دیوید ال بیرچ (نظریه پرداز کارآفرینی)

توضیح: دیوید ال بیرچ (David L. Birch) را با دیوید جی دبلیو بیرچ (David G.W. Birch) اشتباه نگیرید. دیوید جی دبلیو بیرچ، متخصص، سخنران و نویسنده‌‌ای قدرتمند در زمینه‌ی پول و اعتبار و هویت در دنیای دیجیتال است. اما موضوع این مطلب، دیوید ال بیرچ، متخصص کارآفرینی است.

دیوید بیرچ اقتصاددان آمریکایی و نظریه پرداز در حوزه کارآفرینی است که عمده‌ی شهرت خود را به علت تالیف و انتشار مقاله‌ای تحت عنوان فرایند ایجاد شغل یا The Job Generation Process در سال ۱۹۷۹ کسب کرده است.

این مقاله ۵۲ صفحه‌ای که هنگام فعالیت او در دانشگاه MIT منتشر شد، اصطلاح میکروسکوپ اقتصادی را مطرح کرد و توضیح داد که برای شناخت واقعی‌تر ساختار اقتصاد کلان، باید نقش بنگاه‌های کوچک را جدی‌تر مورد بررسی قرار دهیم.

تا قبل از انتشار این مقاله، هنوز تفکر کسب و کار بزرگ یا Mega-Business در فرهنگ مدیریت آمریکا رایج بود و چشم امید دولتمردان و اقتصاددانان در ایجاد اشتغال به کسب و کارهای بزرگی مانند خودروسازی‌ها، صنایع نظامی و کارخانجات فولاد دوخته شده بود.

دیوید بیرچ این دیدگاه جدید را مطرح کرد که بخش عمده‌ای از ایجاد اشتغال، توسط شرکت‌های کوچک و متوسط انجام می‌شود و با وجودی که این مجموعه‌ها به علت کوچکی خود کمتر به چشم می‌آیند، اما تعداد آنها آن‌قدر زیاد هست که عملاً بار اصلی ایجاد اشتغال بر دوش آنها باشد.

اگر چه امروز نقد‌هایی هم بر روش تحلیل و نگرش دیوید بیرچ وارد است (خصوصاً استفاده از داده‌ها در یک مقطع مشخص زمانی و دسترسی نداشتن به داده‌ها در طول زمان)، اما به این علت که او بحث اهمیت کسب و کارهای کوچک را مطرح کرد، همچنان در میان نظریه پردازان کارآفرینی، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

اصطلاح غزال (Gazzelle) برای شرکت‌های چابک دارای رشد سریع – که امروزه بسیار رایج است – برای نخستین بار توسط او به کار برده شد.

مونتسکیو کیست؟

مونتسکیو (Montesquieu) که او را معمولاً با لقب بارون (بارون دو مونتسکیو) می‌شناسند، از فیلسوفان سیاسی دوران روشنگری در فرانسه است.

مونتسکیو در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم میلادی زندگی می‌کرده است.

از او کتابهای متعددی به جا مانده که روح القوانین (The Spirit of Laws) و نامه های ایرانی (Persian Letters) از جمله مهم‌ترین آنها محسوب می‌شوند.

عکس مونتسکیو - نویسنده کتاب روح القوانین و کتاب نامه های ایرانی

علت ماندگار شدن نام مونتسکیو

علت اصلی ماندگاری نام او، فلسفه پردازی‌هایش در حوزه سیاست است. تحلیل‌ها و مدل‌هایی که اگر چه امروز بدیهی به نظر می‌رسند، اما در زمان مونتسکیو تحولی در نگرش سیاسی محسوب می‌شده‌اند.

جدایی قوه‌ی قضاییه و مجریه که امروز در اکثر کشورهای جهان رایج و پذیرفته شده است، به پیشنهاد او مطرح شد. قبل از آن، به علت رواج سیستم سلطنتی در بسیاری از نقاط جهان، عملاً این دو نظام در هم ادغام شده‌ بودند و حتی اگر افراد مختلفی بر آنها مدیریت می‌کردند، عملاً دو نهاد با رای مستقل محسوب نمی‌شدند.

اگر چه در برخی کشورها مانند امپراطوری روم، جدایی قوا وجود داشته و مونتسکیو هم به این مسئله اشاره دارد و به آن کشورها توجه دارد.

توجه مونتسکیو به امپراتوری روم در حدی جدی و عمیق بوده است که کتابی نیز تحت عنوان «تحقیق در علل رشد و افول رومیان» تالیف کرده است.

[مطلب مرتبط: جملاتی از مونتسکیو]

آزمون هوش استنفورد بینه چیست؟

آزمون هوش استنفورد بینه، شیوه‌ای برای سنجش هوش است که نخستین بار در اوایل قرن بیستم توسط آلفرد بینه روانشناس فرانسوی طراحی و اجرا شد.

سپس لوییس ترمن از دانشگاه استنفورد، این آزمون را کمی اصلاح کرد و تغییر داد و نسخه‌ی دیگری از آن را مناسب نظام آموزشی آمریکا طراحی و اجرا کرد (سال ۱۹۱۶).

این آزمون، توانایی‌های ذهنی را در ۵ حوزه مختلف می‌سنجد و ارزیابی می‌کند و برای این کار، از ۱۰ تست استفاده می‌شود.

آنچه ما امروز به نام بهره هوشی یا ضریب هوشی یا IQ می‌شناسیم، بر اساس این تست تعیین می‌شود. به این معنا که مثلاً اگر کسی ۱۰ سال سن داشته باشد و بتواند در تست هوش استفنورد بینه، امتیازی معادل متوسط افراد با سن ۱۰ ساله کسب کند، بهره هوشی او ۱۰۰ فرض می‌شود. عملکرد بهتر از متوسط ۱۰ ساله‌ها به عنوان بهره هوشی بالاتر از ۱۰۰ و عملکرد پایین‌تر از متوسط، به عنوان بهره هوشی زیر ۱۰۰ تفسیر می‌شود.

پنج زمینه‌ای که در تست هوش استنفورد بینه مورد سنجش قرار می‌گیرند به شرح زیر هستند:

  • دانش (Knowledge)
  • استدلال عددی (Quantitative Reasoning)
  • استدلال سیال (حل مسئله از طریق قیاس، تشبیه، استقرا و …) یا Fluid Reasoning
  • پردازش‌های بصری / فضایی (Visual-Spatial Processing)
  • حافظه فعال (Working Memory)

تست هوش به این شیوه، در ابتدا برای سنجش توانایی یادگیری دانش آموزان روستایی فرانسه جهت حضور در کلاس‌های شهری طراحی و اجرا شد و به تدریج، در نقاط مختلف جهان، کاربردهای گسترده‌تری پیدا کرد.

متمم در آموزش پرورش کودکان هوشمند، در قالب دو درس تعریف ضریب هوشی و تاریخچه مفهوم هوش، به بررسی و تحلیل دقیق‌تر روند شکل گیری و رواج یافتن این آزمون پرداخته است.

مجمع جهانی اقتصاد (اجلاس داووس) چیست؟

مجمع جهانی اقتصاد (به انگلیسی: World Economic Forum) در سال ۱۹۷۱ توسط یک استاد آلمانی الاصل حوزه‌ی کسب و کار به اسم کلاوس مارتین شواب (Klaus Martin Schwab) که در دانشگاه ژنو تدریس می‌کرد، تاسیس شده است.

از آنجا که جلسات این مجمع در داووس (Davos) سوییس برگزار می‌شود، عموماً در رسانه‌ها با عنوان اجلاس داووس مورد اشاره قرار می‌گیرد.

موقعیت جغرافیایی داووس روی نقشه کشور سوییس - محل برگزاری اجلاس داووس یا مجمع جهانی اقتصاد

مجمع جهانی اقتصاد یک سازمان غیرانتفاعی ثبت شده در سوییس است که می‌کوشد با ایجاد تعامل میان رهبران بزرگ سیاسی، اقتصادی و صنعتی جهان، به تسریع مسیر توسعه در سطح جهانی، منطقه‌ای و صنعتی کمک کند.

داووس همواره کوشیده است نام خود را با تحول و تغییر و آینده همراه و مترادف نشان دهد.

پیش بینی و ارزیابی ریسک‌های موجود در توسعه جهان، پیش بینی #سناریوهای تحول در آینده‌ی جهان و توسعه استراتژی های توسعه اقتصادی پایدار در جهان، از جمله مواردی است که مجمع جهانی اقتصاد در بیانیه ماموریت خود مطرح کرده و مورد توجه قرار داده است.

کلاوس مارتین شواب، در نخستین سالهای تاسیس مجمع جهانی اقتصاد، معمولاً از رهبران اقتصادی اروپای غربی برای شرکت در این مجمع دعوت می‌کرد.

اگر چه بعداً رهبران سیاسی و اقتصادی و اجتماعی از سراسر جهان، به این مجمع دعوت شدند و عملاً مجمع جهانی اقتصاد واقعاً شکلی جهانی به خود گرفت.

در حال حاضر، علاوه بر ماموریت‌های اولیه، مواردی مانند تروریسم، منابع جهانی آب، بهداشت و سلامت نیز معمولاً در دستور کار اجلاس داووس قرار می‌گیرد.

[مطلب مرتبط: آیا چین رهبر اقتصاد جهانی می‌شود؟]

[مطلب مرتبط: بحث فرصت‌ها و تهدیدهای تکنولوژی‌های نوین در داووس]

گروه علی بابا

گروه علی بابا (Alibaba Group) یک شرکت تجاری است که در سال ۱۹۹۹ توسط فردی به نام جک ما (Jack Ma) در قالب یک سرویس آنلاین برای معامله بین شرکت‌ها (Business to Business) تاسیس شد.

جک ما قبل از آغاز به کار علی بابا، به عنوان یک معلم زبان انگلیسی در یک اتاق ساده زندگی می‌کرد (+).

البته امروز گروه علی بابا علاوه بر سایت alibaba.com (که نخستین سایت آن بوده است) مالک سایت‌های دیگری مانند taobao.com و tmall.com هم هست.

ساختمان دفتر مرکزی گروه تجاری علی بابا در چین

سایت علی بابا همچنان فعالیت اصلی خود را بر محور کسب و کارهای B2B قرار داده است.

اما Taobao را می‌توان معادل چینی سایت eBay دانست و به عبارتی در حوزه C2C (ارتباط مستقیم بین مصرف کنندگان) فعالیت می‌کند.

Tmall هم برای ارتباط بین کسب و کارها و مصرف کنندگان به وجود آمده و در واقع مدل کسب و کار آن، B2C است.

بنابراین باید توجه داشته باشیم که وقتی از شرکت علی بابا یا گروه علی بابا یا هولدینگ علی بابا صحبت می‌کنیم، منظورمان صرفاً سایت alibaba.com نیست. بلکه مجموعه‌ای از سایت‌های پرترافیک و ارزشمند تجاری در چین است که علی بابا، تائوبائو و تی مال و علی اکسپرس از جمله‌ی بزرگترین آنها محسوب می‌شوند.

علی بابا در صنعت خرده فروشی در ابعاد و اندازه‌ی وال مارت است و خود را در رقابت با این مجموعه می‌بیند. ضمن اینکه با درآمد بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶، می‌توان آن را یکی از بزرگترین شرکتهای اینترنتی جهان دانست (+) که حدود ۸۰ درصد تجارت آنلاین چین را در اختیار خود دارد.

این شرکت بر اساس آخرین آمار منتشر شده (سال ۲۰۱۵) حدود ۳۶۰۰۰ نفر کارمند دارد و برآورد می‌شود چیزی در حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ میلیون مشتری  ماهیانه داشته باشد (+).

البته این آمارها به علت رشد شتابنده‌ی پلتفرم‌های موبایل این شرکت، به سرعت در حال تغییر هستند.

در صورتی که به جک ما علاقمند هستید، می‌توانید چند جمله از او را (تحت عنوان: دیوانگی با حماقت فرق دارد) در پاراگراف فارسی متمم بخوانید.

معنی کلمه مباح چیست؟ مباهات به چه معناست؟

واژه‌ی مباح واژه‌ای عربی به معنای مجاز است.

اما در زبان فارسی، معمولاً به معنای فقهی آن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

به این معنا که وقتی می‌گوییم کاری مباح است یعنی اینکه شرع، آن را واجب یا مستحب یا حرام یا مکروه ندانسته و در واقع، در قبال آن موضع گیری صریح نکرده است و آن را مسکوت گذاشته است.

تذکر اول: این واژه هیچ نوع ارتباطی با واژه‌ی عربی مباهاة (که ما آن را به صورت مباهات می‌نویسیم) و به معنای احساس تفاخر و بزرگی کردن و افتخار کردن و مفاهیمی از این دست به کار می‌رود ندارد.

تذکر دوم: واژه‌ی تباهی در زبان عربی به افتخار کردن و حس غرور و مفاهیمی مانند این اشاره دارد و واژه‌ی تباهی که ما در فارسی به کار می‌بریم از ریشه‌ی پهلویِ تبه به معنای فساد و نابود شدن است که واژه‌هایی مانند تبه‌کار هم از ان ریشه گرفته‌اند.

بنابراین نباید شکل یکسان این دو کلمه در فارسی و عربی، باعث شود که معنای آنها را یکسان یا حتی مشابه فرض کنیم.

امی کادی (Amy Cuddy) کیست؟

امی کادی (Amy Cuddy) یک محقق و دانش‌آموخته‌ی روانشناسی اجتماعی است که دوره‌ی کارشناسی ارشد و دکترای خود را در دانشگاه پرینستون گذرانده و هم‌اکنون در دانشگاه هاروارد مشغول تدریس است.

اِمی کادی را در بیرون فضای دانشگاهی بیشتر به خاطر سخنرانی او که در سایت تد منتشر شده می‌شناسند و شاید یکی از علت‌های اینکه در مقایسه با همکاران خود، از اقبال عمومی بالاتری هم برخوردار است همین باشد.

اِمی کادی یا آمی کادی - محقق در حوزه زبان بدن و روانشناسی اجتماعی

مشهورترین کار مطالعاتی او، به عنوان Power Posing یا ژست قدرت است.

به این معنا که اگر ما در ظاهر، فرم بدن و ژست‌ها و حالت خود را مشابه فردی که اعتماد به نفس بالایی دارد و در موضع قدرت است و نسبت به محیط تسلط دارد قرار دهیم، فیزیولوژی بدن ما و حتی ترشحات هورمونی ما و در نهایت برداشت ذهنی ما نسبت به خودمان هم تغییر می‌کند (+).

امی کادی بر اساس همین مطالعات و تحقیقات مشابه، در سال ۲۰۱۵ کتابی تحت عنوان Presence هم منتشر کرد که به اصول و تکنیک‌های حضور موثرتر در جلسات می‌پردازد.

اگر چه سایر تحقیقاتی که در بررسی مطالعات او انجام شده‌اند، در برخی از جزئیات (خصوصاً ترشحات هورمونی) با او اختلافاتی دارند، اما اکثر تحقیقات، این مسئله را که فرم ظاهری بدن و ژست‌های فیزیکی و بیرونی ما تاثیراتی مهم و قابل تشخیص در حالات درونی ما دارند اتفاق نظر داشته‌اند.

بیانیه بوگوتا (۱۹۷۶) چیست؟

اولین پیمان جدی فضایی، در سال ۱۹۶۷ تنظیم شده است.

این پیمان به مالکیت فضای بیرون زمین پرداخته و نیز چارچوب‌های فعالیت و کاوش در فضای خارج از زمین را مورد بررسی قرار داده است.

مهم‌ترین تلاش این معاهده سلب حق مالکیت از دولت‌ها و کشورها است و تاکید بر اینکه فضا متعلق به همه‌ی مردم زمین است و نه یک دولت خاص.

بعد از این معاهده، پیمان‌های متعدد دیگری هم امضا شده‌اند که از جمله‌ی آنها می‌توان به پیمان ۱۹۶۸ اشاره کرد. در این پیمان که ایران هم آن را امضا کرده است، کشورها متعهد شده‌اند که اگر اشیاء فضایی یا فضانوردان در فضا یا زمین دچار مشکل شدند، همه‌ی تلاش خود را برای نجات آنها به کار بگیرند.

اما یکی از شگفت‌انگیزترین بیانیه‌های تاریخ اکتشاف فضا، بیانیه بوگوتا است که در سال ۱۹۷۶ توسط برخی از کشورهای قرار گرفته در اطراف خط استوا اعلام شد و سندی نیز بین آنها به امضا رسید که به پیمان بوگوتا مشهور است.

این کشورها اعلام کردند که ماهواره‌های زمین-ایست (Geostationary) که بر بالای سرزمین آنها در مدار استوا متوقف هستند، باید بپذیرند که در قلمرو آنها قرار دارند.

در این بیانیه تاکید شده که فضای بالای سر هر کشور هم جزو منابع طبیعی آن کشور محسوب می‌شود و هر کس از فضا استفاده می‌کند باید به این مسئله توجه داشته باشد (متن کامل)

بیانیه بوگوتا هرگز اجرایی نشد.

اما به عنوان یکی از فعالیت‌های ماندگار در تاریخ اکتشاف فضا، ثبت شده و مورد استناد قرار می‌گیرد.

احتمالاً مطالعه‌ی فهرست سایر پیمان‌های مرتبط با فضا و کشورهایی که آنها را امضا کرده‌اند می‌‌تواند برای شما جالب باشد.

امروز اکثر ماهواره‌های مخابراتی جهان روی خط استوار قرار دارند و به صورت Geosync یا Geostationary فعالیت می‌کنند.

نام کشورهایی که بیانیه بوگوتا را امضا کردند:

کنگو. اکوادور. کنیا. اندونزی. اوگاندا. برزیل. کلمبیا. زئیر.

مدرپ (Med Rep) کیست و شرکت‌ها از استخدام مدرپ‌ چه هدفی دارند؟

مدرپ (به صورت مِدرِپ یا Med Rep خوانده می‌شود) از جمله موقعیت‌های شغلی است که به سختی می‌توانید حد و مرز دقیق آن را تغیین کنید.

واژه‌ی مدرپ از اصطلاح Medical Sales Representative (نماینده فروش پزشکی) گرفته شده است و بر این اساس، می‌توان هر فردی را که برای معرفی و فروش محصولات و تجهیزات در صنعت پزشکی به مشتریان مراجعه می‌کند و با آنها در تماس است، مدرپ دانست.

با این حال در ایران در بسیاری از شرکت‌ها رایج است که دو موقعیت شغلی متفاوت به عنوان ویزیتور (یا فروشنده) و مدرپ (یا نماینده علمی) در نظر می‌گیرند و به عبارتی، مدرپ را در موقعیتی بالاتر از سایر فروشندگان قرار می‌دهند.

حتی ممکن است مدرپ صرفاً به معرفی محصول و پاسخ‌گویی در مورد ویژگی‌های آن بپردازد و عملیات فروش به کارشناسان فروش واگذار شود.

به علت اختلاف نظر در مورد تعریف موقعیت شغلی مدرپ‌، طبیعتاً در زمینه تنظیم شرح شغل و شرایط احراز شغل برای مدرپ‌ها هم دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.

اما آن‌چه اتفاق نظر بر روی آن وجود دارد این است که فروشندگان در حوزه‌های زیر را می‌توان به عنوان مدرپ (MedRep) در نظر گرفت:

  • فروشندگان فعال در شرکت‌های دارویی
  • فروشندگان تجهیزات پزشکی
  • فروشندگان نرم افزارهای پزشکی
  • فروشندگان ابزارها و اکسسوارهای مرتبط با بهداشت، درمان و سلامت
  • فروشندگان محصولات و راهکارهای حوزه‌ی بیوتکنولوژی

در ایران، معمولاً فارغ التحصیلان رشته های پزشکی و پیراپزشکی، شیمی، زیست شناسی، میکروبیولوژی و صنایع غذایی و دارویی، از جمله کسانی هستند که به عنوان مدرپ فعالیت می‌کنند.

نفتا چیست؟ (NAFTA) – توافق / پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی

نفتا (NAFTA) مخفف عبارت North American Free Trade Agreement است که آن را قرارداد یا پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی هم می‌نامند.

پیمان نفتا، یک توافق سه جانبه است که بین ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک منعقد شده.

هدف از توافق نفتا، حذف تدریجی موانع مبادلات تجاری بین آمریکا، مکزیک و کانادا (در یک بازه‌ی زمانی پانزده ساله) بوده است.

مرور کوتاهی به تاریخچه نفتا

پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی یا نفتا، از آغاز سال ۱۹۹۴ (زمان کلینتون) اجرایی شد و قرار شد جایگزین پیمان ضعیف‌تر و دوجانبه‌ای باشد که قبلاً بین آمریکا و کانادا وجود داشت. البته چارچوب اولیه‌ی نفتا از سال ۱۹۸۷ و در زمان رونالد ریگان در حال تدوین و تنظیم بود.

قبل از فعال شدن نفتا، انتقادات متعددی به توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی وجود داشته که تعداد زیادی از آنها بر بحث اثرات زیست محیطی و همچنین اثرات منفی بر روی اشتغال در آمریکا تاکید داشتند.

به همین علت، در کنار توافق نفتا، دو توافق جانبی هم برای اجتناب از اثرات منفی مذکور منعقد شد.

[ مطلب مرتبط: تفاوت توافق نامه و تفاهم نامه چیست؟ ]

دفاع دولت آمریکا از نفتا

دولت آمریکا همواره از منافع نفتا برای این کشور صحبت کرده است (+).

از جمله اینکه برای تعداد زیادی از ایالت‌های آمریکا، مکزیک و کانادا جزو مقاصد مهم صادراتی هستند و حذف موانع تجاری، می‌تواند فرصت‌های شغلی بیشتر و رونق اقتصادی برای کسب و کارهای آمریکایی ایجاد کند.

آمارها و برآوردها هم نشان می‌دهد که تولید ناخالص داخلی هر سه کشور در اثر توافق نفتا، افزایش داشته است.

انتقادات به نفتا

واقعیت این است که نفتا همزمان با ایجاد فرصت برای افزایش صادرات آمریکا، فضا برای انتقال زیرساخت‌های تولیدی به مکزیک را هم فراهم کرده است.

به عبارتی، شغل‌های زیادی در مکزیک ایجاد شده‌اند که مردم در حالت عادی معتقد بودند که می‌توانستند در آمریکا ایجاد شوند (مثلاً تولید خودرو فورد).

از سوی دیگر، شغل‌های جایگزین دیگری در صنایع دیگر آمریکا، به واسطه‌ی نفتا به وجود آمده.

بنابراین، به سادگی نمی‌توان در مورد اثرات مثبت یا منفی نفتا بر اشتغال در آمریکا صحبت کرد و بیشتر نظرات و صحبت‌ها، بر پایه‌ی تحلیل‌های شخصی (یا سازمانی) استوار است.

مطرح‌ترین منتقد نفتا، آخرین رییس جمهور آمریکا (دونالد ترامپ)‌ است که لغو یا مذاکره مجدد در مورد نفتا را در میان وعده‌های انتخاباتی‌اش مطرح کرد و پیشنهاد کرد که مالیات سنگین بر روی محصولات وارداتی از مکزیک وضع شود.

با توجه به اینکه ایجاد شغل در مکزیک از طریق محصولات وارداتی، بسیار واضح و قابل مشاهده است و شغل‌های غیرمستقیم ایجاد شده در آمریکا، برای مردم چندان قابل درک یا قابل سنجش نیست، این دیدگاه او در میان مردم عادی طرفداران زیادی نیز داشته است.

مخالفت ترامپ با نفتا و معاهده‌های مشابه در حدی جدی است که این دیدگاه مطرح شده که شاید به زودی چین، در غیاب آمریکا، رهبری اقتصاد آزاد جهانی را در اختیار بگیرد.