دردسر پیام سال نو | وقتی نمی‌فهمیم چه حرفی را چه زمانی نباید گفت

پیام تبریک نوروزی وزیر دفاع آلمان، به یک دردسر جدی برای او تبدیل شد. کریستین لامبرشت، ویدئوی کوتاهی به مناسبت آغاز سال ۲۰۲۳ منتشر کرد. تصمیمی که ظاهراً عجیب نیست. اما اشتباهات او در فرم و محتوا، کار را برایش پیچیده کرد.

او در پیام خود به جنگ اوکراین اشاره کرد،‌ اما پیامش در خیابان و در شرایطی ضبط شده که نور و صدای آتش‌بازی سال نو، پس‌زمینهٔ ویدئو را پُر کرده است.

پیام لامبرشت از نظر محتوا هم خالی از اشکال نبود. او پس از اشاره به این‌که در سال ۲۰۲۲ شاهد جنگی در قلب اروپا بوده‌ایم و با چالش‌هایی باورنکردنی مواجه شده‌ایم، گفت که این اتفاقات زمینه‌ای شده تا او با افرادی «بسیار بسیار خاص و جالب» آشنا شود و از این منظر، قدردان و شکرگزار است.

تصمیم وزیر دفاع آلمان دربارهٔ  ضبط چنین پیامی – در حالی که انتظار نمی‌رفت حتماً در اکانت شخصی خود پیام منتشر کند – و اصرار او بر این که نکتهٔ مثبتی هم از این جنگ پیدا کند، و توصیف تلاش‌ها و شجاعت‌های مردم در یک جنگ در قالب اصطلاح «آدم‌های خاص و جالب» خشم منتقدان را برانگیخت و این واژه‌ها و تعبیرها را مناسب وضعیت جنگی و انسان‌های غم‌دیده و جنگ‌زده ندانستند (+/+/+).

منتقدان برای توصیف پیام لامبرشت از اصطلاح Tone-deaf استفاده می‌کنند؛ پیامی کاملاً‌ ناهمدلانه. انگار که لامبرت، ناتوان از شنیدن صداها و پیام‌های محیط خود، دهان به سخن گشوده و حرف زده است.

این نخستین خرابکاری لامبرشت نیست. او در اوایل جنگ اوکراین هم در پاسخ به درخواست اوکراین برای ارسال سلاح‌های سنگین، اعلام کرده بود که ۵۰۰۰ کلاهخود نظامی برای اوکراین ارسال می‌کند. آن تصمیم هم نشان می‌داد که گوش و چشم لامبرشت برای دیدن و شنیدن آن‌چه در اطرافش می‌گذرد، ضعیف هستند.

بعید است این اشتباه به تنهایی به تغییر لامبرشت منجر شود. اما قطعاً فرصت بسیار خوبی در اختیار مخالفان او قرار خواهد داد تا به صدراعظم آلمان برای تغییر او فشار وارد کنند. برای مردم سخت است باور کنند کسی که در انتخاب چند کلمه و موقعیت فیلمبرداری ضعیف است، بتواند در تصمیم‌های سرنوشت‌ساز نظامی آلمان، درست عمل کند.

همدلی | ظرافتهای کلامی

#مهارت ارتباطی

ظرفیت باتری چیست و چگونه محاسبه می‌شود؟

اصطلاح ظرفیت باتری یا Battery Capacity در سال‌های اخیر به بخشی از ادبیات روزمرهٔ ما تبدیل شده است.

وقتی می‌خواهید پاوربانک بخرید، مدام درگیر این سوال می‌شوید که ظرفیت پاوربانک چند میلی آمپر ساعت است. هنگام خرید موبایل هم، یکی از فاکتورهای مهم در مقایسهٔ مدل‌های مختلف این است که ظرفیت باتری موبایل چقدر است. هنگام سپردن بارهای خود به هواپیما هم از شما می‌پرسند که پاوربانک همراه دارید یا نه. نه‌تنها در کابین هواپیما، بلکه در چمدان‌هایی هم که به بخش بار تحویل می‌دهید، محدودیت جدی برای ظرفیت باتری‌ها وجود دارد و باید به آن توجه داشته باشید.

ظرفیت باتری

تعریف ظرفیت باتری

ظرفیت باتری، به زبان ساده، مجموعهٔ انرژی الکتریکی‌ای است که یک باتری می‌تواند در خود ذخیره کرده و به یک مصرف‌کننده (مدار الکتریکی یا الکترونیکی) تحویل دهد.

واحد اندازه گیری ظرفیت باتری

ظرفیت باتری را معمولاً بر حسب آمپر ساعت (Ah) و میلی آمپر ساعت (mAh) اندازه می‌گیرند. هر آمپر ساعت معادل هزار میلی آمپر ساعت است. وسایل روزمرهٔ ما معمولاً‌ باتری‌های بسیار بزرگ ندارند. به همین علت، میلی آمپر ساعت را بیشتر از آمپر ساعت می‌خوانیم و می‌شنویم.

برای این که تصوری از محدودهٔ اعداد و ارقام ظرفیت باتری‌ها داشته باشید، به این چند نمونه توجه کنید:

  • ظرفیت باتری موبایل‌های سامسونگ (نسل‌های جدید) معمولاً بین ۳۵۰۰ تا ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعت است. مثلاً ظرفیت باتری گلکسی S22 Ultra و گلکسی A13 حدود ۵۰۰۰ میلی‌آمپر است.
  • ظرفیت باتری موبایل‌های آیفون (نسل‌های جدید) معمولاً بین ۳۰۰۰ تا ۴۵۰ میلی آمپر ساعت است. مثلاً ظرفیت باتری آیفون ۱۴ پرو مکس حدود ۴۳۰۰ میلی‌آمپر ساعت و ظرفیت باتری آیفون ۱۴ پرو حدود ۳۱۰۰ میلی آمپر ساعت است.
  • ظرفیت باتری نسل چهار و پنج لپ تاپ‌های سرفیس مایکروسافت معمولاً حدود ۶۰۰۰ میلی آمپر ساعت است (بسته به مدل ممکن است کمی تغییر کند).
  • ظرفیت باتری ساعت‌های مچی هوشمند هم معمولاً بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلی آمپر ساعت است.
  • ظرفیت باتری کتابخوان‌های الکترونیکی آمازون (کیندل) هم بسته به مدل بین ۹۰۰ تا ۱۷۰۰ میلی آمپر ساعت است.

همان‌طور که می‌بینید، همهٔ ظرفیت‌ها در حد چند هزار میلی‌آمپر ساعت هستند (۱۰۰۰ میلی آمپر یعنی یک آمپر و شش آمپرساعت یعنی یک باتری نسبتاً پرظرفیت برای یک لپ‌تاپ متعارف). به عنوان نمونه‌ای از باتری‌های ظرفیت بالاتر می‌توان به باتری استارت خودروها اشاره کرد که معمولاً ظرفیتی در حدود ۷۰ آمپر ساعت (یا ۷۰۰۰۰ میلی آمپر ساعت) دارند.

یک آمپر ساعت ظرفیت یعنی این که یک باتری می‌تواند – در حالت ایده‌آل و روی کاغذ – جریان یک آمپر را به مدت یک ساعت تأمین کند. پس وقتی می‌گویند ظرفیت یک باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعت است، یعنی اگر از آن ۱۰۰۰ میلی‌آمپر جریان بگیرید، می‌تواند ۵ ساعت شما را تأمین کند. طبیعتاً اگر بخواهید از این باتری برای جریان ۵۰۰ میلی‌‌‌آمپری استفاده کنید، باتری می‌تواند ۱۰ ساعت کار کند.

البته به خاطر داشته باشید که این محاسبات تئوری هستند. در عمل باتری یک رفتار کاملاً سادهٔ خطی ندارد و رفتار آن در طول مدتی که شارژ مدار را تأمین می‌کند، تغییر می‌کند.

وات ساعت چیست؟

با وجودی که اعلام ظرفیت بر اساس آمپر ساعت و میلی آمپر ساعت رایج‌تر است، گاهی اوقات ظرفیت باتری‌ها را بر اساس وات ساعت اعلام می‌کنند. وات ساعت را به صورت Wh می‌نویسند (طبیعتاً میلی وات ساعت هم وجود دارد و با نماد mWh نمایش داده می‌شود).

فرمول محاسبه وات ساعت به صورت زیر است:

وات ساعت = آمپر ساعت x ولتاژ

پس اگر یک باتری دارید که ولتاز کارکرد آن ۳/۷ ولت است و ظرفیت آن ۱۰۰۰ میلی‌آمپر ساعت است، می‌توانید با ضرب کردن این دو به عدد ۳۷۰۰ میلی‌وات ساعت ساعت یا ۳/۷ وات ساعت برسید.

چرا ظرفیت پاوربانک‌ها معمولاً‌ از ۲۷۰۰۰ میلی‌آمپر ساعت بیشتر نیست؟

اگر در فروشگاه‌ها، بخش پاوربانک را بررسی کنید (یا در یک جمعهٔ سیاه با فشار پیامک‌های تبلیغاتی ترغیب شوید یک پاوربانک بگیرید) متوجه می‌شوید که ظرفیت پاوربانک‌ها معمولاً کمتر از ۲۷۰۰۰ میلی‌آمپر است.

علت این است که بر اساس قوانین IATA باتری‌های لیتیوم یوم با ظرفیت بالاتر از ۱۰۰ وات ساعت مجوز ورود به پرواز را ندارند. البته ممنوعیت اصلی برای ظرفیت بالاتر از ۱۶۰ وات ساعت است. اما برای ظرفیت بین ۱۰۰ تا ۱۶۰ وات ساعت هم باید تأییدیهٔ خط هوایی را کسب کنید. بنابراین ظرفیت کمتر از ۱۰۰ وات ساعت یعنی ظرفیتی که بی‌دردسر می‌توانید پاوربانک را با خود به سفر ببرید. از آن‌جا که پاوربانک‌ها معمولاً در سفر به کار می‌آیند، تولیدکنندگان می‌کوشند این محدودیت را در انتخاب ظرفیت پاوربانک‌های خود رعایت کنند (دانلود فایل PDF یاتا با جزئیات بیشتر).

ولتاژ پایهٔ باتری‌های لیتیوم یون معمولاً ۳/۶ و ۳/۷ ولت است. با توجه به فرمول تبدیل وات ساعت به میلی آمپر ساعت، می‌توانید متوجه شوید که چرا پیدا کردن پاوربانک‌هایی با ظرفیت بالاتر از ۲۷۰۰۰ میلی آمپر ساعت در فروشگاه‌ها دشوار است.

مطلب پیشنهادی در متمم

اگر علاقه دارید از باتری‌های خود بهتر مراقب کرده و عمر مفید آن‌ها را افزایش دهید، می‌توانید درسی را که در متمم به این موضوع اختصاص داده شده بخوانید:

مراقبت از باتری گوشی موبایل و لپ تاپ (افزایش عمر باتری)

زنگها برای که به صدا در می‌آیند؟

حتماً عبارت «زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند؟» را شنیده‌اید؛ داستانی از ارنست همینگوی.

منظور از زنگ، صدای ناقوس کلیسا است که مرگ یک نفر را اعلام می‌کند.

همینگوی این جمله را از یکی از کتاب‌های جان دان، شاعر قرن هفدهم اقتباس کرده است. کتابی با عنوان: «هیچ انسانی یک جزیرهٔ مجزا نیست.»

چند جمله از این کتاب را بخوانیم:

«هیچ انسانی یک جزیرهٔ مجزا نیست.

همه جزئی از یک پیکر واحد هستیم.

و به همین علت،

با مرگ هر انسانی بخشی از من ناپدید می‌شود و می‌میرد.

بنابراین، هیچ‌وقت پرس‌و‌جو نکن که ناقوس برای مرگ که به صدا درآمده،

ناقوس، همیشه مرگ تو را اعلام می‌کند.»

این حرف ظاهراً ساده که سعدی ما هم قرن‌ها قبل شبیه‌اش را گفته، بنیان تفکر سیستمی است. چنان‌ که ژوزف اوکانر، کتاب تفکر سیستمی‌اش را با همین جمله‌های جان دان آغاز می‌کند (+).

تفکر سیستمی به زبان ساده

#تفکر سیستمی   #نقل قول

برونسپاری به درد ما نمی‌خورد | زورمان به آن‌ها نمی‌رسید!

معمولاً وقتی از نسل جدید خودروها و به‌ویژه خودران‌ها صحبت می‌شود ایلان ماسک و تسلا را به یاد می‌آوریم.

با این حال، می‌دانیم که در کنار تسلا و نیز شرکت‌های کوچک بسیاری نظیر وایمو و لوسید موتورز که وارد این صنعت شده‌اند، بسیاری از خودروسازان بزرگ هم مستقیم یا با خرید شرکت‌های دیگر در این زمینه فعالیت می‌کنند. شرکت کروز (Cruise) وابسته به جنرال‌موتورز، غول خودروسازی آمریکا، یکی از این شرکت‌هاست.

اخیراً مدیر سخت‌افزار کروز به نکتهٔ جالبی اشاره کرده که مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. او بدون اشاره به نام تأمین‌کننده گفته (+): «دو سال پیش برای تأمین پردازنده‌های گرافیکی پول هنگفتی به یک تأمین‌کنندهٔ بزرگ دادیم. اصلاً‌ جایی برای مذاکره نبود. چون حجم تقاضای ما بسیار کوچک است. این بود که تصمیم گرفتیم خودمان سرنوشت‌مان را در دست بگیریم.»

همه می‌توانند حدس بزنند که او به کدام شرکت اشاره کرده؛ Nvidia یکی از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان سخت‌افزار گرافیکی در جهان.

طراحی و تولید تراشه‌های گرافیکی و واحدهای پردازش گرافیک، ساده نیست. کسانی که با برون‌سپاری آشنا هستند، در همان نگاه اول حدس می‌زنند که این کار، نامزد خوبی برای برونسپاری است. هنوز شرکت‌های برتر حوزهٔ تکنولوژی هم ترجیح می‌دهند تا حد امکان وارد بازی تراشه‌های الکترونیکی نشوند. اما نباید فراموش کنیم که تولیدکنندگان خودرو در مقایسه با دیگران (مثلاً تولیدکنندگان موبایل) تقاضای اندکی دارند. بنابراین قدرت چانه‌زنی آن‌ها کم است و همین عامل به تنهایی می‌تواند استراتژی آن‌ها را تغییر دهد.

هم جنرال‌موتورز و هم تسلا، و هم احتمالاً خودروسازهای دیگر، نمی‌توانند تمام سودی را که از تکنولوژی خودران به دست می‌آید، دو دستی به تولیدکنندگان سخت‌افزار هدیه کنند. بنابراین، با وجودی که به نظر عجیب می‌آید، طراحی و تولید سخت‌افزار را در دستور قرار داده‌اند.

برون سپاری در کروز - جنرال موتورز

اگر مدتی دربارهٔ برون‌سپاری مطالعه و تحقیق کنید به نتیجه می‌رسید که این موضوع، آن‌قدر پیچیده است و ظرافت‌های فراوان دارد که یک فرد می‌تواند تمام عمر حرفه‌ای خود را به مطالعه و پژوهش در برون‌سپاری اختصاص دهد و اصلاً عجیب نیست اگر یک مشاور مدیریت حوزهٔ تخصصی خود را صرفاً به این کار اختصاص دهد.

ما در یکی از درس‌های زیرمجموعهٔ استراتژی در متمم به بحث برون‌سپاری پرداخته‌ایم که مطالعهٔ آن می‌تواند مفید باشد:

برون سپاری و مزایا و معایب آن

#صنعت خودرو   #صنایع جهان   #استراتژی   #تکنولوژی

پتاسیم چیست؟ کمبود پتاسیم چه عوارضی دارد؟

پتاسیم (Potassium با علامت K در جدول تناوبی عناصر) یکی از سبک‌ترین فلزات روی زمین است که اتفاقاً در پوسته‌ی زمین و دریاها فراوان یافت می‌شود. فراوانی پتاسیم با فلزاتی مانند کلسیم، منیزیم و سدیم قابل مقایسه است (+).

این عنصر در بدن انسان هم نقش‌های متعددی دارد (سلول‌های ماهیچه‌ای خصوصاً ماهیچه‌های قلب، سیستم عصبی، ریتم قلب و …) و کمبود پتاسیم می‌تواند روی کارکرد این سیستم‌ها تأثیر منفی بگذارد. در موارد سبک‌تر کمبود پتاسیم خود را با خستگی، اسپاسم عضلانی و نامنظم شدن ضربان قلب نشان می‌دهد (+).

بدن ما نمی‌توان به شکل طبیعی پتاسیم تولید کند و ما پتاسیم مورد نیاز بدن‌مان را به کمک تغذیه تأمین می‌کنیم. میوه‌هایی مانند زردآلو، موز، سیب، کیوی،‌ خیار، بروکلی، اسفناج، پرتقال و آناناس حاوی پتاسیم هستند. لوبیا و آجیل (مغزهای خوراکی) هم منبع مناسبی برای تأمین پتاسیم محسوب می‌شوند.

میزان نیاز بدن به پتاسیم

برآورد می‌شود بدن یک انسان بالغ روزانه نزدیک به ۵ گرم پتاسیم (یا به شکل دقیق‌تر: ۴۷۰۰ میلی‌گرم) نیاز داشته باشد (+). برای این‌که تصوری از این عدد داشته باشید خوب است بدانید یک موز متوسط حاوی حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلی‌گرم پتاسیم است. یک عدد پرتقال بزرگ (مثلاً بین ۱۸۰ تا ۲۰۰ گرم) هم تقریباً همین میزان پتاسیم را در خود دارد.

۱۰۰ گرم اسفناج پخته حدود ۴۶۶ میلی‌گرم و ۱۰۰ گرم آووکادو نیز حدود ۴۸۵ میلی‌گرم پتاسیم در خود دارند.

تأثیر پتاسیم در کاهش فشار خون

پتاسیم نقش مهمی در کاهش فشار خون سیستولیک (عدد اول در فشار خون) ایفا می‌کند (+). به همین علت به بیمارانی که مشکل فشار خون بالا دارند توصیه می‌شود در رژیم غذایی خود از خوراکی‌هایی که پتاسیم بالا دارند استفاده کنند.

مزیت دیگر پتاسیم این است که هم‌زمان به دفع بهتر سدیم (کاهش اثرات نامطلوب نمک در خوراکی‌ها) هم کمک می‌کند (+).

مکمل‌های پتاسیم

اگرچه مکمل‌های پتاسیم در بازار در دسترس هستند، اما برخلاف بسیاری از مکمل‌های دیگر، پیشنهاد می‌شود چنین مکمل‌هایی صرفاً با تشخیص پزشک مصرف شوند. چرا که افزایش بیش از حد پتاسیم هم می‌تواند در کوتاه‌مدت و بلندمدت عوارض متعددی را به همراه داشته باشد (در حالت عادی، کلیه‌ی انسان مسئول تنظیم سطح پتاسیم است و اگر پتاسیم کمی بیشتر از حد مورد نیاز باشد، می‌تواند آن را به وسیله‌ی ادرار دفع کند).

بنابراین بهترین روش به دست آوردن پتاسیم بدن، استفاده از رژیم غذایی مناسب است و با در نظر گرفتن این‌که پتاسیم در بسیاری از خوراکی‌های سالم وجود دارد، تأمین ۵ گرم نیاز روزانه از طریق رژیم غذایی کار دشواری نیست.

اتیکت چیست؟ | معنی اتیکت و نکاتی درباره اتیکت رفتاری

اتیکت (به انگلیسی: Etiquette) واژه‌ای انگلیسی است که در اصل از زبان فرانسه وارد انگلیسی شده است (در فرانسه‌ی کهن به شکل Estiquette به کار می‌رفته).

معنی اتیکت در ابتدا به «آداب و رسومی که در همراهی با دیگران باید مورد توجه قرار بگیرند» محدود بوده است. به همین علت هنوز هم معمولاً از اصطلاح آداب معاشرت برای ترجمه اتیکت در فارسی استفاده می‌شود.

اما امروزه معنای اتیکت عمومی‌تر و گسترده‌تر از معاشرت و همراهی فیزیکی با دیگران است و موضوعات بسیار متنوعی از جمله اتیکت در فضای اینترنت (نتیکت)، اتیکت در نامه‌نگاری، اتیکت در برخورد با افراد ناشناس نیز زیرمجموعه‌ی اتیکت محسوب می‌شوند.

محمدرضا شعبانعلی در کتاب صوتی اتیکت، در پاسخ به این پرسش که «اتیکت چیست؟»، اتیکت را زیرمجموعه‌ای از اخلاق مدرن می‌داند و توضیح می‌دهد که توجه به یک مدل ذهنی مشخص، می‌تواند باعث شود که حتی در مواردی که اصول اتیکت رفتاری را به شکل رسمی نیاموخته‌ایم، بتوانیم رفتار و برخورد درست را حدس بزنیم.

برای رعایت اتیکت، فرض اصلی در مدل ذهنی ما باید این باشد که:

«وجود دیگران را به رسمیت بشناسیم و جایی بیشتر از آ‌نچه حق ماست را در محیط خود (خانه، کار، جامعه و جهان) اشغال نکنیم.»

چند نمونه دستورالعمل اتیکت رفتاری

با جستجوی کلمه‌ی Etiquette در گوگل، می‌توانید نمونه‌های کوچک و مختصری در دستورهای اتیکت رفتاری را که افراد، سازمان‌ها و NGO‌های مختلف در قالب کتابچه یا کتاب رایگان تهیه کرده‌اند (اغلب به زبان انگلیسی) پیدا کرده و دانلود کنید.

چند نمونه از این فایل‌ها را در ادامه آورده‌ایم:

کتاب اتیکت

یکی از کتاب‌های شناخته شده در مورد اتیکت در دنیا کتاب اتیکت امیلی پست است که اگر چه بخش‌هایی از آن ممکن است با فضای فرهنگی ما سازگار نباشد، اما هم‌چنان منبع شناخته‌شده‌ای در زمینه‌ی اتیکت محسوب می‌شود.

به‌طور خاص، بخشی از کتاب که به آداب معاشرت در محیط کار می‌پردازد، مطالب نسبتاً تازه‌ای دارد که خواندن آن را توصیه می‌کنیم.

کتاب صوتی اتیکت

محمدرضا شعبانعلی هم یک کتاب صوتی اتیکت تهیه کرده که در آن به صورت مختصر (حدود سه ساعت و نیم) به جنبه‌های مختلف اتیکت پرداخته و توضیح داده است که اتیکت یعنی چه. موارد زیر از جمله موضوعاتی هستند که در این مجموعه به آن‌ها پرداخته شده است:

  • اتیکت چیست – مقدمه ای درباره اتیکت و تعریف آن
  • مدل ذهنی حاکم بر اتیکت
  • اتیکت در اماکن عمومی
  • اتیکت در مهمانی ها – مهمان بودن و میزبان بودن
  • اتیکت در حوزه دادن و گرفتن هدیه
  • اتیکت جلسات کاری (حدود سی دقیقه)
  • اتیکت حضور در فضاهای نمایشگاهی
  • مقدمه ای بر اتیکت در فضای مجازی (حدود بیست و پنج دقیقه‌)

اگر علاقه‌مند هستید که بدانید اتیکت چیست و با جنبه‌های مختلف آن آشنا شوید می‌توانید به صفحه‌ی دانلود فایل صوتی نمونه و خرید کتاب صوتی اتیکت در سایت متمم سر بزنید.

کارها و عادتهای خوب روزانه برای زندگی بهتر

چند نکته درباره اتیکت هدیه دادن

حفظ حریم شخصی – یکی از نکات مهم در‌ آداب معاشرت

اتیکت رفتار با کودکان

اتیکت مربوط به حیوانات خانگی

منظور از شکست اخلاقی چیست؟

در ساده‌ترین تعریف، افرادی که به اخلاق مذهبی یا هر شکل دیگری از اخلاق معتقد هستند، شکست اخلاقی را به عنوان شکست در رعایت اصول اخلاق و انجام کارهایی خلاق قواعد اخلاق تفسیر می‌کنند.

اما شکست اخلاقی (به انگلیسی: Moral Failure) یکی از مفاهیم مطرح شده در فلسفه اخلاق است و تعریف ویژه‌ی خود را دارد.

لیزا تسمن (Lisa Tessman) در کتاب خود با عنوان Moral Failure که در سال ۲۰۱۴ توسط دانشگاه آکسفورد منتشر شده، شکست اخلاقی را به این صورت تعریف می‌کند:

«شکست اخلاقی یعنی به تناقض رسیدن میان آن‌چه من باید انجام دهم (I must) با آن‌چه اخلاق از من می‌خواهد انجام ندهم (I can’t).»

تسمن تأکید می‌کند که معمولاً در تعریف اصول اخلاقی همواره فرض بر این است که این اصول در ذات خود اجرایی هستند و اگر کسی آن‌ها را رعایت نکند، خطا از اوست. در حالی که انسان‌ها گاهی در زندگی خود به نقطه‌ای می‌رسند که جز تخطی از اصول اخلاقی، چاره‌ای ندارند. او بخشی از مسئولیت شکل‌گیریِ پارادکس میان خواسته‌های اخلاقی و خواسته‌های دنیای واقعی را بر عهده‌ی اخلاق و چارچوب‌های صلب و دشوار آن و طرح خواسته‌های فراتر از ظرفیت انسان از سوی اخلاق و اخلاق گرایان می‌داند.

اما همه‌‌ی اندیشمندان، در بحث شکست اخلاقی تقصیر را به گردن اخلاق نینداخته‌اند.

به عنوان مثال، مقصود فراستخواه جامعه شناس ایرانی در کتاب ما ایرانیان، با وجودی که شکست اخلاقی را – مانند تسمن – شکل گیری تعارض میان اصول اخلاقی و شرایط اجتماعی می‌داند، اما مسئولیت این تعارض‌ها را بر دوش اخلاق، متمرکز نمی‌کند.

ضمن این‌که فراستخواه معتقد است که شکست اخلاقی، همان‌گونه که می‌تواند برای یک فرد روی دهد، برای یک جامعه نیز قابل تصور است. او در کتاب خود چنین می‌گوید:

«متن زیست ما و موقعیت‌های جغرافیایی و اجتماعی و سیاسی و مناسبات اقتصادی ما برای فضیلت مساعد نیست.

راستی و انصاف برای ایرانی حقیقتاً بسیار باارزش و خواستنی و ستودنی است. اما میدان بازی، گِل‌آلود است. بازی منصفانه در عمل دشوار می‌شود.

خطری که در این‌جا در کمین ما نشسته است و خطر کوچکی نیست، آن است که به‌طور ضمنی نتیجه بگیریم، ارزش‌های تابناک را فقط باید گذاشت در آسمان‌ها چشمک‌ بزنند. ولی در زمین باید راه را در پیش گرفت و زرنگی کرد و رفاقت‌بازی کرد و تملق کرد و از هر نمدی، کلاهی برای خویش دوخت. دروغ گفت و گلیم خود را از آب بیرون کشید و مابقی قضایای مقتضیه!

اگر بیشتر مردم یک چنین نتیجه‌ای را ولو به شکل ضمنی بگیرند، من اسم این شکست را شکست اخلاقی جامعه می‌گذارم.»

Embed یعنی چه؟ کاربرد کد Embed چیست؟

خودِ کلمه‌ی Embed به معنای جاسازی کردن و جا دادن است. اما در دنیای تکنولوژی، کلمه Embed کاربردهای تخصصی متنوعی پیدا کرده و بسته به این‌که آن را در کجا می‌خوانید و می‌شنوید، می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد.

جا دادن یک کد یا یک فایل داخل یک فایل دیگران

یکی از معانی Embed این است که شما یک کد یا فایل را در داخل فایلی دیگر جاسازی کنید. مثلاً یک برنامه‌نویس، به جای این‌که از داخل برنامه‌‌اش، یک کد یا زیربرنامه‌ی دیگر را در بیرون از فضای خود فراخوانی کند، آن کد را مستقیماً داخل برنامه‌ی خودش قرار دهد، می‌گوید که کد را Embed کرده است.

اما لازم نیست حتماً برنامه‌نویس باشید تا با Embed کردن سر و کار پیدا کنید. اگر با پاورپوینت کار کرده باشید، کاربرد دیگر Embed کردن را هم می‌دانید و آن جاسازی فونت‌ها داخل فایل ارائه است.

با توجه به این‌که ممکن است اسلایدهایتان روی کامپیوتری نمایش داده شود که فونت‌های شما را ندارد، با Embed کردن، فونت را داخل فایل جاسازی می‌کنید و فایل را در اختیار هر کس که قرار دهید، به فونت‌های شما هم دسترسی خواهد داشت و اسلایدهایتان به همان شکل اصلی که مد نظر شماست، نمایش داده خواهد شد (اصطلاحاً فونت‌هایش به هم نخواهد ریخت).

[ مطالعه‌ی بیشتر: فونت فارسی در پاورپوینت ]

قرار دادن فیلم، کلیپ صوتی یا سایر فایل‌ها داخل یک صفحه‌ی وب

اصطلاح کد Embed را در جاهای دیگری هم می‌بینید.

مثلاً اگر بخواهید یک کلیپ آپارات یا ویدئویی در سایت تد را داخل پست وبلاگ یا وب‌سایت خود قرار دهید، با استفاده از Embed کردن، دیگر مجبور نیستید آن کلیپ را دانلود کرده و دوباره روی هاست خود، Upload کنید (طبیعتاً بار ترافیکی تماشای کلیپ را هم، تحمل نخواهید کرد).

در آپارات زیر هر کلیپ، دکمه‌ی بیشتر قرار دارد و اگر روی آن کلیک کنید، کد Embed (که باید در سایت خود قرار دهید) نمایش داده می‌شود:

کاربرد کد Embed

البته بسته به نرم افزاری که استفاده می‌کنید، محل پیشنهاد کد Embed فرق می‌کند. اما معمولاً با کمی جستجو به سادگی می‌توانید آن را پیدا کنید.

در بسیاری از سرویس‌ها (از جمله اسلایدشیر) هم، می‌توانید کدهای Embed را به عنوان زیرمجموعه‌ی گزینه‌ی به اشتراک گذاری (Sharing) بیابید و از آن‌ها استفاده کنید:

کد Embed

Embed در اینستاگرام

اینستاگرام هم گزینه‌ی Embed را با کاربرد مشابه در اختیار شما قرار می‌دهد. اگر اینستاگرام را در مرورگر وب خود باز کنید، علامت سه‌نقطه را در کنار هر پست می‌بینید:

کاربرد Embed در اینستاگرام چیست؟

اگر روی آن کلیک کنید، گزینه‌ی Embed در اختیار شما قرار می‌گیرد:

گزینه Embed در اینستاگرام

مثلاً الان تصویر زیر با استفاده از کد Embed در این نوشته قرار داده شده است:

 

View this post on Instagram

 

Weekend Hashtag Project: #WHPUpToMe The theme this week? You get to pick! This weekend the challenge is to come up with your very own WHP theme and bring it to life through photos and videos. Need some inspiration? Check out this image by floral designer Doan Ly (@doan_ly). Here are some tips to get started: ? Find your inspiration. Think about the people or things that mean the most to you, whether it’s a childhood memory or a favorite work of art. ? Make the rules. Then break the rules. Since you get to pick the theme, we’re giving you full permission to tap into your imagination, explore your interests and showcase your creativity. ? Explain your theme. In addition to #WHPUpToMe, include your own make-believe WHP hashtag in your caption. Write about your theme and its inspiration. PROJECT RULES: Please add the #WHPUpToMe hashtag only to photos and videos shared over this weekend and only submit your own visuals to the project. By adding the #WHPUpToMe hashtag, you consent to and grant Instagram all rights to repost your photo or video. If you include music in your video submissions, please only use music to which you own the rights. Any tagged photo or video shared over the weekend with the #WHPUpToMe hashtag is eligible for the project and, if selected, to be featured next week. Featured photo by @doan_ly

A post shared by Instagram (@instagram) on

 

همان‌طور که می‌بینید، در این‌جا Embed کردن، تقریباً معنایی عکسِ Embed کردن در پاورپوینت پیدا کرده است (البته هنوز، اصطلاح جاسازی درباره‌ی هر دو صدق می‌کند).

ما در پاورپوینت با Embed کردن، فایل را حجیم‌تر می‌کنیم؛ اما در مقابل، خیال‌مان راحت است که فایل ارائه همه جا به درستی نمایش داده می‌شود.

در این‌جا با Embed کردن، اتفاقاً می‌کوشیم از بار حجم اضافه رها شویم و البته این ریسک را می‌پذیریم که هرگاه، فایل از سرور اصلی برداشته شد (یا مسئولان تصمیم گرفتند آن سایت را از بازدیدکنندگان ایرانی محروم کنند)، باکس خالیِ آزاردهنده برای کاربر نمایش داده شود.

شرکت ارنست اند یانگ یا EY

شرکت ارنست اند یانگ (Ernst & Young) از جمله شرکت‌های بزرگ در زمینه‌ی مشاوره مدیریت و به‌طور خاص، حسابداری و حسابرسی در جهان است.

البته معمولاً آن را به صورت EY می‌شناسند و می‌خوانند و نام آن کمتر به شکل کامل نوشته و نقل می‌شود.

شرکت ارنست اند یانگ بیش از یک قرن قدمت دارد و ابتدا در سال ۱۹۰۳ با نام ارنست اند ارنست (Ernst & Ernst) راه‌اندازی شده است (توسط دو نفر به نام‌های آلوین ارنست و تئودور ارنست).

رشد اولیه‌ی این شرکت در دهه‌ی بیست میلادی انجام شد و بیش از بیست دفتر وابسته به Ernst & Ernst تأسیس شدند.

اغلب شرکت‌های مشاوره مدیریت در جهان، بارها فرایند خریداری و ادغام و جابجایی مالکیت را تجربه کرده‌اند و E&E هم از این روند مستثنی نبوده است.

آن‌چه ما امروز به عنوان ارنست اند یانگ می‌شناسیم، حاصل ادغام E&E با شرکت آرتور یانگ (Arthur Young) در سال ۱۹۸۹ است. خود آن شرکت هم در طول عمر خود، از ادغام مجموعه‌های متعددی شکل گرفته؛ در حدی که در سایت EY گفته شده که تأسیس قدیمی‌ترین بخش شرکت EY به سال ۱۸۴۹ بازمی‌گردد (+).

دفتر شرکت ارنست اند یانگ لندن

دفتر شرکت ارنست اند یانگ لندن (منبع)

این شرکت بیش از ۲۶۰هزار کارمند در هفتصد دفتر خود در نقاط مختلف جهان دارد و درآمد حاصل از فروش خدمات آن در سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۳۵ میلیارد دلار بوده است.

با وجودی که شرکت ارنست اند یانگ از شرکتهای بسیار معتبر و تحسین شده در زمینه‌ی حسابداری و مشاوره امور مالیاتی است، اما هر از چند گاهی، افشاگری‌هایی درباره‌ی کمک به شرکتها برای اجتناب از پرداخت مالیات، بحران‌هایی را در فضای رسانه‌ای و بین‌المللی برای این شرکت ایجاد کرده است.

لارس اسوندسن | فیلسوف نروژی

لارس اسوندسن (Lars F. Svendsen) یک فیلسوف و نویسنده نروژی است که کتابهای ساده با نگاه فلسفی در زمینه موضوعات مختلف زندگی می‌نویسد. موضوعاتی که لارس اسوندسن به آن‌ها می‌‌پردازد معمولاً دغدغه‌های عمومی انسان‌ها هستند.

اسوندسن متولد سال ۱۹۷۰ است و به شغل تدریس فلسفه در دانشگاه برگن اشتغال دارد (البته شهرت او به واسطه‌ی کتابهایش است و نه جایگاه دانشگاهی‌اش).

از جمله کتابهای لارس اسوندسن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کتاب کار (Work) که توسط فرزانه سالمی به فارسی ترجمه شده
  • کتاب فلسفه ترس (A Philosophy of Fear) که توسط خشایار دیهیمی به فارسی ترجمه شده
  • کتاب فلسفه ملال (A Philosophy of Boredom) که افشین خاکباز آن را به فارسی ترجمه کرده است
  • کتاب فلسفه تنهایی (A Philosophy of Loneliness) که خشایار دیهیمی آن را به فارسی ترجمه کرده است
  • کتاب فلسفه فشن  (A Philosophy of Fashion)
  • کتاب فلسفه بدی (A Philosophy of Evil)

ویژگی مشترک کتابهای اسوندسن این است که می‌کوشد تا حد امکان، طرفِ یک اردوگاه فکری مشخص را نگیرد و به این شیوه، مخاطب را به نوعی گردشگری در فلسفه‌ی هر موضوع دعوت کند.

البته چنین کاری هرگز به صورت مطلق امکان‌پذیر نیست؛ اما لااقل نویسنده می‌کوشد تا حد امکان، در گفته‌ها و نوشته‌های خود دفاع متعصبانه‌ای از یک مکتب فکری ارائه ندهد.

اگر دوست داشته باشید صدای او را بشنوید و چند دقیقه، بی‌واسطه به حرف‌هایش گوش دهید، می‌توانید فایل صوتی زیر را که مصاحبه‌ای با او درباره‌ی فلسفه‌ی ملال است، دانلود کرده و بشنوید:


دانلود فایل صوتی مصاحبه (mp3)