شرکت انرون

شرکت انرون (Enron) یک شرکت بزرگ آمریکایی در حوزه‌ی برق و انرژی است که شهرت جهانی‌اش را به واسطه‌ی ورشکستی بزرگی که تجربه کرد، به دست آورده است.

انرون در سال ۱۹۸۵ با ادغام دو شرکت به نام‌های Houston Natural Gas و InterNorth تشکیل شد و به سرعت رشد کرد. در حدی که در میانه‌ی سال ۲۰۰۱ حدود ۲۱۰۰۰ نفر کارمند داشت.

این شرکت به خاطر نوآوری‌های مالی و ارزش آفرینی از طریق طراحی و عرضه‌ی انواع الگوهای سرمایه گذاری، بیش از پیش مطرح شد. در حدی که نشریه‌ی فورچون از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰، هر ساله شرکت انرون را نوآورترین شرکت آمریکا اعلام می‌کرد.

ورشکستگی و فروپاشی شرکت انرون

اما آن‌چه به فروپاشی و ورشکستگی شرکت انرون منجر شد، شیوه‌های خاص حسابداری آن بود.

شیوه‌هایی که به موجب آن، هزینه‌های خود را کمتر و سودآوری خود را بیشتر از میزان واقعی نشان می‌داد. با توجه به این‌که سهام انرون در بورس عرضه شده بود و باید حتماً حسابرسی شفاف هم انجام می‌شد، انرون یکی از شرکت‌های حسابرسی بسیار شناخته شده و معتبر وابسته به خود با نام آرتور اندرسن (Arthur Andersen) را مسئول حسابرسی کرد و به این شیوه، ضمن این‌که در ظاهر، همه چیز شفاف بود و گزارش‌های مالی به نهادهای عمومی و رسانه‌ها ارائه می‌شد، دست مدیران انرون برای نمایش سود غیرواقعی و افزایش رغبت سرمایه‌گذاران به سهم این شرکت باز بود.

شرکت انرون، با شیوه‌ی خاص حسابداری و حسابرسی خود، به عنوان هفتمین شرکت بزرگ آمریکا شناخته می‌شد و رابطه‌ی بسیار نزدیکی با سیاستمداران آمریکا و بسیاری دیگر از کشورهای جهان داشت.

در سال ۲۰۰۱ با افشای شیوه‌های غیراخلاقی ارائه‌ی صورتهای مالی انرون، سهام این شرکت در مدت کوتاهی به ۴٪ مقدار قبلی خود کاهش پیدا کرد (از ۸۵ دلار به ۳۰ سنت).

تبعات سقوط انرون در حدی جدی بود که به‌ محض از بین رفتن قدرت اقتصادی‌اش، فساد‌های سیاسی‌اش نیز بیش از پیش آشکار شد و سیاستمداران متعددی به خاطر دریافت رشوه از آن، دچار مشکل شدند.

هم‌چنین به علت این‌که بسیاری از مردم آمریکا، مستقیم و غیرمستقیم (از طریق صندوق های سرمایه گذاری) سهامدار انرون بودند، ورشکستگی انرون یک بحران فراگیر ملی برای این کشور ایجاد کرد.

فرد اصلی در پشت ماجرای تقلب و ورشکستگی انرون

مغز متفکر اصلی در این ماجرا، اندرو فستو (Andrew Fastow) مدیر ارشد مالی (CFO) انرون بود که توانسته بود سیستمی چنین پیچیده را طراحی و پیاده‌سازی کند که سال‌ها، تمام نهادهای مالی و اقتصادی آمریکا نیز نتوانستند متوجه آن شوند (یا متوجه شدند و نتوانستند حرفی بزنند).

او بلافاصله محاکمه و زندانی شد و حدود یک دهه (تا پایان سال ۲۰۱۱) در زندان بود. فستو تقریباً پنجمین دهه‌ی زندگی خود را کامل در زندان گذرانده است.

اندرو پس از آزادی از زندان با تجربه ورشکستگی انرون و آن‌چه در این مدت درک کرده بود، به عنوان سخنران در حوزه‌ی اخلاق کسب و کار، در دانشگاه‌های مختلف صحبت می‌کند.

بسیاری از دانشگاه‌ها و مدارس کسب و کار دنیا، پس از ماجرای فروپاشی انرون، درس اخلاق کسب و کار را با جدیت بیشتری در سرفصل دوره های MBA خود قرار داده و اجرا می‌کنند.

کیس چن (Keith Chen) | محقق در زمینه‌ی اقتصاد رفتاری

کیس چن (Keith Chen) در مقایسه با سایر کسانی که در زمینه‌ی اقتصاد رفتاری فعالیت می‌کنند، جوان‌ است. اما به واسطه‌ی تحقیقات ارزشمندی که در زمینه‌ی اقتصاد رفتاری انجام داده، در جمع محققان و دانشمندان این حوزه، فردی شناخته‌شده محسوب می‌شود.

او چینی-آمریکایی است و تحصیل در مقطع دکترا را در دانشگاه هاروارد به پایان رسانده است.

کیس چن که سابقه‌ی تدریس در دانشگاه ییل را نیز در رزومه‌ی خود دارد، هم‌اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه UCLA است و در آن‌جا به تحقیقات خود در مرز مشترک میان اقتصاد، روانشناسی و زیست‌شناسی است.

معرفی کیس چن - محقق در زمینه اقتصاد رفتاری

یکی از نخستین کارهای تحقیقاتی او، مطالعه بر روی ریشه‌های تکاملی رفتارهای اقتصادی بوده و پس از آن، بیشتر وقت خود را صرف بررسی تصمیمهای اقتصادی انسان‌ها و نیز قیمت گذاری دینامیکی (Dynamic Pricing) کرده است.

او کار خود را به فضای دانشگاهی محدود نکرده و به عنوان مشاور با شرکتهای بزرگ نیز، همکاری می‌کند.

از جمله فعالیت‌های او می‌توان به همکاری با شرکت اوبر برای قیمت گذاری دینامیکی در شرایط افزایش تقاضا و کاهش عرضه اشاره کرد.

وضعیتی که معمولاً با عنوان Surge Pricing شناخته می‌شود و شرکت‌های تاکسی اینترنتی، در زمان باران، حمله‌های تروریستی و حوادث طبیعی، آن را تجربه می‌کنند (تاکسی‌ها کمتر میل‌به‌فعالیت دارند و مسافر‌ها بیش از قبل، نیازمند خدمات جابجایی هستند).

لینک مرتبط: صفحه‌ی Keith Chen در سایت دانشگاه UCLA

درس مرتبط در متمم: بررسی تصمیم های اقتصادی جانوران‌ (میمون‌ها و طوطی‌ها)

برخی از مقاله های کیس چن

اثر زبان بر رفتارهای اقتصادی انسان‌ها -فایل PDF – انگلیسی

سوگیری‌های اقتصادی ما، چقدر بنیادی هستند؟ (بررسی ریشه‌های تکاملی) – فایل PDF انگلیسی

معنی مانیفست چیست؟ مانیفست یعنی چه؟

مانیفست که در زبان انگلیسی به صورت Manifesto نوشته می‌شود، مانند بسیاری دیگر از واژه‌‌های انگلیسی، ریشه‌ی لاتین دارد.

کاربرد قدیمی واژه‌ی Manifestus، شواهد انکارناپذیر قابل استناد در دادگاه بوده است (Man به معنای دست است و مانیفستوس یعنی مجرم را در حالی که دست‌اندرکار انجام جرم بوده دیده و دستگیر کرده‌اند).

اما پس از مدتی معنی کلمه مانیفست و کاربرد آن در زبان لاتین، از مباحث حقوقی فراتر رفت و مانیفست به یک صفت عمومی تبدیل شد. صفتی که معنای شفاف بودن، انکارناپذیر بودن و آشکار بودن را در دل خود داشت.

در زبان انگلیسی هم صفت معنی مانیفست به همین مفاهیم (شفاف و آشکار و صریح بودن) نزدیک است.

معنی مانیفست در ادبیات سیاسی

اما در ادبیات سیاسی، مانیفست کمونیست در سال ۱۸۴۸ بود که اصطلاح مانیفست را در سراسر جهان فراگیر کرد.

آن مانیفست چنین شروع می‌شد: شبحی بر سراسر اروپا سایه افکنده است؛ شبح کمونیسم.

بقیه‌ی متن هم، یک بیانیه‌ی سیاسی در شرح ایده‌ی کمونیسم و دعوت کارگران به اتحاد بود.

امروزه کاربرد مانیفست به بیانیه‌های سیاسی محدود نیست و هر شکلی از اظهار آشکار و بیان صریح، با اصطلاح مانیفست توصیف می‌شود.

معمولاً از یک مانیفست انتظار نمی‌رود ادعاهای محکم و قطعی و مستدل داشته باشد؛ بلکه جنبه‌ی شعارگونه و رتوریک متن، پررنگ‌تر است.

امروزه علاوه بر حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و ادبی، برخی از اظهارنامه‌های اقتصادی هم (مثلاً در صنعت حمل و نقل) مانیفست نامیده می‌شوند.

هنری پتروسکی (مهندس و نویسنده در زمینه طراحی و تحلیل شکست)

هنری پتروسکی (Henry Petroski) دکترای مکانیک دارد و در دانشکده‌های مکانیک و عمران دانشگاه Duke تدریس می‌کند.

اما بیش از آن‌که با عنوان دکتر یا پروفسور شناخته شود، به عنوان یک مهندس شناخته می‌شود.

علت را هم باید در دغدغه‌ی اصلی او و کتاب‌هایی که نوشته جستجو کرد.

پتروسکی به طراحی و مهندسی علاقه دارد و در این زمینه، کتابهای متعددی نوشته است.

حتی عناوین کتابهای او هم می‌تواند تا حدی فضای ذهنی پتروسکی را به شما نشان دهد:

  • مهندسی، یک فعالیت انسانی است (To Engineer is Human)
  • فراتر از مهندسی (Beyond Engineering)
  • پارادایم های طراحی (Design Paradigms)
  • موفقیت از طریق شکست: پارادوکس طراحی (Success Through Failure)
  • خلال دندان (The Toothpick)

هنری پتروسکی علاقه‌ بسیار زیادی به تاریخ مهندسی هم دارد و گاهی به تدریس این موضوع نیز پرداخته است. این را لا‌به‌لای نوشته‌هایش هم می‌توانید حس کنید.

وقتی در کتاب مهندسی یک فعالیت انسانی است – که کتابی کلاسیک در زمینه طراحی و مهندسی و تحلیل شکست محسوب می‌شود – در صفحات نخست، به داستان خراب شدن بخشی از هتل حیات ریجنسی در شهر کانزاس اشاره می‌‌کند، بلافاصله قانون حکومت حمورابی را برای خواننده شرح می‌دهد:

اگر سازنده‌ای خانه‌ای ساخت و به علت ضعف در ساخت، خانه خراب شد، سازنده را اعدام کنید.

اگر خانه خراب شد و فرزند صاحب‌خانه مرد، فرزند سازنده را بکشید.

اگر برده‌ی صاحب‌خانه کشته شد، برده‌ی سازنده را بکشید.

اگر دارایی‌ها آسیب دید، خسارت تمام دارایی‌ها را بدهد و خانه را با هزینه‌ی خودش بسازد.

البته پتروسکی در این حد سخت‌گیر نیست و انتظار ندارد که همه‌ی مهندسان به همین سختی به دام اعدام گرفتار شوند.

اتفاقاً کتاب او در زمینه‌ی خطا و جایگاه خطا در مهندسی و طراحی است و در همین کتاب، کوشیده است فاصله‌ی بین قصور و تقصیر را تا حد امکان تشخیص داده و مشخص کند.

اما احتمالاً با این مثال، می‌توانید تصور کنید که نشستن پای حرف چنین استادی که از تاریخ کهن مهندسی تا دانش روز طراحی و مهندسی را در دل دارد، چقدر می‌تواند جذاب باشد و به چه علت، کتاب‌هایش پس از گذشت سال‌ها، هنوز مورد اشاره و استناد و استفاده قرار می‌گیرند و مقاله‌هایش خوانده می‌شوند.

هنری پتروسکی - نویسنده و مهندس در حوزه طراحی و شکست

عکس متعلق به: نیویورک تایمز

چند مطلب مرتبط در متمم

توضیح: کتاب To Engineer is Human با عنوان مهندسی انسان؛ نقش شکست در موفقیت طراحی مهندسی به فارسی ترجمه شده است.

ژوزه ساراماگو

ژوزه ساراماگو، دو سال پیش از مرگش به خبرنگار گاردین گفت: وقتی بیماری شدیداً آزارم می‌داد و به بیمارستان رفتم، مسئولین بیمارستان دوست نداشتند من را بستری کنند.

او با صدای بلند می‌خندد و توضیح می‌دهد: دوست نداشتند بیمارستانی باشند که ساراماگو در‌ آن مُرده است.

ساراماگو نویسنده پرتغالی در سال ۱۹۲۲ به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۰ در سن هشتاد و هفت سالگی درگذشت. اما در عین نگاه جدی و عمیق‌اش، همواره شوخ‌طبعی را هم با خود به همراه داشت.

ساراماگو تعمیرکار خودرو و نیز آهنگر بود و در پنجاه سالگی بود که مصمم شد به صورت تمام وقت به داستان نویسی روی آورد.

در میان رمان‌هایش نیز، اولین رمانی که موفقیت بین‌المللی کسب کرد و مسیر او را به سمت شهرت و اعتبار هموار کرد، در همین دوران داستان نویسی تمام وقت منتشر شد (در این زمان ساراماگو ۶۰ ساله بود).

اولین رمان ژوزه ساراماگو Memorial do Convento نام داشت که برای ترجمه‌ی انگلیسی آن، عنوان بالتازار و بلموندا انتخاب شد.

آثار ژوزه ساراماگو

به عنوان نمونه‌هایی از آثار و کتابهای ژوزه ساراماگو می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:

  • بالتازار و بلموندا (۱۹۸۲)
  • سال مرگ ریکاردو ریش (۱۹۸۶)
  • تاریخ محاصره لیسبون (۱۹۸۹)
  • کوری (۱۹۹۵)
  • همه نامها (۱۹۹۷)
  • بینایی (۲۰۰۴)
  • سفر فیل (۲۰۰۸)

محل زندگی ساراماگو

ساراماگو تا سال ۱۹۹۲ در پرتغال زندگی می‌کرد. اما به واسطه‌ی رمان آخرش که روایت متفاوتی از انجیل بود، با فشار جامعه مسیحیان پرتغال و با تصمیم دولت این کشور، از فهرست نامزدهای جایزه آثار ادبی برتر اروپا (آریستیون Aristeion) حذف شد و در پی این مسئله، در اعتراض به رفتار دولت پرتغال از آن کشور مهاجرت کرد و به اسپانیا رفت.

البته ولی سال‌ها بعد بارها به پرتغال سفر کرد و تأکید کرد که مشکلش با دولت پرتغال است و نه مردم آن.

سبک نگارش ساراماگو

یکی از ویژگی‌های ساراماگو این است که نقطه‌ی شروع داستانش، از یک وضعیت غیرواقعی شروع می‌شود. اما در ادامه، با روندی کاملاً منطقی ادامه پیدا می‌کند.

مثلاً وقتی کتاب کوری را می‌خوانید، در همان ابتدای داستان با شرایطی مواجه می‌شوید که نه تنها واقعی نیست؛ بلکه وقوع آن – به شکلی که در داستان می‌آید – قابل تصور و منطقی هم به نظر نمی‌رسد.

اما اگر ابتدای روایت را بپذیرید، در تمام طول داستان با یک روند داستانی منطقی (بر پایه‌ی همان نقطه‌ی اولیه) مواجه خواهید بود.

به علت همین شکل شروع داستان است که گاهی منتقدان وسوسه می‌شوند کارهای او را در ردیف آثار رئالیسم جادویی طبقه‌بندی کنند؛ اما خود او ترجیح می‌دهد نامش در ادامه‌ی کار کسانی مانند سروانتس (نویسنده‌ی رمان کلاسیک دن کیشوت) قرار بگیرد.

 

blank

مطالعه بیشتر: Guardian / Interview with the Paris Review

مطلب مرتبط: منتخبی از جمله های ساراماگو در کتاب کوری

جان استرمن – متخصص دینامیک سیستمها

جان استرمن یا به شکل کامل‌تر جان دیوید استرمن (John D. Sterman) را می‌توان یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در میان دانشمندان معاصر در زمینه‌ی دینامیک سیستمها (یا چنان‌که در فارسی گفته می‌شود: پویایی شناسی سیستمها) دانست.

فراگیرترین کتاب آموزش دینامیک سیستها یعنی Business Dynamics (پویایی شناسی کسب و کار) متعلق به اوست و همین کتاب، به بهتر شناخته شدن او در سراسر جهان نیز کمک کرده است.

اگر کسانی مانند راسل اکاف و پیتر سنگه را از افراد نامدار در جنبه‌های کیفی تفکر سیستمی بدانیم، در سمت دیگر این حوزه، می‌توان از افرادی مانند جی دبلیو فارستر (J. W. Forrester) و جان استرمن نام برد که از زاویه‌ی عددی و کمّی به تحلیل سیستمها پرداخته‌اند و کوشیده‌اند ابزارها و روش‌های بهتری برای بررسی رفتار سیستمها در طول زمان در اختیار ما بگذارند.

او در حال حاضر، مدیریت گروه دینامیک سیستم‌ها در دانشگاه MIT را بر عهده دارد. هم‌چنین با انستیتیو سیستمهای پیچیده نیو اینگلند (New England Complex Systems Institute یا NECSI) نیز همکاری می‌کند.

جان استرمن - نویسنده کتاب تحلیل پویایی سیستمها در کسب و کارها

ویژگی برجسته‌ی جان استرمن که او را به رهبر حوزه‌ی دینامیک سیستمها تبدیل کرده، تسلط او بر ریاضیات، روشهای کّمی و ابزارهای نوین است.

او در دهه‌های گذشته، با خط مشی گذاری در سطح کلان همواره برخوردی عینی و عددی داشته و در این زمینه کارهای ارزشمندی ارائه کرده است.

هم‌چنان نیز خود را به روز نگه داشته و در سال‌های اخیر که بحث تغییرات اقلیمی و Climate Change مورد توجه قرار گرفته است، از نقش مدل سازی و استفاده از داده های بزرگ یا کلان داده ها (Big Data) در تحلیل دقیق‌تر و واقع‌گرایانه‌تر تغییرات اقلیمی سخن می‌گوید (+).

جان استرمن، از مدافعان جدی توجه به محیط زیست و تصمیم گیری با توجه و تأکید بر پایداری (Sustainability) سیستم‌هاست و از مدافعان جدی توافق پاریس در این زمینه محسوب می‌شود.

شبیه سازی پویایی سیستمها

استرمن در ترویج استفاده از سیستمهای شبیه سازی در مدیریت، نقش مهمی داشته است. با توجه به این‌که برخی از قوی‌ترین سیستمهای شبیه سازی در صنعت پرواز استفاده می‌شود (Flight Simulators) و استفاده از این ابزار در آن حوزه، کاملاً پذیرفته شده است، او هم از اصطلاح Management Flight Simulator استفاده می‌کند.

چون هزینه‌ی تصمیم‌های مدیریتی می‌تواند به مراتب از آسیب‌های احتمالی در پرواز یک هواپیما بیشتر باشد و منطقی است که در این‌جا نیز، مدیران تصمیم‌های خود را پیش از عملی کردن، در سیستمهای شبیه ساز بیازمایند.

متمم از نوشته‌ها، مقاله‌ها و راهکارها وی در تدوین درس‌های تفکر سیستمی و دینامیک سیستمها استفاده می‌کند.

مطالب مرتبط

معرفی و خلاصه کتاب پویایی شناسی کسب و کار

کتاب پنجمین فرمان

پیتر سنگه و چند جمله کوتاه درباره تفکر سیستمی

تفکر سیستمی

تحلیل دینامیک سیستمها

تعریف ارتباط غیرکلامی

اگر چه اتفاق نظر کامل بر روی تعریف ارتباط غیرکلامی وجود ندارد، اما تقریباً همه‌ی این تعریف‌ها، با وجودی کلمات و واژه‌های متفاوت، محدوده‌ی مشابهی را برای پیام غیرکلامی مشخص می‌کنند.

ادوارد هال به عنوان یکی از محققان بزرگ مباحث میان فرهنگی و نیز ارتباطات غیرکلامی، تعریفی ساده اما شناخته شده از ارتباط غیرکلامی دارد. تعریفی که از نظر او در خودِ ارتباط غیرکلامی خلاصه می‌شود: ارتباطی که بدون رد و بدن کردن کلمات شکل می‌گیرد.

اما تعریف‌های دیگری هم وجود دارند که در این‌جا به چهار مورد از رایج‌ترین ‌آنها اشاره می‌کنیم.

تعریف ارتباط غیرکلامی (جرالد هاله / Gerald Halle)

ارتباطات غیرکلامی، به معنای مطالعه رفتارهایی است که در تعامل میان انسان‌ها بر پایه‌ی چیزی غیر از کلمات بروز کرده و به وسیله‌ی آن‌ها، مفاهیم و پیام‌های قابل درک میان طرفین، میان آن‌ها رد و بدل می‌شود.

تعریف ارتباط غیرکلامی (برنت برلسون / Brant Burleson)

هر شکلی از نمایش، ژست، یا رفتار نمادین که هدف آن ارسال یک پیام است؛ یا این‌که [به صورت ناخواسته] پیامی را منتقل می‌کند.

تعریف ارتباط غیرکلامی (جان گرین / John Greene)

هر کاری که ما غیر از به کار بردن کلمات در گفتگو انجام می‌دهیم که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به #علائم چهره، ژست‌ها، ارتباط چشمی و حتی وسایل، لباس‌ها، حلقه‌ها و جواهراتی اشاره کرد که از آن‌ها استفاده می‌کنیم.

تعریف ارتباط غیرکلامی (دنیل کناری / Daniel Canary)

هر نوع رفتار نمادین از سر اختیار که برای انتقال یک ایده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

منبع تعریف‌ها: هر چهار تعریف از کتاب خانم جودی برگون استاد ارتباط دانشگاه آریزونا تحت عنوان Non-verbal Behavior اقتباس شده‌اند.

چند مطلب مرتبط در متمم

آموزش ارتباط غیرکلامی و زبان بدن

آموزش مذاکره

مهارت ارائه

زبان بدن

مهارتهای ارتباطی

تفاوت انگیزه و هدف چیست؟

واقعیت این است که انگیزه و هدف از یک جنس نیستند که بتوانیم از تفاوت انگیزه و هدف صحبت کنیم.

دقیق‌تر خواهد بود اگر از رابطه انگیزه و هدف بگوییم؛ چون در تعریف انگیزه تأکید می‌شود که باید برای انگیزه، هدف و جهت وجود داشته باشد.

به عبارت دیگر، اگر هدف ما مشخص باشد، می‌توانیم از انگیزه‌ی کم یا انگیزه‌ی زیاد برای رسیدن به آن هدف سخن بگوییم.

بد نیست بر این نکته هم تأکید کنیم که اگر کسی هدف گذاری را به درستی انجام داده باشد، حداقل در ابتدای مسیر باید انگیزه داشته باشد. اگر چه قابل تصور است که در طول مسیر به علت‌های مختلف، گرفتار فرسودگی و بی انگیزگی شود.

اما اگر هدفی برای خود تعیین کرده‌اید و از همان ابتدا احساس می‌کنید، انگیزه‌ی کافی برای حرکت به سوی آن ندارید، بی‌تردید باید به فرایند برنامه ریزی و هدف گذاری خود فکر کنید و بیهوده به دنبال روش‌های افزایش انگیزه نگردید.

تذکر: برخی از ما واژه‌ی انگیزه را به شکل بسیار کلی و مبهم هم به کار می‌بریم. مثلاً می‌گوییم: «کلاً انگیزه ندارم» یا این‌که: «احساس بی‌انگیزگی می‌کنم».

با توجه به این‌که همیشه باید از انگیزه برای یک هدف مشخص صحبت کنیم، احتمالاً منظور از این نوع بی انگیزگی عمومی و کلی، بحث Mood یا همان خُلق است. به بیان دیگر، احتمالاً ما داون بودن و بی‌انرژی بودن را به بی‌انگیزه بودن تعبیر می‌کنیم. همچنین احتمال دارد منظورمان پایین بودن عمومی سطح انرژی باشد.

اما هر چه هست، باید این نکته را به خاطر داشته باشیم که انگیزه صرفاً در ارتباط با یک هدف معنی پیدا می‌کند.

به طور خلاصه، در پاسخ رابطه انگیزه و هدف می‌توانیم بگوییم: انگیزه، میزان انرژی و جدی بودن و شوق و پشتکار ما را برای رسیدن به یک هدف مشخص بیان می‌کند.

درس مرتبط در متمم: مدیریت انگیزه

بهترین کتابهای روانشناسی شادی و شادمانی در سطح جهان

شاید به کار بردن اصطلاح بهترین کتابهای روانشناسی دقیق و مناسب نباشد. اما می‌توان گفت که به سختی می‌توانید فهرستی از کتابهای روانشناسی شادمانی و شادی از دیدگاه روانشناسی را ببینید که هیچ یک از کتابهای زیر در آن نباشند:

اگر هم علاقه دارید برخی از بهترین کتابهای روانشناسی به انتخاب متمم را به همراه خلاصه آن‌ها بخوانید و مرور کنید، پیشنهاد می‌کنیم به معرفی کتابهای روانشناسی سر بزنید و چند دقیقه‌ای را به بررسی کتابهای پیشنهاد شده در آن‌جا اختصاص دهید.

مرور مباحث روانشناسی مثبت گرا و نیز انگیزش نیز احتمالاً می‌تواند برای شما جذاب باشد.

نگاه انتقادی به روانشناسی شادمانی

هم‌چنین در صورتی که علاقه‌مند باشید کتابی انتقادی درباره‌ی شادی و شادمانی بخوانید، احتمالاً کتاب The Happiness Industry نوشته‌ی ویلیام دیویس (که با عنوان صنعت شادی به فارسی نیز ترجمه شده) انتخاب مناسبی خواهد بود.

البته باید آماده باشید که با دیدگاه‌های اقتصادی چپ نویسنده روبرو شوید. دیدگاهی که تقریباً پشت همه‌ی تبلیغ‌ها و ابزارها و فناوری‌هایی که امروز لحظات خوشی برای انسان‌ها فراهم می‌کنند (یا چنین وعده‌ای می‌دهند)، انگیزه‌ی فریب، مصرف گرایی و کسب پول را جستجو می‌کند.

سایر مطالب مربوط به روانشناسی شادمانی

مجموعه درس‌های کارگاه زندگی شاد

آیا در تصمیم گیری های خود به شادی توجه می‌کنیم؟

تعریف عملیاتی چیست و چه کاربردی دارد؟

اصطلاح تعریف عملیاتی (به انگلیسی: Operational Definition) یکی از اصطلاحات رایج در فضای دانشگاهی و نیز حوزه‌ی مدیریت و کسب و کار است.

برای درک بهتر تعریف عملیاتی، مناسب است آن را در کنار تعریف مفهومی و بحث مفهوم پردازی قرار داده و بررسی کنیم.

وقتی از تعریف عملیاتی حرف می‌زنیم، دیگر به توصیف کلی یک اصطلاح یا شاخص قانع نمی‌شویم.

هم‌چنین صرفِ این‌که ارتباط یک مفهوم را با سایر مفاهیم مشخص کنیم کافی و رضایت‌بخش نیست.

تعریف عملیاتی باید دقیقاً روش اندازه گیری و سنجش و ارزیابی یک مفهوم را در اختیار ما قرار دهد.

به شکلی که افراد مختلف – که در زمینه‌ی مورد بحث تخصص دارند – بتوانند بر اساس رویه (Procedure) تعیین شده، متغیر مورد نظر را اندازه گیری و ثبت کنند.

تعریف عملیاتی در روش تحقیق و مطالعات دانشگاهی

وقتی در فضای آکادمیک و بحث روش تحقیق از تعریف عملیاتی صحبت می‌کنیم، انتظار داریم که شیوه سنجش یک متغیر به شکل شفاف و مشخص تعیین شود.

مثلاً اگر از تعریف عملیاتی خجالتی بودن صحبت می‌کنیم، این‌که صرفاً چند جمله در توصیف آن بگوییم کافی نیست.

بلکه باید دقیقاً مشخص کنیم که در مقاله و تحقیق خود، خجالتی بودن را چگونه بررسی کرده و خواهیم سنجید.

آیا از پرسشنامه استفاده می‌کنیم؟ اگر چنین است، این پرسشنامه شامل چه سوال‌هایی است؟‌ چگونه و در چه شرایطی تکمیل خواهد شد؟

آیا از دوستان فرد می‌خواهیم که میزان خجالتی بودن او را (مثلاً با عددی بین یک تا پنج) مشخص کنند و سپس میانگین را محاسبه می‌کنیم؟

توجه داشته باشید که در بحث تعریف عملیاتی، درست و نادرست بودن در اولویت بعدی است؛ بلکه این شفاف بودن تعریف است که اهمیت دارد.

طبیعتاً بعدها در طول یک مطالعه یا به واسطه‌ی بررسی‌های متخصصین، ارزش، اعتبار و فایده‌ی یک شاخص، سنجیده و استخراج خواهد شد. اما فعلاً مهم است که همه دقیقاً بدانند از چه چیزی صحبت می‌کنند.

تعریف عملیاتی در فضای مدیریت و کسب و کار

اصطلاح تعریف عملیاتی در میان مدیران و فعالان کسب و کار هم، طرفداران بسیاری دارد و یکی از واژگان روزمره و کاربردی در فضای مدیریت محسوب می‌شود.

فرض کنید در جلسه‌ای صحبت می‌شود که مشتریان ما از محصولات‌مان ناراضی هستند.

در این‌جا ممکن است مدیر بپرسد: تعریف عملیاتی رضایت مشتری چیست؟

او در این‌جا اصرار ندارد با تحقیقی دقیق و مطالعات دانشگاهی و مقالاتی از ژورنال‌های معتبر مواجه شود. اما انتظار دارد مشخص شود که رضایت مشتری دقیقاً با چه فرایندی و به چه شیوه‌ای سنجیده می‌شود.

این فرایند باید آن‌قدر دقیق و شفاف باشد که فرد یا دپارتمان دیگر، بتواند آن را اجرا کرده و مقادیر مشابه یا یکسانی را برای شاخص‌های مورد بحث استخراج کند.

چند درس مرتبط در متمم

سیستم های کنترل مدیریت

تفاوت دو نگرش نرم و سخت در مدیریت

شاخص چیست؟

شاخص های کمی در برابر شاخص های کیفی

شاخص های پیش بینی کننده