قانون ولف چیست؟

قانون ولف، مشاهده‌ای مربوط به سیستم استخوان بندی جانوران (شامل انسان و حیوانات) است که توسط یک جراح و آناتومیست آلمانی به نام یولیوس ولف (Julius Wolff) در قرن نوزدهم میلادی مطرح شده است.

این قانون هنوز هم معتبر است و البته نکات و جزئیات جدیدی هم به آن افزوده شده است.

بیان ساده قانون ولف

قانون ولف می‌گوید که در بدن یک انسان یا حیوان سالم، استخوان و سیستم استخوان بندی خود را با فشارها و نیروهایی که به آن وارد می‌شود تطبیق می‌دهد.

اگر فشاری که به یک استخوان می‌آید افزایش یابد، استخوان شکل خود را به تدریج تغییر می‌دهد تا بتواند از عهده‌ی تحمل آن فشار برآید.

شکل معکوس قانون ولف

قانون ولف به شکل دیگری هم بیان می‌شود: اگر فشار و بار وارد بر یک استخوان کاهش یابد، چگالی آن استخوان کاهش می‌یابد و دیگر استخوان محرکی برای تلاش و تقویت ساختار خود نخواهد داشت.

مثال‌های قانون ولف

در کسانی که تنیس بازی می‌کنند، بعد از مدتی استخوان‌های دستی که راکت را تکان می‌دهند، درشت‌تر می‌شود.

همچنین استخوان‌های وزنه برداران به تدریج رشد می‌کند و درشت‌تر می‌شود. همچنین چگالی آنها افزایش می‌یابد تا تحمل بار برای آنها ساده‌تر شود.

مطلب مرتبط:

مقاله در مورد قانون ولف در سایت بریتانیکا (انگلیسی)

واحد نجومی چیست؟

واحد نجومی یا Astronomical Unit که آن را با AU نشان می‌دهند، به صورت متوسط فاصله‌ی زمین تا خورشید تعریف می‌شود که حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر است (مقدار دقیق‌تر: ۱۴۹/۶ میلیون کیلومتر).

همان‌طور که می‌دانید برای فواصل بزرگتر از سال نوری استفاده می‌شود که حدوداً ۹۴۶۰ میلیارد کیلومتر است و معادل ۶۳۲۴۰ واحد نجومی محسوب می‌شود.

برای اینکه تصور بهتری از واحد نجومی داشته باشید، شاید اعداد و ارقام زیر کمک خوبی باشد:

  • فاصله متوسط عطارد تا خورشید ۰.۳۹ AU
  • فاصله متوسط ناهید تا خوردشید ۰.۷۲ AU
  • فاصله متوسط مریخ تا خوردشید ۱.۵۲ AU
  • فاصله متوسط مشتری تا خورشید ۵.۲ AU
  • فاصله متوسط زحل تا خورشید ۹.۶ AU
  • فاصله متوسط اورانوس تا خورشید ۱۹.۲ AU
  • فاصله متوسط نتپون تا خورشید ۳۰.۱ AU

مطلب مرتبط:

شهابسنگ چیست؟ (+ تصاویری از شهابسنگ‌ها)

منظور از آموزش STEM و اکوسیستم STEM چیست؟

اصطلاح آموزش STEM یا گروه آموزشی STEM و یا اکوسیستم STEM از میانه‌ی دهه ۹۰ میلادی در ادبیات آموزشی جهان رایج شده است.

STEM مخفف Science و Technology و Engineering و Mathematics است (علوم تجربی، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات).

معمولاً خانواده‌ها و دولت‌ها، وقتی از آموزش و یادگیری حرف می‌زنند به صورت ناخودآگاه به STEM فکر می‌کنند.

به همین علت چه در ایران و چه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته‌ی جهان، زمانی که والدین فرزندان خود را در کلاس موسیقی یا نقاشی یا ادبیات ثبت نام می‌کنند، احساس می‌کنند فعالیتی فوق برنامه انجام داده‌اند و به ندرت آن را به عنوان آموزش پایه‌ای فرزند خود در نظر می‌گیرند.

ظاهراً به خاطر قدمت تاریخی آموزش در حوزه‌های STEM، چهار زمینه‌ی مورد اشاره در ناخودآگاه مردم از اصالت بیشتری برخوردار است.

آموزش STEM به عنوان مبنای توسعه

معمولاً کشورهای توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته، زمانی که تصمیم می‌گیرند مسیر رشد و توسعه را طی کنند، احساس می‌کنند که عقب ماندگی‌های آنها به خاطر ضعف در گروه STEM است.

این کشورها به ندرت ضعف در ادبیات یا فرهنگ یا هنر یا شیوه‌ی اندیشیدن و مدل ذهنی را به عنوان ریشه‌ی توسعه نیافتگی خود در نظر می‌گیرند.

به همین علت، می‌بینیم که کسب رتبه‌های بین المللی در المپیادها و رقابت‌های STEM در اولویت این جوامع قرار می‌گیرد.

آموزش STEAM به جای STEM

توجه به STEM و غافل شدن از رشته‌های دیگر، در بسیاری از نظام‌های آموزشی مشاهده می‌شود.

به همین علت مدتی است متخصصان آموزش تاکید می‌کنند که باید به جای STEM از STEAM حمایت کرد.

حرف A در این کلمه از Art گرفته شده و البته هنر در اینجا هر چیزی که خارج از علوم دقیقه باشد را شامل می‌شود.

به پروژه‌ای که در آن، فعالان یک نظام آموزشی می‌کوشند هنر را هم در آموزش و در فرهنگ ارزشی مردم ارتقا دهند پروژه‌ی STEAM (و گاهی STEM to STEAM) گفته می‌شود.

اکوسیستم STEM

چهار حوزه علوم و تکنولوژی و مهندسی و ریاضیات، در میان خود هم رقابت‌هایی را شاهد هستند و گاهی برخی از آنها در مقایسه با برخی دیگر در اولویت قرار می‌گیرند.

چنانکه در حال حاضر در کشور ما، علوم مهندسی در نگاه عامه‌ی مردم جایگاهی بالاتر از علوم پایه دارند و یا لااقل در انتخاب رشته‌های دانشگاهی در اولویت قرار می‌گیرند.

با توجه به تعریف اکوسیستم، می‌توانید حدس بزنید که اصطلاح اکوسیستم STEM به رقابت این چهار حوزه با یکدیگر و تلاش آنها برای کسب و حفظ جایگاه‌شان باز می‌گردد.

گاهی اوقات دولت‌ها، با سیاست‌گذاری‌های خود تلاش می‌کنند اکوسیستم STEM را به سمتی که برای کشورشان مناسب‌تر می‌دانند سوق دهند.

تعریف سایکوپات چیست و به چه کسی سایکوپات می‌گویند؟

سایکوپاتی (Psychopathy) نیز مانند بسیاری از واژه‌ها و اصطلاحات روانشناسی (مثل خودشیفته، افسرده، اسکیزوفرن) در ادبیات عمومی مانند فحش و ناسزا رد و بدل می‌شود و کمتر کسی به معنا و کاربرد واقعی آن توجه دارد.

ضمن اینکه در دنیای روانشناسی هم، مفهوم پردازی‌های متفاوتی از واژه‌ی سایکوپات انجام شده است.

نخستین تعریف علمی سایکوپات بودن

همه‌ی روانشناسان متفق‌القول هستند که نخستین تعریف سایکوپاتی در قالب تعابیر علمی و دقیق، توسط هِروی کِلِکلی (Hervey Cleckley) انجام شده است.

کِلِکلی از جمله روانشناسان و روان درمان‌گر‌های اثرگذار قرن بیستم است که در مقایسه با تلاش‌ها و دستاوردهایش، عامه‌ی مردم او را کمتر می‌شناسند.

او در سال ۱۹۴۱ کتابی به نام The Mask of Sanity (نقاب عاقل بودن) نوشت و در آن توضیح داد که برخلاف نگاه عمومی، سایکوپات‌ها، قرار نیست همگی جنایتکاران بزرگ و دیوانگان زنجیری و زندانیان زندان‌ها باشند.

اتفاقاً بخش قابل توجهی از افراد سایکوپات در جامعه زندگی می‌کنند و در ظاهر هم افرادی معقول و منطقی و حتی احتمالاً دوست داشتنی به نظر می‌رسند.

نشانه های فرد سایکوپات در نگاه کلی

او در کتاب The Mask of Sanity نشانه های متعددی را برای افراد سایکوپات مطرح می‌کند که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • دروغ‌گویی‌های بیمارگونه و افراطی (که گاه حتی انگیزه‌ی آنها هم قابل تشخیص نیست)
  • احساس بیش از حد ارزشمند بودن
  • فریب دادن دیگران و سوء استفاده از آنها
  • احساسات و هیجانات سطحی
  • نداشتن حس همدلی

بعدها شخصی به نام رابرت هیر (Robert Hare)، یک پرسشنامه سنجش ویژگی‌های سایکوپات را نیز بر اساس توصیفات کلکلی تنظیم کرد و آن را تحت عنوان PCL یا Psychopathy CheckList منتشر کرد.

آن پرسشنامه بعداً اصلاح هم شد و امروزه نسخه بازنگری شده‌ی آن در قالب یک پرسشنامه با بیست سوال، به نام PCL-R ( نسخه Revised) مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اختلال شخصیت ضد اجتماعی (Antisocial Personality Disorder)

تعریف و تعبیری که از سایکوپات وجود داشت، به تدریج کامل‌تر و پخته‌تر شد و امروز با عنوان اختلال شخصیت ضد اجتماعی یا ASPD مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در استاندارد DSM، به جای استفاده از اصطلاح سایکوپات، از اصطلاح اختلال شخصیت ضد اجتماعی استفاده شده که اگر چه شباهت‌های قابل توجهی دارند، اما آنها را نمی‌توان کاملاً دقیق به جای یکدیگر به کار برد.

سایکوپات‌ها و فضای کسب و کار

با وجودی که روانشناسان به سمت مفهوم کامل‌تر و دقیق‌تر ASPD رغبت نشان دادند، اما اصطلاح سایکوپات در ادبیات رفتار سازمانی باقی ماند و عمده‌ی کتابهایی که به روانشناسی سازمانی و رفتارهای نادرست سازمانی و شخصیت شناسی در محیط کار می‌پردازند، همچنان ترجیح می‌دهند که سایکوپاتی را با همان تعریف کلکلی و پرسشنامه هیر، مورد مطالعه و بررسی قرار دهند.

کتابها و مقالاتی که به سیاسی کاری در محیط کار نیز می‌پردازند، معمولاً سایکوپاتی را در کنار خودشیفتگی و ماکیاولیسم مورد توجه و بررسی قرار می‌دهند (+).

[مطلب مرتبط: مدیر و همکار سایکوپات چه ویژگی‌هایی دارند؟]

بالکانیزه شدن (بالکانیزاسیون) یعنی چه؟

بالکانیزه شدن یا بالکانیزاسیون (Balkanization) اصطلاحی است که در ادبیات سیاسی و به طور خاص جغرافیای سیاسی مورد استفاده قرار می‌گیرد و به نوعی خلاصه‌ی بخش مهمی از روند تاریخی فروپاشی امپراطوری عثمانی است که در یک واژه جمع شده است.

شبه جزیره بالکان قسمتی از قلمرو امپراطوری عثمانی بود که اقوام آن با یکدیگر متحد شدند و خود را از قلمرو عثمانی جدا کردند (سال ۱۹۱۲ میلادی).

این جدایی دستاوردها و غنیمت‌های زیادی داشت.

همین دستاوردها و غنیمت‌های زیاد، آغازگر جنگ بین اقوام متحد شد. آنها دیگر نتوانستند با یکدیگر در صلح آشتی به سر ببرند و جنگ و درگیری‌هایی آغاز شد که هنوز هم به شکل‌های آشکار و پنهان ادامه دارد.

تاریخچه سرزمین بالکان - معنی بالکانیزه شدن - بالکانیزاسیون

شبه جزیره بالکان شامل چه کشورهایی است؟

کشورهای آلبانی، بلغارستان، بوسنی و هرزگوین و مقدونیه و مونته نگرو به صورت کامل در این شبه جزیره قرار دارند.

بیش از نیمی از خاک اسلونی، صربستان، یونان و کرواسی هم در شبه جزیره بالکان قرار دارد.

اصطلاح بالکانیزه شدن یا بالکانیزاسیون چه کاربردهای دیگری دارد؟

هر جا که یک اتحاد بزرگ به بهانه های مختلف (کسب منافع بیشتر، بومی سازی بهتر، نیازهای فرهنگی) به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شود و وضعیت آن بخش‌ها به تدریج بدتر از گذشته شود اصطلاح بالکانیزه شدن در مورد آن به کار برده می‌شود.

امروزه اصطلاحاتی مانند بالکانیزه شدن اقتصاد و بالکانیزه شدن اینترنت و بالکانیزه شدن کسب و کارها هم از جمله اصطلاحات رایج در میان تحلیل‌گران محسوب می‌شود.

بالکانیزه شدن دارای بار معنایی بسیار منفی است.

جامع و مانع یعنی چه؟

جامع و مانع یک صفت است که می‌تواند برای یک تعریف یا یک فهرست یا یک دوره آموزشی یا هر مفهوم مشابه دیگری مورد استفاده قرار گیرد.

جامع به این معنی است که هر چه لازم بوده است در اینجا جمع است (فهرست کامل است).

مانع هم به این معناست که هیچ چیز اضافی در آن وجود ندارد و در واقع از ورود زوائد، ممانعت به عمل آمده است.

تعریف جامع و مانع از بازاریابی مستقیم، یعنی:

  • جامع است. پس هر مصداقی از بازاریابی مستقیم پیدا کنید در این تعریف گنجانده شده است.
  • مانع است. یعنی موردی را پیدا کنید که بازاریابی مستقیم نیست اما این تعریف در موردش مصداق داشته باشد.

فهرست جامع و مانع از کتابهای روانشناسی عزت نفس، یعنی:

  • جامع است. پس هر کتابی که به روانشناسی عزت نفس مربوط باشد، در این فهرست آمده.
  • مانع است. یعنی نمی‌توانید کتابی را در این فهرست بیابید که مربوط به عزت نفس نباشد.

همانطور که می‌بینید، تعبیر جامع و مانع را به سادگی نمی‌توان به هر تعریف یا فهرست اطلاق کرد.

چنانکه در مثال فوق، فهرست جامع و مانع از کتابهای مربوط به یک حوزه‌ی خاص، از لحاظ منطقی قابل تدوین به نظر نمی‌رسد.