و حتی برای اصلاح هم از آینه استفاده نمی‌کرده است.

جالب اینجاست که وقتی لازم می‌شد در سفرها در هتل بماند، اولین کاری که می‌کرد این بود که آینه‌ها را با پارچه می‌پوشاند. این در حالی است که چهره‌ی زشت یا زننده‌ای هم نداشته و همین موضوع، این عادت را عجیب‌تر جلوه می‌دهد.

در عین حال، اسنو مقایسه‌ی جالبی بین هاردی و اینشتین انجام می‌دهد.

او می‌گوید که دوستان اینشتین، هر چه بیشتر با او بوده‌اند، او را دورتر از خودشان می‌دیده و حس می‌کرده‌اند. در حالی که دوستان هاردی،‌ اگر چه در ابتدا او را متفاوت و جدا‌افتاده می‌دیدند، هر چه زمان بیشتری با او سپری می‌کردند، این فاصله‌ها کمتر دیده و حس می‌شد.

هاردی ضد جنگ

در دورانی که بسیاری از روشنفکران از جنگ حمایت می‌کردند و آن را «بازی تلخ اما ناگزیر» می‌دانستند،‌ هاردی با جنگ مخالف بود. او نه‌تنها از جنگ استقبال نمی‌کرد،‌ بلکه به علم و دانشی هم که می‌توانست در مسیر جنگ به کار گرفته شود نقد داشت.

شاید به همین علت در کتاب خود، بارها به شکل مستقیم و تلویحی به این نکته اشاره می‌کند که ریاضیات در شکل عمیق آن (و نه آن حد سطحی که ما می‌شناسیم و می‌فهمیم) هیچ تأثیری بر روی جهان ندارد. و خواننده از لابه‌لای حرف‌های او چنین برداشت می‌کند که هاردی این بی‌تأثیر بودن را با غرور و افتخار بیان می‌کند. گویی که تأثیر فیزیک و مهندسی بر جنگ برایش مطلوب و دوست‌داشتنی نبوده است.

پیشنهاد برای مطالعه‌ی بیشتر

اگر آشنایی با جی اچ هاردی برای شما جذاب است و دوست دارید با دیدگاه‌های او بیشتر آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم معرفی و مرور کتاب عذرخواهی یک ریاضیدان را بخوانید.

توماس کوهن | کسی که اصطلاح پارادایم را رواج داد

توماس کوهن

توماس کوهن (Thomas S. Kuhn) فیزیکدان و مورخ علم آمریکایی است که در قرن بیستم زندگی می‌کرده است. امروز دنیا او را بیشتر به خاطر نظریه‌پردازی در حوزه‌ی فلسفه علم و کتابش با عنوان ساختار انقلابهای علمی می‌شناسد.

کوهن در سال ۱۹۲۲ در اوهایو متولد شد و در ۱۹۹۶ (هفتاد‌و‌چهار سالگی) طی نبردی طولانی با بیماری سرطان ریه در ماساچوست درگذشت (دانشجویانش می‌گویند او سر کلاس هم سیگار می‌کشید).

او در دانشگاه هاروارد در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته فیزیک تحصیل کرد. اما دکترای خود را در همین دانشگاه در رشته‌ی تاریخ علم ادامه داد.

توماس کوهن بخش عمده‌ی فعالیت دانشگاهی خود را به تدریس تاریخ علم و فلسفه علم پرداخته است. از این جمله می‌توان به پنج سال تدریس در دانشگاه هاروارد، هشت سال تدریس در دانشگاه کالیفرنیا برکلی،‌ پانزده سال تدریس در پرینستون و دوازده سال تدریس در دانشگاه MIT اشاره کرد.

آن‌چه باعث شد امروز نام توماس کوهن به عنوان یکی از معروف‌ترین نظریه‌پردازان فلسفه علم مطرح باشد، بیشتر به دوران حضور او در پرینستون (۱۹۶۴ تا ۱۹۷۹) مربوط است. او در آستانه‌ی حضور در پرینستون، در سال ۱۹۶۲ کتاب ساختار انقلابهای علمی (Structure of The Scientific Revolutions) را منتشر کرد که اکنون بیشتر با نام کوتاه‌شده‌ی کتاب ساختار شناخته می‌شود.

کتابی که نوع نگاه ما به تاریخ علم را تغییر داد و پای کوهن را به تدریج به قلمرو رشته‌های مختلف، از جمله اقتصاد، جامعه شناسی، روانشناسی، سیاست و مدیریت کسب و کار هم باز کرد.

منظور از پارادایم و پارادایم شیفت چیست؟

هر دو اصطلاح پارادایم (Paradigm) و پارادایم شیفت یا تغییر پارادایم (Paradigm Shift) برای نخستین بار در کتاب ساختار انقلابهای علمی مطرح شدند.

ایده‌ی اصلی توماس کوهن این است که در مقاطع مختلف تاریخ علم، دانشمندان معمولاً مجموعه‌ای از مفروضات،‌ روش‌ها، ابزارها و نظریه‌ها را می‌پذیرند و تمام دانش و نگرش آن‌ها حول همین نکات پذیرفته‌شده شکل می‌گیرد.

در واقع دانشمندان، در مفروضات بنیادین خود تردید نمی‌کنند. بلکه صرفاً می‌کوشند مثال‌ها و مصداق‌های تازه‌ای برای آن‌ها بیابند و دانش خود را در قلمرو همین اصول پذیرفته‌شده توسعه دهند.

او این فضا را پارادایم می‌ماند.

از نظر توماس کوهن، پس از مشاهده‌ی مثال‌های نقض و انباشته شدن آن‌ها،‌ دانشمندان به تدریج برای کنار گذاشتن پارادایم‌ موجود و پذیرش پارادایم تازه آماده می‌شوند. چیزی که به آن پارادایم شیفت گفته می‌شود.

تغییر از مدل بطلمیوسی به مدل کوپرنیکی، یک مثال برای پارادایم شیفت محسوب می‌شود.

البته ممکن است با خود بگویید، این که صرفاً یک نام‌گذاری ساده است. پس چرا باید نام توماس کوهن تا این حد مهم باشد و جایگاه ارزشمندی در فلسفه علم به او تعلق بگیرد؟

برای درک بهتر پاسخ این سوال، مطالعه‌ی درس پارادایم از سلسله درس‌های مدل ذهنی در سایت متمم می‌تواند کمک‌کننده باشد.

با شناخت بهتر مفهوم پارادایم، هم نقش کلیدی توماس کوهن در فلسفه علم را بهتر درک خواهید کرد و هم متوجه می‌شوید چرا او را با جایگاه بزرگانی مانند کارل پوپر می‌سنجند (و البته در مقابل آن‌ها قرار می‌دهند).

چند جمله از توماس کوهن

  • پاسخی که دریافت می‌کنی، تابع پرسشی است که مطرح می‌کنی.
  • اگر چه جهان با تغییر یک پارادایم تغییر نمی‌کند،‌ اما دانشمند پس از تغییر پارادایم، در جهان دیگری زندگی می‌کند.
  • کشف‌های تازه صرفاً زمانی روی می‌دهند که پیش‌بینی‌ها [و مفروضات] ما غلط از آب در می‌آیند.
  • این‌که انسان چه می‌بیند،‌ تابع دو چیز است. یکی این‌که به کجا می‌نگرد و دیگر این‌که تجربیات قبلی ادراکی و بصری‌اش به او آموخته که چه چیزی را ببیند.
  • در شرایط نرمال، محقق یک فرد نوآور نیست. او صرفاً به حل کردن معماهای مختلف مشغول است. اما روی چه معماهایی متمرکز می‌شود؟ معماهایی که باور دارد در چارچوب سنت علمی فعلی،‌ هم قابل تعریف هستند و هم قابل حل.

منابع

نکات فوق از زندگینامه توماس کوهن و معرفی نظریات او در دایره المعارف استنفورد استخراج شده است.

جملات را از کتاب ساختار انقلابهای علمی انتخاب کرده‌ایم.

منبع عکس توماس کوهن هم سایت انستیتو تاریخ علم ماکس پلانک است.

برنه براون (برنی براون)

برنه براون (Brené Brown) نویسنده، سخنران و مدرس دانشگاه است و معمولاً نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش را به موضوعات شرم، شجاعت، اعتماد و آسیب پذیری اختصاص می‌دهد.

براون متولد ۱۹۶۵ است و از مقطع کارشناسی تا دکترا در رشته‌ی مددکاری اجتماعی (Social Work) تحصیل کرده است. او هم‌اکنون در کالج مددکاری اجتماعی دانشگاه هیوستون تدریس می‌کند (+).

برنه براون معمولاً خود را به عنوان محقق و داستان‌گو (Researcher & Storyteller) معرفی می‌کند. اما واقعیت این است که سخنران، نویسنده و مدرس (به همین ترتیب) توصیف دقیق‌تری از فعالیت‌های او ارائه می‌دهد.

او چند کتاب نوشته که مخاطبان از آن‌ها بسیار استقبال کرده‌اند و همگی در فهرست کتابهای پرفروش قرار دارند:

برنه براون

براون اگر چه معمولاً از واژه‌هایی مانند «تحقیقات من» و «مقالات من» استفاده می‌کند و در دانشگاه هم عنوان «Research Professor» را در اختیار دارد، اما مقالاتش بسیار معدود و محدود هستند و در صفحه‌ی معرفی‌اش در دانشگاه هم، به هیچ مقاله‌ای اشاره نشده است. حتی به نظر می‌رسد چندان هم اهل خواندن مقالات دانشگاهی نیست. چون به ندرت به مقالات تحقیقاتی ارجاع می‌دهد.

بیشتر حرف‌ها و کتابهای برنه براون ترکیبی از سخنان و کتاب‌های دیگران و برداشت‌های شخصی خود اوست.

با این حال، او روایت‌گر خوبی است و صحبت‌ها و توصیه‌هایش هم با عقل سلیم (Common Sense) همخوان است. به همین علت، مخاطبان به شدت از حرف‌هایش استقبال می‌کنند و توصیه‌هایش را می‌پذیرند.

برنه براون بخشی از شهرت خود را مدیون سخنرانی‌‌اش با عنوان «قدرت آسیب‌پذیری» در TEDx است که بیش از ۵۰ میلیون بار دیده شده و جزو پربازدیدترین ویدئوهای تد محسوب می‌شود.

تذکر: با وجودی که نام او را در فارسی به صورت «برنه براون» می‌نویسند و می‌خوانند، اگر بخواهید نام براون را به شکل اصلی تلفظ کنید «برنِی» درست است.

ایتامار سیمونسون | محقق در زمینه رفتار مصرف کننده

ایتامار سیمونسون (سایمونسن) - Itamar Simonsonایتامار سیمونسون (Itamar Simonson) که اگر بخواهید نامش را به صورت آمریکایی تلفظ کنید، باید او را سایمونسِن بخوانید، دانشمند، محقق و نویسنده‌ای معتبر و پیشتاز در زمینه‌ی رفتار مصرف کننده (Consumer Behavior) است.

سیمونسون که متولد سال ۱۹۵۱ است، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی در رشته‌ی اقتصاد و علوم سیاسی به پایان برده و در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا به سراغ MBA و مدیریت بازاریابی رفت. او به‌طور تخصصی در زمینه‌ی رفتار مصرف کننده به مطالعه و تحقیق پرداخت و بیشتر به واسطه‌ی این تحقیقات در جامعه‌ی دانشگاهی دنیا شناخته می‌شود (کارشناسی ارشد در دانشگاه UCLA و دکترا در Duke).

او چند سالی هم (۱۹۷۸ تا ۱۹۸۳) در شرکت موتورولا کار کرده، اما بخش غالبِ فعالیتش در دهه‌های اخیر به تدریس در دانشگاه استنفورد و دانشگاه کالیفرنیا برکلی گذشته است.

انگیزه‌های ناخودآگاه، اثربخشی برنامه‌های وفاداری مشتریان، معماری انتخاب، مقایسه‌ی نسبی میان گزینه‌های مختلف و طراحی محصول (انتخاب و مهندسی ویژگی‌هایی که روی فروش و تصمیم مشتری تأثیر می‌گذارند) از جمله زمینه‌های فعالیت اوست.

کارهای او در نوشته‌های کسانی مانند دنیل کانمن، آموس تورسکی، بری شوارتز (نویسنده‌ی دشواری انتخابدن اریلی و بسیاری از محققان و دانشمندان دیگر در حوزه‌ی بازاریابی و نیز اقتصاد رفتاری، مورد اشاره و استناد قرار گرفته است (البته با تورسکی چند مقاله‌ی مشترک هم دارد).

[ درس مرتبط در متمم: معماری انتخاب – پیشنهاد گزینه‌ی انحرافی ]

کتاب سیمونسون

سیمونسون در کنار مقالات متعدد، کتاب ارزشمندی هم با عنوان Absolute Value یا ارزش مطلق دارد که در‌ آن به فرایند تصمیم گیری مشتریان در دوران جدید (با امکان دسترسی به اطلاعات و جزئیات فراوان در زمینه‌ی هر محصول) پرداخته است.

او در این کتاب، کارکردهای تکنولوژی دیجیتال در بازاریابی نوین را مورد بررسی قرار داده و ضمناً توضیح داده که الگوهای رفتاری مشتریان در عصر دیجیتال به تدریج از‌ آن‌چه اقتصاددان‌های کلاسیک و حتی اقتصاددان‌های رفتارگرا (امثال کانمن و اریلی) می‌شناخته و توضیح می‌داده‌اند، فاصله می‌گیرد.

[ فایل مرتبط: رزومه سایمونسن ]

سیسرو (سیسرون) کیست؟

سیسرو (که گاهی در فارسی از او به صورت سیسرون یاد می‌شود) یکی از نویسندگان، فیلسوفان، متفکران، حقوقدانان، نظریه‌پردازان و سیاستمداران رومی است که حدوداً یک قرن قبل از میلاد مسیح زندگی می‌کرده است.

نویسندگان و مورخان بسیاری، او را از بزرگترین و مشهورترین متفکر تمام تاریخ روم می‌دانند.

دوران او به عصر سیسرو یا Ciceronian Period معروف است و برخی زبان شناسان معتقدند که تاثیر او بر زبان لاتین و آیین سخنوری در اروپا به حدی بوده که تا قرن نوزدهم (بیست قرن پس از مرگش) اغلب سبک‌های سخنوری و سخنرانی در زبان‌های اروپایی، یا تلاش برای تقلید از او بوده و یا در تضاد با روش او شکل گرفته‌اند و رشد یافته‌اند (+).

عکسی از مجسمه سیسرون - دوستان و دشمنان سیسرو بر نقش تاریخ‌ساز او تأکید دارند

کدام درست است: سیسرو یا سیسرون؟

نام کامل سیسرو، مارکوس تولیوس سیسرو (به انگلیسی: Marcus Tullius Cicero) است. بنابراین اگر قصد دارید نام رسمی او را به‌کار ببرید، سیسرو انتخاب مناسب‌تری خواهد بود.

اما در بسیاری از منابع فارسی، به اشتباه، به جای واژه‌ی سیسرو از واژه‌ی سیسرون استفاده می‌کنند.

البته بد نیست این را هم بگوییم که سیسرون (Cicerone) در زبان لاتین و نیز انگلیسی و ایتالیایی وجود دارد و اتفاقاً از نام سیسرو اقتباس شده است؛ اما اغلب به عنوان واژه‌ای کلاسیک و به معنای راهنما به کار برده می‌شود.

با توجه به این توضیح، این شکل نام‌بردن از سیسرو (به صورت سیسرون) را هم، نمی‌توان یک اشتباه جدی در نظر گرفت. چرا که به نوعی، احترام به سیسرو است که راهنمایی ارشد برای توسعه مسیر فرهنگ روم (به عنوان یکی از بزرگترین امپراطوری‌های تاریخ جهان) بوده است.

ضمن این‌که چون نام مشابهی در مشاهیر تاریخ وجود ندارد، استفاده از واژه‌ی سیسرون باعث ایجاد ابهام نخواهد شد.

[ مطلب مرتبط: خط مشی متمم در نگارش و تلفظ نام نویسندگان و دانشمندان ]

نوشته ها و کتابهای سیسرو

سیسرو به علت نامه ها و کتابهای زیادی که نوشته است، در تاریخ ماندگار شده و عملاً به یکی از تحسین برانگیزترین متفکران دوران کهن تبدیل شده است.

سیسرو را دانش آموخته سه مکتب بزرگ فلسفی یونانی می‌دانند:

  • مکتب رواقی (استیلو و دیدوتوس)
  • مکتب اپیکوری (از طریق فائدروس)
  • مکتب شکاکیت (سبک لاریسا)

اگر چه سیسرو بر خلاف مکتب اپیکور، به فضایل اخلاقی و خدمت به مردم باور داشت، اما در نوشته های او و ادبیات نگارشی‌اش، به خوبی می‌توان ردپای مکاتب دیگر را هم مشاهده کرد.

سیسرو به عنوان فیلسوف

سیسرو را نمی‌توان یک فیسلوف دانست. چون مطالب و اندیشه‌های کمی است که مستقلاً توسط او به اندیشه‌ی انسان افزوده شده باشد.

اما هنر اصلی او، درک فلسفه یونان و تطبیق آن با فرهنگ لاتین و توسعه و تکمیل آن بود.

نوشته‌ها و کتابهای سیسرون

حدود ۹۰۰ نامه از سیسرو باقی مانده که عمدتاً برای انتشار تنظیم نشده‌اند. بلکه برای دوستان و خویشاوندان و سیاستمداران ارسال شده‌اند.

با توجه به اینکه نامه ها، برای نشر تنظیم نشده‌اند، آیینه‌ی بهتری از اندیشه ها و دغدغه های روم باستان محسوب می‌شوند.

دانلود فایل PDF منتخب نامه های سیسرو (انگلیسی)

موقعیت سیاسی

سیسرو در سال ۶۳ قبل از میلاد به عنوان کنسول رم انتخاب شد.

در میان تمام کسانی که بدون حمایت خانواده سیاسی و با تلاش و پشتکار و شایستگی خود به سمت کنسول انتخاب شدند، سیسرو رکورد جوان‌ترین فرد را دارد (او در ۴۳ سالگی کنسول شد).

مرگ سیسرو

زمانی که مارکوس آنتونیوس (مارک آنتونی) که یک سیاستمدار نظامی بود، اختیار دولت روم را به دست گرفت، سیسرو در مخالفت با او نامه ها و نوشته های زیادی داشت. سیسرو معتقد بود که فردی مانند آنتونی، جمهوری روم را به سمت دیکتاتوری می‌برد.

آنتونی حکم دستگیری او را داد و سربازانش، سر سیسرو و دست راست او را (که با آن می‌نوشت) قطع کردند و برای نمایش به شهر آوردند تا دیگران بدانند که با دست، هر چیزی را که می‌شود نوشت، نباید نوشت.

چرخیدن دست سیسرو در رم را نماد رشد و تقویت نظام دیکتاتوری روم می‌دانند. ساختاری که چند صد سال ادامه داشت.

سان تزو | نویسنده کتاب هنر جنگ (هنر رزم)

سان تزو (Sun Tzo) که از او تحت عنوان سون تسی (Sunzi) و نیز سون شو (تلفظ چینی) یاد می‌شود، یک نویسنده و استراتژیست جنگی چینی است که ظاهراً پنج قرن (یا هشت قرن) قبل از میلاد زندگی می‌کرده است.

گفته می‌شود که او یک استراتژیست جنگی قدرتمند بوده بود که نحوه نگرش و تحلیلش، سرلوحه‌ی تصمیم گیری و الگوی مدیریت جنگ برای حاکمان زمانش بوده است.

او را یکی از بزرگان مدیریت استراتژیک (طبیعتاً در گروه متفکران کلاسیک) می‌دانند.

کتاب هنر رزم سان تزو

شهرت سان تزو در دنیای معاصر، بیشتر به خاطر کتاب هنر رزم یا هنر جنگ آوری (The art of war) است.

در زمان سان تزو، کشور چین به شش یا هفت قسمت تقسیم شده بود و جنگ داخلی به صورت گسترده در آن رواج داشت.

کتاب هنر رزم به طور خاص برای حاکمان و فرماندهان ارشد جنگی نوشته شده بود و جالب است که هنوز هم، بخش‌های زیادی از آن، قابل مطالعه و حتی قابل استفاده است.

اگر خواندن متن‌های انگلیسی برایتان ساده است، می‌توانید نسخه انگلیسی کتاب هنر جنگ سان تزو را از طریق لینک زیر دانلود کرده و از آن استفاده کنید:

دانلود کتاب هنر رزم سان تزو (فایل PDF با حجم ۴۰۰ کیلوبایت)

جملات سان تزو

برای آشنایی با سبک نگاه سان تزو می‌توانید چند نمونه از جملات او را در ادامه بخوانید:

  • اوج هنر جنگ، مقهور کردن دشمن بدون ورود به جنگ است.
  • پیروز میدان جنگ، کسی است که زمان جنگیدن را از زمان نجنگیدن تشخیص و تمییز دهد.
  • کسی که خودش و دشمنش را بشناسد، یکصد نبرد را بدون حتی یک شکست، تجربه خواهد کرد.
  • جنگجویان پیروز، ابتدا پیروزی حتمی را کسب می‌کنند و سپس جنگ را آغاز می‌کنند، اما جنگ‌جویان شکست خورده، ابتدا جنگ را آغاز می‌کنند و سپس برای پیروزی می‌کوشند.
  • رابطه بین سیاست و نظامی‌گری را فراموش نکنید. نظامیان و سیاستمداران تا زمانی موفق هستند که با هم رابطه نزدیک و هماهنگی داشته باشند.
  • جنگ، میدان ظهور ابهام و پیش‌بینی‌ناپذیری است. انعطاف پذیری فکری شرط ضروری برای پیروزی یک فرمانده نظامی است.
  • مردم تاکتیک‌های پیروزی من را می‌بینند، اما هیچ‌کدام به استراتژی‌هایی که زمینه‌ساز پیروزی‌ام بوده توجه نمی‌کنند.

چند لینک مرتبط

خرید کتاب هنر جنگ سان تزو (ترجمه احمدرضا رسولی – نشر هورمزد)

خرید کتاب هنر جنگ (ترجمه محمود حمیدخانی – نشر سیته)

 ۳۱ جمله از سان تزو (منتخب سایت فوربس – انگلیسی)

جی بارنی | نویسنده کتاب مدیریت استراتژیک و مزیت رقابتی

جی بارنی - مبدع بحث مدیریت منابع و اهمیت منابع در استراتژی سازمانجی بارنی (Jay B. Barney) از نام‌های بزرگ معاصر در دنیای استراتژی و مدیریت استراتژیک است.

برای مشخص کردن جایگاه بارنی، مناسب است او را با مایکل پورتر مقایسه کنیم. چون از یک سو، بارنی هم مانند پورتر به مفهوم رقابت در کسب و کار توجه ویژه دارد و یکی از وظایف مهم استراتژی را تعیین راهکارهای رقابتی می‌داند.

از سوی دیگر معتقد است که پورتر بیش از حد بر محیط بیرونی بنگاه های اقتصادی تمرکز کرده و کمتر به وضعیت داخلی آن‌ها پرداخته است.

به همین علت ویژگی اصلی دیدگاه بارنی را می‌توان توجه به منابع سازمانی و نقش مدیریت منابع در استراتژی کسب و کار دانست.

بارنی متولد ۱۹۵۴ است و تحصیلات خود را در رشته‌ی جامعه شناسی انجام داده است. اگر چه امروز تقریباً همه او را به خاطر جایگاهش در حوزه‌ی استراتژی می‌شناسند و چند مدرک دکترای افتخاری هم در حوزه‌ی استراتژی در دانشگاه‌های مختلف جهان دریافت کرده است (+/+).

او عضو هیأت علمی دانشگاه یوتا است و در کنار استراتژی، در زمینه‌ی کارآفرینی اجتماعی نیز مطالعه و تحقیق می‌کند. البته زندگی شغلی بارنی به محیط دانشگاه محدود نیست و به عنوان سخنران به شرکت‌های مختلف در سراسر جهان نیز دعوت می‌شود.

بخش مهمی از شهرت جی بارنی به خاطر مقاله‌ای است که در سال ۱۹۹۱ درباره‌ی اهمیت منابع سازمانی در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار منتشر کرد:

Firm Resources and Sustained Competitive Advantage

البته او تألیفات متعدد دیگری نیز دارد که از میان آن‌ها، کتاب Strategic Management and Competitive Advantage به فارسی نیز ترجمه شده است (با عنوانِ مدیریت استراتژیک و مزیت رقابتی).

[ مطلب مرتبط: منظور از دیدگاه مبتنی بر منابع چیست؟ ]

رزومه‌ی جی بارنی

آلبر کامو – نویسنده‌ی کتابهای بیگانه، طاعون و عصیانگر

آلبر کامو (Albert Camus) بسیار جوان و در سن ۴۷ سالگی در اثر سانحه‌ی رانندگی درگذشت.

اما این عمر نسبتاً کوتاه، مانع دستیابی به شهرت و اعتبار فراوان برای او نشد. کامو در ۴۴ سالگی جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و طی سال‌های فعالیت ادبی نیز، نامش معمولاً در کنار کسانی مانند ژان پل سارتر و آندره مالرو قرار می‌گرفت.

زندگی نامه آلبر کامو، به عنوان یک فرانسوی-الجزایری متوسط الجزایر، سرشار از داستان‌ها و رویدادهای سیاسی است. اما هویت او بیشتر بر اساس فعالیت‌های ادبی و فسلفی شکل‌گرفته و امروز هم بر همین اساس، شناخته می‌شود.

زندگی نامه آلبر کامو و کتابهای کامو

مقاله‌هایی که به مرور کامو و افکار و زندگی وی پرداخته‌اند، به سرعت برچسب‌های مختلف فکری را برای او به‌کار می‌برند.

از جمله این‌که او را نیهیلیستی می‌نامند که بعدا اگزیستانسیالیست شد؛ یا این‌که کوشید اخلاق اومانیستی را توجیه و توصیف کند.

اما خود کامو علاقه‌ای به این نداشت که با برچسب‌های رایج شناخته شود. او افراد را مهم‌تر از افکار می‌دانست و فکر می‌کرد استفاده از برچسب‌ها باعث می‌شود که افکار و ایده‌های شخصی‌اش، زیر سایه‌ی نام‌ مکاتب و پیش‌فرض‌هایی که درباره‌ی آن‌ها وجود دارد گم شود.

بنابراین شاید مناسب‌تر باشد به جای کاموی نیهیلیست یا کاموی اگزیستانسیالیست و صفاتی مانند این‌ها، از اصطلاحاتی نظیر کاموی جوان، کاموی میان‌سال و کامو در سال‌های پایانی زندگی استفاده کنیم.

این کار، یک مزیت دیگر هم دارد. کامو با وجودی که در بسیاری از نوشته‌های خود (به طور خاص، مقالاتش) به بیان دیدگاه‌های فلسفی پرداخته است، هرگز به سبک رایج فیلسوفان، به طرح مسائل فلسفی و تحلیل چارچوب‌دار آن‌ها نپرداخته و از این منظر، مناسب‌تر است همه‌ی آن‌ نوشته‌ها و تحلیل‌ها را به خود او، و نه یک مکتب خاص فکری نسبت دهیم.

کتابهای آلبر کامو

اگر به خواندن رمان های آلبر کامو و آشنایی با ادبیات او علاقه‌مند باشید، مناسب است این کار را با خواندن کتاب بیگانه آغاز کرده و با کتاب طاعون و سقوط ادامه دهید.

اما اگر می‌خواهید دیدگاه‌های فلسفی او را بشناسید، افسانه سیزیف و عصیانگر گزینه‌های مناسب‌تری هستند. افسانه سیزیف همان نوشته‌ای است که واژه‌ی آبزورد در ادبیات و اندیشه‌ی قرن بیستم، جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.

آبزورد را گاهی به هیچ یا پوچ ترجمه می‌کنند. اما مناسب‌تر است آبزورد را در ادبیات کامو به عنوان یک وضعیت در نظر بگیریم: وضعیت تنش و تعارض میان موجودی خودآگاه که از وجود خود آگاهی دارد در بستر هستی که به شکلی ناخودآگاه و بدون معنای مشخص، به پیش می‌رود.

افسانه سیزیف همان بحثی را زنده می‌کند که کامو بارها به شکل‌های مختلف مطرح کرده است: آیا اگر با تمام وجود به پوچ بودن زندگی رسیده‌ایم، باید هم‌چنان به آن ادامه دهیم؟ یا درست آن است که بازی را به شکلی خودخواسته ترک کنیم؟

سیزیف کامو در کنار عصیانگر او معنا پیدا می‌کند. عصیانگر، هما‌ن‌گونه که از نامش پیداست، راهکار نهایی کامو برای رویارویی با وضعیت آبزورد است: انسان عصیانگر، تسلیم وضعیت موجود نمی‌شود و بر علیه آن‌چه به او تحمیل شده عصیان می‌کند.

مفهوم عصیان یا طغیان در ادبیات کامو، بیشتر به ماهیت انسان بازمی‌گردد و معنای سیاسی ندارد.

کامو در دوران حیات خود و پس از آن، بر روی متفکران و نویسندگان بسیاری در سراسر جهان تأثیر گذاشت و دکتر علی شریعتی، از جمله کسانی است که در ایران، به او توجه ویژه‌ داشته است. عبارت من عصیان می‌کنم پس هستم، تعبیری است که شریعتی به عنوان شعار تک‌جمله‌ای کامو – البته با نگاهی منتقدانه نسبت به او – بارها در نوشته‌ها و گفتار خود مطرح کرده است.

خرید کتاب های آلبر کامو

کتابهای آلبر کامو را افراد بسیاری ترجمه کرده و ناشران گوناگونی نیز منتشر کرده‌اند.

با این حال، سه انتشارات نیلوفر و جامی و مرکز در این زمینه پرکارتر بوده‌اند و عناوین بیشتری را از کامو منتشر کرده‌اند.

فهرست نسبتاً کاملی از کتابهای آلبر کامو به همراه نام ناشر و مترجم هم برای شما در نظر گرفته‌ایم که امیدواریم مفید باشد.

[ مطلب پیشنهادی: افسانه سیزیف – بی‌انگیزگی ناشی از انجام کارهای پوچ ]