دنیل رابینسون کیست؟
۱۰ دی, ۱۳۹۵    |  معرفی نویسندگانبعید است اگر دنیل رابینسون (Daniel N. Robinson) را به عنوان بزرگترین متخصص زندهی تاریخ روانشناسی اعلام کنید، کسی با شما مخالفت کند.
دنیل رابینسون در سال ۱۹۳۷ به دنیا آمده و در دانشگاههای آکسفورد و جورج تاون تدریس کرده است.
او که سالها سرپرستی دپارتمان تاریخ روانشناسی در انجمن روانشناسی آمریکا را بر عهده داشته، جوایز متعددی را به خاطر خدمات خود در این حوزه دریافت کرده است.
دنیل رابینسون کتابی به نام ایدههای بزرگ روانشناسی (Great Ideas of Psychology) هم منتشر کرده و کوشیده است ضمن رعایت وسواس شدید علمی در آن، تاریخچه تحول و تکامل روانشناسی را برای مخاطبان عام شرح دهد.
رابینسون علاوه بر تاریخ روانشناسی، در فلسفه روانشناسی، فلسفه حقوق و فلسفه ذهن نیز از دانشمندان بزرگ جهان محسوب میشود.

سازمان غیرانتفاعی چیست؟ (+ چند مثال از سازمانهای غیرانتفاعی)
۹ دی, ۱۳۹۵    |  دستهبندی نشدهسازمان غیرانتفاعی عبارتی است که به عنوان معادل Nonprofit Organization یا NPO به کار میرود.
در زبان فارسی عبارت سازمان ناسودبر و در زبان انگلیسی عبارت Non-business Entity نیز به همین منظور به کار رفتهاند و میروند. اما هرگز به صورت جدی رواج نیافتهاند.
تعریف سازمان غیرانتفاعی
سازمان غیرانتفاعی سازمانی است که با هدف نفع اقتصادی و کسب سود اقتصادی تاسیس نشده است.
اگر بخواهیم به صورت دقیقتر، سازمان غیرانتفاعی را تعریف کنیم باید بگوییم که سازمان غیرانتفاعی، سهامدار ندارد.
سازمان غیرانتفاعی ممکن است فعالیت اقتصادی هم انجام دهد و مدل کسب و کار و مدل درآمد هم داشته باشد و حتی ارزش افزوده اقتصادی هم ایجاد کند. اما این ارزش افزوده دوباره به عنوان منابع جدید در اختیار سازمان قرار میگیرد تا اهداف خود را به پیش ببرد.
تفاوت سازمان غیرانتفاعی با سازمان مردم نهاد و موسسه خیریه
توجه داشته باشید که سازمان غیرانتفاعی ممکن است سازمان مردم نهاد (NGO) باشد یا نباشد و این دو بحث کاملاً مستقل هستند. وقتی از سازمان مردم نهاد صحبت میکنیم به طور مشخص بر غیردولتی بودن یک سازمان تاکید داریم.
این در حالی است که سازمان غیرانتفاعی میتواند دولتی هم باشد. بسیاری از وزارتخانهها هم غیرانتفاعی هستند. همچنین بسیاری از ستادها و نهادهای دولتی، سهامدار ندارند و غیرانتفاعی محسوب میشوند.
همچنین با وجودی که سازمانهای خیریه غیرانتفاعی هستند، اما این سازمانها تنها یکی از انواع سازمانهای غیرانتفاعی محسوب میشوند.
مثالهایی از سازمان های غیرانتفاعی در سطح جهان
صلیب سرخ، یونیسف، یونسکو و سازمان بهداشت جهانی از جمله شناخته شدهترین سازمانهای غیرانتفاعی در سطح جهان هستند. انجمنهای حمایت از بیماران خاص و نیز انجمنهای حمایت از حیوانات و نیز بسیاری از انجمنهای علمی بزرگ در جهان نیز، غیرانتفاعی هستند.
غیرانتفاعی بودن و فعالیت سالم اقتصادی
توجه داشته باشید که غیرانتفاعی بودن، با سلامت اقتصادی تفاوت دارد. سازمانهای غیرانتفاعی از مالیات معاف هستند و همین مسئله برخی مجموعهها را ترغیب میکند که از این ساختار، به نفع خود استفاده کنند.
غیرانتفاعی بودن صرفاً به معنای نداشتن سهامدار و تقسیم نشدن سود است. اما یک سازمان، میتواند غیرانتفاعی باشد و به یک مدیر یا مشاور، حقوق بسیار زیاد (مثلاً چند صد میلیونی) بدهد و همچنان هم از نظر حقوقی، غیرانتفاعی باقی بماند. در حالی که در خدمت انتفاع یک فرد یا گروه قرار گرفته است.
ژان پیاژه
۸ دی, ۱۳۹۵    |  دانشمندانژان پیاژه (Jean Piaget)، یک زیست شناس و روانشناس سوییسی است که میتوان او را از جمله تاثیرگذارترین چهره های روانشناسی قرن بیستم دانست.
پیاژه در سال ۱۸۹۶ در سوییس به دنیا آمد و در ۸۴ سالگی در همان کشور درگذشت.
یکی از مهمترین دستاوردهای ژان پیاژه، پیشنهاد چهار مرحله تکامل و توسعه ذهنی انسانها در دوران کودکی و نوجوانی، از تشخیص سادهی اشیاء تا قابلیت فکر کردن مجرد و انتزاعی است.
پیاژه دکترای خود را در رشتهی جانورشناسی گرفته است و البته در سال پایانی تحصیلش (۱۹۱۸) در دانشگاه زوریخ، در کلاسهای کارل گوستاو یونگ و بلویلر (Bleuler) نیز شرکت کرد. ما بلویلر را عموماً به خاطر خلق اصطلاح اسکیزوفرن میشناسیم.
پیاژه بعداً در دانشگاه سوربن پاریس نیز به مطالعهی آسیب شناسی روانی پرداخت.
آثار پیاژه
پیاژه در طول زندگی خود، بیش از ۵۰ کتاب و نیز صدها مقاله نوشت. اگر چه نقدهایی هم بر نظریات او و شیوهی مطالعه و تحقیق او وارد است، اما باید به خاطر داشته باشیم که فعالیتهای او، موجب تولد و شکلگیری حوزههای علمی جدیدی شد.
به طوری که نمیتوان نقش او را در توسعه روانشناسی رشد و روانشناسی شناختی نادیده گرفت.
مطلب مرتبط:
بابا شیو (Baba Shiv): از جمله متخصصان برتر نورومارکتینگ
۲۵ آذر, ۱۳۹۵    |  معرفی نویسندگاننورومارکتینگ (بازاریابی عصبپایه یا بازاریابی عصبی) و نیز اقتصاد عصبپایه (Neuroeconomics) از جنس اصطلاحاتی هستند که پتانسیل بازاری شدن و آلوده شدن به انگیزههای تجاری در آنها زیاد است.
به همین علت، شاید برای بابا شیو (Baba Shiv)، اینکه از علاقمندان و پیشتازان حوزهی نورومارکتینگ بوده و هست، آنقدر که انتظار میرود اعتبار ایجاد نکند.
به همین علت به جای اینکه بابا شیو را متخصص نورومارکتینگ بنامیم (همچنانکه در رزومهاش معمولاً همین قید میشود)، او را به شکل دیگری معرفی کنیم:
بابا شیو، درس مهندسی و MBA خود را در دههی هشتاد میلادی در هند خوانده و در سال ۱۹۹۶ دکترای خود را از دانشگاه دوک در ایالت کارولینای شمالی آمریکا گرفته است.
او سابقهی چند سال کارهای مدیریتی بانکی برای یک بانک ژاپنی (Sanwa Bank) دارد و هم اکنون در دانشگاه استنفورد به عنوان استاد درس بازاریابی تدریس میکند.
او به طور خاص، بر روی اثر هیجانات و انگیزهها بر روی تصمیم گیری، انتخابها و تجربههای ما مطالعه میکند و میکوشد دستاوردهای مطالعه در مورد سیستم علاقهها و خواستهها در مغز ما را در حوزههای بازاریابی، نوآوری، رهبری سازمانی و تصمیم گیری به کار گیرد.
برخی از تیترهای مورد علاقهی او در تحقیقات به شرح زیر هستند:
- محدود کردن دسترسی به یک محصول، چه تاثیری بر روی میل به آن محصول و نیز چه تاثیری بر روی علاقه به آن محصول دارد؟
- قیمتی که برای یک محصول میپردازیم، روی ادراک ما از کیفیت آن چه تاثیری میگذارد؟
- تفکر مبتنی بر طراحی (Design Thinking) چگونه میتواند نگرش ما به بازاریابی و اقتصاد و نوآوری را تغییر دهد؟
مطلب مرتبط:
سالومون اش (سولومون اش)
۱۵ آذر, ۱۳۹۵    |  دانشمندانسالومون اش (Salomon Asch) یک روانشناس لهستانی است که تقریباً در اوایل قرن بیستم به دنیا آمد و در سن هشتاد و نُه سالگی در اواخر قرن بیستم درگذشت.
اگر چه او در ورشو به دنیا آمد. اما در سیزده سالگی به همراه خانوادهاش به آمریکا مهاجرت کردند و امروزه او را از پیشتازان روانشناسی اجتماعی در آمریکا میدانند.
بسیاری از بحثهایی که ما این روزها ساده و بدیهی میبینیم و یا به صورت شهودی و تجربی حس کردهایم و میکنیم، با مطالعات و تحقیقات سالومون اش، مستند و بررسی شدهاند.
از جملهی این تحقیقات، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تاثیرگذاری اولیه بر مخاطب یا همان First Impression
- فشار برای اثرپذیری از افراد همرده و تطبیق پذیری با جمع و همرنگ جماعت شدن (Conformity)
- بحث پرستیژ و موقعیت در گروههای انسانی و اجتماعی
در فضای مدیریت عمومی، اَش را بیشتر به واسطه آزمایش اش که در زمینه همرنگ شدن با جمع میشناسند.
سالومون اش، از توسعه دهندگان روانشناسی شناختی و نیز بنیانگذاران انستیتو مطالعات شناختی در دانشگاه راتجرز محسوب میشود و سالها در دانشگاه پنسیلوانیا روانشناسی درس داده است.
او همچنین دورههایی هم به عنوان استاد مدعو در دانشگاه هاروارد و دانشگاه MIT برگزار نموده است.
اسکولاستیک یعنی چه؟
۶ آذر, ۱۳۹۵    |  معنی اصطلاحاتاسکولاستیک (Scholastic) را در فارسی مَدرَسی ترجمه میکنند. همچنین اسکولاستیسیزم عموماً به صورت گرایش به تفکر مدرسی یا حاکمیت تفکر مدرسی ترجمه میشود.
اصل واژه هم از Schola گرفته شده که با واژهی School (مدرسه) همریشه است.
در قرن ۱۱ تا ۱۷ میلادی، در مدرسهها و دانشگاهها و آموزشگاههای رسمی – که تحت نظارت کشیشان بود – این شیوهی تفکر ترویج میشد که: علم، باید در خدمت مسیحیت باشد. در غیر این صورت باطل است و مفید نیست.
این کار به شیوههای مختلفی انجام میشد: یکی اینکه دستورات و انتظارات و باورها و احکام کشیشان مطرح میشد و سپس باید دانشجویان و دانشمندان به شکلی تحقیق و تحلیل میکردند که به همان نتایج برسند. دیگر اینکه، کشیشان در بین علوم مختلف، شاخههایی را که دستاوردهای مفید – در خدمت کلیسا – داشت، مورد حمایت قرار میدادند و درسها و بحثها و علومی که نتایج آنها میتوانست برای کلیسا مضر باشد را حذف و پالایش میکردند و به این شکل، تقویم درسی مدرسهها و آکادمیها چیده میشد.
منطق اسکولاستیک، حکمت اسکولاستیک، فلسفه اسکولاستیک، قرائت اسکولاستیک از علوم طبیعی، همه و همه به همین مفهوم – البته در حوزههای مختلف – اشاره دارند.
اگر چه نگرش مدرسی، طی چند قرن تقریباً در تمام جهان مسیحیت حاکم بود، اما سن توماس آکویناس را نماد و شخص شاخص آن تفکر میدانند. این مسئله احتمالاً ناشی از حجم گستردهی تالیفات و تحقیقات و استدلالهایی است که وی، در راستای نگرش اسکولاستیک منتشر کرده است.
لازم است توجه داشته باشیم که اسکولاستیک و اسکولاستیسیزم، اصطلاح مورد قبول یا مورد استفادهی کشیشان و کلیسا نبوده است. چون آنها معتقد بودند که در حال پالایش و پاکسازی علم هستند و آنچه باقی میماند، بخشی از علم نیست. بلکه تمام علم است و آنچه حذف شده، صرفاً حرفهایی گمراهکننده است که ظاهر علمی داشته است.
اسکولاستیک، اصطلاحی است که توسط مخالفان آن نگرش – و به طور خاص در دوران رنسانس – رایج بود و به کار گرفته میشد. آنها وقتی از علم اسکولاستیک یا منطق اسکولاستیک (سواد مدرسهای) حرف میزدند، در واقع در حرفشان این طعنه را داشتند که: علم، البته به شرطی که با کلیسا همخوان باشد و منطق، البته به شرطی که منطق کلیسا را نقض نکند.
ماروین مینسکی
۲۶ آبان, ۱۳۹۵    |  دانشمندانحتی کسانی که نام ماروین مینسکی را نشنیدهاند و نمیشناسند، دانشی را که او به شکل جدی و رسمی پایه گذاری کرد به خوبی میشناسند: هوش مصنوعی.
ماروین میسنکی – پدر هوش مصنوعی
ماروین مینسکی به همراه همکارش جان مک کارتی، در سال ۱۹۵۹ لابراتوار هوش مصنوعی دانشگاه MIT را راه اندازی کردند. اصطلاح هوش مصنوعی هم توسط همین دو تن رواج یافت و به جهانیان شناسانده شد (البته ساختن این تعبیر پیشنهاد جان مک کارتی است).
مینسکی از جمله مطرحترین دریافتکنندگان جایزه تورینگ است.
شاید تعبیری که آلن کی (Alan Kay) در مورد ماروین مینسکی به کار میبرد یکی از گویاترین تعبیرها باشد:
مینسکی کمک کرد تا به کامپیوترها، به عنوان چیزی فراتر از ماشینهای سریع برای محاسبات ریاضی فکر کنیم و برای آنها ماموریتی بزرگتر در راستای بر عهده گرفتن برخی از وظایف مهم انسان قائل شویم.
مرور کوتاهی بر زندگینامه ماروین مینسکی
ماروین مینسکی، متولد نیویورک است. او در سال ۱۹۲۷ به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۶ درگذشت.
او مدرک لیسانس ریاضی خود را از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. البته چنان کنجکاو بود که مطالعات گستردهای را نیز به صورت همزمان در حوزههای دیگر مانند موسیقی و زیست شناسی و روانشناسی انجام داد.
او نهایتاً دکترای خود را در ریاضی از دانشگاه پرینستون دریافت کرد. دانشگاهی که برای او فرصت آشنایی با آلبرت اینشتین و جان فون نویمان را فراهم کرد.
مینسکی نخستین کارهای خود را در حوزهی روبوتیک و ساختن بازوهای مکانیکی انجام داد. اما به سرعت جنس کارهایش از سمت کارهای فنی ساده به توسعه ریاضیات هوش مصنوعی و فلسفه هوش و هوشمندی و روانشناسی شناختی کشیده شد.
مینسکی تا سال ۲۰۱۶ که در ۸۸ سالگی فوت کرد، همچنان از جایگاه بالایی در میان نظریه پردازان هوش مصنوعی و فلسفه آگاهی و شناخت برخوردار بود و هنوز هم، نظریات و ایدههایش به صورت گسترده مورد مطالعه و استناد قرار میگیرند.
کتابها و مقالات ماروین مینسکی
بخشی از کتابها و مقالات ماروین مینسکی را میتوانید در سایت دانشگاه MIT ببینید:
مقالات ماروین مینسکی در سایت MIT
در کنار کتابها و مقالات فوق، ماروین مینسکی سه کتاب کلیدی دارد که از اهمیت بالایی برخوردارند.
او در کتاب Perceptrons که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد، به محدودیتهای شبکه های عصبی مصنوعی پرداخت. استدلالها و توضیحات او چنان قوی بود که تا مدتی، رغبت به مطالعه و تحقیق در این حوزه کاهش یافت (این نقدی است که گاهی در مورد مینسکی مطرح میشود). اما باید به خاطر داشته باشیم که او این محدودیتها را نه به خاطر متوقف کردن تحقیقات، بلکه با هدف جهتدهی به تحقیقات و مطالعات آتی مطرح کرد.
کتاب Society of Mind کتاب دیگر ماروین مینسکی است که در سال ۱۹۸۸ منتشر کرد و در آن به اهمیت تعامل ذهنها با یکدیگر برای توسعهی هوش و آگاهی پرداخت. به عبارتی، مینسکی تاکید داشت که برای توسعه هوش مصنوعی، تنها یک موجود هوشمند کافی نیست. ما باید تعداد زیادی موجود هوشمند داشته باشیم که با یکدیگر در تعامل باشند. همان چیزی که امروزه به عنوان سیستمهای Agent-based به صورت گسترده مورد پیاده سازی و استفاده قرار میگیرد.

کتاب The emotion machine از جمله کتابهای دیگر اوست که با توجه به تاریخ انتشار (۲۰۰۶) میتوان آن را در زمرهی به روزترین مجموعههای آراء و عقاید او در نظر گرفت.
مهمترین دستاورد و کمک ماروین مینسکی برای دنیای هوش مصنوعی و تکنولوژی، کمک او برای رهایی دنیای تکنولوژی از دوالیسم و دوگانه نگری بود که از زمان افلاطون باقی مانده بود.
دیگر لازم نبود تا مانند دوران کهن، ذهن را چیزی فراتر از مغز در نظر بگیرند. ذهن، فکر کردن، اراده کردن و فهمیدن، همان کاری است که مغز با کنار سایر اعضای بدن و در کنار سایر اعضای جامعه انجام میدهد و نه چیزی اضافه و سوار بر مغز.

مطلب مرتبط:
ماهی تیلاپیا چیست و آیا مضرات مطرح شده برای آن واقعی است؟
۲۲ آبان, ۱۳۹۵    |  حیواناتماهی تیلاپیا (Tilapia Fish) یکی از پرمصرفترین ماهیهای خوراکی در جهان است که نوع آزاد و غیرپرورشی آن، بیش از هر جای دیگر در آبهای آزاد اطراف قاره آفریقا (به طور خاص در شرق آفریقا و سواحل کنیا) موجود است.
بر خلاف تصور عمومی، تیلاپیا عنوان یک نوع ماهی خاص نیست. بلکه یک رده ماهی است که بیش از ۱۰۰ گونهی مختلف را شامل میشود.
آیا ماهی تیلاپیا در رژیم مصرفی انسانها جدید است؟
خیر. بر اساس شواهد موجود حتی در مصر باستان هم، پرورش ماهی تیلاپیا رواج داشته است (+).
چرا مصرف ماهی تیلاپیا در جهان بالاست؟
اکثر گونه های تیلاپیا از پلانکتونها و جلبکها تغذیه میکنند که تأمین آنها در اکوسیستم های آبی بسیار ساده و ارزان است. به همین علت، قیمت تمام شده این ماهی پایین است.
ضمن اینکه رشد و زاد و ولد سریع و مقاومت بالا در برابر بیماریها، پرورش این نوع ماهی را بسیار اقتصادی و توجیه پذیر میسازد.
مضرات مصرف ماهی تیلاپیا چیست؟
با توجه به اینکه رواج مصرف تیلاپیا، ساختار سود بسیاری از کسب و کارها (خصوصاً عرضه کنندگان ماهیهایی مانند قزل آلا) را تحت تاثیر قرار میداد و میدهد، از همان ابتدای رواج تیلاپیا در ایران، شایعات گستردهای در مورد مضرات آن مطرح شد.
عمدهی این شایعات به حجم بالای امگا شش در این ماهی مربوط میشوند.
این یک واقعیت است که امگا شش در اکثر گونههای تیلاپیای پرورشی بیشتر از امگا سه است (در بسیاری از ماهیهای دیگر چنین نیست). اما نباید فراموش کنیم که در اینجا در مورد یک «نسبت» حرف میزنیم (+).
میزان امگا شش در گونه های پرورشی تیلاپیا حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلی گرم در ۱۰۰ گرم گزارش شده است. برای مقایسه خوب است بدانید میزان امگا شش در ۱۰۰ گرم ماهی سالمون، بسته به شیوهی تولید، بین ۵۰۰ تا ۹۰۰ میلی گرم است.
اما شاید جالب باشد بدانید که کمیته رژیم غذایی در انجمن قلب آمریکا، با مرور مجموعه گستردهای از تحقیقات، حدود ۱۷ گرم امگا شش در روز برای مردان و ۱۲ گرم در روز برای زنان را مجاز میداند (مستقل از نسبت امگا ۳ به امگا ۶). همچنین تامین ۵ تا ۱۰ درصد از کالری روزانه از طریق امگا شش را خطری برای سلامت نمیداند و حتی توصیه میکند (+).
۱۲ گرم امگا شش (مصرف زنان) به معنای بیش از ۵ کیلوگرم مصرف روزانهی تیلایپا است که حتی در صورت زندگی در داخل استخر پرورش ماهی هم، چنین حجمی از مصرف امکان پذیر نیست.
آینده ماهی تیلاپیا در رژیم غذایی انسانها
روندهای فعلی نشان میدهند که روند استفاده از ماهی تیلاپیا در غذای انسانها رو به افزایش است. قطعاً هم علت رواج این ماهی و هم علت شایعههای مخالف در مورد مضرات این ماهی را باید در انگیزه های اقتصادی جستجو کرد.
اما به هر حال، به نظر میرسد که اقتصادی بودن این گزینه در حدی باشد که تیلاپیا، نام خود را به عنوان یکی از مهمترین تغذیه های دریایی انسان در قرن بیست و بیست و یکم حفظ کند.
مطالب مرتبط:
کدام را بنوشم بهتر است: چای یا قهوه؟
بیماری های غیربالینی یا Subclinical چه هستند؟
۲۰ آبان, ۱۳۹۵    |  معنی اصطلاحاتصفت غیربالینی یا Subclinical در مورد بیماریهایی به کار میرود که هنوز آنقدر پنهان هستند که نشانهها و عوارض بیرونی آنها به سادگی قابل مشاهده نیست.
حتی اگر هم برخی نشانههای بیماری بروز کنند، به سادگی میتوان آنها را به علتهایی غیر از بیماری منسوب کرد و مربوط دانست.
بسیاری از بیماریهای فیزیولوژیک و روانی، مقطعی را به صورت غیربالینی یا Subclinical میگذرانند تا به تدریج نشانههای بیشتری از آنها به شکل کاملاً جدی و قابل مشاهده بروز کند.
معمولاً وقتی پزشکان از بیماری در سطح غیربالینی صحبت میکنند، منظورشان سطحی از بیماری است که عوارض قابل مشاهده ندارد.
اما وقتی روانشناسان و رواندرمانگرها از بیماری های غیربالینی صحبت میکنند، منظورشان این است که ممکن است برخی نشانهها بروز کرده باشند، اما در حدی نیستند که بتوان آنها را به بیماری نسبت داد.
نحوه کالیبره کردن ساده و سریع مانیتور و صفحه نمایش لپ تاپ
۱۶ آبان, ۱۳۹۵    |  مهارتهای روزمرهکسانی که به کارهای مرتبط با چاپ و گرافیک اشتغال دارند، معمولاً دغدغهی کالیبره کردن مانیتور و صفحه نمایش خود را دارند.
آنها میخواهند مطمئن باشند که آنچه بر روی صفحه نمایش میبینند، تا حد امکان به آن چیزی که بعداً روی کاغذ میبینند شبیه خواهد بود.
طبیعی است برای اکثر ما که به کار روزمره با کامپیوتر مشغول هستیم، چنین دقت و ظرافتی ضروری نیست.
اما با این حال، به علت اینکه مدت زمان طولانی با صفحه نمایش زندگی میکنیم، بی توجهی به تنظیمات روشنایی و کنتراست هم میتواند موجب خستگی بیشتر چشم در بلندمدت شود.
اگر قصد ندارید کارهای حرفهای انجام دهید و صرفاً میخواهید تنظیمات اولیه روشنایی و کنتراست در صفحه نمایش شما درست باشد، یکی از سادهترین و سریعترین روشها، استفاده از تصویر زیر است:

کافی است کنتراست و روشنایی صفحه نمایش خود را آنقدر تغییر دهید که در هر یک از مربعهای تصویر فوق، یک مربع داخلی با رنگ کمی متفاوت ببینید.
اگر مانیتور را خیلی حرفهای و با دقت و وسواس تنظیم کنید باید حتی در مربعهای چهار گوشه نیز، بتوانید – اگر چه به سختی -رنگ مربع داخلی را تشخیص دهید.
