تاریخ
آیا تاریخ درسی برای آموختن به ما دارد؟
۴ آذر, ۱۴۰۰    |  تاریخ, نقل قولافراد بسیاری معتقدند تاریخ میتواند برای ما آموزنده باشد. دیگرانی هم هستند که میگویند تاریخ نکتهای برای آموختن به ما ندارد.
پل والری جزو گروه دوم است. او گفته است: «تاریخ هر آنچه را روی داده شامل میشود و به همین علت برای هر ادعایی مثالی دارد. بنابر این تاریخ مطلقاً چیزی به ما نمیآموزد.»
میتوانید چند دقیقه به این جملهٔ والری فکر کنید و ببینید کدام گزینه را میپسندید:
- حرف او تقریباً درست است.
- حرف او تقریباً نادرست است.
- تاریخ دربارهٔ رفتارهای فردی درسی ندارد. اما از آن میتوان نکات فراوانی در زمینهٔ رفتارهای جمعی (ملتها یا حکومتها) آموخت.
- آموختن از تاریخ به تخصص نیاز دارد. تخصصی که بتواند رویدادهای موردی را از روندهای واقعی تفکیک کند.
مستقل از اینکه کدامیک از چهار گزینهٔ بالا را بپذیرید یا به یک گزینهٔ پنجم معتقد باشید، فرصت خوبی است که درس تفاوت رویداد و روند را در سلسله درسهای تفکر سیستمی بخوانید.
سیسرو (سیسرون) کیست؟
۱۸ فروردین, ۱۳۹۸    |  معرفی نویسندگانسیسرو (که گاهی در فارسی از او به صورت سیسرون یاد میشود) یکی از نویسندگان، فیلسوفان، متفکران، حقوقدانان، نظریهپردازان و سیاستمداران رومی است که حدوداً یک قرن قبل از میلاد مسیح زندگی میکرده است.
نویسندگان و مورخان بسیاری، او را از بزرگترین و مشهورترین متفکر تمام تاریخ روم میدانند.
دوران او به عصر سیسرو یا Ciceronian Period معروف است و برخی زبان شناسان معتقدند که تاثیر او بر زبان لاتین و آیین سخنوری در اروپا به حدی بوده که تا قرن نوزدهم (بیست قرن پس از مرگش) اغلب سبکهای سخنوری و سخنرانی در زبانهای اروپایی، یا تلاش برای تقلید از او بوده و یا در تضاد با روش او شکل گرفتهاند و رشد یافتهاند (+).

کدام درست است: سیسرو یا سیسرون؟
نام کامل سیسرو، مارکوس تولیوس سیسرو (به انگلیسی: Marcus Tullius Cicero) است. بنابراین اگر قصد دارید نام رسمی او را بهکار ببرید، سیسرو انتخاب مناسبتری خواهد بود.
اما در بسیاری از منابع فارسی، به اشتباه، به جای واژهی سیسرو از واژهی سیسرون استفاده میکنند.
البته بد نیست این را هم بگوییم که سیسرون (Cicerone) در زبان لاتین و نیز انگلیسی و ایتالیایی وجود دارد و اتفاقاً از نام سیسرو اقتباس شده است؛ اما اغلب به عنوان واژهای کلاسیک و به معنای راهنما به کار برده میشود.
با توجه به این توضیح، این شکل نامبردن از سیسرو (به صورت سیسرون) را هم، نمیتوان یک اشتباه جدی در نظر گرفت. چرا که به نوعی، احترام به سیسرو است که راهنمایی ارشد برای توسعه مسیر فرهنگ روم (به عنوان یکی از بزرگترین امپراطوریهای تاریخ جهان) بوده است.
ضمن اینکه چون نام مشابهی در مشاهیر تاریخ وجود ندارد، استفاده از واژهی سیسرون باعث ایجاد ابهام نخواهد شد.
[ مطلب مرتبط: خط مشی متمم در نگارش و تلفظ نام نویسندگان و دانشمندان ]
نوشته ها و کتابهای سیسرو
سیسرو به علت نامه ها و کتابهای زیادی که نوشته است، در تاریخ ماندگار شده و عملاً به یکی از تحسین برانگیزترین متفکران دوران کهن تبدیل شده است.
سیسرو را دانش آموخته سه مکتب بزرگ فلسفی یونانی میدانند:
- مکتب رواقی (استیلو و دیدوتوس)
- مکتب اپیکوری (از طریق فائدروس)
- مکتب شکاکیت (سبک لاریسا)
اگر چه سیسرو بر خلاف مکتب اپیکور، به فضایل اخلاقی و خدمت به مردم باور داشت، اما در نوشته های او و ادبیات نگارشیاش، به خوبی میتوان ردپای مکاتب دیگر را هم مشاهده کرد.
سیسرو به عنوان فیلسوف
سیسرو را نمیتوان یک فیسلوف دانست. چون مطالب و اندیشههای کمی است که مستقلاً توسط او به اندیشهی انسان افزوده شده باشد.
اما هنر اصلی او، درک فلسفه یونان و تطبیق آن با فرهنگ لاتین و توسعه و تکمیل آن بود.
نوشتهها و کتابهای سیسرون
حدود ۹۰۰ نامه از سیسرو باقی مانده که عمدتاً برای انتشار تنظیم نشدهاند. بلکه برای دوستان و خویشاوندان و سیاستمداران ارسال شدهاند.
با توجه به اینکه نامه ها، برای نشر تنظیم نشدهاند، آیینهی بهتری از اندیشه ها و دغدغه های روم باستان محسوب میشوند.
دانلود فایل PDF منتخب نامه های سیسرو (انگلیسی)
موقعیت سیاسی
سیسرو در سال ۶۳ قبل از میلاد به عنوان کنسول رم انتخاب شد.
در میان تمام کسانی که بدون حمایت خانواده سیاسی و با تلاش و پشتکار و شایستگی خود به سمت کنسول انتخاب شدند، سیسرو رکورد جوانترین فرد را دارد (او در ۴۳ سالگی کنسول شد).
مرگ سیسرو
زمانی که مارکوس آنتونیوس (مارک آنتونی) که یک سیاستمدار نظامی بود، اختیار دولت روم را به دست گرفت، سیسرو در مخالفت با او نامه ها و نوشته های زیادی داشت. سیسرو معتقد بود که فردی مانند آنتونی، جمهوری روم را به سمت دیکتاتوری میبرد.
آنتونی حکم دستگیری او را داد و سربازانش، سر سیسرو و دست راست او را (که با آن مینوشت) قطع کردند و برای نمایش به شهر آوردند تا دیگران بدانند که با دست، هر چیزی را که میشود نوشت، نباید نوشت.
چرخیدن دست سیسرو در رم را نماد رشد و تقویت نظام دیکتاتوری روم میدانند. ساختاری که چند صد سال ادامه داشت.
جنگ کره و تقسیم کره به دو کشور کره شمالی و کره جنوبی
۱ مهر, ۱۳۹۵    |  کشورهاجنگ کره شمالی و کره جنوبی که به Korean War یا جنگ کره معروف است، از جمله جنگهایی است که شاید مقیاس آن در مقایسه با جنگهای جهانی کوچکتر باشد، اما تاثیرات آن بر ساختار سیاسی اقتصادی آسیای جنوب شرق و شاید بسیاری از نقاط جهان همچنان وجود دارد.
کشور کره از سال ۱۹۱۰ پس از خلع پادشاه کره، مستعمره ژاپن بود و توسط ژاپن اداره میشد.
این ماجرا پس از جنگ امپراطوری ژاپن و امپراطوری روسیه در سالهای ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ روی داد که دو امپراطوری با اهداف مختلف از جمله مالکیت کره با یکدیگر جنگیدند.
حاصل جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن، تقسیم کره (مستعمرهی ژاپن) به دو بخش بود.
سال ۱۹۴۵ در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، به ژاپن اعلام جنگ کرد و ارتش سرخ به سرعت نیروهای خود را وارد کره کرد تا کره را از سیطرهی امپراطوری ژاپن خارج کرده و به قلمرو کمونیستها ملحق کند.
به این ترتیب بخش شمالی کره توسط روسیه و بخش جنوبی توسط آمریکا اشغال شد. اگر چه هر دو طرف توسط نیروهای محلی اداره میشدند. اما عملاً کره زمین جنگ آمریکا و شوروی و چین بود.
هر دو طرف معتقد بودند که حاکمیت کل کره در اختیارشان است. اگر چه عملاً فقط نیمهی خودشان را در اختیار داشتند.
این تقسیم موقت تا سال ۱۹۵۰ ادامه داشت.
در سال ۱۹۵۰ حکومت کمونیستی کره شمالی جنگی را برای بازپس گیری جنوب کره آغاز کرد و آن را آزادسازی سرزمین پدری نامید.
روسیه و چین هم به سرعت به کمک کره شمالی آمدند. چین برای کمک آدم میفرستاد و روسیه هواپیماها و تجهیزات نظامی خود را روانهی میدان میکرد.
بلافاصله پس از آغاز پیشروی به سمت جنوب، آمریکا و سازمان ملل (که با حمایت آمریکا قطعنامهای علیه جنگ صادر کرده بودند) به کره جنوبی لشگرکشی کردند تا بتوانند از توسعه کمونیسم و ورود آن به جنوب (که قلمرو خود میدانستند) جلوگیری کنند.
کره شمالی تقریباً تمام کره را – جز بخشهای کوچکی – در اختیار گرفته بود و آمریکاییها برای بازپس گیری سئول هم هزینههای زیادی پرداخت کردند.
طی آن سه سال، عقب نشینی و پیشروی چند مرتبه تکرار شد و بیش از سه میلیون نفر (که حدود ۳۶۰ هزار نفر آنها آمریکایی بودند) جان خود را از دست دادند.
در نهایت، کره به دو کشور شمالی و جنوبی تقسیم شد و جهان هر دو کشور را به رسمیت شناخت.
تجهیزات نظامی و نیروگاههای هستهای کره شمالی در آن زمان توسط روسیه تاسیس شد تا کره شمالی بتواند از خود دفاع کند و از سوی دیگر آمریکا نیز از فرصت استفاده کرد تا در کره جنوبی، پایگاه های نظامی متعدد خود را بنا کند.
شاید دو نکته زیر برای شما جالب باشد:
نکته اول اینکه کره شمالی و کره جنوبی هرگز توافق نامه صلح امضا نکردند و از لحاظ ادبیات سیاسی، هنوز در وضعیت جنگ به سر میبرند.
نکته دوم اینکه در اروپای غربی و آمریکای شمالی، گاهی از جنگ سه ساله در کره به عنوان جنگ فراموش شده نام برده میشود. چون جنگ جهانی قبل از آن و جنگ ویتنام بعد از آن قرار گرفته و آن مقطع تاریخی کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
جمعیت ایسلند چقدر است؟
۱۹ تیر, ۱۳۹۵    |  کشورهاجمعیت ایسلند کمی بیش از ۳۲۳۰۰۰ نفر است.
جمعیت کشور ایسلند طی شش دهه اخیر، رشدی فزایند اما با نرخ کم داشته است.
امید به زندگی در ایسلند حدود ۸۳ سال است.
از لحاظ پراکندگی جمعیت ایسلند یکی از کمترین نرخ های تراکم جمعیت در جهان دارد.
نرخ زاد و ولد در ایسلند در هر سال ۴۱۲۹ نفر است و نرخ مرگ و میر در هر سال ۲۱۷۸ نفر است.
بر این اساس نرخ رشد جمعیت کشور ایسلند سالانه حدود ۱.۲۵% برآورد میشود.
ساختار سنی جمعیت ایسلند به شرح زیر است:
حدود ۲۰ درصد جمعیت کشور ایسلند را افراد زیر ۱۴ سال تشکیل میدهند.
حدود ۱۵ درصد جمعیت کشور ایسلند را افراد بین ۱۵ تا ۲۴ سال تشکیل میدهند.
حدود ۵۲ درصد جمعیت ایسلند را افراد بین ۲۵ تا ۶۴ سال تشکیل میدهند.
حدود ۱۳ درصد جمعیت ایسلند هم بیش از ۶۵ سال سن دارند.
بر اساس آخرین محاسبات (سال ۲۰۰۴) نسبت جمعیت زنان و جمعیت مردان در ایسلند کاملاً برابر است.
اگر چه در حال حاضر به ازاء هر یک فرزند پسر، ۱.۰۴ فرزند دختر به دنیا میآید.
علاوه بر ایسلند، در صورتی که به آشنایی با سایر کشورهای جهان علاقهمند هستید، میتوانید به سفرهای تصویری سر بزنید.
مطالب مرتبط
