سان تزو | نویسنده کتاب هنر جنگ (هنر رزم)

سان تزو (Sun Tzo) که از او تحت عنوان سون تسی (Sunzi) و نیز سون شو (تلفظ چینی) یاد می‌شود، یک نویسنده و استراتژیست جنگی چینی است که ظاهراً پنج قرن (یا هشت قرن) قبل از میلاد زندگی می‌کرده است.

گفته می‌شود که او یک استراتژیست جنگی قدرتمند بوده بود که نحوه نگرش و تحلیلش، سرلوحه‌ی تصمیم گیری و الگوی مدیریت جنگ برای حاکمان زمانش بوده است.

او را یکی از بزرگان مدیریت استراتژیک (طبیعتاً در گروه متفکران کلاسیک) می‌دانند.

کتاب هنر رزم سان تزو

شهرت سان تزو در دنیای معاصر، بیشتر به خاطر کتاب هنر رزم یا هنر جنگ آوری (The art of war) است.

در زمان سان تزو، کشور چین به شش یا هفت قسمت تقسیم شده بود و جنگ داخلی به صورت گسترده در آن رواج داشت.

کتاب هنر رزم به طور خاص برای حاکمان و فرماندهان ارشد جنگی نوشته شده بود و جالب است که هنوز هم، بخش‌های زیادی از آن، قابل مطالعه و حتی قابل استفاده است.

اگر خواندن متن‌های انگلیسی برایتان ساده است، می‌توانید نسخه انگلیسی کتاب هنر جنگ سان تزو را از طریق لینک زیر دانلود کرده و از آن استفاده کنید:

دانلود کتاب هنر رزم سان تزو (فایل PDF با حجم ۴۰۰ کیلوبایت)

جملات سان تزو

برای آشنایی با سبک نگاه سان تزو می‌توانید چند نمونه از جملات او را در ادامه بخوانید:

  • اوج هنر جنگ، مقهور کردن دشمن بدون ورود به جنگ است.
  • پیروز میدان جنگ، کسی است که زمان جنگیدن را از زمان نجنگیدن تشخیص و تمییز دهد.
  • کسی که خودش و دشمنش را بشناسد، یکصد نبرد را بدون حتی یک شکست، تجربه خواهد کرد.
  • جنگجویان پیروز، ابتدا پیروزی حتمی را کسب می‌کنند و سپس جنگ را آغاز می‌کنند، اما جنگ‌جویان شکست خورده، ابتدا جنگ را آغاز می‌کنند و سپس برای پیروزی می‌کوشند.
  • رابطه بین سیاست و نظامی‌گری را فراموش نکنید. نظامیان و سیاستمداران تا زمانی موفق هستند که با هم رابطه نزدیک و هماهنگی داشته باشند.
  • جنگ، میدان ظهور ابهام و پیش‌بینی‌ناپذیری است. انعطاف پذیری فکری شرط ضروری برای پیروزی یک فرمانده نظامی است.
  • مردم تاکتیک‌های پیروزی من را می‌بینند، اما هیچ‌کدام به استراتژی‌هایی که زمینه‌ساز پیروزی‌ام بوده توجه نمی‌کنند.

چند لینک مرتبط

خرید کتاب هنر جنگ سان تزو (ترجمه احمدرضا رسولی – نشر هورمزد)

خرید کتاب هنر جنگ (ترجمه محمود حمیدخانی – نشر سیته)

 ۳۱ جمله از سان تزو (منتخب سایت فوربس – انگلیسی)

سیلابس چیست؟

لغت سیلابس (به انگلیسی: Syllabus) به معنای سرفصل و فهرست موضوعات است.

وقتی یک موضوع اصلی (Main Topic) برای یک سخنرانی یا درس یا دوره آموزشی اعلام می‌کنید، به فهرست موضوعاتِ خُردها و زیرمجموعه‌های آن موضوع اصلی، سیلابس گفته می‌شود.

بنابراین سیلابس یک سمینار یک روزه یعنی عنوان ماژول‌های کوچک‌تر در آن سمینار و مجموعه موضوعاتی که در آن سمینار مطرح می‌شود.

هم‌چنین سیلابس یک رشته دانشگاهی (مثلاً سیلابس رشته حقوق یا سیلابس رشته حسابداری) به مجموعه‌ی درس‌هایی گفته می‌شود که در آن رشته، تدریس می‌شوند.

البته سیلابس نویسی خود یک دانش تخصصی است و نوشتن سیلابس درسی کار ساده‌ای نیست. مثلاً سیلابس اغلب، علاوه بر عنوان موضوعات فرعی، یک توضیحات کوتاه از محتوای هر موضوع، دستاورد و نیز نتیجه‌ی مورد انتظار در هر موضوع را نیز شامل می‌شود.

ضمن این‌که در سیلابس درسهای دانشگاهی و آموزش‌های جدی‌تر، در سیلابس درسی معمولاً برخی از مهم‌ترین منابع آموزشی و مراجع هم معرفی می‌شوند.

مطالبی که در قالب طبقه بندی بلوم در مجموعه درس‌های مهارت یادگیری در متمم مطرح شده‌اند، یکی از ابزارهایی هستند که می‌توانند برای تدوین و طراحی سیلابس درسی مورد استفاده قرار گیرند.

ریشه شناسی کلمه سیلابس

اگر به بحث ریشه شناسی (اتیمولوژی) علاقه‌مند هستید، شاید توضیحی که هندریکسون درباره‌ی معنی کلمه سیلابس و تاریخچه آن مطرح کرده برایتان جالب باشد (+):

کلمه‌ی سیلابس در اثر یک خطای حروف‌چینی متولد شد.

در نسخه‌ای که در قرن پانزدهم میلادی از نامه‌های سیسرو منتشر شد، سیسرو جایی کلمه‌ی یونانیِ sittubas را به کار برده بود و نوشته بود که این واژه در زبان یونانی به معنای فهرست بوده است. حروف‌چین به اشتباه، کلمه‌ را syllabos نوشت و این کلمه، پس از این‌که به اشتباه جا افتاد، به تدریج Syllabus تغییر پیدا کرد.

این کلمه با گسترش معنایی به واژه‌ای تبدیل شد که ما امروز می‌شناسیم و به‌کار می‌بریم.

Embed یعنی چه؟ کاربرد کد Embed چیست؟

خودِ کلمه‌ی Embed به معنای جاسازی کردن و جا دادن است. اما در دنیای تکنولوژی، کلمه Embed کاربردهای تخصصی متنوعی پیدا کرده و بسته به این‌که آن را در کجا می‌خوانید و می‌شنوید، می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد.

جا دادن یک کد یا یک فایل داخل یک فایل دیگران

یکی از معانی Embed این است که شما یک کد یا فایل را در داخل فایلی دیگر جاسازی کنید. مثلاً یک برنامه‌نویس، به جای این‌که از داخل برنامه‌‌اش، یک کد یا زیربرنامه‌ی دیگر را در بیرون از فضای خود فراخوانی کند، آن کد را مستقیماً داخل برنامه‌ی خودش قرار دهد، می‌گوید که کد را Embed کرده است.

اما لازم نیست حتماً برنامه‌نویس باشید تا با Embed کردن سر و کار پیدا کنید. اگر با پاورپوینت کار کرده باشید، کاربرد دیگر Embed کردن را هم می‌دانید و آن جاسازی فونت‌ها داخل فایل ارائه است.

با توجه به این‌که ممکن است اسلایدهایتان روی کامپیوتری نمایش داده شود که فونت‌های شما را ندارد، با Embed کردن، فونت را داخل فایل جاسازی می‌کنید و فایل را در اختیار هر کس که قرار دهید، به فونت‌های شما هم دسترسی خواهد داشت و اسلایدهایتان به همان شکل اصلی که مد نظر شماست، نمایش داده خواهد شد (اصطلاحاً فونت‌هایش به هم نخواهد ریخت).

[ مطالعه‌ی بیشتر: فونت فارسی در پاورپوینت ]

قرار دادن فیلم، کلیپ صوتی یا سایر فایل‌ها داخل یک صفحه‌ی وب

اصطلاح کد Embed را در جاهای دیگری هم می‌بینید.

مثلاً اگر بخواهید یک کلیپ آپارات یا ویدئویی در سایت تد را داخل پست وبلاگ یا وب‌سایت خود قرار دهید، با استفاده از Embed کردن، دیگر مجبور نیستید آن کلیپ را دانلود کرده و دوباره روی هاست خود، Upload کنید (طبیعتاً بار ترافیکی تماشای کلیپ را هم، تحمل نخواهید کرد).

در آپارات زیر هر کلیپ، دکمه‌ی بیشتر قرار دارد و اگر روی آن کلیک کنید، کد Embed (که باید در سایت خود قرار دهید) نمایش داده می‌شود:

کاربرد کد Embed

البته بسته به نرم افزاری که استفاده می‌کنید، محل پیشنهاد کد Embed فرق می‌کند. اما معمولاً با کمی جستجو به سادگی می‌توانید آن را پیدا کنید.

در بسیاری از سرویس‌ها (از جمله اسلایدشیر) هم، می‌توانید کدهای Embed را به عنوان زیرمجموعه‌ی گزینه‌ی به اشتراک گذاری (Sharing) بیابید و از آن‌ها استفاده کنید:

کد Embed

Embed در اینستاگرام

اینستاگرام هم گزینه‌ی Embed را با کاربرد مشابه در اختیار شما قرار می‌دهد. اگر اینستاگرام را در مرورگر وب خود باز کنید، علامت سه‌نقطه را در کنار هر پست می‌بینید:

کاربرد Embed در اینستاگرام چیست؟

اگر روی آن کلیک کنید، گزینه‌ی Embed در اختیار شما قرار می‌گیرد:

گزینه Embed در اینستاگرام

مثلاً الان تصویر زیر با استفاده از کد Embed در این نوشته قرار داده شده است:

 

View this post on Instagram

 

Weekend Hashtag Project: #WHPUpToMe The theme this week? You get to pick! This weekend the challenge is to come up with your very own WHP theme and bring it to life through photos and videos. Need some inspiration? Check out this image by floral designer Doan Ly (@doan_ly). Here are some tips to get started: ? Find your inspiration. Think about the people or things that mean the most to you, whether it’s a childhood memory or a favorite work of art. ? Make the rules. Then break the rules. Since you get to pick the theme, we’re giving you full permission to tap into your imagination, explore your interests and showcase your creativity. ? Explain your theme. In addition to #WHPUpToMe, include your own make-believe WHP hashtag in your caption. Write about your theme and its inspiration. PROJECT RULES: Please add the #WHPUpToMe hashtag only to photos and videos shared over this weekend and only submit your own visuals to the project. By adding the #WHPUpToMe hashtag, you consent to and grant Instagram all rights to repost your photo or video. If you include music in your video submissions, please only use music to which you own the rights. Any tagged photo or video shared over the weekend with the #WHPUpToMe hashtag is eligible for the project and, if selected, to be featured next week. Featured photo by @doan_ly

A post shared by Instagram (@instagram) on

 

همان‌طور که می‌بینید، در این‌جا Embed کردن، تقریباً معنایی عکسِ Embed کردن در پاورپوینت پیدا کرده است (البته هنوز، اصطلاح جاسازی درباره‌ی هر دو صدق می‌کند).

ما در پاورپوینت با Embed کردن، فایل را حجیم‌تر می‌کنیم؛ اما در مقابل، خیال‌مان راحت است که فایل ارائه همه جا به درستی نمایش داده می‌شود.

در این‌جا با Embed کردن، اتفاقاً می‌کوشیم از بار حجم اضافه رها شویم و البته این ریسک را می‌پذیریم که هرگاه، فایل از سرور اصلی برداشته شد (یا مسئولان تصمیم گرفتند آن سایت را از بازدیدکنندگان ایرانی محروم کنند)، باکس خالیِ آزاردهنده برای کاربر نمایش داده شود.

تکنوفوبیا (تکنولوژی هراسی) و تکنوفیلی

دو اصطلاح تکنوفوبیا (Technophobia) و تکنوفیلی (Technophilia) متضاد یکدیگر هستند. تکنوفوبیا یکی از انواع فوبیا محسوب می‌شود و در فارسی به تکنولوژی هراسی یا هراس از فناوری ترجمه شده است.

ساده‌ترین تعریف تکنوفوبیا به صورت زیر است:

«ترس، دوست‌نداشتن و معذب بودن در استفاده از تکنولوژی‌های مدرن و وسایل فنی دارای پیچیدگی.»

این هراس و حس منفی می‌تواند دارای ابعاد فردی یا اجتماعی باشد. بُعد فردی به این معناست که یک نفر، حس می‌کند از روبرو شدن با یک وسیله و استفاده از آن می‌ترسد و خود را با آن ابزار یا تکنولوژی بیگانه می‌بیند.

اما بُعد اجتماعی این است که فرد، معتقد است که تکنولوژی می‌تواند به ضرر جامعه باشد و آسیب‌هایی را به جامعه وارد کند. طبیعی است مانند هر شکل دیگری از فوبیا، وقتی این ترس به میزان غیرعادی و غیرقابل دفاع باشد، آن را فوبیا می‌نامیم. در غیر این صورت، طبیعی است که بسیاری از افراد درباره‌ی بسیاری از تکنولوژی‌ها، وجود برخی ابعاد و اثرات منفی را می‌پذیرند و درک می‌کنند.

تکنوفیلی را هم می‌توان به صورت زیر تعریف کرد:

«داشتن شوق برای استفاده از تکنولوژی و به‌طور خاص، تکنولوژی‌های جدید.»

درست مشابه تکنولوژی هراسی برای تکنوفیلی هم می‌توان ابعاد فردی و اجتماعی در نظر گرفت.

دانلود مقاله درباره تکنولوژی هراسی و تکنوفیلی (فایل PDF)

Technophobia vs Technophilia (Psychological Implications of Modern Technologies)

شرکت ارنست اند یانگ یا EY

شرکت ارنست اند یانگ (Ernst & Young) از جمله شرکت‌های بزرگ در زمینه‌ی مشاوره مدیریت و به‌طور خاص، حسابداری و حسابرسی در جهان است.

البته معمولاً آن را به صورت EY می‌شناسند و می‌خوانند و نام آن کمتر به شکل کامل نوشته و نقل می‌شود.

شرکت ارنست اند یانگ بیش از یک قرن قدمت دارد و ابتدا در سال ۱۹۰۳ با نام ارنست اند ارنست (Ernst & Ernst) راه‌اندازی شده است (توسط دو نفر به نام‌های آلوین ارنست و تئودور ارنست).

رشد اولیه‌ی این شرکت در دهه‌ی بیست میلادی انجام شد و بیش از بیست دفتر وابسته به Ernst & Ernst تأسیس شدند.

اغلب شرکت‌های مشاوره مدیریت در جهان، بارها فرایند خریداری و ادغام و جابجایی مالکیت را تجربه کرده‌اند و E&E هم از این روند مستثنی نبوده است.

آن‌چه ما امروز به عنوان ارنست اند یانگ می‌شناسیم، حاصل ادغام E&E با شرکت آرتور یانگ (Arthur Young) در سال ۱۹۸۹ است. خود آن شرکت هم در طول عمر خود، از ادغام مجموعه‌های متعددی شکل گرفته؛ در حدی که در سایت EY گفته شده که تأسیس قدیمی‌ترین بخش شرکت EY به سال ۱۸۴۹ بازمی‌گردد (+).

دفتر شرکت ارنست اند یانگ لندن

دفتر شرکت ارنست اند یانگ لندن (منبع)

این شرکت بیش از ۲۶۰هزار کارمند در هفتصد دفتر خود در نقاط مختلف جهان دارد و درآمد حاصل از فروش خدمات آن در سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۳۵ میلیارد دلار بوده است.

با وجودی که شرکت ارنست اند یانگ از شرکتهای بسیار معتبر و تحسین شده در زمینه‌ی حسابداری و مشاوره امور مالیاتی است، اما هر از چند گاهی، افشاگری‌هایی درباره‌ی کمک به شرکتها برای اجتناب از پرداخت مالیات، بحران‌هایی را در فضای رسانه‌ای و بین‌المللی برای این شرکت ایجاد کرده است.

افزایش عزت نفس در بزرگسالان چه راه هایی دارد؟

برای افزایش عزت نفس در بزرگسالان ابتدا لازم است عوامل عزت نفس را بشناسیم.

بر اساس گفته‌ی کریستوفر مراک در کتاب عزت نفس می‌توان چهار منبع اصلی برای عزت نفس در نظر گرفت:

  • پذیرش توسط دیگران
  • عمل بر اساس ارزش‌ها
  • احساس قدرتمندی
  • کسب موفقیت و دستاورد

پذیرش توسط دیگران زمانی حاصل می‌شود که اطرافیان خود را به دقت انتخاب کنیم و با کسانی رابطه بسازیم که ما را مورد حمایت قرار دهند (حمایت اجتماعی چیست؟).

عمل بر اساس ارزش‌ها زمانی امکان‌پذیر می‌شود که سلسله مراتب ارزشهای خود را بشناسیم.

برای احساس قدرتمندی باید ابتدا بکوشیم ثروت زمانی خود را افزایش دهیم و سپس از این ثروت زمانی برای توسعه فردی خود استفاده کنیم. با این کار، به تدریج این حس که ما یک چرخنده مکانیکی در یک سیستم پیچیده هستیم از بین می‌رود (خودتان را یک چرخدنده نبینید).

برای کسب موفقیت و دستاورد هم، باید برنامه ریزی کنیم و مراقب باشیم که در هدف گذاری آن‌قدر هدف‌های دست‌بالا تعریف نکنیم که دست‌ نیافتن به آن‌ها، به عزت نفس ما لطمه بزند.

همان‌طور که می‌بینید، افزایش عزت نفس در بزرگسالان به نوعی ساده‌تر از تلاش برای افزایش عزت نفس در کودکان است. چون تقریباً کنترل همه چیز در اختیار خود فرد قرار دارد و می‌تواند برای افزایش عزت نفس، به شکل گام به گام برنامه ریزی کند.

متمم حتی یک برنامه پنج هفته ای افزایش عزت نفس برای بزرگسالان هم بر اساس آموزه‌های کریستوفر مراک تنظیم و منتشر کرده است.

[ مطالعه‌ی بیشتر: دوره عزت نفس ]

[ مطالعه‌ی بیشتر: تعریف عزت نفس ]

لارس اسوندسن | فیلسوف نروژی

لارس اسوندسن (Lars F. Svendsen) یک فیلسوف و نویسنده نروژی است که کتابهای ساده با نگاه فلسفی در زمینه موضوعات مختلف زندگی می‌نویسد. موضوعاتی که لارس اسوندسن به آن‌ها می‌‌پردازد معمولاً دغدغه‌های عمومی انسان‌ها هستند.

اسوندسن متولد سال ۱۹۷۰ است و به شغل تدریس فلسفه در دانشگاه برگن اشتغال دارد (البته شهرت او به واسطه‌ی کتابهایش است و نه جایگاه دانشگاهی‌اش).

از جمله کتابهای لارس اسوندسن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کتاب کار (Work) که توسط فرزانه سالمی به فارسی ترجمه شده
  • کتاب فلسفه ترس (A Philosophy of Fear) که توسط خشایار دیهیمی به فارسی ترجمه شده
  • کتاب فلسفه ملال (A Philosophy of Boredom) که افشین خاکباز آن را به فارسی ترجمه کرده است
  • کتاب فلسفه تنهایی (A Philosophy of Loneliness) که خشایار دیهیمی آن را به فارسی ترجمه کرده است
  • کتاب فلسفه فشن  (A Philosophy of Fashion)
  • کتاب فلسفه بدی (A Philosophy of Evil)

ویژگی مشترک کتابهای اسوندسن این است که می‌کوشد تا حد امکان، طرفِ یک اردوگاه فکری مشخص را نگیرد و به این شیوه، مخاطب را به نوعی گردشگری در فلسفه‌ی هر موضوع دعوت کند.

البته چنین کاری هرگز به صورت مطلق امکان‌پذیر نیست؛ اما لااقل نویسنده می‌کوشد تا حد امکان، در گفته‌ها و نوشته‌های خود دفاع متعصبانه‌ای از یک مکتب فکری ارائه ندهد.

اگر دوست داشته باشید صدای او را بشنوید و چند دقیقه، بی‌واسطه به حرف‌هایش گوش دهید، می‌توانید فایل صوتی زیر را که مصاحبه‌ای با او درباره‌ی فلسفه‌ی ملال است، دانلود کرده و بشنوید:


دانلود فایل صوتی مصاحبه (mp3)

زبان شناسی | منظور از گسترش معنایی چیست؟

معنای کلمات و واژه‌ها در هر زبان، در طول زمان ثابت نمی‌ماند و دچار دگرگونی می‌شود.

گاهی این دگرگونی باعث می‌شود که مفهوم یک واژه‌، نسبت به گذشته‌ی خود کاملاً تغییر کرده و حتی معنایی مخالف گذشته را منتقل کند.

گاهی اوقات، واژه‌ای که برای یک محدوده‌ی مفهومیِ گسترده به کار می‌رفته، کاربرد محدودتر پیدا می‌کند.

هم‌چنین ممکن است واژه‌ای که در گذشته معنای محدودی داشته، برای انتقال مجموعه‌ی گسترده‌تری از مفاهیم به‌کار گرفته شود.

این نوع دگرگونی، همان چیزی است که در زبان شناسی از آن به عنوان گسترش معنایی یا گسترش یافتگی معنایی نام می‌برند.

در زبان انگلیسی هم دو اصطلاح Semantic broadening و Extension of the meaning به این شکل از دگرگونی اشاره می‌کنند.

مثال گسترش معنایی در زبان فارسی

واژه‌ی بحث در زبان عربی هم به معنای جستجو کردن و هم به معنای گفتگو است (مباحثه). در زبان فارسی هم، وقتی از اصطلاح مبحث استفاده می‌کنیم، همین مفهوم را مد نظر داریم. اما وقتی می‌گوییم با من بحث نکن منظورمان جدال کلامی است.

به عبارت دیگر می‌توان گفت واژه‌ی بحث، به تدریج در زبان فارسی، گسترش معنایی را تجربه کرده است.

مثال دیگر هم می‌تواند واژه‌ی برای باشد که از جمله کاربرد جدی آن، بیان علت بوده است (این اتفاق افتاد، برای این‌که …).

اما امروزه واژه‌ی برای گسترش معنایی پیدا کرده و با مفهومِ مالِ هم به کار می‌رود. مثلاً: این پول برای من است (+).

مثال گسترش معنایی در زبان انگلیسی

در زبان انگلیسی هم، نمونه‌های فراوانی از گسترش معنایی وجود دارد. یکی از مثال‌های معروف در این زمینه، واژه‌ی Business است که از ریشه‌ی Busy است و به مشغول بودن اشاره می‌کند. اما به تدریج، مفاهیمی مانند شغل، مشغله، کسب و کار و مانند این‌ها را نیز در خود جای داده است.

Holiday هم مثال دیگری است که ابتدا برای اشاره به روز مقدس و تعطیلی مذهبی از آن استفاده می‌شده و پس از مدتی، با تغییر شکل نگارش و گسترش یافتن معنایی، به یک واژه‌ی کاملاً غیرمذهبی تبدیل شده و برای هر نوع تعطیلی به کار می‌رود.

یک مثال دیگر از گسترش معنایی را هم می‌توانید در معنی کلمه مستغلات ببینید.

مطالب مرتبط در متمم

معنی Flow در روانشناسی چیست؟

اصطلاح Flow را نخستین بار میهای چیک سنت میهایی (یکی از دانشمندان مطرح در زمینه روانشناسی مثبت گرا) به کار برد.

این اصطلاح بعد از او توسط افراد بسیاری از جمله مارتین سلیگمن و کریستوفر پترسون ترویج شد و می‌توان گفت امروزه یکی از چند واژه‌ی کلیدی در روانشناسی مثبت گرا است. در حدی که سلیگمن در کتاب شکوفایی خود، Flow را به عنوان یکی از پنج ستون اصلی روانشناسی مثبت گرا مطرح می‌کند.

چیک سنت میهایی Flow را به عنوان یک وضعیت ذهنی تعریف می‌کند. وضعیتی که در آن، چنان در یک فعالیت فیزیکی یا فکری غرق می‌شویم که گذر زمان را حس نمی‌کنیم. فقط بعد از این‌که به حال عادی بازگشتیم، متوجه می‌شویم که کاملاً در آن لحظه غرق شده بودیم.

هنرمندان، طراحان، پزشکان، نویسندگان و خلاصه هر فردی که یک فعالیت مشخص را با اوج علاقه و درگیری ذهنی انجام می‌دهد، می‌توانند وضعیت فلو (Flow) را تجربه کنند.

اصطلاح غرقگی هم با توجه به همین توضیح انتخاب شده است (البته گاهی در برخی متن‌های فارسی، اصطلاح کلمه‌ی Flow را به تچان ترجمه می‌کنند. اما این ترجمه به علت نامأنوس بودن به عنوان معادل Flow در فارسی جا نیفتاده است).

چیک سنت میهایی معنی Flow و حواشی این مفهوم را در کتاب غرقگی (Flow) به صورت کامل شرح داده است. این کتاب در فارسی با عنوان غرقگی ترجمه شده است.

مطالعه‌ی بیشتر: کتاب غرقگی – روانشناسی تجربه‌ی عمیق لحظات زندگی

توضیح: کلمه‌ی Flow در مکانیک سیالات به شارش ترجمه می‌شود و ارتباطی با فلو شدن به معنای غرقگی ندارد. در برخی متن‌های مدیریت و روانشناسی به اشتباه، از همان ترجمه‌ی شارش برای Flow استفاده شده است.

جی بارنی | نویسنده کتاب مدیریت استراتژیک و مزیت رقابتی

جی بارنی - مبدع بحث مدیریت منابع و اهمیت منابع در استراتژی سازمانجی بارنی (Jay B. Barney) از نام‌های بزرگ معاصر در دنیای استراتژی و مدیریت استراتژیک است.

برای مشخص کردن جایگاه بارنی، مناسب است او را با مایکل پورتر مقایسه کنیم. چون از یک سو، بارنی هم مانند پورتر به مفهوم رقابت در کسب و کار توجه ویژه دارد و یکی از وظایف مهم استراتژی را تعیین راهکارهای رقابتی می‌داند.

از سوی دیگر معتقد است که پورتر بیش از حد بر محیط بیرونی بنگاه های اقتصادی تمرکز کرده و کمتر به وضعیت داخلی آن‌ها پرداخته است.

به همین علت ویژگی اصلی دیدگاه بارنی را می‌توان توجه به منابع سازمانی و نقش مدیریت منابع در استراتژی کسب و کار دانست.

بارنی متولد ۱۹۵۴ است و تحصیلات خود را در رشته‌ی جامعه شناسی انجام داده است. اگر چه امروز تقریباً همه او را به خاطر جایگاهش در حوزه‌ی استراتژی می‌شناسند و چند مدرک دکترای افتخاری هم در حوزه‌ی استراتژی در دانشگاه‌های مختلف جهان دریافت کرده است (+/+).

او عضو هیأت علمی دانشگاه یوتا است و در کنار استراتژی، در زمینه‌ی کارآفرینی اجتماعی نیز مطالعه و تحقیق می‌کند. البته زندگی شغلی بارنی به محیط دانشگاه محدود نیست و به عنوان سخنران به شرکت‌های مختلف در سراسر جهان نیز دعوت می‌شود.

بخش مهمی از شهرت جی بارنی به خاطر مقاله‌ای است که در سال ۱۹۹۱ درباره‌ی اهمیت منابع سازمانی در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار منتشر کرد:

Firm Resources and Sustained Competitive Advantage

البته او تألیفات متعدد دیگری نیز دارد که از میان آن‌ها، کتاب Strategic Management and Competitive Advantage به فارسی نیز ترجمه شده است (با عنوانِ مدیریت استراتژیک و مزیت رقابتی).

[ مطلب مرتبط: منظور از دیدگاه مبتنی بر منابع چیست؟ ]

رزومه‌ی جی بارنی