دادا و دادائیسم چیست؟ (در ۲۴۶ کلمه)

دادا و دادائیسم یک جنبش هنری است که در سال ۱۹۱۶ شکل گرفت و هنرمندانی از آلمان، فرانسه و سوئیس در شکل‌گیری آن نقش داشتند.

دادائیسم را هم مانند بسیاری از جنبش‌ها باید در بستر زمانه‌ی خود (دوران جنگ جهانی اول) شناخت و درک کرد.

اگر بخواهیم دادائیسم را در یک قانون خلاصه کنیم، باید بگوییم که قانون آن بی قانونی است. دادائیسم از چارچوب گریزان است و تاکید دارد که نمی‌خواهد گرفتار چارچوب‌های رسمی، عقل، منطق و اصول و قواعد شود.

نام دادائیسم هم بر اساس قاعده‌ی کلی دادا (بی قانونی) انتخاب شده است. کاغذی را در میانه‌ی یک دیکشنری فرو کرده‌اند و اولین کلمه‌ای که در صفحه مشاهده شده (دادا) به عنوان نام جنبش خود انتخاب کرده‌اند. این قانون گریزی و چارچوب ستیزی را می‌توان در مانیفست دادائیسم که توسط هوگو بال نوشته و در همان زمان هم خوانده شده است، مشاهده کرد.

دادائیست‌ها، برای انتقال پیام خود، هیچ ابزاری را به صورت مطلق به ابزار دیگر ترجیح نمی‌دهند.

به عبارتی، برای آنها استفاده از اشیاء فیزیکی، رنگ، کاغذ یا هر ابزار دیگری که بتواند رسانه‌ای برای پیام‌شان باشد، مطلوب و پسندیده است.

اثری از Man Ray با نام کادو یا هدیه

اثری دادائیستی از Man Ray با نام کادو (هدیه)

دادا زمانی که به تدریج به یک جریان پذیرفته شده تبدیل می‌شد، دقیقاً به همین علت، توسط دادائیست‌ها کنار گذاشته شد.

مارسل دوشان و سالوادور دالی، از جمله هنرمندان معروف و مطرح پیرو این مکتب محسوب می‌شوند. مکتبی که بعداً سورئالیسم از آن زاده شد.

منبع برای مطالعه بیشتر: Arty Factory

تبلیغات محیطی چیست؟

تبلیغات محیطی یکی از انواع تبلیغات بیرون از خانه است که البته گاهی اوقات مترادف اصطلاح تبلیغات بیرون از خانه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تعریف تبلیغات محیطی

بیلبوردها، پوسترهای بزرگ و استرابوردهایی که روی خیابان‌ها و اتوبان‌ها و در فضاهای عمومی کنار آنها به نمایش گذاشته می‌شوند، تبلیغات محیطی نامیده می‌شوند.

تعرفه تبلیغات محیطی معمولاً توسط شهرداری‌ها یا سازمان‌های زیرمجموعه آنها (مثلاً سازمان زیباسازی شهرداری تهران) تعیین می‌شود.

تعریف تبلیغات محیطی بر اساس آیین نامه شورای شهر تهران

شورای شهر تهران دو مفهوم مرتبط با تبلیغات محیطی را تحت عنوان‌های رسانه تبلیغات محیطی و فضای تبلیغات محیطی شهر تعریف کرده است:

رسانه تبليغات محيطی عبارت است از هر نوع وسيله و ابـزار اعـم از تابلوهای شهری (بيلبورد)، پلاكارد، برزنت، نمايشگرهای الكترونيكی، ديجيتالی و ليزری، ماكت حجمی، بالن، برچسب و امثال اينها كه به منظور انتقال پيام در فضای شهری مورد استفاده و بهره برداری قرار ميگيرد (منبع کامل).

فضای تبليغات محيطی شهر عبارت است از هر نوع مكان و محلی كه به هر شكل ممكن شرايط لازم و مناسب را برای استقرار و بهره برداری رسانه محيطی داشته باشد، به نحوی كه امكان رساندن پيام به مخاطبان با استفاده از رسانه محيطی در آن مكان ميسر باشد. اين فضاها شامل كليه مكانهای عمومي شهر، فضاهای تاريخی، كف و حاشيه مسيرهای پياده و سواره رو، پلها، بدنه مبلمان شهری، ايستگاهها و جداره بيرونی و درونی و سايط نقليه عمومی، بام و نمای بناهای ساخته شده و يا در حال ساخت اعم از خصوصی يا عمومی، آسمان شهر، اشجار و فضاي سبز، كوه ها و امثالهم می‌باشد.

تعریف دقیق‌ تبلیغات بیرون از خانه و مزایا و معایب تبلیغات محیطی

در متمم، تبلیغات بیرون از خانه و نیز مزایا و معایب تبلیغات محیطی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته‌اند.

تبلیغات محیطی چیست؟ تعرفه تبلیغات محیطی را چه کسی تعیین می‌کند

مجمع جهانی اقتصاد (اجلاس داووس) چیست؟

مجمع جهانی اقتصاد (به انگلیسی: World Economic Forum) در سال ۱۹۷۱ توسط یک استاد آلمانی الاصل حوزه‌ی کسب و کار به اسم کلاوس مارتین شواب (Klaus Martin Schwab) که در دانشگاه ژنو تدریس می‌کرد، تاسیس شده است.

از آنجا که جلسات این مجمع در داووس (Davos) سوییس برگزار می‌شود، عموماً در رسانه‌ها با عنوان اجلاس داووس مورد اشاره قرار می‌گیرد.

موقعیت جغرافیایی داووس روی نقشه کشور سوییس - محل برگزاری اجلاس داووس یا مجمع جهانی اقتصاد

مجمع جهانی اقتصاد یک سازمان غیرانتفاعی ثبت شده در سوییس است که می‌کوشد با ایجاد تعامل میان رهبران بزرگ سیاسی، اقتصادی و صنعتی جهان، به تسریع مسیر توسعه در سطح جهانی، منطقه‌ای و صنعتی کمک کند.

داووس همواره کوشیده است نام خود را با تحول و تغییر و آینده همراه و مترادف نشان دهد.

پیش بینی و ارزیابی ریسک‌های موجود در توسعه جهان، پیش بینی #سناریوهای تحول در آینده‌ی جهان و توسعه استراتژی های توسعه اقتصادی پایدار در جهان، از جمله مواردی است که مجمع جهانی اقتصاد در بیانیه ماموریت خود مطرح کرده و مورد توجه قرار داده است.

کلاوس مارتین شواب، در نخستین سالهای تاسیس مجمع جهانی اقتصاد، معمولاً از رهبران اقتصادی اروپای غربی برای شرکت در این مجمع دعوت می‌کرد.

اگر چه بعداً رهبران سیاسی و اقتصادی و اجتماعی از سراسر جهان، به این مجمع دعوت شدند و عملاً مجمع جهانی اقتصاد واقعاً شکلی جهانی به خود گرفت.

در حال حاضر، علاوه بر ماموریت‌های اولیه، مواردی مانند تروریسم، منابع جهانی آب، بهداشت و سلامت نیز معمولاً در دستور کار اجلاس داووس قرار می‌گیرد.

[مطلب مرتبط: آیا چین رهبر اقتصاد جهانی می‌شود؟]

[مطلب مرتبط: بحث فرصت‌ها و تهدیدهای تکنولوژی‌های نوین در داووس]

معنی کلمه مباح چیست؟ مباهات به چه معناست؟

واژه‌ی مباح واژه‌ای عربی به معنای مجاز است.

اما در زبان فارسی، معمولاً به معنای فقهی آن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

به این معنا که وقتی می‌گوییم کاری مباح است یعنی اینکه شرع، آن را واجب یا مستحب یا حرام یا مکروه ندانسته و در واقع، در قبال آن موضع گیری صریح نکرده است و آن را مسکوت گذاشته است.

تذکر اول: این واژه هیچ نوع ارتباطی با واژه‌ی عربی مباهاة (که ما آن را به صورت مباهات می‌نویسیم) و به معنای احساس تفاخر و بزرگی کردن و افتخار کردن و مفاهیمی از این دست به کار می‌رود ندارد.

تذکر دوم: واژه‌ی تباهی در زبان عربی به افتخار کردن و حس غرور و مفاهیمی مانند این اشاره دارد و واژه‌ی تباهی که ما در فارسی به کار می‌بریم از ریشه‌ی پهلویِ تبه به معنای فساد و نابود شدن است که واژه‌هایی مانند تبه‌کار هم از ان ریشه گرفته‌اند.

بنابراین نباید شکل یکسان این دو کلمه در فارسی و عربی، باعث شود که معنای آنها را یکسان یا حتی مشابه فرض کنیم.

بیانیه بوگوتا (۱۹۷۶) چیست؟

اولین پیمان جدی فضایی، در سال ۱۹۶۷ تنظیم شده است.

این پیمان به مالکیت فضای بیرون زمین پرداخته و نیز چارچوب‌های فعالیت و کاوش در فضای خارج از زمین را مورد بررسی قرار داده است.

مهم‌ترین تلاش این معاهده سلب حق مالکیت از دولت‌ها و کشورها است و تاکید بر اینکه فضا متعلق به همه‌ی مردم زمین است و نه یک دولت خاص.

بعد از این معاهده، پیمان‌های متعدد دیگری هم امضا شده‌اند که از جمله‌ی آنها می‌توان به پیمان ۱۹۶۸ اشاره کرد. در این پیمان که ایران هم آن را امضا کرده است، کشورها متعهد شده‌اند که اگر اشیاء فضایی یا فضانوردان در فضا یا زمین دچار مشکل شدند، همه‌ی تلاش خود را برای نجات آنها به کار بگیرند.

اما یکی از شگفت‌انگیزترین بیانیه‌های تاریخ اکتشاف فضا، بیانیه بوگوتا است که در سال ۱۹۷۶ توسط برخی از کشورهای قرار گرفته در اطراف خط استوا اعلام شد و سندی نیز بین آنها به امضا رسید که به پیمان بوگوتا مشهور است.

این کشورها اعلام کردند که ماهواره‌های زمین-ایست (Geostationary) که بر بالای سرزمین آنها در مدار استوا متوقف هستند، باید بپذیرند که در قلمرو آنها قرار دارند.

در این بیانیه تاکید شده که فضای بالای سر هر کشور هم جزو منابع طبیعی آن کشور محسوب می‌شود و هر کس از فضا استفاده می‌کند باید به این مسئله توجه داشته باشد (متن کامل)

بیانیه بوگوتا هرگز اجرایی نشد.

اما به عنوان یکی از فعالیت‌های ماندگار در تاریخ اکتشاف فضا، ثبت شده و مورد استناد قرار می‌گیرد.

احتمالاً مطالعه‌ی فهرست سایر پیمان‌های مرتبط با فضا و کشورهایی که آنها را امضا کرده‌اند می‌‌تواند برای شما جالب باشد.

امروز اکثر ماهواره‌های مخابراتی جهان روی خط استوار قرار دارند و به صورت Geosync یا Geostationary فعالیت می‌کنند.

نام کشورهایی که بیانیه بوگوتا را امضا کردند:

کنگو. اکوادور. کنیا. اندونزی. اوگاندا. برزیل. کلمبیا. زئیر.

مدرپ (Med Rep) کیست و شرکت‌ها از استخدام مدرپ‌ چه هدفی دارند؟

مدرپ (به صورت مِدرِپ یا Med Rep خوانده می‌شود) از جمله موقعیت‌های شغلی است که به سختی می‌توانید حد و مرز دقیق آن را تغیین کنید.

واژه‌ی مدرپ از اصطلاح Medical Sales Representative (نماینده فروش پزشکی) گرفته شده است و بر این اساس، می‌توان هر فردی را که برای معرفی و فروش محصولات و تجهیزات در صنعت پزشکی به مشتریان مراجعه می‌کند و با آنها در تماس است، مدرپ دانست.

با این حال در ایران در بسیاری از شرکت‌ها رایج است که دو موقعیت شغلی متفاوت به عنوان ویزیتور (یا فروشنده) و مدرپ (یا نماینده علمی) در نظر می‌گیرند و به عبارتی، مدرپ را در موقعیتی بالاتر از سایر فروشندگان قرار می‌دهند.

حتی ممکن است مدرپ صرفاً به معرفی محصول و پاسخ‌گویی در مورد ویژگی‌های آن بپردازد و عملیات فروش به کارشناسان فروش واگذار شود.

به علت اختلاف نظر در مورد تعریف موقعیت شغلی مدرپ‌، طبیعتاً در زمینه تنظیم شرح شغل و شرایط احراز شغل برای مدرپ‌ها هم دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.

اما آن‌چه اتفاق نظر بر روی آن وجود دارد این است که فروشندگان در حوزه‌های زیر را می‌توان به عنوان مدرپ (MedRep) در نظر گرفت:

  • فروشندگان فعال در شرکت‌های دارویی
  • فروشندگان تجهیزات پزشکی
  • فروشندگان نرم افزارهای پزشکی
  • فروشندگان ابزارها و اکسسوارهای مرتبط با بهداشت، درمان و سلامت
  • فروشندگان محصولات و راهکارهای حوزه‌ی بیوتکنولوژی

در ایران، معمولاً فارغ التحصیلان رشته های پزشکی و پیراپزشکی، شیمی، زیست شناسی، میکروبیولوژی و صنایع غذایی و دارویی، از جمله کسانی هستند که به عنوان مدرپ فعالیت می‌کنند.

نفتا چیست؟ (NAFTA) – توافق / پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی

نفتا (NAFTA) مخفف عبارت North American Free Trade Agreement است که آن را قرارداد یا پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی هم می‌نامند.

پیمان نفتا، یک توافق سه جانبه است که بین ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک منعقد شده.

هدف از توافق نفتا، حذف تدریجی موانع مبادلات تجاری بین آمریکا، مکزیک و کانادا (در یک بازه‌ی زمانی پانزده ساله) بوده است.

مرور کوتاهی به تاریخچه نفتا

پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی یا نفتا، از آغاز سال ۱۹۹۴ (زمان کلینتون) اجرایی شد و قرار شد جایگزین پیمان ضعیف‌تر و دوجانبه‌ای باشد که قبلاً بین آمریکا و کانادا وجود داشت. البته چارچوب اولیه‌ی نفتا از سال ۱۹۸۷ و در زمان رونالد ریگان در حال تدوین و تنظیم بود.

قبل از فعال شدن نفتا، انتقادات متعددی به توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی وجود داشته که تعداد زیادی از آنها بر بحث اثرات زیست محیطی و همچنین اثرات منفی بر روی اشتغال در آمریکا تاکید داشتند.

به همین علت، در کنار توافق نفتا، دو توافق جانبی هم برای اجتناب از اثرات منفی مذکور منعقد شد.

[ مطلب مرتبط: تفاوت توافق نامه و تفاهم نامه چیست؟ ]

دفاع دولت آمریکا از نفتا

دولت آمریکا همواره از منافع نفتا برای این کشور صحبت کرده است (+).

از جمله اینکه برای تعداد زیادی از ایالت‌های آمریکا، مکزیک و کانادا جزو مقاصد مهم صادراتی هستند و حذف موانع تجاری، می‌تواند فرصت‌های شغلی بیشتر و رونق اقتصادی برای کسب و کارهای آمریکایی ایجاد کند.

آمارها و برآوردها هم نشان می‌دهد که تولید ناخالص داخلی هر سه کشور در اثر توافق نفتا، افزایش داشته است.

انتقادات به نفتا

واقعیت این است که نفتا همزمان با ایجاد فرصت برای افزایش صادرات آمریکا، فضا برای انتقال زیرساخت‌های تولیدی به مکزیک را هم فراهم کرده است.

به عبارتی، شغل‌های زیادی در مکزیک ایجاد شده‌اند که مردم در حالت عادی معتقد بودند که می‌توانستند در آمریکا ایجاد شوند (مثلاً تولید خودرو فورد).

از سوی دیگر، شغل‌های جایگزین دیگری در صنایع دیگر آمریکا، به واسطه‌ی نفتا به وجود آمده.

بنابراین، به سادگی نمی‌توان در مورد اثرات مثبت یا منفی نفتا بر اشتغال در آمریکا صحبت کرد و بیشتر نظرات و صحبت‌ها، بر پایه‌ی تحلیل‌های شخصی (یا سازمانی) استوار است.

مطرح‌ترین منتقد نفتا، آخرین رییس جمهور آمریکا (دونالد ترامپ)‌ است که لغو یا مذاکره مجدد در مورد نفتا را در میان وعده‌های انتخاباتی‌اش مطرح کرد و پیشنهاد کرد که مالیات سنگین بر روی محصولات وارداتی از مکزیک وضع شود.

با توجه به اینکه ایجاد شغل در مکزیک از طریق محصولات وارداتی، بسیار واضح و قابل مشاهده است و شغل‌های غیرمستقیم ایجاد شده در آمریکا، برای مردم چندان قابل درک یا قابل سنجش نیست، این دیدگاه او در میان مردم عادی طرفداران زیادی نیز داشته است.

مخالفت ترامپ با نفتا و معاهده‌های مشابه در حدی جدی است که این دیدگاه مطرح شده که شاید به زودی چین، در غیاب آمریکا، رهبری اقتصاد آزاد جهانی را در اختیار بگیرد.

اسکولاستیک یعنی چه؟

اسکولاستیک (Scholastic) را در فارسی مَدرَسی ترجمه می‌کنند. همچنین اسکولاستیسیزم عموماً به صورت گرایش به تفکر مدرسی یا حاکمیت تفکر مدرسی ترجمه می‌شود.

اصل واژه هم از Schola گرفته شده که با واژه‌ی School (مدرسه) هم‌ریشه است.

در قرن ۱۱ تا ۱۷ میلادی، در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های رسمی – که تحت نظارت کشیشان بود – این شیوه‌ی تفکر ترویج می‌شد که: علم، باید در خدمت مسیحیت باشد. در غیر این صورت باطل است و مفید نیست.

این کار به شیوه‌های مختلفی انجام می‌شد: یکی اینکه دستورات و انتظارات و باور‌ها و احکام کشیشان مطرح می‌شد و سپس باید دانشجویان و دانشمندان به شکلی تحقیق و تحلیل می‌کردند که به همان نتایج برسند. دیگر اینکه، کشیشان در بین علوم مختلف، شاخه‌هایی را که دستاوردهای مفید – در خدمت کلیسا – داشت، مورد حمایت قرار می‌دادند و درس‌ها و بحث‌ها و علومی که نتایج آنها می‌توانست برای کلیسا مضر باشد را حذف و پالایش می‌کردند و به این شکل، تقویم درسی مدرسه‌ها و آکادمی‌ها چیده می‌شد.

منطق اسکولاستیک، حکمت اسکولاستیک، فلسفه اسکولاستیک، قرائت اسکولاستیک از علوم طبیعی، همه و همه به همین مفهوم – البته در حوزه‌های مختلف – اشاره دارند.

اگر چه نگرش مدرسی، طی چند قرن تقریباً در تمام جهان مسیحیت حاکم بود، اما سن توماس آکویناس را نماد و شخص شاخص آن تفکر می‌دانند. این مسئله احتمالاً ناشی از حجم گسترده‌ی تالیفات و تحقیقات و استدلال‌هایی است که وی، در راستای نگرش اسکولاستیک منتشر کرده است.

لازم است توجه داشته باشیم که اسکولاستیک و اسکولاستیسیزم، اصطلاح مورد قبول یا مورد استفاده‌ی کشیشان و کلیسا نبوده است. چون آنها معتقد بودند که در حال پالایش و پاکسازی علم هستند و آنچه باقی می‌ماند، بخشی از علم نیست. بلکه تمام علم است و آنچه حذف شده، صرفاً حرف‌هایی گمراه‌کننده است که ظاهر علمی داشته است.

اسکولاستیک، اصطلاحی است که توسط مخالفان آن نگرش – و به طور خاص در دوران رنسانس – رایج بود و به کار گرفته می‌شد. آنها وقتی از علم اسکولاستیک یا منطق اسکولاستیک (سواد مدرسه‌ای) حرف می‌زدند، در واقع در حرفشان این طعنه را داشتند که: علم، البته به شرطی که با کلیسا همخوان باشد و منطق، البته به شرطی که منطق کلیسا را نقض نکند.

بیماری های غیربالینی یا Subclinical چه هستند؟

صفت غیربالینی یا Subclinical در مورد بیماری‌هایی به کار می‌رود که هنوز آن‌قدر پنهان هستند که نشانه‌ها و عوارض بیرونی آنها به سادگی قابل مشاهده نیست.

حتی اگر هم برخی نشانه‌های بیماری بروز کنند، به سادگی می‌توان آنها را به علت‌هایی غیر از بیماری منسوب کرد و مربوط دانست.

بسیاری از بیماری‌های فیزیولوژیک و روانی، مقطعی را به صورت غیربالینی یا Subclinical می‌گذرانند تا به تدریج نشانه‌های بیشتری از آنها به شکل کاملاً جدی و قابل مشاهده بروز کند.

معمولاً وقتی پزشکان از بیماری در سطح غیربالینی صحبت می‌کنند، منظورشان سطحی از بیماری است که عوارض قابل مشاهده ندارد.

اما وقتی روانشناسان و روان‌درمان‌گرها از بیماری های غیربالینی صحبت می‌کنند، منظورشان این است که ممکن است برخی نشانه‌ها بروز کرده باشند، اما در حدی نیستند که بتوان آنها را به بیماری نسبت داد.

اتوبیوگرافی چیست؟

اتوبیوگرافی (Autobiography) که گاهی در فارسی به آن خودزندگی‌نامه هم می‌گویند، روایتی است که یک نفر از زندگی خودش تالیف و تدوین می‌کند.

نویسندگان، متفکران و سیاستمداران از جمله کسانی هستند که به سراغ نوشتن اتوبیوگرافی می‌روند.

آیا اتوبیوگرافی اعتبار دارد؟

باید بپذیریم که حتی اگر نویسنده کوشیده باشد که تا حد امکان بدون جانبداری و منصفانه به روایت زندگی خود بپردازد، به هر حال وجود سوگیری در اتوبیوگرافی اجتناب ناپذیر است.

[مطالعه بیشتر: سوگیری و انواع آن]

اما از سوی دیگر، با توجه به اینکه دیگر نویسندگان و گزارشگرانی که زندگی اشخاص را روایت می‌کنند نیز، گرفتار سوگیری (و احتمالاً غرض ورزی و تعصب) هستند، همچنان می‌توان اتوبیوگرافی را به عنوان یکی از منابع مورد استفاده در شناخت زندگی افراد مورد استفاده قرار داد.

آیا همیشه خود فرد، اتوبیوگرافی خودش را می‌نویسد؟

خیر. اگر چه تعداد زیادی از اتوبیوگرافی‌ها توسط خود افراد تنظیم و منتشر می‌شوند، اما اتوبیوگرافی را می‌توان با کمک فرد دیگری هم نوشت و یا حتی از فرد دیگری خواست که با استفاده از مصاحبه و گفتگو، مواد اولیه‌ی آن را تامین و سپس زندگی نامه را تالیف کند.

دو ویژگی اصلی اتوبیوگرافی این است که:

  • محتوای آن مورد تایید فرد است.
  • از زبان اول شخص نوشته می‌شود.

آیا همیشه مشخص است که اتوبیوگرافی در مورد زندگی کیست؟

خیر. یکی از شیوه‌هایی که اخیراً رواج بیشتری یافته است، نوشتن اتوبیوگرافی از زبان یک فرد ناشناس است.

این نوع نگارش اگر به شکل حرفه‌ای و با دقت انجام شود، می‌تواند یکی از سبک‌های موثر نگارش محسوب شود.

معروف ترین اتوبیوگرافی های ایران و جهان

در ایران نمونه های اتوبیوگرافی موجود، عمدتاً متعلق به سیاستمداران در دوره‌های مختلف هستند.

اگر چه در این میان می‌توان به زندگی نامه امام محمد غزالی، محمد علی جمالزاده، محمدعلی اسلامی ندوشن و متفکران و اندیشمندان دیگر هم اشاره کرد که به قلم خودشان تدوین شده است.

در سطح جهانی، اتوبیوگرافی های کسانی مانند ژان ژاک روسو، برتراند راسل، نلسون ماندلا، مالکوم ایکس، بنجامین فرانکلین، ریچارد داوکینز، ارنست همینگوی، جورج اورول و رندی پاش (کتاب آخرین سخنرانی) از شهرت بالایی برخوردار هستند.

آیا می‌توانم در اتوبیوگرافی اسم هر کسی را که دلم خواست ببرم؟

پاسخ به این سوال اصلاً ساده نیست. خصوصاً این‌که بعضی از این افراد، در زندگی ما نقش مثبت و سازنده‌ای نداشته‌اند.

حتی در مورد نقلِ مثبت هم، این مشکل وجود دارد که آن شخص، سبک یا شیوه‌ی روایت ما را نپسندد.

برای آشنا شدن بیشتر با این چالش و راهکارهای آن، می‌توانید درس زیر را در متمم بخوانید:

 آیا شما مالک همه‌ی خاطرات خود هستید؟