تعریف بازاریابی اینترنتی چیست؟ معرفی چند کتاب بازاریابی اینترنتی

بازاریابی اینترنتی یا Internet Marketing اصطلاحی است که پس از رواج یافتن اینترنت و توسعه‌ی فناوری اطلاعات، بین بازاریابان و به طور خاص، میان فعالان حوزه‌ی تبلیغات رواج یافت.

[ دانلود فایل PDF بازاریابی اینترنتی چیست ]

کسانی که اصطلاح بازاریابی اینترنتی را به کار می‌بردند، به استفاده از اینترنت و به طور خاص وب، برای تبلیغات، اطلاع‌رسانی و فروش محصولات، اشاره داشتند.

البته به تدریج اصطلاح دیجیتال مارکتینگ جای بازاریابی اینترنتی را گرفت و امروز در جامعه‌‌های تخصصی، از اصطلاح بازاریابی اینترنتی کمتر استفاده می‌شود.

مراجعه به گوگل ترندز هم نشان می‌دهد که طی سال‌های اخیر (از ۲۰۰۴ تا کنون) روند جستجوی کلمه‌ی Digital Marketing (بازاریابی دیجیتال) افزایش داشته و به نظر می‌رسد که سهم جستجوی Internet Marketing را در اختیار گرفته باشد.

تفاوت بازاریابی دیجیتال و بازاریابی اینترنتی

جالب این‌جاست که اغلب کتاب‌های بازاریابی اینترنتی هم قبل از سال‌های ۲۰۱۲ منتشر شده‌اند و در مراجعه به سایت آمازون، تقریباً نمی‌توانید کتاب معتبری بیابید که بعد از سال ۲۰۱۵ با این عنوان منتشر شده باشد.

حتی بسیاری از نویسندگان که نسخه‌های قبلی کتاب‌هایشان با عنوان بازاریابی اینترنتی منتشر می‌شد، در ویرایش‌های جدید، عنوان بازاریابی دیجیتال را انتخاب کرده‌اند. در این گروه نویسندگان، به عنوان نمونه می‌توان به Dave Chaffey و هم‌چنین Jeff Larson اشاره کرد.

تعریف بازاریابی اینترنتی

دیو چافی در مقایسه با سایر نویسندگان، تعریف بازاریابی اینترنتی را به شکل جامع‌تری ارائه می‌دهد. او در سومین ویرایش کتاب خود (که برای آخرین بار اصطلاح بازاریابی اینترنتی را به‌کار برد) این اصطلاح را چنین تعریف کرده است:

بازاریابی اینترنتی یعنی استفاده از تکنولوژی های دیجیتال برای دستیابی به اهداف بازاریابی.

او در ادامه چنین می‌گوید:

وقتی از اصطلاح بازاریابی اینترنتی استفاده می‌کنیم، نگاهی از بیرون به این حوزه داریم. بنابراین صرفاً با نگاهی کلی به این مسئله می‌پردازیم که اینترنت چگونه می‌تواند در کنار رسانه‌های سنتی، به ما کمک کند تا مشتریان جدید به دست آورده و خدمات‌مان را به مشتریان خود ارائه دهیم.

چافی در ادامه اصطلاح e-marketing را با سه کارکرد پیشنهاد می‌کند که به مفهوم بازاریابی دیجیتال که ما امروز می‌شناسیم کمی نزدیک‌تر است:

  • استفاده از اینترنت برای تحقیقات بازاریابی و شناخت بهتر نیازها و خواسته‌های مشتریان
  • توجه به اینترنت به عنوان ابزاری که مشتریان می‌توانند اطلاعات محصولات را به دست آورده و آن‌ها را خریداری کنند
  • استفاده از اینترنت به عنوان ابزاری برای ارتباط با مشتری و تأمین بیش از پیش رضایت مشتریان

توضیح: در حال حاضر ویرایش ششم کتاب چافی با عنوان Digital Marketing (و نه Internet Marketing) به بازار عرضه شده است.

برخی از ابزارهای بازاریابی اینترنتی

تقریباً از نخستین روزهایی که بازاریابی اینترنتی مطرح شد، راه اندازی وبسایت برای معرفی محصولات و کسب و کارها، تبلیغات بنری و نیز فروش آنلاین به عنوان سه ابزار مهم در بازاریابی اینترنتی مورد اشاره قرار گرفتند.

اما به تدریج، ابزارهایی مانند ایمیل مارکتینگ، سئو و حضور در شبکه های اجتماعی هم به زیرمجموعه‌های بازاریابی اینترنتی افزوده شدند.

چه چیزهایی در بازاریابی اینترنتی نادیده گرفته شده بود؟

دورانی که اصطلاح «آموزش بازاریابی اینترنتی» رواج داشت، هنوز موبایل به صورت فراگیر مانند این روزها وجود نداشت. به خاطر همین، مفاهیم موبایل مارکتینگ را کمتر در کتابهای بازاریابی اینترنتی می‌بینیم.

همین مسئله باعث شده که اکثر کتابها و منابع این حوزه، مدام تأکید کنند که مزیت بازاریابی اینترنتی، ارزان بودن و شبانه روزی بودن است و نقطه‌ی ضعفش این‌که به بخش قابل توجهی از بازار دسترسی ندارد.

در حالی که امروزه، دسترسی شبانه روزی و ارزان بودن، بدیهیاتی است که کمتر مورد اشاره قرار می‌گیرد و با وجودی که هنوز هم همه‌ی جمعیت جهان آنلاین نیستند، دسترسی محدود به بازار (حداقل در مقایسه با رسانه‌های انبوه سنتی مثل تلویزیون) چندان قابل طرح و استناد نیست.

علاوه بر نکات فوق، در دهه‌ی قبل، گردآوری و پردازش داده‌ها در مقیاس کوچک و برای کسب و کارهای کوچک و متوسط امکان‌پذیر و اقتصادی نبود. به همین علت، تحلیل رفتار مشتریان، از جمله بحث‌های دیگری است که جایگاه ویژه‌ای در بازاریابی اینترنتی نداشت.

با توجه به طرح بحث سئو و تولید محتوا در کتابهای بازاریابی اینترنتی، نمی‌توانیم بگوییم در آن زمان به بحث محتوا توجه نمی‌شده است. اما می‌توان گفت اصطلاحاتی مانند بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا تقریباً هم‌زمان با رواج اصطلاح دیجیتال مارکتینگ رایج شدند.

آیا بازاریابی آنلاین همان دیجیتال مارکتینگ است؟

اگر بخواهید خیلی دقیق باشید، باید گفت که بازاریابی آنلاین، زیرمجموعه‌ای از دیجیتال مارکتینگ است.

فرض کنید شما یک کلیپ ویدئویی از کسب و کارتان تهیه کرده‌اید و در یک سمینار روی یک فلش مموری در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌دهید. بازاریابی شما کاملاً دیجیتال است، اما آنلاین نیست.

با این حال، چنین مصداق‌هایی آن‌قدر محدود هستند که ایرادی ندارد اگر شما بازاریابی آنلاین و دیجیتال مارکتینگ و اینترنت مارکتینگ را مترادف و هم‌معنی در نظر بگیرید.

چند کتاب بازاریابی اینترنتی که منبع این مطلب بوده‌اند

Internet Marketing, Dave Chaffey & Fiona Chadwick, 3rd Ed.

Internet Marketing Essentials, Larson & Draper

The Internet Marketing Bible, Zeke Camusio

چند کتاب بازاریابی اینترنتی مناسب نیازهای دیجیتال مارکتینگ امروزی

دو کتاب قوانین جدید بازاریابی و روابط عمومی و نیز Ctrl Alt Delete برای شروع کتابهای مناسبی هستند که در دیجیتال مارکتینگ متمم معرفی شده‌اند.

کتاب بازاریابی محتوایی نوشته‌ی جو پولیتزی هم کتاب ارزشمند دیگری در زمینه اینترنت مارکتینگ است. نمی‌توان گفت این کتاب قطعاً بهترین کتاب بازاریابی اینترنتی است؛ اما بی‌تردید یکی از بهترین‌هاست. معرفی مستقل آن را می‌توانید در آدرس زیر بخوانید:

  معرفی جو پولیتزی و کتاب بازاریابی محتوایی او

[ دانلود فایل PDF بازاریابی اینترنتی چیست ]

[ تعریف مارکتینگ ]

آلبر کامو – نویسنده‌ی کتابهای بیگانه، طاعون و عصیانگر

آلبر کامو (Albert Camus) بسیار جوان و در سن ۴۷ سالگی در اثر سانحه‌ی رانندگی درگذشت.

اما این عمر نسبتاً کوتاه، مانع دستیابی به شهرت و اعتبار فراوان برای او نشد. کامو در ۴۴ سالگی جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و طی سال‌های فعالیت ادبی نیز، نامش معمولاً در کنار کسانی مانند ژان پل سارتر و آندره مالرو قرار می‌گرفت.

زندگی نامه آلبر کامو، به عنوان یک فرانسوی-الجزایری متوسط الجزایر، سرشار از داستان‌ها و رویدادهای سیاسی است. اما هویت او بیشتر بر اساس فعالیت‌های ادبی و فسلفی شکل‌گرفته و امروز هم بر همین اساس، شناخته می‌شود.

زندگی نامه آلبر کامو و کتابهای کامو

مقاله‌هایی که به مرور کامو و افکار و زندگی وی پرداخته‌اند، به سرعت برچسب‌های مختلف فکری را برای او به‌کار می‌برند.

از جمله این‌که او را نیهیلیستی می‌نامند که بعدا اگزیستانسیالیست شد؛ یا این‌که کوشید اخلاق اومانیستی را توجیه و توصیف کند.

اما خود کامو علاقه‌ای به این نداشت که با برچسب‌های رایج شناخته شود. او افراد را مهم‌تر از افکار می‌دانست و فکر می‌کرد استفاده از برچسب‌ها باعث می‌شود که افکار و ایده‌های شخصی‌اش، زیر سایه‌ی نام‌ مکاتب و پیش‌فرض‌هایی که درباره‌ی آن‌ها وجود دارد گم شود.

بنابراین شاید مناسب‌تر باشد به جای کاموی نیهیلیست یا کاموی اگزیستانسیالیست و صفاتی مانند این‌ها، از اصطلاحاتی نظیر کاموی جوان، کاموی میان‌سال و کامو در سال‌های پایانی زندگی استفاده کنیم.

این کار، یک مزیت دیگر هم دارد. کامو با وجودی که در بسیاری از نوشته‌های خود (به طور خاص، مقالاتش) به بیان دیدگاه‌های فلسفی پرداخته است، هرگز به سبک رایج فیلسوفان، به طرح مسائل فلسفی و تحلیل چارچوب‌دار آن‌ها نپرداخته و از این منظر، مناسب‌تر است همه‌ی آن‌ نوشته‌ها و تحلیل‌ها را به خود او، و نه یک مکتب خاص فکری نسبت دهیم.

کتابهای آلبر کامو

اگر به خواندن رمان های آلبر کامو و آشنایی با ادبیات او علاقه‌مند باشید، مناسب است این کار را با خواندن کتاب بیگانه آغاز کرده و با کتاب طاعون و سقوط ادامه دهید.

اما اگر می‌خواهید دیدگاه‌های فلسفی او را بشناسید، افسانه سیزیف و عصیانگر گزینه‌های مناسب‌تری هستند. افسانه سیزیف همان نوشته‌ای است که واژه‌ی آبزورد در ادبیات و اندیشه‌ی قرن بیستم، جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.

آبزورد را گاهی به هیچ یا پوچ ترجمه می‌کنند. اما مناسب‌تر است آبزورد را در ادبیات کامو به عنوان یک وضعیت در نظر بگیریم: وضعیت تنش و تعارض میان موجودی خودآگاه که از وجود خود آگاهی دارد در بستر هستی که به شکلی ناخودآگاه و بدون معنای مشخص، به پیش می‌رود.

افسانه سیزیف همان بحثی را زنده می‌کند که کامو بارها به شکل‌های مختلف مطرح کرده است: آیا اگر با تمام وجود به پوچ بودن زندگی رسیده‌ایم، باید هم‌چنان به آن ادامه دهیم؟ یا درست آن است که بازی را به شکلی خودخواسته ترک کنیم؟

سیزیف کامو در کنار عصیانگر او معنا پیدا می‌کند. عصیانگر، هما‌ن‌گونه که از نامش پیداست، راهکار نهایی کامو برای رویارویی با وضعیت آبزورد است: انسان عصیانگر، تسلیم وضعیت موجود نمی‌شود و بر علیه آن‌چه به او تحمیل شده عصیان می‌کند.

مفهوم عصیان یا طغیان در ادبیات کامو، بیشتر به ماهیت انسان بازمی‌گردد و معنای سیاسی ندارد.

کامو در دوران حیات خود و پس از آن، بر روی متفکران و نویسندگان بسیاری در سراسر جهان تأثیر گذاشت و دکتر علی شریعتی، از جمله کسانی است که در ایران، به او توجه ویژه‌ داشته است. عبارت من عصیان می‌کنم پس هستم، تعبیری است که شریعتی به عنوان شعار تک‌جمله‌ای کامو – البته با نگاهی منتقدانه نسبت به او – بارها در نوشته‌ها و گفتار خود مطرح کرده است.

خرید کتاب های آلبر کامو

کتابهای آلبر کامو را افراد بسیاری ترجمه کرده و ناشران گوناگونی نیز منتشر کرده‌اند.

با این حال، سه انتشارات نیلوفر و جامی و مرکز در این زمینه پرکارتر بوده‌اند و عناوین بیشتری را از کامو منتشر کرده‌اند.

فهرست نسبتاً کاملی از کتابهای آلبر کامو به همراه نام ناشر و مترجم هم برای شما در نظر گرفته‌ایم که امیدواریم مفید باشد.

[ مطلب پیشنهادی: افسانه سیزیف – بی‌انگیزگی ناشی از انجام کارهای پوچ ]

ایدئولوژی چیست

ایدئولوژی (به انگلیسی: Ideology) از جمله اصطلاحات و واژه‌هایی است که در طول زمان، مفهوم و بار معنایی آن دچار دگرگونی‌های فراوانی شده است.

هنوز هم توافق قابل‌ملاحظه‌ای روی معنا و مفهوم ایدئولوژی وجود ندارد و متفکران و نویسندگان مختلف، تعاریف متفاوتی را برای این واژه در نظر می‌گیرند.

معنی ساده ایدئولوژی

می‌توان گفت ساده‌ترین معنای ایدئولوژی همان چیزی است که از ترکیب دو واژه‌ی idea (ایده و فکر) و logos (سیستم و مجموعه) به ذهن می‌رسد: سیستمی از ایده‌ها و افکار.

برخلاف معنایی که این روزها از واژه‌هایی مانند ایدئولوژی و مکتب در ذهن ماست، برای نخستین بار استفاده از واژه‌ی ایدئولوژی توسط ماتریالیست‌هایی مانند دو تراسی (Antoine Destutt de Tracy) در عصر روشنگری رواج یافته است (+).

ایدئولوژیست هم، از واژه‌های همان دوران است و به کسانی اشاره می‌کند که ایده‌پرداز و نظریه‌پرداز بودند و نسبت به بسیاری از علوم گذشته – که بر فرضِ ماهیتِ متافیزیکی انسان استوار بود – نقدهای جدی داشتند.

ایدئولوژیست‌ها که خود را متخصص بررسی افکار و ایده‌ها می‌دانستند و ضمناً معتقد بودند ایده‌ها، حاصل دریافت‌های فیزیکی انسان است، تقریباً هر بحث متافیزیکی را تحت عنوان اوهام و تعصبات طبقه‌بندی می‌کردند (جالب است که امروز، این تعصب است که معمولاً برچسب ایدئولوژی می‌خورد و از همین مسئله، می‌توان تحول معنای این واژه را به خوبی درک کرد).

بررسی فراز و فرود رابطه‌ی ناپلئون با ایدئولوژیست‌ها، یکی از موضوعات جذاب و آموزنده در آن مقطع تاریخی است.

ایدئولوژی به عنوان یک اصطلاح سیاسی

امروز ایدئولوژی نسبت چندانی با آن کاربرد اولیه ندارد و آن‌چه ما از واژه‌ی ایدئولوژی می‌شناسیم، بیشتر به مفهومی که کارل مارکس از آن مد نظر داشت نزدیک است.

مارکس تعریف دقیقی از واژه‌ی ایدئولوژی نداشت و ایدئولوژی را به معنای عام و با بارِ معنایی منفی به‌کار می‌برد. او وقتی از ایدئولوژی و ایدئولوژیست‌ها حرف می‌زد، معمولاً به مخالفان فکری و تفکرهای سیاسی رقیب خود اشاره داشت.

مارکس ایدئولوژی را با آگاهی دروغین و غیرواقعی، مترادف می‌دانست و حرف‌ها و دیدگاه‌های خود و هم‌فکرانش را حقیقت و آگاهی راستین در نظر می‌گرفت.

حتماً برایش جالب خواهد بود اگر بداند امروز، به عنوان یکی از نخستین مثال‌های ایدئولوژی در دنیا، به سراغ او و پیروانش می‌روند.

تعریف ایدئولوژی

تعریفی که مایکل فریدن (Michael Freeden) در دائره‌المعارف فلسفه‌ی روتلج ارائه کرده را می‌توان به عنوان تعریفی نسبتاً ساده از مفهوم ایدئولوژی در نظر گرفت:

«ایدئولوژی مجموعه‌ای آگاهانه یا ناآگاهانه از افکار، باورها و نگرش‌هاست که برداشت‌ها و سوءبرداشت‌های ما را از جهان سیاسی و اجتماعی شکل می‌دهد. ایدئولوژی بر روی قضاوت‌ها، رفتارها، تصمیم‌ها و توصیه‌ها تأثیر می‌گذارد.»

مترادف ایدئولوژی در فارسی

در ویکی پدیای فارسی به نقل از فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان به این نکته اشاره شده که ایدئولوژی و مرام را می‌توان مترادف در نظر گرفت. با این حال، با توجه به توضیحات و تعریف‌هایی که در بالا ذکر شد، به نظر می‌رسد برابر فرض کردن این دو واژه، دقیق نباشد.

داریوش آشوری نیز در کتاب فرهنگ علوم انسانی خود ترجیح داده است همان واژه‌ی ایدئولوژی را به عنوان معادل کلمه‌ی Ideology در نظر بگیرد.

 

مطالعه‌ی بیشتر (فایل PDF برای دانلود)

Ideology in Political Communication, Teun Dijk

شرکت انرون

شرکت انرون (Enron) یک شرکت بزرگ آمریکایی در حوزه‌ی برق و انرژی است که شهرت جهانی‌اش را به واسطه‌ی ورشکستی بزرگی که تجربه کرد، به دست آورده است.

انرون در سال ۱۹۸۵ با ادغام دو شرکت به نام‌های Houston Natural Gas و InterNorth تشکیل شد و به سرعت رشد کرد. در حدی که در میانه‌ی سال ۲۰۰۱ حدود ۲۱۰۰۰ نفر کارمند داشت.

این شرکت به خاطر نوآوری‌های مالی و ارزش آفرینی از طریق طراحی و عرضه‌ی انواع الگوهای سرمایه گذاری، بیش از پیش مطرح شد. در حدی که نشریه‌ی فورچون از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰، هر ساله شرکت انرون را نوآورترین شرکت آمریکا اعلام می‌کرد.

ورشکستگی و فروپاشی شرکت انرون

اما آن‌چه به فروپاشی و ورشکستگی شرکت انرون منجر شد، شیوه‌های خاص حسابداری آن بود.

شیوه‌هایی که به موجب آن، هزینه‌های خود را کمتر و سودآوری خود را بیشتر از میزان واقعی نشان می‌داد. با توجه به این‌که سهام انرون در بورس عرضه شده بود و باید حتماً حسابرسی شفاف هم انجام می‌شد، انرون یکی از شرکت‌های حسابرسی بسیار شناخته شده و معتبر وابسته به خود با نام آرتور اندرسن (Arthur Andersen) را مسئول حسابرسی کرد و به این شیوه، ضمن این‌که در ظاهر، همه چیز شفاف بود و گزارش‌های مالی به نهادهای عمومی و رسانه‌ها ارائه می‌شد، دست مدیران انرون برای نمایش سود غیرواقعی و افزایش رغبت سرمایه‌گذاران به سهم این شرکت باز بود.

شرکت انرون، با شیوه‌ی خاص حسابداری و حسابرسی خود، به عنوان هفتمین شرکت بزرگ آمریکا شناخته می‌شد و رابطه‌ی بسیار نزدیکی با سیاستمداران آمریکا و بسیاری دیگر از کشورهای جهان داشت.

در سال ۲۰۰۱ با افشای شیوه‌های غیراخلاقی ارائه‌ی صورتهای مالی انرون، سهام این شرکت در مدت کوتاهی به ۴٪ مقدار قبلی خود کاهش پیدا کرد (از ۸۵ دلار به ۳۰ سنت).

تبعات سقوط انرون در حدی جدی بود که به‌ محض از بین رفتن قدرت اقتصادی‌اش، فساد‌های سیاسی‌اش نیز بیش از پیش آشکار شد و سیاستمداران متعددی به خاطر دریافت رشوه از آن، دچار مشکل شدند.

هم‌چنین به علت این‌که بسیاری از مردم آمریکا، مستقیم و غیرمستقیم (از طریق صندوق های سرمایه گذاری) سهامدار انرون بودند، ورشکستگی انرون یک بحران فراگیر ملی برای این کشور ایجاد کرد.

فرد اصلی در پشت ماجرای تقلب و ورشکستگی انرون

مغز متفکر اصلی در این ماجرا، اندرو فستو (Andrew Fastow) مدیر ارشد مالی (CFO) انرون بود که توانسته بود سیستمی چنین پیچیده را طراحی و پیاده‌سازی کند که سال‌ها، تمام نهادهای مالی و اقتصادی آمریکا نیز نتوانستند متوجه آن شوند (یا متوجه شدند و نتوانستند حرفی بزنند).

او بلافاصله محاکمه و زندانی شد و حدود یک دهه (تا پایان سال ۲۰۱۱) در زندان بود. فستو تقریباً پنجمین دهه‌ی زندگی خود را کامل در زندان گذرانده است.

اندرو پس از آزادی از زندان با تجربه ورشکستگی انرون و آن‌چه در این مدت درک کرده بود، به عنوان سخنران در حوزه‌ی اخلاق کسب و کار، در دانشگاه‌های مختلف صحبت می‌کند.

بسیاری از دانشگاه‌ها و مدارس کسب و کار دنیا، پس از ماجرای فروپاشی انرون، درس اخلاق کسب و کار را با جدیت بیشتری در سرفصل دوره های MBA خود قرار داده و اجرا می‌کنند.

کیس چن (Keith Chen) | محقق در زمینه‌ی اقتصاد رفتاری

کیس چن (Keith Chen) در مقایسه با سایر کسانی که در زمینه‌ی اقتصاد رفتاری فعالیت می‌کنند، جوان‌ است. اما به واسطه‌ی تحقیقات ارزشمندی که در زمینه‌ی اقتصاد رفتاری انجام داده، در جمع محققان و دانشمندان این حوزه، فردی شناخته‌شده محسوب می‌شود.

او چینی-آمریکایی است و تحصیل در مقطع دکترا را در دانشگاه هاروارد به پایان رسانده است.

کیس چن که سابقه‌ی تدریس در دانشگاه ییل را نیز در رزومه‌ی خود دارد، هم‌اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه UCLA است و در آن‌جا به تحقیقات خود در مرز مشترک میان اقتصاد، روانشناسی و زیست‌شناسی است.

معرفی کیس چن - محقق در زمینه اقتصاد رفتاری

یکی از نخستین کارهای تحقیقاتی او، مطالعه بر روی ریشه‌های تکاملی رفتارهای اقتصادی بوده و پس از آن، بیشتر وقت خود را صرف بررسی تصمیمهای اقتصادی انسان‌ها و نیز قیمت گذاری دینامیکی (Dynamic Pricing) کرده است.

او کار خود را به فضای دانشگاهی محدود نکرده و به عنوان مشاور با شرکتهای بزرگ نیز، همکاری می‌کند.

از جمله فعالیت‌های او می‌توان به همکاری با شرکت اوبر برای قیمت گذاری دینامیکی در شرایط افزایش تقاضا و کاهش عرضه اشاره کرد.

وضعیتی که معمولاً با عنوان Surge Pricing شناخته می‌شود و شرکت‌های تاکسی اینترنتی، در زمان باران، حمله‌های تروریستی و حوادث طبیعی، آن را تجربه می‌کنند (تاکسی‌ها کمتر میل‌به‌فعالیت دارند و مسافر‌ها بیش از قبل، نیازمند خدمات جابجایی هستند).

لینک مرتبط: صفحه‌ی Keith Chen در سایت دانشگاه UCLA

درس مرتبط در متمم: بررسی تصمیم های اقتصادی جانوران‌ (میمون‌ها و طوطی‌ها)

برخی از مقاله های کیس چن

اثر زبان بر رفتارهای اقتصادی انسان‌ها -فایل PDF – انگلیسی

سوگیری‌های اقتصادی ما، چقدر بنیادی هستند؟ (بررسی ریشه‌های تکاملی) – فایل PDF انگلیسی

معنی مانیفست چیست؟ مانیفست یعنی چه؟

مانیفست که در زبان انگلیسی به صورت Manifesto نوشته می‌شود، مانند بسیاری دیگر از واژه‌‌های انگلیسی، ریشه‌ی لاتین دارد.

کاربرد قدیمی واژه‌ی Manifestus، شواهد انکارناپذیر قابل استناد در دادگاه بوده است (Man به معنای دست است و مانیفستوس یعنی مجرم را در حالی که دست‌اندرکار انجام جرم بوده دیده و دستگیر کرده‌اند).

اما پس از مدتی معنی کلمه مانیفست و کاربرد آن در زبان لاتین، از مباحث حقوقی فراتر رفت و مانیفست به یک صفت عمومی تبدیل شد. صفتی که معنای شفاف بودن، انکارناپذیر بودن و آشکار بودن را در دل خود داشت.

در زبان انگلیسی هم صفت معنی مانیفست به همین مفاهیم (شفاف و آشکار و صریح بودن) نزدیک است.

معنی مانیفست در ادبیات سیاسی

اما در ادبیات سیاسی، مانیفست کمونیست در سال ۱۸۴۸ بود که اصطلاح مانیفست را در سراسر جهان فراگیر کرد.

آن مانیفست چنین شروع می‌شد: شبحی بر سراسر اروپا سایه افکنده است؛ شبح کمونیسم.

بقیه‌ی متن هم، یک بیانیه‌ی سیاسی در شرح ایده‌ی کمونیسم و دعوت کارگران به اتحاد بود.

امروزه کاربرد مانیفست به بیانیه‌های سیاسی محدود نیست و هر شکلی از اظهار آشکار و بیان صریح، با اصطلاح مانیفست توصیف می‌شود.

معمولاً از یک مانیفست انتظار نمی‌رود ادعاهای محکم و قطعی و مستدل داشته باشد؛ بلکه جنبه‌ی شعارگونه و رتوریک متن، پررنگ‌تر است.

امروزه علاوه بر حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و ادبی، برخی از اظهارنامه‌های اقتصادی هم (مثلاً در صنعت حمل و نقل) مانیفست نامیده می‌شوند.

هنری پتروسکی (مهندس و نویسنده در زمینه طراحی و تحلیل شکست)

هنری پتروسکی (Henry Petroski) دکترای مکانیک دارد و در دانشکده‌های مکانیک و عمران دانشگاه Duke تدریس می‌کند.

اما بیش از آن‌که با عنوان دکتر یا پروفسور شناخته شود، به عنوان یک مهندس شناخته می‌شود.

علت را هم باید در دغدغه‌ی اصلی او و کتاب‌هایی که نوشته جستجو کرد.

پتروسکی به طراحی و مهندسی علاقه دارد و در این زمینه، کتابهای متعددی نوشته است.

حتی عناوین کتابهای او هم می‌تواند تا حدی فضای ذهنی پتروسکی را به شما نشان دهد:

  • مهندسی، یک فعالیت انسانی است (To Engineer is Human)
  • فراتر از مهندسی (Beyond Engineering)
  • پارادایم های طراحی (Design Paradigms)
  • موفقیت از طریق شکست: پارادوکس طراحی (Success Through Failure)
  • خلال دندان (The Toothpick)

هنری پتروسکی علاقه‌ بسیار زیادی به تاریخ مهندسی هم دارد و گاهی به تدریس این موضوع نیز پرداخته است. این را لا‌به‌لای نوشته‌هایش هم می‌توانید حس کنید.

وقتی در کتاب مهندسی یک فعالیت انسانی است – که کتابی کلاسیک در زمینه طراحی و مهندسی و تحلیل شکست محسوب می‌شود – در صفحات نخست، به داستان خراب شدن بخشی از هتل حیات ریجنسی در شهر کانزاس اشاره می‌‌کند، بلافاصله قانون حکومت حمورابی را برای خواننده شرح می‌دهد:

اگر سازنده‌ای خانه‌ای ساخت و به علت ضعف در ساخت، خانه خراب شد، سازنده را اعدام کنید.

اگر خانه خراب شد و فرزند صاحب‌خانه مرد، فرزند سازنده را بکشید.

اگر برده‌ی صاحب‌خانه کشته شد، برده‌ی سازنده را بکشید.

اگر دارایی‌ها آسیب دید، خسارت تمام دارایی‌ها را بدهد و خانه را با هزینه‌ی خودش بسازد.

البته پتروسکی در این حد سخت‌گیر نیست و انتظار ندارد که همه‌ی مهندسان به همین سختی به دام اعدام گرفتار شوند.

اتفاقاً کتاب او در زمینه‌ی خطا و جایگاه خطا در مهندسی و طراحی است و در همین کتاب، کوشیده است فاصله‌ی بین قصور و تقصیر را تا حد امکان تشخیص داده و مشخص کند.

اما احتمالاً با این مثال، می‌توانید تصور کنید که نشستن پای حرف چنین استادی که از تاریخ کهن مهندسی تا دانش روز طراحی و مهندسی را در دل دارد، چقدر می‌تواند جذاب باشد و به چه علت، کتاب‌هایش پس از گذشت سال‌ها، هنوز مورد اشاره و استناد و استفاده قرار می‌گیرند و مقاله‌هایش خوانده می‌شوند.

هنری پتروسکی - نویسنده و مهندس در حوزه طراحی و شکست

عکس متعلق به: نیویورک تایمز

چند مطلب مرتبط در متمم

توضیح: کتاب To Engineer is Human با عنوان مهندسی انسان؛ نقش شکست در موفقیت طراحی مهندسی به فارسی ترجمه شده است.

ژوزه ساراماگو

ژوزه ساراماگو، دو سال پیش از مرگش به خبرنگار گاردین گفت: وقتی بیماری شدیداً آزارم می‌داد و به بیمارستان رفتم، مسئولین بیمارستان دوست نداشتند من را بستری کنند.

او با صدای بلند می‌خندد و توضیح می‌دهد: دوست نداشتند بیمارستانی باشند که ساراماگو در‌ آن مُرده است.

ساراماگو نویسنده پرتغالی در سال ۱۹۲۲ به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۰ در سن هشتاد و هفت سالگی درگذشت. اما در عین نگاه جدی و عمیق‌اش، همواره شوخ‌طبعی را هم با خود به همراه داشت.

ساراماگو تعمیرکار خودرو و نیز آهنگر بود و در پنجاه سالگی بود که مصمم شد به صورت تمام وقت به داستان نویسی روی آورد.

در میان رمان‌هایش نیز، اولین رمانی که موفقیت بین‌المللی کسب کرد و مسیر او را به سمت شهرت و اعتبار هموار کرد، در همین دوران داستان نویسی تمام وقت منتشر شد (در این زمان ساراماگو ۶۰ ساله بود).

اولین رمان ژوزه ساراماگو Memorial do Convento نام داشت که برای ترجمه‌ی انگلیسی آن، عنوان بالتازار و بلموندا انتخاب شد.

آثار ژوزه ساراماگو

به عنوان نمونه‌هایی از آثار و کتابهای ژوزه ساراماگو می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:

  • بالتازار و بلموندا (۱۹۸۲)
  • سال مرگ ریکاردو ریش (۱۹۸۶)
  • تاریخ محاصره لیسبون (۱۹۸۹)
  • کوری (۱۹۹۵)
  • همه نامها (۱۹۹۷)
  • بینایی (۲۰۰۴)
  • سفر فیل (۲۰۰۸)

محل زندگی ساراماگو

ساراماگو تا سال ۱۹۹۲ در پرتغال زندگی می‌کرد. اما به واسطه‌ی رمان آخرش که روایت متفاوتی از انجیل بود، با فشار جامعه مسیحیان پرتغال و با تصمیم دولت این کشور، از فهرست نامزدهای جایزه آثار ادبی برتر اروپا (آریستیون Aristeion) حذف شد و در پی این مسئله، در اعتراض به رفتار دولت پرتغال از آن کشور مهاجرت کرد و به اسپانیا رفت.

البته ولی سال‌ها بعد بارها به پرتغال سفر کرد و تأکید کرد که مشکلش با دولت پرتغال است و نه مردم آن.

سبک نگارش ساراماگو

یکی از ویژگی‌های ساراماگو این است که نقطه‌ی شروع داستانش، از یک وضعیت غیرواقعی شروع می‌شود. اما در ادامه، با روندی کاملاً منطقی ادامه پیدا می‌کند.

مثلاً وقتی کتاب کوری را می‌خوانید، در همان ابتدای داستان با شرایطی مواجه می‌شوید که نه تنها واقعی نیست؛ بلکه وقوع آن – به شکلی که در داستان می‌آید – قابل تصور و منطقی هم به نظر نمی‌رسد.

اما اگر ابتدای روایت را بپذیرید، در تمام طول داستان با یک روند داستانی منطقی (بر پایه‌ی همان نقطه‌ی اولیه) مواجه خواهید بود.

به علت همین شکل شروع داستان است که گاهی منتقدان وسوسه می‌شوند کارهای او را در ردیف آثار رئالیسم جادویی طبقه‌بندی کنند؛ اما خود او ترجیح می‌دهد نامش در ادامه‌ی کار کسانی مانند سروانتس (نویسنده‌ی رمان کلاسیک دن کیشوت) قرار بگیرد.

 

blank

مطالعه بیشتر: Guardian / Interview with the Paris Review

مطلب مرتبط: منتخبی از جمله های ساراماگو در کتاب کوری

جان استرمن – متخصص دینامیک سیستمها

جان استرمن یا به شکل کامل‌تر جان دیوید استرمن (John D. Sterman) را می‌توان یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در میان دانشمندان معاصر در زمینه‌ی دینامیک سیستمها (یا چنان‌که در فارسی گفته می‌شود: پویایی شناسی سیستمها) دانست.

فراگیرترین کتاب آموزش دینامیک سیستها یعنی Business Dynamics (پویایی شناسی کسب و کار) متعلق به اوست و همین کتاب، به بهتر شناخته شدن او در سراسر جهان نیز کمک کرده است.

اگر کسانی مانند راسل اکاف و پیتر سنگه را از افراد نامدار در جنبه‌های کیفی تفکر سیستمی بدانیم، در سمت دیگر این حوزه، می‌توان از افرادی مانند جی دبلیو فارستر (J. W. Forrester) و جان استرمن نام برد که از زاویه‌ی عددی و کمّی به تحلیل سیستمها پرداخته‌اند و کوشیده‌اند ابزارها و روش‌های بهتری برای بررسی رفتار سیستمها در طول زمان در اختیار ما بگذارند.

او در حال حاضر، مدیریت گروه دینامیک سیستم‌ها در دانشگاه MIT را بر عهده دارد. هم‌چنین با انستیتیو سیستمهای پیچیده نیو اینگلند (New England Complex Systems Institute یا NECSI) نیز همکاری می‌کند.

جان استرمن - نویسنده کتاب تحلیل پویایی سیستمها در کسب و کارها

ویژگی برجسته‌ی جان استرمن که او را به رهبر حوزه‌ی دینامیک سیستمها تبدیل کرده، تسلط او بر ریاضیات، روشهای کّمی و ابزارهای نوین است.

او در دهه‌های گذشته، با خط مشی گذاری در سطح کلان همواره برخوردی عینی و عددی داشته و در این زمینه کارهای ارزشمندی ارائه کرده است.

هم‌چنان نیز خود را به روز نگه داشته و در سال‌های اخیر که بحث تغییرات اقلیمی و Climate Change مورد توجه قرار گرفته است، از نقش مدل سازی و استفاده از داده های بزرگ یا کلان داده ها (Big Data) در تحلیل دقیق‌تر و واقع‌گرایانه‌تر تغییرات اقلیمی سخن می‌گوید (+).

جان استرمن، از مدافعان جدی توجه به محیط زیست و تصمیم گیری با توجه و تأکید بر پایداری (Sustainability) سیستم‌هاست و از مدافعان جدی توافق پاریس در این زمینه محسوب می‌شود.

شبیه سازی پویایی سیستمها

استرمن در ترویج استفاده از سیستمهای شبیه سازی در مدیریت، نقش مهمی داشته است. با توجه به این‌که برخی از قوی‌ترین سیستمهای شبیه سازی در صنعت پرواز استفاده می‌شود (Flight Simulators) و استفاده از این ابزار در آن حوزه، کاملاً پذیرفته شده است، او هم از اصطلاح Management Flight Simulator استفاده می‌کند.

چون هزینه‌ی تصمیم‌های مدیریتی می‌تواند به مراتب از آسیب‌های احتمالی در پرواز یک هواپیما بیشتر باشد و منطقی است که در این‌جا نیز، مدیران تصمیم‌های خود را پیش از عملی کردن، در سیستمهای شبیه ساز بیازمایند.

متمم از نوشته‌ها، مقاله‌ها و راهکارها وی در تدوین درس‌های تفکر سیستمی و دینامیک سیستمها استفاده می‌کند.

مطالب مرتبط

معرفی و خلاصه کتاب پویایی شناسی کسب و کار

کتاب پنجمین فرمان

پیتر سنگه و چند جمله کوتاه درباره تفکر سیستمی

تفکر سیستمی

تحلیل دینامیک سیستمها

تعریف ارتباط غیرکلامی

اگر چه اتفاق نظر کامل بر روی تعریف ارتباط غیرکلامی وجود ندارد، اما تقریباً همه‌ی این تعریف‌ها، با وجودی کلمات و واژه‌های متفاوت، محدوده‌ی مشابهی را برای پیام غیرکلامی مشخص می‌کنند.

ادوارد هال به عنوان یکی از محققان بزرگ مباحث میان فرهنگی و نیز ارتباطات غیرکلامی، تعریفی ساده اما شناخته شده از ارتباط غیرکلامی دارد. تعریفی که از نظر او در خودِ ارتباط غیرکلامی خلاصه می‌شود: ارتباطی که بدون رد و بدن کردن کلمات شکل می‌گیرد.

اما تعریف‌های دیگری هم وجود دارند که در این‌جا به چهار مورد از رایج‌ترین ‌آنها اشاره می‌کنیم.

تعریف ارتباط غیرکلامی (جرالد هاله / Gerald Halle)

ارتباطات غیرکلامی، به معنای مطالعه رفتارهایی است که در تعامل میان انسان‌ها بر پایه‌ی چیزی غیر از کلمات بروز کرده و به وسیله‌ی آن‌ها، مفاهیم و پیام‌های قابل درک میان طرفین، میان آن‌ها رد و بدل می‌شود.

تعریف ارتباط غیرکلامی (برنت برلسون / Brant Burleson)

هر شکلی از نمایش، ژست، یا رفتار نمادین که هدف آن ارسال یک پیام است؛ یا این‌که [به صورت ناخواسته] پیامی را منتقل می‌کند.

تعریف ارتباط غیرکلامی (جان گرین / John Greene)

هر کاری که ما غیر از به کار بردن کلمات در گفتگو انجام می‌دهیم که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به #علائم چهره، ژست‌ها، ارتباط چشمی و حتی وسایل، لباس‌ها، حلقه‌ها و جواهراتی اشاره کرد که از آن‌ها استفاده می‌کنیم.

تعریف ارتباط غیرکلامی (دنیل کناری / Daniel Canary)

هر نوع رفتار نمادین از سر اختیار که برای انتقال یک ایده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

منبع تعریف‌ها: هر چهار تعریف از کتاب خانم جودی برگون استاد ارتباط دانشگاه آریزونا تحت عنوان Non-verbal Behavior اقتباس شده‌اند.

چند مطلب مرتبط در متمم

آموزش ارتباط غیرکلامی و زبان بدن

آموزش مذاکره

مهارت ارائه

زبان بدن

مهارتهای ارتباطی