تفاوت انگیزه و هدف چیست؟

واقعیت این است که انگیزه و هدف از یک جنس نیستند که بتوانیم از تفاوت انگیزه و هدف صحبت کنیم.

دقیق‌تر خواهد بود اگر از رابطه انگیزه و هدف بگوییم؛ چون در تعریف انگیزه تأکید می‌شود که باید برای انگیزه، هدف و جهت وجود داشته باشد.

به عبارت دیگر، اگر هدف ما مشخص باشد، می‌توانیم از انگیزه‌ی کم یا انگیزه‌ی زیاد برای رسیدن به آن هدف سخن بگوییم.

بد نیست بر این نکته هم تأکید کنیم که اگر کسی هدف گذاری را به درستی انجام داده باشد، حداقل در ابتدای مسیر باید انگیزه داشته باشد. اگر چه قابل تصور است که در طول مسیر به علت‌های مختلف، گرفتار فرسودگی و بی انگیزگی شود.

اما اگر هدفی برای خود تعیین کرده‌اید و از همان ابتدا احساس می‌کنید، انگیزه‌ی کافی برای حرکت به سوی آن ندارید، بی‌تردید باید به فرایند برنامه ریزی و هدف گذاری خود فکر کنید و بیهوده به دنبال روش‌های افزایش انگیزه نگردید.

تذکر: برخی از ما واژه‌ی انگیزه را به شکل بسیار کلی و مبهم هم به کار می‌بریم. مثلاً می‌گوییم: «کلاً انگیزه ندارم» یا این‌که: «احساس بی‌انگیزگی می‌کنم».

با توجه به این‌که همیشه باید از انگیزه برای یک هدف مشخص صحبت کنیم، احتمالاً منظور از این نوع بی انگیزگی عمومی و کلی، بحث Mood یا همان خُلق است. به بیان دیگر، احتمالاً ما داون بودن و بی‌انرژی بودن را به بی‌انگیزه بودن تعبیر می‌کنیم. همچنین احتمال دارد منظورمان پایین بودن عمومی سطح انرژی باشد.

اما هر چه هست، باید این نکته را به خاطر داشته باشیم که انگیزه صرفاً در ارتباط با یک هدف معنی پیدا می‌کند.

به طور خلاصه، در پاسخ رابطه انگیزه و هدف می‌توانیم بگوییم: انگیزه، میزان انرژی و جدی بودن و شوق و پشتکار ما را برای رسیدن به یک هدف مشخص بیان می‌کند.

درس مرتبط در متمم: مدیریت انگیزه

بهترین کتابهای روانشناسی شادی و شادمانی در سطح جهان

شاید به کار بردن اصطلاح بهترین کتابهای روانشناسی دقیق و مناسب نباشد. اما می‌توان گفت که به سختی می‌توانید فهرستی از کتابهای روانشناسی شادمانی و شادی از دیدگاه روانشناسی را ببینید که هیچ یک از کتابهای زیر در آن نباشند:

اگر هم علاقه دارید برخی از بهترین کتابهای روانشناسی به انتخاب متمم را به همراه خلاصه آن‌ها بخوانید و مرور کنید، پیشنهاد می‌کنیم به معرفی کتابهای روانشناسی سر بزنید و چند دقیقه‌ای را به بررسی کتابهای پیشنهاد شده در آن‌جا اختصاص دهید.

مرور مباحث روانشناسی مثبت گرا و نیز انگیزش نیز احتمالاً می‌تواند برای شما جذاب باشد.

نگاه انتقادی به روانشناسی شادمانی

هم‌چنین در صورتی که علاقه‌مند باشید کتابی انتقادی درباره‌ی شادی و شادمانی بخوانید، احتمالاً کتاب The Happiness Industry نوشته‌ی ویلیام دیویس (که با عنوان صنعت شادی به فارسی نیز ترجمه شده) انتخاب مناسبی خواهد بود.

البته باید آماده باشید که با دیدگاه‌های اقتصادی چپ نویسنده روبرو شوید. دیدگاهی که تقریباً پشت همه‌ی تبلیغ‌ها و ابزارها و فناوری‌هایی که امروز لحظات خوشی برای انسان‌ها فراهم می‌کنند (یا چنین وعده‌ای می‌دهند)، انگیزه‌ی فریب، مصرف گرایی و کسب پول را جستجو می‌کند.

سایر مطالب مربوط به روانشناسی شادمانی

مجموعه درس‌های کارگاه زندگی شاد

آیا در تصمیم گیری های خود به شادی توجه می‌کنیم؟

تعریف عملیاتی چیست و چه کاربردی دارد؟

اصطلاح تعریف عملیاتی (به انگلیسی: Operational Definition) یکی از اصطلاحات رایج در فضای دانشگاهی و نیز حوزه‌ی مدیریت و کسب و کار است.

برای درک بهتر تعریف عملیاتی، مناسب است آن را در کنار تعریف مفهومی و بحث مفهوم پردازی قرار داده و بررسی کنیم.

وقتی از تعریف عملیاتی حرف می‌زنیم، دیگر به توصیف کلی یک اصطلاح یا شاخص قانع نمی‌شویم.

هم‌چنین صرفِ این‌که ارتباط یک مفهوم را با سایر مفاهیم مشخص کنیم کافی و رضایت‌بخش نیست.

تعریف عملیاتی باید دقیقاً روش اندازه گیری و سنجش و ارزیابی یک مفهوم را در اختیار ما قرار دهد.

به شکلی که افراد مختلف – که در زمینه‌ی مورد بحث تخصص دارند – بتوانند بر اساس رویه (Procedure) تعیین شده، متغیر مورد نظر را اندازه گیری و ثبت کنند.

تعریف عملیاتی در روش تحقیق و مطالعات دانشگاهی

وقتی در فضای آکادمیک و بحث روش تحقیق از تعریف عملیاتی صحبت می‌کنیم، انتظار داریم که شیوه سنجش یک متغیر به شکل شفاف و مشخص تعیین شود.

مثلاً اگر از تعریف عملیاتی خجالتی بودن صحبت می‌کنیم، این‌که صرفاً چند جمله در توصیف آن بگوییم کافی نیست.

بلکه باید دقیقاً مشخص کنیم که در مقاله و تحقیق خود، خجالتی بودن را چگونه بررسی کرده و خواهیم سنجید.

آیا از پرسشنامه استفاده می‌کنیم؟ اگر چنین است، این پرسشنامه شامل چه سوال‌هایی است؟‌ چگونه و در چه شرایطی تکمیل خواهد شد؟

آیا از دوستان فرد می‌خواهیم که میزان خجالتی بودن او را (مثلاً با عددی بین یک تا پنج) مشخص کنند و سپس میانگین را محاسبه می‌کنیم؟

توجه داشته باشید که در بحث تعریف عملیاتی، درست و نادرست بودن در اولویت بعدی است؛ بلکه این شفاف بودن تعریف است که اهمیت دارد.

طبیعتاً بعدها در طول یک مطالعه یا به واسطه‌ی بررسی‌های متخصصین، ارزش، اعتبار و فایده‌ی یک شاخص، سنجیده و استخراج خواهد شد. اما فعلاً مهم است که همه دقیقاً بدانند از چه چیزی صحبت می‌کنند.

تعریف عملیاتی در فضای مدیریت و کسب و کار

اصطلاح تعریف عملیاتی در میان مدیران و فعالان کسب و کار هم، طرفداران بسیاری دارد و یکی از واژگان روزمره و کاربردی در فضای مدیریت محسوب می‌شود.

فرض کنید در جلسه‌ای صحبت می‌شود که مشتریان ما از محصولات‌مان ناراضی هستند.

در این‌جا ممکن است مدیر بپرسد: تعریف عملیاتی رضایت مشتری چیست؟

او در این‌جا اصرار ندارد با تحقیقی دقیق و مطالعات دانشگاهی و مقالاتی از ژورنال‌های معتبر مواجه شود. اما انتظار دارد مشخص شود که رضایت مشتری دقیقاً با چه فرایندی و به چه شیوه‌ای سنجیده می‌شود.

این فرایند باید آن‌قدر دقیق و شفاف باشد که فرد یا دپارتمان دیگر، بتواند آن را اجرا کرده و مقادیر مشابه یا یکسانی را برای شاخص‌های مورد بحث استخراج کند.

چند درس مرتبط در متمم

سیستم های کنترل مدیریت

تفاوت دو نگرش نرم و سخت در مدیریت

شاخص چیست؟

شاخص های کمی در برابر شاخص های کیفی

شاخص های پیش بینی کننده

معرفی چند کتاب اقتصاد رفتاری و مالی رفتاری

اگر بخواهید تنها یک کتاب درباره اقتصاد رفتاری بخوانید و با مبانی این حوزه آشنا شوید، احتمالاً کتاب کج رفتاری نوشته ریچارد تیلر بهترین گزینه (یا یکی از بهترین گزینه‌ها) است.

کتاب تفکر، سریع و آهسته نوشته‌ی دنیل کانمن هم اگر چه مستقیماً به اقتصاد رفتاری نپرداخته، اما در این زمینه مثال‌های فراوانی دارد.

کتاب Nudge که با عنوان‌های سقلمه و تلنگر ترجمه شده نیز به همین بحث می‌پردازد.

گاهی اوقات کتاب قلاب (Hooked) را نیز در گروه کتابهای اقتصاد رفتاری طبقه‌بندی می‌کنند. البته همه در این زمینه اتفاق نظر ندارند.

چند مورد از کتابهای دن اریلی هم به بحث اقتصاد رفتاری می‌پردازند. از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به کتابهای زیر اشاره کرد:

علاوه بر همه‌ی این‌ها، کتابهای زیر نیز گزینه‌های بسیار ارزشمندی برای آشنایی بیشتر با اقتصاد رفتاری هستند:

An Introduction to Behavioral Economics (Nik Wilkinson)

The Why Axis (Ury Gneezy, John List)

 Think Twice (Michael Mauboussin)

Animal Spirits (George Akerlof, Robert Shiller)

Freakonomics (Steven Levitt, Stephen Dubner)

کتابهای مالی رفتاری مایکل پامپین

اگر قصد فعالیت در بازارهای مالی و کارهایی نظیر فارکس و سرمایه گذاری در بازار بورس را دارید، احتمالاً کتابهای ساده‌تر در زمینه اقتصاد رفتاری و مالی رفتاری را ترجیح می‌دهید.

مایکل پامپین (Michael Pompian) از جمله نویسندگان مطرحی است که کتابهای متعددی در زمینه‌ی مالی رفتاری تألیف کرده و دو زیر از او به فارسی نیز ترجمه شده است:

کتاب اول را می‌توان صرفاً فهرستی از خطاهای شناختی دانست که برای هر کدام مثال‌هایی از رفتارهای سرمایه گذاران مطرح شده است.

کتاب دوم هم، اگر چه بر اساس مطالعه‌ی روشمند علمی استوار نیست، اما تجربیات ارزشمندی در حوزه‌ی رفتارهای سرمایه گذاران را مطرح می‌کند و از آن‌جا که نویسنده با ادبیات دانش اقتصاد رفتاری آشناست، باعث شده که تحلیل این تجربیات، دقیق‌تر و قابل اعتنا‌تر هم باشد.

مطالعهٔ بیشتر

در صفحهٔ کتاب های اقتصاد رفتاری در متمم می‌توانید فهرست دقیق‌تری از کتابهای این حوزه را با توضیحات بیشتر ببینید.

فهرست بزرگترین روانشناسان جهان در قرن بیستم

تنظیم و ارائه‌ی فهرستی از بزرگترین روانشناسان جهان کار ساده‌ای نیست.

خصوصاً اگر بخواهید رتبه بندی این فهرست روانشناسان مورد اتفاق نظر کارشناسان و متخصصان نیز باشد.

ضمن این‌که بزرگی واژه‌ی مبهمی است که تعریف عملیاتی از آن وجود ندارد و نمی‌توانیم به صورت قطعی بگوییم که یک دانشمند از دانشمند دیگری بزرگتر است. این را هم باید به خاطر داشته باشیم که روانشناسان معروف دنیا الزاماً بزرگترین و بهترین روانشناسان دنیا نیستند (مثلاً شاید بتوان جردن پیترسون روانشناس معروف آمریکایی را یکی از معروفترین روانشناسان معاصر دانست، اما این شهرت به واسطهٔ شبکه های اجتماعی به وجود آمده و چندان با جایگاه او در جامعهٔ علمی و دانشگاهی متناسب نیست).

قاعدتاً یکی از روش‌های تهیه‌ی چنین فهرستی، مراجعه به نظر کارشناسان است و از این منظر، فهرست پیشنهادی انجمن روانشناسی آمریکا (APA) از بزرگترین روانشناسان دنیا در قرن بیستم یکی از فهرست‌هایی است که بسیار مورد اشاره و استناد قرار گرفته و می‌گیرد.

این فهرست شامل نام صد روانشناس است و در سال ۲۰۰۲ توسط انجمن روانشناسی آمریکا منتشر شده است. همان‌طور که می‌بینید بعضی از آن‌ها مانند فروید و پیاژه از جمله روانشناسان معروف جهان هستند و برخی دیگر مانند زاجوک و برونر در دستهٔ روانشناسان معروف قرار نمی‌گیرند.

۱- بی اف اسکینر (B.F. Skinner)

۲- ژان پیاژه (Jean Piaget)

۳- سیگموند فروید (Sigmund Freud)

قطعاً هر فهرستی از روانشناسان معروف جهان، هر چقدر هم کوچک باشد، نام فروید (متولد ۱۸۵۶ و درگذشت ۱۹۳۹) را در خود جا خواهد داد (بسیاری از طرفدارانش او را بزرگترین روانشناس دنیا می‌دانند). او بنیان‌گذار روانکاوی و نظریه‌پرداز برجسته‌ای است که مفاهیمی مانند ناخودآگاه و ساختار شخصیت (نهاد، من، فرامن) را به ادبیات روانشناسی اضافه کرده است.

۴- آلبرت بندورا (Albert Bandura)

آلبرت بندورا (متولد ۱۹۲۵ و درگذشت ۲۰۲۱) را بیش از هر چیز با نظریه یادگیری اجتماعی می‌شناسند. او تأثیری بزرگ و ماندگار بر روان‌شناسی تربیتی، رشد فردی علوم رفتاری داشته است. اصطلاح خودکارآمدی (self-efficacy) را هم بندورا تعریف کرده و رواج داده است. این اصطلاح، جایگزینی دقیق‌تر و مناسب‌تر برای اصطلاح اعتماد به نفس است. برای مطالعهٔ‌ بیشتر دربارهٔ این اصطلاح و ربط آن به اعتماد به نفس، دو درس زیر را در متمم بخوانید:

اعتماد به نفس چیست؟

راه های تقویت اعتماد به نفس

ما در متمم در تدوین دوره هدف گذاری هم از کارها، ایده‌ها و پژوهش‌های او استفاده کرده‌ایم.

۵- لئون فستینگر (Leon Festinger)

۶- کارل راجرز (Carl Rogers)

کارل راجرز (متولد ۱۹۰۲ و درگذشت ۱۹۸۷) هم از بزرگان علم روانشناسی و از بنیانگذاران روانشناسی انسان گرا است. او را معمولاً به‌واسطهٔ نظریه درمان مراجع‌محور و توجه‌اش به مفهوم خودشکوفایی می‌شناسند (آبراهام مزلو و کارل راجرز دو نفری هستند که در این باره بسیار گفته و نوشته‌اند).

در متمم علاوه بر درسی که به معرفی کارل راجرز اختصاص دارد، بخشی از «کتاب راه انسان شدن» نوشته راجرز را هم در قالب پاراگراف فارسی آورده‌ایم:

بخشی از کتاب راه انسان شدن

۷- استنلی شاختر (Stanley Schachter)

۸- نیل میلر (Neal E. Miller)

۹- ادوارد تورندایک (Edward Thorndike)

تورندایک روانشناس مطرح نیمهٔ اول قرن بیستم بود که معمولاً او را به‌خاطر کارها و پژوهش‌هایی که در زمینهٔ یادگیری انجام داد می‌شناسند. البته او پژوهشی هم در زمینهٔ یکی از خطاهای شناختی دارد که حتماً درباره‌اش شنیده‌اید: اثر هاله‌ای.

۱۰- آبراهام مزلو (A.H. Maslow)

۱۱- گوردون آلپورت (Gordon Allport)

۱۲- اریک اریکسون (Erik Erikson)

۱۳- هانس آیزنک (Hans Eysneck)

۱۴- ویلیام جیمز (William James)

۱۵- دیوید مک کللند (David McClelland)

۱۶- ریموند کتل (Raymond Cattell)

۱۷- جان واتسون (John B. Watson)

جان بی. واتسون از بنیان‌گذاران روانشناسی رفتارگرا بود (ما معمولاً اسم اسکینر را بیشتر شنیده‌ایم). واتسون به‌شدت به تأثیر محیط در تربیت اعتقاد داشت. احتمالاً جمله معروف واتسون را شنیده‌اید که می‌گفت (+): «به من ده‌-دوازده نوزاد سالم و محیطی که خودم مشخص می‌کنم بدهید، من هر یک از آن‌ها را به‌شکل تصادفی برمی‌دارم و برای حرفه‌ای که خودم انتخاب کرده‌ام تربیت می‌کنم: دکتر، حقوقدان، هنرمند، تاجر، حتی دزد و گدا.»

منظور او این بود که در ذات انسان‌ها تقریباً هیچ‌ چیز از پیش‌ نوشته‌شده‌ای وجود ندارد و رفتارها و صفات شخصیتی که از آن‌ها می‌بینیم،‌ حاصل تأثیر محیط و آموزش‌های محیطی است.

۱۸- کرت لوین (Kurt Lewin)

۱۹- دونالد هب (Donald O. Hebb)

۲۰- جورج میلر (George A. Miller)

۲۱- کلارک هال (Clarck L. Hull)

۲۲- جروم کاگان (Jerome Kagan)

۲۳- کارل گوستاو یونگ (Carl G. Jung)

۲۴- ایوان پاولوف (Ivan Pavlov)

۲۵- والتر میشل (Walter Mischel)

والتر میشل (متولد ۱۹۳۰ و درگذشت ۲۰۱۸) روان‌شناس معروف اتریشی-آمریکایی است که به خاطر پژوهش‌هایش درباره خودکنترلی شناخته می‌شود. احتمالاً اسم آزمایش مارشمالو را شنیده‌اید (آزمایشی که مقاومت کودکان در برابر وسوسهٔ خوراکی را می‌سنجد). ایدهٔ این آزمایش متعلق به والتر میشل است. برای آشنایی بیشتر با والتر میشل و ایده‌های او دو درس آزمون مارشمالو و انضباط شخصی را در متمم بخوانید:

آزمایش مارشمالو

انضباط شخصی

۲۶- هری هارلو (Harry Harlow)

۲۷- گیلفورد (J.P. Guilford)

۲۸- جروم برونر (Jerome S. Bruner)

۲۹- ارنست هیلگارد (Ernest Hilgard)

۳۰- لاورنس کولبرگ (Lawrence Kohlberg)

۳۱- مارتین سلیگمن (Martin Seligman)

۳۲- اولریک نایسر (Ulric Neisser)

۳۳- دونالد کمپبل (Donald Campbell)

۳۴- راجر براون (Roger Brown)

۳۵- زاجونک (R. B. Zajonc)

۳۶- اندل تولوینگ (Endel Tulving)

۳۷- هربرت سایمون (Herbert Simon)

۳۸- نوام چامسکی (Noam Chomsky)

۳۹- ادوارد جونز (Edward Jones)

۴۰- چارلز اوسگود (Charles Osgood)

فهرست کامل روانشناسان برتر جهان در قرن بیستم را می‌توانید در اینجا ببینید.

جفری پارکر (نویسنده کتاب و مقاله درباره پلتفرم)

جفری پارکر با نام کامل جفری جی پارکر (Geoffrey G. Parker) عضو هیات علمی دانشگاه تولین (Tulane)، مدرس دانشگاه MIT و نیز عضو مرکز مطالعات اقتصاد دیجیتال دانشگاه MIT است.

شهرت جهانی جفری پارکر بیشتر به خاطر همکاری در نگارش کتاب انقلاب پلتفرم است که یکی از معتبرترین کتابهای حوزه طراحی و تحلیل پلتفرم محسوب می‌شود.

جفری جی پارکر - نویسنده کتاب انقلاب پلتفرمها یا Platform Revolution

پارکر در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه‌های پرینستون و MIT در رشته مهندسی الکترونیک تحصیل کرده و دکترای خود را در دانشگاه MIT در حوزه‌ی علوم مدیریت با گرایش تخصصی مدیریت عملیات گذرانده است.

به همین علت در کنار نگاه کلان و تحلیلی، به شاخص‌ها و معیارهای عددی و کمّی در تحلیل پلتفرمها نیز توجه دارد.

او هم‌اکنون نیز علاوه بر طراحی پلتفرم ها کورس‌های مدیریت و استراتژی و تحلیل عددی داده‌ها نیز برگزار می‌کند.

چند مقاله درباره پلتفرم (نوشته جفری پارکر)

  Innovation, Openness, and Platform Control

  Platform Ecosystems, How Developers Invert the Firm

فهرست مقاله‌های پارکر در Google Scholar

درس های مرتبط با این بحث در متمم

 معرفی و مرور کتاب انقلاب پلتفرم

مدل کسب و کارهای پلتفرمی

جان اسکالی (مدیر اسبق پپسی و اپل)

جان اسکالی مدیر ارشد پپسی و اپل

جان اسکالی (به انگلیسی: John Sculley) در رزومه‌ی خود، مدیر عاملی دو شرکت بزرگ آمریکایی یعنی پپسی و اپل را دارد.

او دوره MBA خود را در مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا گذرانده و کار خود را در پپسی، از پایین‌ترین سطح یعنی رانندگی کامیون‌های تحویل نوشابه آغاز کرد.

اسکالی به سرعت در پپسی پیشرفت کرد و در سن سی‌سالگی به معاونت بازاریابی شرکت پپسی منصوب شد.

جان اسکالی در سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۳ مدیرعامل شرکت پپسی بود.

سپس به پیشنهاد استیو جابز مدیرعامل اپل شد و این سمت را ده سال در اختیار داشت.

ما معمولاً جان اسکالی را به واسطه‌ی بیرون راندن استیو جابز از اپل می‌شناسیم؛ اما نقش او در برنامه ریزی بازاریابی اپل طی دوران مدیریتش انکارناپذیر است. می‌توان گفت استیو جابز طی این دوره، نقش مدیریت محصول (Product Manager) را در شرکت اپل ایفا کرده است.

البته اسکالی اصرار دارد که او استیو جابز را بیرون نرانده و استیو جابز پس از این‌که نتوانسته هیات مدیره را درباره‌ی یکی از تصمیم‌های مدیریتی خود قانع کند، از شرکت استعفا داده است (منبع).

به هر حال، خود او هم تأکید دارد که رابطه‌اش با استیو جابز هرگز ترمیم نشد.

اسکالی در سال ۱۹۹۳ به علت اختلاف‌های متعدد و شدید با هیات مدیره اپل، مجبور به استعفا شد و سال بعد در نقش بنیان‌گذار و تأمین‌کننده‌ی سرمایه، وارد صنعت مخابرات شد.

اگر چه شرکت او بعداً به T-Mobile فروخته شد، اما این شرکت سرمایه‌ی قابل توجهی برای او ایجاد کرد و اسکالی به سرمایه گذاری و کارآفرینی سریالی ادامه داد.

جان اسکالی متولد سال ۱۹۳۹ است و هنوز در زمینه‌ی سرمایه گذاری و توسعه کسب و کار فعالیت می‌کند.

[ مطالعه بیشتر: Steve Jobs was misrepresented in popular culture ]

اسکالی داستان زندگی کاری خود را در کتابی با عنوان اودیسه (Odyssey) شرح داده است.

چند مطلب درباره داستان‌های کسب و کار در متمم:

  رنو – نیسان

  مرسدس بنز AMG

  نوتلا

  سواروفسکی

  ژیلت و بیک

  امریکن اکسپرس

  مون بلان

  لویی ویتون

شماره شبا چیست و چه کاربردی دارد؟

اصطلاح شبا طی سال‌های گذشته در سیستم بانکی ایران رواج یافته و بسیاری از ما بدون این‌که اطلاعات چندانی درباره‌ی شبا داشته باشیم از آن استفاده می‌کنیم.

در این‌جا چند توضیح ساده درباره شبا خدمت شما ارائه می‌شود.

شبا مخفف چیست؟

کلمه‌ی شبا که البته بانک‌ها آن را شِبا می‌خوانند، مخفف عبارت شناسه حساب بانکی ایران است.

کلمه شبا به عنوان معادل اصطلاح IBAN در زبان انگلیسی به کار برده می‌شود.

در انگلیسی بریتانیایی این کلمه را به صورت حروف مقطعه (آی بی اِی اِن) می‌خوانند؛ اما آمریکایی‌ها آن را به عنوان یک واژه و به صورت آیبَن تلفظ می‌کنند.

بین هر حساب بانکی و شماره‌ی IBAN یا شبا تناظر یک به یک وجود دارد. به عبارت دیگر، اگر شماره شبا (در حساب ایران) یا IBAN (در حساب‌های بین‌المللی) خود را در هر جای دنیا اعلام کنید، کاملاً مشخص است که از حساب چه کسی در چه کشوری صحبت می‌کنید.

شماره شبا چند رقمی است؟

شماره شبا ۲۴ رقمی است که البته این ۲۴ رقم شامل IR ابتدای آن نمی‌شود (با IR مجموعاً ۲۶ کاراکتر می‌شود).

استاندارد تعریف شماره شبا (فرمت شماره شبا)‌ چیست؟

وقتی قرار است شماره‌ای در سراسر جهان منحصر‌به‌فرد باشد، لازم است که استاندارد جهانی برای تعریف آن به کار گرفته شود.

استاندارد تعریف IBAN در سراسر جهان، ISO-13616 نام دارد که شماره شبای حساب‌های بانکی ایران نیز بر همین اساس تعریف شده است.

کاربرد شماره شبا چیست؟

بر اساس توضیح استاندارد ISO-13616، شماره شبا با هدف تسهیل پردازش داده‌ها در تعاملات بین‌المللی و محیط‌های مالی و نیز میان صنایع مختلف ارائه شده است.

This International Standard specifies the elements of an international bank account number (IBAN), used to facilitate the processing of data in data interchange internationally — in financial environments as well as within and between other industries.

در این استاندارد توضیح داده شده که طراحی شبا برای پردازش اتوماتیک (در فرایندهای انتقال الکترونیکی پول)‌ است. اما در عین حال، استفاده از این شماره در سایر ابزارهای مبادله (مثلاً اسناد کاغذی تعهدات مالی) نیز مجاز شمرده شده است.

چارچوب کلی تعریف کد IBAN چیست؟

طول کد IBAN در کشورهای مختلف، متفاوت است.

اما قواعد زیر باید بر اساس استاندارد ISO-13616 رعایت شود:

  • دو حرف اول باید کشوری را مشخص کنند که حساب در آن باز شده است. همان‌طور که می‌دانید برای شبا در ایران از کد IR استفاده می‌شود. استاندارد دیگری به نام ISO-3166 وجود دارد که مشخص می‌کند نام هر کشور با چه حروفی مشخص شود. این نام‌ها همان‌هایی هستند که در نام‌گذاری دامین کشورها در وب هم استفاده می‌شود.
  • بعد از دو حرف اول، یک عدد دو رقمی وجود دارد که صحت بقیه‌ی کد را کنترل می‌کند. بنابراین اگر در ثبت شماره شبا اشتباه کرده باشید، به احتمال زیاد این خطا مشخص شده و پول شما به اشتباه جابجا نخواهد شد.
  • بقیه‌ی کد شبا می‌تواند با ارقام ۰ تا ۹ و نیز حروف A-Z و a-z ساخته شود و نباید طول آن از ۳۰ حرف بیشتر باشد. البته استاندارد، کشورها را مقید می‌کند که داخل قلمرو خود، تعداد ارقام کد را ثابت نگه دارند. ما در ایران از کد ۲۲ رقمی استفاده می‌کنیم که با افزودن دو رقم کنترل در نهایت به یک کد ۲۴ رقمی تبدیل می‌شود.

چگونه شماره شبا را پیدا کنیم؟

اکثر بانک‌ها در سایت خود این سرویس را ارائه می‌دهند.

به این صورت که اگر شماره کارت بانکی یا شماره حساب خود را داشته باشید، می‌توانید آن را به سایت ارائه دهید و شماره شبا را تحویل بگیرد.

در ادامه برخی از آدرس‌هایی‌ که این کار را انجام می‌دهند، فهرست شده‌اند.

تبدیل شماره کارت به شبا در بانکهای ایران

هر یک از بانک‌های ایران، صفحه‌ای را در وب‌سایت خود در نظر گرفته‌اند تا با وارد کردن شماره حساب بانکی، شماره شبا را به دست آورده یا شماره کارت را به شبا تبدیل کنید.

صفحه مربوط به برخی از بانکها در این‌جا آمده است:

دریافت شبا با شماره حساب سامان (و برخی بانکهای دیگر)

دریافت شماره شبا بانک ملت (بر اساس شماره حساب)

تبدیل شماره حساب بانک پارسیان به شبا

تبدیل شبا به شماره حساب و نیز شماره حساب به شما در بانک اقتصاد نوین

دریافت شبا بر اساس شماره حساب بانک پاسارگاد

چند مطلب پیشنهادی در متمم

  تاریخچه پول در جهان

  تفاوت تهاتر و پول کالایی چیست؟

  حواله چیست؟

  تفاوت پول و ارز چیست؟

  تاریخچه شکل گیری بانک مرکزی به عنوان نهاد نظارتی

  روانشناسی پول

جایزه دیکسون چیست؟

جایزه دیکسون (به انگلیسی: Dickson Prize)، هر ساله توسط دانشگاه‌های پیتسبورگ و کارنگی ملون به کسانی که طی سال گذشته (منتهی به تاریخ اعطای جایزه) فعالیت علمی چشم‌گیر و بزرگی داشته‌اند اعطا می‌شود.

برندگان این جایزه هر سال در دو شاخه‌ی پزشکی (و داروسازی)‌ و علوم (فیزیک، ریاضی و سایر علوم دقیق) اعلام می‌شوند (مسئولیت انتخاب نامزدها و اعطای جایزه در حوزه‌ی پزشکی بر عهده‌ی دانشگاه پیتزبورگ و در حوزه‌ی علوم بر عهده‌ی دانشگاه کارنگی ملون است).

از آن‌جا که حوزه‌ی جایزه دیکسون صرفاً به جامعه‌ی آمریکا محدود است و به دانشمندان آمریکایی داده می‌شود، با وجودی که این جایزه برای خود دانشمندان آمریکایی بسیار مهم بوده و دارای پرستیژ و جایگاه بالایی است، در بیرون آمریکا کمتر مورد توجه و استقبال قرار می‌گیرد.

از مشهورترین کسانی که جایزه دیکسون را در بخش علوم دریافت کرده‌اند، می‌‌توان به ری کورزویل (Ray Kurzweil) و هوارد رایفا (Howard Raiffa) اشاره کرد.

این دو نفر به ترتیب جوایز سال‌های ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ را به خود اختصاص داده‌اند.

دیکسون‌ها که بودند؟

جایزه دیکسون به اعتبار بنیان‌گذارانش (آقا و خانم دیکسون) به این نام خوانده می‌شود.

آقای ژورف دیکسون، پزشکی مشهور و خیرخواه بوده که در نیمه‌ قرن بیستم فوت کرده است. همسرش هم (خانم دیکسون) به شغل پرستاری اشتغال داشت.

این دو نفر با تلاش و کوشش، توانستند مسئولین ایالت خود را قانع کنند تا بودجه‌ای برای جایزه دادن به کسانی که نقش مهمی در توسعه دانش داشته‌اند در نظر بگیرند و  این جایزه را به صورت سالانه اعطا کنند.

امروز، کمتر کسی دیکسون‌ها را به خاطر دارد و می‌شناسد؛ اما به هر حال ارزش مادی جایزه‌ی ۵۰ هزار دلاری دیکسون چیزی نیست که به سادگی فراموش شود.

موسسه گارتنر | شرکت گارتنر

شرکت گارتنر یک شرکت فعال تحقیقات و مشاوره در زمینه فناوری اطلاعات است.

موسسه گارتنر در سال ۱۹۷۹ توسط جیدی‌یِن گارتنر (Gideon Gartner) تأسیس شده و دفتر مرکزی‌اش در ایالت کانکتیکات (کانتیکت) آمریکاست.

لازم به ذکر است که شرکت گارتنر در بیش از هشتاد کشور در نقاط مختلف جهان از جمله اروپا، آسیای جنوب شرق، ژاپن و خاورمیانه نیز دفتر دارد.

گارتنر با حدود ۱۵۰۰۰ کارمند و بیش از سه میلیارد دلار قرارداد سالیانه، دارای ساختار سهامی عام است و سهم آن در بازارهای بورس‌ جهان معامله می‌شود.

شرکت گارتنر – که قبلاً گروه گارتنر نامیده می‌شد – بخش عمده‌ی درآمد خود را از حوزه‌ی تحقیقات کسب می‌کند. مشاوره به شرکتها و برگزاری رویدادها به ترتیب دومین و سومین منبع درآمد این شرکت محسوب می‌شوند.

فعالان مدیریت و کسب و کار، گارتنر را معمولاً به خاطر دو ابزاری که در زمینه ارزیابی و تحلیل تکنولوژی ارائه کرده است می‌شناسند.

ابزار اول، Magic Quadrant است که ابزاری ترسیمی است و به کمک آن می‌توان پیشرفت و جایگاه شرکتهای مختلف را در حوزه‌ی تکنولوژی ترسیم و ارزیابی کرد.

ابزار دوم، هایپ سایکل (Hype Cycle) یا چرخه گارتنر است که چرخه عمر تکنولوژی‌های مختلف و شیوه‌ی رواج یافتن تب تکنولوژی و فروکش کردن آن را نمایش می‌دهد.

[ مطلب مرتبط: چرخه هایپ گارتنر ]

دفتر مرکزی شرکت گارتنر در کانکتیکات آمریکا

لینک مرتبط: گزارش مالی شرکت گارتنر (آخرین فصل ۲۰۱۷)