قانونی برای اجبار به استفاده «نکردن» از کلاه ایمنی

تعداد بسیار کمی از کشورهای جهان، استفاده از کلاه ایمنی را برای دوچرخه‌سواران اجباری کرده‌اند. در بیشتر کشورها، استفاده از کلاه ایمنی برای دوچرخه توصیه می‌شود. اما در صورت عدم استفاده، جریمه نخواهید شد.

اما به نظر می‌رسد استارتاپ PedalMe در انگلیس ایدهٔ متفاوتی دارد. این استارتاپ که می‌توان آن را یک اوبر (يا اسنپ یا تپسی) برای دوچرخه‌های پدالی و الکتریکی نامید،‌ استفاده از کلاه ایمنی را برای دوچرخه‌سواران خود (نه مسافر) ممنوع کرده است. چون باورشان بر این است که داشتن کلاه ایمنی می‌تواند رفتارهای پرریسک آنها را افزایش داده و جان راننده و مسافر را تهدید کند.

استفاده از کلاه ایمنی برای دوچرخه

مسئله وقتی جدی‌تر می‌شود که در نظر بگیرید بخشی از کلاه‌های ایمنی موجود در بازار اروپا چینی هستند و با وجود ادعای ایمنی، از سطح ایمنی کافی برخوردار نیستند. در این حالت، راننده عملاً با تکیه با امنیتی که اساساً وجود ندارد،‌ ریسک‌های بیشتری را پذیرفته است (+).

البته این استارتاپ ادعا می‌کند که آموزش‌های بسیار جامع و کاملی برای رانندگان خود برگزار می‌کند تا سبک رانندگی آن‌ها کم‌خطرتر باشد.

این‌که استفاده از ابزارهای ایمنی سطح ریسک‌پذیری ما را افزایش می‌دهند، ایدهٔ تازه‌ای نیست. اما نقدهای بسیاری هم بر آن وارد است و طرفداران و مخالفان فراوانی دارد.

ما در مجموعه درس‌های تصمیم گیری متمم یک بار این موضوع را در قالب اثر پلتزمن بررسی کرده‌ایم:

اثر پلتزمن

#تصمیم گیری

اشتباه در مسیر اشتباه

«موفقیت گاهی حاصل یک گام اشتباه در یک مسیر اشتباه است.»

این حرفی است که ال برنشتاین مطرح می‌کند؛ البته با زبانی دیگر و در قالب کلماتی متفاوت (+).

گاهی در کار و زندگی چنان مسیر و مقصد خود را اشتباه انتخاب می‌کنیم که تنها بخت ما برای موفقیت این است که بر اساس یک قضاوت و تحلیل اشتباه، گامی اشتباه در آن مسیر برداریم.

به عنوان مثال، خانهٔ نامناسبی را برای خرید انتخاب می‌کنیم. اما اشتباه ما در مذاکره باعث می‌شود جلسه به هم بخورد و گرفتار آن خانه نشویم.

یا تصمیم می‌گیریم در مصاحبهٔ شغلی شرکتی که مناسب ما نیست شرکت کنیم، اما تأخیر در رسیدن به جلسه باعث می‌شود که ما را کنار بگذارند و جلسهٔ مصاحبه برگزار نشود.

یا زیر فشار مشکلات عمیق زندگی خود به دنبال یک سمینار انگیزشی می‌گردیم تا کمی حال‌مان خوب شود، اما به علت یک قضاوت اشتباه دربارهٔ سخنران، در یک سمینار علمی و معتبر شرکت می‌کنیم و راهی دورتر و دشوارتر اما اثربخش‌تر پیش روی ما قرار می‌گیرد.

گام اشتباه در مسیر اشتباه گاهی می‌تواند به اتفاق‌های خوب منجر شود، اما همیشه چنین نیست. و نگران‌کننده این است که گاهی متوجه نمی‌شویم به دست آوردن نتیجهٔ مثبت یا دور ماندن از نتیجهٔ منفی، صرفاً ناشی از اشتباه ما بوده است.

به همین علت معمولاً در تصمیم گیری توصیه می‌‌کنند که مراقب باشید «نتیجه‌های خوب» را با «تصمیم‌های خوب» اشتباه نگیرید. چنین اشتباهی می‌تواند اعتماد به نفس کاذب ایجاد کند و در بلندمدت به ما آسیب بزند.

تصمیم گیری

تصمیم درست لزوماً به نتیجه درست منتهی نمی‌شود

#تصمیم گیری #توسعه فردی

قرار است تصمیم مهمی بگیرید؟ آیا سکه در جیب‌تان هست؟

رابطهٔ میان «سکه» و «تصمیم گیری» یک رابطهٔ قدیمی و تاریخی است. پرتاب سکه همواره روشی سنتی و شناخته‌شده برای انتخاب تصادفی میان دو گزینه بوده است.

احتمالاً این جملهٔ منسوب به آرنولد روث‌اشتاین – باج‌گیر معروف امریکایی – را شنیده‌اید: «وقتی بین دو گزینه تردید داری، سکه‌ای را پرتاب کن. قبل از این‌که سکه به زمین برسد،‌ خودت می‌فهمی که دلت با کدام گزینه است.»

نویسندگان کتاب Leading Brain نیز همین ایده را با اندکی تغییر مطرح کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند:

اگر بین انتخاب دو گزینه تردید داشتی و نمی‌توانستی هیچ‌یک را بر دیگری ترجیح دهی، سکه‌ای بیاور و آن را پرتاب کن. اگر بعد از پرتاب سکه و انتخاب یک گزینه، احساس سبُکی کردی، می‌توانی نتیجه بگیری انتخاب خوبی انجام داده‌ای و به سراغ همان گزینه برو. اما اگر احساس کردی پشیمان شده‌ای و با خودت گفتی که «این چه کاری بود کردم؟» و «چرا سرنوشتم را به یک سکه سپردم؟» احتمالاً بهتر است گزینهٔ دوم را انتخاب کنی.

با وجودی که نویسندگان Leading Brain کوشیده‌اند این پیشنهادشان را بر پایهٔ دانش عصب‌شناسی توضیح دهند،‌ اما قدرت استدلال‌شان آن‌قدر قوی نیست که بخواهیم این پیشنهاد را به عنوان یک «توصیهٔ علمی» بپذیریم. اما به هر حال، یک راه‌حل است و شاید گاهی به کار بیاید.

بحث استفاده از سکه برای تصمیم‌گیری به موارد بالا محدود نیست. دیگران هم در این باره بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند. ست گادین هم در یکی از کتاب‌های خود مطلبی در این باره آورده که ما آن را در متمم نقل و بررسی کرده‌ایم:

دفاع از پرتاب سکه برای تصمیم گیری

#تقل قول #تصمیم گیری

معبد دلفی

معبد دلفی (Delphi Temple) از جمله مشهورترین نیایشگاه های یونان باستان بوده است.

نیایشگاه دلفی برای یونانیان به این علت مقدس بود که باور داشتند محل آن را زئوس، شخصاً انتخاب نموده است.

در افسانه های یونانی گفته می‌شد که زئوس، معبد دلفی را در مرکز کره زمین بنا کرده است و برای انتخاب محل آن، دو عقاب را همزمان از غرب و شرق عالم به سوی یکدیگر پرواز داده و جایی که آن دو عقاب به هم رسیده‌اند را برای بنا کردن دلفی انتخاب کرده است.

عکس معبد دلفی یا نیایشگاه دلفی - محل استقرار پیشگوها یا اوراکل ها

اوراکل ها یا همان پیشگوها، حاکمیتی شگفت انگیز در معبد دلفی داشتند.

اگر چه پیشگوها در تمام تاریخ و در نقاط مختلف جهان و نقاط مختلف یونان، کسب و کار خوبی داشتند، اما چون مردم بر این باور بودند که اوراکل ها در معبد دلفی با خدایان (و به طور خاص آپولو) در ارتباط هستند، پول‌ها و قربانیان ارزشمندتری را برای پیشگویان این معبد می‌آوردند.

ساختار پیشگویی و فالگیری در معبد دلفی بسیار پیچیده بود.

یک مرد سوال را از مردم می‌پرسید و آن را برای زنی که در مرکز دلفی می‌نشست و می‌توانست با خداوندان رابطه برقرار کند می‌برد (طبیعتاً قربانی‌ و هدایا هم در همین مرحله گرفته می‌شد). آن زن به مردم که عموماً سیاستمداران بزرگ یا شهروندان ثروتمند بودند کمک می‌کرد تا تصمیم گیری بهتری انجام دهند.

اگر چه علت این امر امروز برای ما مشخص نیست، اما ظاهراً در تمام تاریخ معبد دلفی، پیشگویان آنجا زن بوده‌اند و به این زن‌ها، پیتیا (Pythia) یا پایتیا و بعضاً پوتیا گفته می‌شده است.

این اسم از پایتون (افعی – اژدها) گرفته شده است. در افسانه های یونان، آپولو خدای عقل و خرد، در یک نبرد پایتون را کشته بود و مردم بر این باور بودند که این زنهای غیب گو هم، می‌توانند با مشورتها و پیش گویی‌های خود، به غلبه بر افعی‌های بزرگ زندگی کمک کنند.

رابطه معبد دلفی و روش دلفی چیست؟

روش دلفی یک تکنیک رایج در تصمیم گیری و حل مسئله در شرایط ابهام است که در متمم درس کاملی به آن اختصاص داده شده است:

روش دلفی چیست و چه کاربردی دارد؟

چون از این روش در ابتدا برای پیش‌بینی روند تکنولوژی در آینده استفاده می‌شد، این ویژگی‌ پیش‌بینی‌کننده بودن باعث شد که نام تکنیک دلفی را برای آن انتخاب کنند.

رفتارهای تکانشی چه هستند؟

تکانش و رفتار تکانشی (که گاهی رفتار تکانه ای هم نامیده می‌شود) از جمله اصطلاحات پرکاربرد در دنیای روانشناسی است. رفتارهای تکانشی در بخش‌های مختلف روانشناسی، از جمله شخصیت شناسی و نیز تحمل برای برآورده شدن خواسته‌ها مورد اشاره قرار می‌گیرند.

در ادامه به توضیح مختصری درباره‌ی تکانش و تکانشی بودن رفتارها می‌پردازیم.

تعریف رفتار تکانشی چیست؟

معنی تکانش (Impulse) این است که در یک لحظه، ناگهان به یک اقدام مشخص برانگیخته شویم.

رفتارهای تکانشی هم بر همین اساس، رفتارهایی هستند که به صورت لحظه‌ای، بدون تامل بر روی نتایج آنها و بدون تحلیل و ارزیابی دستاوردهای مثبت و منفی، انجام می‌شوند.

رفتارهای تکانشی در زبان عامه‌ی مردم به عنوان رفتار ناپخته و رفتارهای نابالغانه و رفتارهای عجولانه شناخته می‌شوند.

تصمیم گیری تکانشی یا Impulsive Decision Making

تصمیم گیری تکانشی یکی از رایج ترین و قابل درک‌ترین شکل‌های رفتار تکانشی محسوب می‌شود.

به تصمیم گیری‌هایی که به صورت ناگهانی و بدون تحلیل و بررسی دقیق انجام می‌شوند و معمولاً فرد توضیح مشخصی برای آنها ندارد، تصمیم های تکانشی می‌گویند.

مثال زیر، نمونه‌ای از سبک تصمیم گیری تکانشی محسوب می‌شود:

فرض کنید یک نفر در حالی که چهار سال با فردی دوست بوده، بدون علت و پیشینه‌ی خاص، در یک شب تصمیم به خروج از این رابطه عاطفی بگیرد و یا اینکه کسی که حقوق خود را سه سال برای خرید خانه پس انداز کرده، ناگهان تصمیم بگیرد آن را خرج سفری رویایی به دور دنیا کند.

شکل‌های ساده‌تر تصمیم گیری تکانشی، دعوت شما از دوست‌تان برای رفتن به رستوران است. در شرایطی که دقیقاً بعد از ارسال پیامک یا تماس گرفتن با او، از این دعوت پشیمان می‌شوید.

خرید تکانشی

یکی از زیرمجموعه‌های بحث تکانش، خرید تکانشی است. در گذشته چنین تصور می‌شد که خریدهای تکانشی همیشه بد هستند. اما در دهه‌های اخیر که این بحث با جزئيات بیشتری مطرح شده، خریدهای تکانشی را دسته‌بندی می‌کنند و برخی از انواع خریدهای تکانشی را مفید می‌دانند.

متمم در درس روانشناسی پول موضوع خریدهای تکانشی را شرح داده و با جزئیات کامل بررسی کرده است:

خرید تکانشی و انواع آن

رفتارهای تکانشی به عنوان یک اختلال

اگر رفتارهای تکانشی در حد متعارف باشند و بر تمام زندگی یک فرد سایه نیندازند، معمولاً به عنوان یکی از صفات شخصیتی مورد توجه و تحلیل قرار می‌گیرند.

برخی مدل‌های شخصیت شناسی مانند مدل پنج عاملی شخصیت، رفتارهای تکانشی را به عنوان یکی از پارامترهای مورد سنجش در ارزیابی و سنجش شخصیت در نظر می‌گیرند.

اما رفتارهای تکانشی در شکل گسترده و جدی آن، به عنوان یک اختلال شخصیتی در نظر گرفته می‌شوند و به عنوان نشانه‌ای مهم از کاهش سطح سلامت انسان‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

گاهی از این اختلال، به عنوان اختلال کنترل تکانه نام برده می‌شود.

اختلال تکانشی یا اختلال کنترل تکانه در بسیاری از انواع اختلال های شخصیتی، از جمله اختلال شخصیت مرزی، اختلال دو قطبی، اختلالات مربوط به مصرف مواد مخدر و اختلال‌های متعدد دیگر مورد بحث قرار می‌گیرد.

البته باید به خاطر داشته باشیم که رفتارهای تکانشی در کودکان طبیعی‌تر محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، انتظار می‌رود که انسان‌ها با افزایش سن و رسیدن به بلوغ، کنترل بیشتری روی تکانه ها داشته باشند.

کنترل رفتارهای تکانشی به عنوان یک ویژگی شخصیتی

در مدل پنج عاملی شخصیت یکی از پنج فاکتور شخصیتی به نوروتیک بودن اختصاص پیدا کرده است.

خودِ نوروتیک بودن،‌ شش مولفه‌ی مختلف را پوشش می‌دهد که با N1 تا N6 نام‌گذاری می‌شود. شاخص N5 در میان این شش مولفه، دقیقاً به ناتوانی در کنترل رفتارهای تکانشی می‌پردازد.

به عبارت دیگر، کسانی که نتوانند رفتارهای تکانشی خود را به خوبی کنترل کنند، امتیاز بالایی در N5 به دست می‌آورند و شاخص نوروتیک بودن هم در آن‌ها پررنگ‌تر خواهد بود.

واژه های معادل رفتار تکانشی در فارسی و انگلیسی

واژه هایی مانند تکانشی، تکانه، تکانشوری (=‌تکانش وری) و تکانشگری (=تکانش گری)، بسته به فضای مورد استفاده، به عنوان معادل مفهوم Impulsive مورد استفاده قرار می‌گیرند. متمم همه جا واژه‌ی تکانشی را به عنوان معادل صفت Impulsive مورد استفاده قرار می‌دهد.

همچنین به جای Impulsive Behaviors از اصطلاح رفتارهای تکانشی استفاده می‌کند.

منبع برای مطالعه بیشتر: تکانش چیست و رفتارهای تکانشی چه هستند؟ (شامل انواع نظریه های تکانشگری و پرسشنامه تکانش بارات)