تکنوفوبیا (تکنولوژی هراسی) و تکنوفیلی

دو اصطلاح تکنوفوبیا (Technophobia) و تکنوفیلی (Technophilia) متضاد یکدیگر هستند. تکنوفوبیا یکی از انواع فوبیا محسوب می‌شود و در فارسی به تکنولوژی هراسی یا هراس از فناوری ترجمه شده است.

ساده‌ترین تعریف تکنوفوبیا به صورت زیر است:

«ترس، دوست‌نداشتن و معذب بودن در استفاده از تکنولوژی‌های مدرن و وسایل فنی دارای پیچیدگی.»

این هراس و حس منفی می‌تواند دارای ابعاد فردی یا اجتماعی باشد. بُعد فردی به این معناست که یک نفر، حس می‌کند از روبرو شدن با یک وسیله و استفاده از آن می‌ترسد و خود را با آن ابزار یا تکنولوژی بیگانه می‌بیند.

اما بُعد اجتماعی این است که فرد، معتقد است که تکنولوژی می‌تواند به ضرر جامعه باشد و آسیب‌هایی را به جامعه وارد کند. طبیعی است مانند هر شکل دیگری از فوبیا، وقتی این ترس به میزان غیرعادی و غیرقابل دفاع باشد، آن را فوبیا می‌نامیم. در غیر این صورت، طبیعی است که بسیاری از افراد درباره‌ی بسیاری از تکنولوژی‌ها، وجود برخی ابعاد و اثرات منفی را می‌پذیرند و درک می‌کنند.

تکنوفیلی را هم می‌توان به صورت زیر تعریف کرد:

«داشتن شوق برای استفاده از تکنولوژی و به‌طور خاص، تکنولوژی‌های جدید.»

درست مشابه تکنولوژی هراسی برای تکنوفیلی هم می‌توان ابعاد فردی و اجتماعی در نظر گرفت.

دانلود مقاله درباره تکنولوژی هراسی و تکنوفیلی (فایل PDF)

Technophobia vs Technophilia (Psychological Implications of Modern Technologies)

شرکت ارنست اند یانگ یا EY

شرکت ارنست اند یانگ (Ernst & Young) از جمله شرکت‌های بزرگ در زمینه‌ی مشاوره مدیریت و به‌طور خاص، حسابداری و حسابرسی در جهان است.

البته معمولاً آن را به صورت EY می‌شناسند و می‌خوانند و نام آن کمتر به شکل کامل نوشته و نقل می‌شود.

شرکت ارنست اند یانگ بیش از یک قرن قدمت دارد و ابتدا در سال ۱۹۰۳ با نام ارنست اند ارنست (Ernst & Ernst) راه‌اندازی شده است (توسط دو نفر به نام‌های آلوین ارنست و تئودور ارنست).

رشد اولیه‌ی این شرکت در دهه‌ی بیست میلادی انجام شد و بیش از بیست دفتر وابسته به Ernst & Ernst تأسیس شدند.

اغلب شرکت‌های مشاوره مدیریت در جهان، بارها فرایند خریداری و ادغام و جابجایی مالکیت را تجربه کرده‌اند و E&E هم از این روند مستثنی نبوده است.

آن‌چه ما امروز به عنوان ارنست اند یانگ می‌شناسیم، حاصل ادغام E&E با شرکت آرتور یانگ (Arthur Young) در سال ۱۹۸۹ است. خود آن شرکت هم در طول عمر خود، از ادغام مجموعه‌های متعددی شکل گرفته؛ در حدی که در سایت EY گفته شده که تأسیس قدیمی‌ترین بخش شرکت EY به سال ۱۸۴۹ بازمی‌گردد (+).

دفتر شرکت ارنست اند یانگ لندن

دفتر شرکت ارنست اند یانگ لندن (منبع)

این شرکت بیش از ۲۶۰هزار کارمند در هفتصد دفتر خود در نقاط مختلف جهان دارد و درآمد حاصل از فروش خدمات آن در سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۳۵ میلیارد دلار بوده است.

با وجودی که شرکت ارنست اند یانگ از شرکتهای بسیار معتبر و تحسین شده در زمینه‌ی حسابداری و مشاوره امور مالیاتی است، اما هر از چند گاهی، افشاگری‌هایی درباره‌ی کمک به شرکتها برای اجتناب از پرداخت مالیات، بحران‌هایی را در فضای رسانه‌ای و بین‌المللی برای این شرکت ایجاد کرده است.

افزایش عزت نفس در بزرگسالان چه راه هایی دارد؟

برای افزایش عزت نفس در بزرگسالان ابتدا لازم است عوامل عزت نفس را بشناسیم.

بر اساس گفته‌ی کریستوفر مراک در کتاب عزت نفس می‌توان چهار منبع اصلی برای عزت نفس در نظر گرفت:

  • پذیرش توسط دیگران
  • عمل بر اساس ارزش‌ها
  • احساس قدرتمندی
  • کسب موفقیت و دستاورد

پذیرش توسط دیگران زمانی حاصل می‌شود که اطرافیان خود را به دقت انتخاب کنیم و با کسانی رابطه بسازیم که ما را مورد حمایت قرار دهند (حمایت اجتماعی چیست؟).

عمل بر اساس ارزش‌ها زمانی امکان‌پذیر می‌شود که سلسله مراتب ارزشهای خود را بشناسیم.

برای احساس قدرتمندی باید ابتدا بکوشیم ثروت زمانی خود را افزایش دهیم و سپس از این ثروت زمانی برای توسعه فردی خود استفاده کنیم. با این کار، به تدریج این حس که ما یک چرخنده مکانیکی در یک سیستم پیچیده هستیم از بین می‌رود (خودتان را یک چرخدنده نبینید).

برای کسب موفقیت و دستاورد هم، باید برنامه ریزی کنیم و مراقب باشیم که در هدف گذاری آن‌قدر هدف‌های دست‌بالا تعریف نکنیم که دست‌ نیافتن به آن‌ها، به عزت نفس ما لطمه بزند.

همان‌طور که می‌بینید، افزایش عزت نفس در بزرگسالان به نوعی ساده‌تر از تلاش برای افزایش عزت نفس در کودکان است. چون تقریباً کنترل همه چیز در اختیار خود فرد قرار دارد و می‌تواند برای افزایش عزت نفس، به شکل گام به گام برنامه ریزی کند.

متمم حتی یک برنامه پنج هفته ای افزایش عزت نفس برای بزرگسالان هم بر اساس آموزه‌های کریستوفر مراک تنظیم و منتشر کرده است.

[ مطالعه‌ی بیشتر: دوره عزت نفس ]

[ مطالعه‌ی بیشتر: تعریف عزت نفس ]

لارس اسوندسن | فیلسوف نروژی

لارس اسوندسن (Lars F. Svendsen) یک فیلسوف و نویسنده نروژی است که کتابهای ساده با نگاه فلسفی در زمینه موضوعات مختلف زندگی می‌نویسد. موضوعاتی که لارس اسوندسن به آن‌ها می‌‌پردازد معمولاً دغدغه‌های عمومی انسان‌ها هستند.

اسوندسن متولد سال ۱۹۷۰ است و به شغل تدریس فلسفه در دانشگاه برگن اشتغال دارد (البته شهرت او به واسطه‌ی کتابهایش است و نه جایگاه دانشگاهی‌اش).

از جمله کتابهای لارس اسوندسن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کتاب کار (Work) که توسط فرزانه سالمی به فارسی ترجمه شده
  • کتاب فلسفه ترس (A Philosophy of Fear) که توسط خشایار دیهیمی به فارسی ترجمه شده
  • کتاب فلسفه ملال (A Philosophy of Boredom) که افشین خاکباز آن را به فارسی ترجمه کرده است
  • کتاب فلسفه تنهایی (A Philosophy of Loneliness) که خشایار دیهیمی آن را به فارسی ترجمه کرده است
  • کتاب فلسفه فشن  (A Philosophy of Fashion)
  • کتاب فلسفه بدی (A Philosophy of Evil)

ویژگی مشترک کتابهای اسوندسن این است که می‌کوشد تا حد امکان، طرفِ یک اردوگاه فکری مشخص را نگیرد و به این شیوه، مخاطب را به نوعی گردشگری در فلسفه‌ی هر موضوع دعوت کند.

البته چنین کاری هرگز به صورت مطلق امکان‌پذیر نیست؛ اما لااقل نویسنده می‌کوشد تا حد امکان، در گفته‌ها و نوشته‌های خود دفاع متعصبانه‌ای از یک مکتب فکری ارائه ندهد.

اگر دوست داشته باشید صدای او را بشنوید و چند دقیقه، بی‌واسطه به حرف‌هایش گوش دهید، می‌توانید فایل صوتی زیر را که مصاحبه‌ای با او درباره‌ی فلسفه‌ی ملال است، دانلود کرده و بشنوید:


دانلود فایل صوتی مصاحبه (mp3)

زبان شناسی | منظور از گسترش معنایی چیست؟

معنای کلمات و واژه‌ها در هر زبان، در طول زمان ثابت نمی‌ماند و دچار دگرگونی می‌شود.

گاهی این دگرگونی باعث می‌شود که مفهوم یک واژه‌، نسبت به گذشته‌ی خود کاملاً تغییر کرده و حتی معنایی مخالف گذشته را منتقل کند.

گاهی اوقات، واژه‌ای که برای یک محدوده‌ی مفهومیِ گسترده به کار می‌رفته، کاربرد محدودتر پیدا می‌کند.

هم‌چنین ممکن است واژه‌ای که در گذشته معنای محدودی داشته، برای انتقال مجموعه‌ی گسترده‌تری از مفاهیم به‌کار گرفته شود.

این نوع دگرگونی، همان چیزی است که در زبان شناسی از آن به عنوان گسترش معنایی یا گسترش یافتگی معنایی نام می‌برند.

در زبان انگلیسی هم دو اصطلاح Semantic broadening و Extension of the meaning به این شکل از دگرگونی اشاره می‌کنند.

مثال گسترش معنایی در زبان فارسی

واژه‌ی بحث در زبان عربی هم به معنای جستجو کردن و هم به معنای گفتگو است (مباحثه). در زبان فارسی هم، وقتی از اصطلاح مبحث استفاده می‌کنیم، همین مفهوم را مد نظر داریم. اما وقتی می‌گوییم با من بحث نکن منظورمان جدال کلامی است.

به عبارت دیگر می‌توان گفت واژه‌ی بحث، به تدریج در زبان فارسی، گسترش معنایی را تجربه کرده است.

مثال دیگر هم می‌تواند واژه‌ی برای باشد که از جمله کاربرد جدی آن، بیان علت بوده است (این اتفاق افتاد، برای این‌که …).

اما امروزه واژه‌ی برای گسترش معنایی پیدا کرده و با مفهومِ مالِ هم به کار می‌رود. مثلاً: این پول برای من است (+).

مثال گسترش معنایی در زبان انگلیسی

در زبان انگلیسی هم، نمونه‌های فراوانی از گسترش معنایی وجود دارد. یکی از مثال‌های معروف در این زمینه، واژه‌ی Business است که از ریشه‌ی Busy است و به مشغول بودن اشاره می‌کند. اما به تدریج، مفاهیمی مانند شغل، مشغله، کسب و کار و مانند این‌ها را نیز در خود جای داده است.

Holiday هم مثال دیگری است که ابتدا برای اشاره به روز مقدس و تعطیلی مذهبی از آن استفاده می‌شده و پس از مدتی، با تغییر شکل نگارش و گسترش یافتن معنایی، به یک واژه‌ی کاملاً غیرمذهبی تبدیل شده و برای هر نوع تعطیلی به کار می‌رود.

یک مثال دیگر از گسترش معنایی را هم می‌توانید در معنی کلمه مستغلات ببینید.

مطالب مرتبط در متمم

معنی Flow در روانشناسی چیست؟

اصطلاح Flow را نخستین بار میهای چیک سنت میهایی (یکی از دانشمندان مطرح در زمینه روانشناسی مثبت گرا) به کار برد.

این اصطلاح بعد از او توسط افراد بسیاری از جمله مارتین سلیگمن و کریستوفر پترسون ترویج شد و می‌توان گفت امروزه یکی از چند واژه‌ی کلیدی در روانشناسی مثبت گرا است. در حدی که سلیگمن در کتاب شکوفایی خود، Flow را به عنوان یکی از پنج ستون اصلی روانشناسی مثبت گرا مطرح می‌کند.

چیک سنت میهایی Flow را به عنوان یک وضعیت ذهنی تعریف می‌کند. وضعیتی که در آن، چنان در یک فعالیت فیزیکی یا فکری غرق می‌شویم که گذر زمان را حس نمی‌کنیم. فقط بعد از این‌که به حال عادی بازگشتیم، متوجه می‌شویم که کاملاً در آن لحظه غرق شده بودیم.

هنرمندان، طراحان، پزشکان، نویسندگان و خلاصه هر فردی که یک فعالیت مشخص را با اوج علاقه و درگیری ذهنی انجام می‌دهد، می‌توانند وضعیت فلو (Flow) را تجربه کنند.

اصطلاح غرقگی هم با توجه به همین توضیح انتخاب شده است (البته گاهی در برخی متن‌های فارسی، اصطلاح کلمه‌ی Flow را به تچان ترجمه می‌کنند. اما این ترجمه به علت نامأنوس بودن به عنوان معادل Flow در فارسی جا نیفتاده است).

چیک سنت میهایی معنی Flow و حواشی این مفهوم را در کتاب غرقگی (Flow) به صورت کامل شرح داده است. این کتاب در فارسی با عنوان غرقگی ترجمه شده است.

مطالعه‌ی بیشتر: کتاب غرقگی – روانشناسی تجربه‌ی عمیق لحظات زندگی

توضیح: کلمه‌ی Flow در مکانیک سیالات به شارش ترجمه می‌شود و ارتباطی با فلو شدن به معنای غرقگی ندارد. در برخی متن‌های مدیریت و روانشناسی به اشتباه، از همان ترجمه‌ی شارش برای Flow استفاده شده است.

جی بارنی | نویسنده کتاب مدیریت استراتژیک و مزیت رقابتی

جی بارنی - مبدع بحث مدیریت منابع و اهمیت منابع در استراتژی سازمانجی بارنی (Jay B. Barney) از نام‌های بزرگ معاصر در دنیای استراتژی و مدیریت استراتژیک است.

برای مشخص کردن جایگاه بارنی، مناسب است او را با مایکل پورتر مقایسه کنیم. چون از یک سو، بارنی هم مانند پورتر به مفهوم رقابت در کسب و کار توجه ویژه دارد و یکی از وظایف مهم استراتژی را تعیین راهکارهای رقابتی می‌داند.

از سوی دیگر معتقد است که پورتر بیش از حد بر محیط بیرونی بنگاه های اقتصادی تمرکز کرده و کمتر به وضعیت داخلی آن‌ها پرداخته است.

به همین علت ویژگی اصلی دیدگاه بارنی را می‌توان توجه به منابع سازمانی و نقش مدیریت منابع در استراتژی کسب و کار دانست.

بارنی متولد ۱۹۵۴ است و تحصیلات خود را در رشته‌ی جامعه شناسی انجام داده است. اگر چه امروز تقریباً همه او را به خاطر جایگاهش در حوزه‌ی استراتژی می‌شناسند و چند مدرک دکترای افتخاری هم در حوزه‌ی استراتژی در دانشگاه‌های مختلف جهان دریافت کرده است (+/+).

او عضو هیأت علمی دانشگاه یوتا است و در کنار استراتژی، در زمینه‌ی کارآفرینی اجتماعی نیز مطالعه و تحقیق می‌کند. البته زندگی شغلی بارنی به محیط دانشگاه محدود نیست و به عنوان سخنران به شرکت‌های مختلف در سراسر جهان نیز دعوت می‌شود.

بخش مهمی از شهرت جی بارنی به خاطر مقاله‌ای است که در سال ۱۹۹۱ درباره‌ی اهمیت منابع سازمانی در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار منتشر کرد:

Firm Resources and Sustained Competitive Advantage

البته او تألیفات متعدد دیگری نیز دارد که از میان آن‌ها، کتاب Strategic Management and Competitive Advantage به فارسی نیز ترجمه شده است (با عنوانِ مدیریت استراتژیک و مزیت رقابتی).

[ مطلب مرتبط: منظور از دیدگاه مبتنی بر منابع چیست؟ ]

رزومه‌ی جی بارنی

تعریف بازاریابی اینترنتی چیست؟ معرفی چند کتاب بازاریابی اینترنتی

بازاریابی اینترنتی یا Internet Marketing اصطلاحی است که پس از رواج یافتن اینترنت و توسعه‌ی فناوری اطلاعات، بین بازاریابان و به طور خاص، میان فعالان حوزه‌ی تبلیغات رواج یافت.

[ دانلود فایل PDF بازاریابی اینترنتی چیست ]

کسانی که اصطلاح بازاریابی اینترنتی را به کار می‌بردند، به استفاده از اینترنت و به طور خاص وب، برای تبلیغات، اطلاع‌رسانی و فروش محصولات، اشاره داشتند.

البته به تدریج اصطلاح دیجیتال مارکتینگ جای بازاریابی اینترنتی را گرفت و امروز در جامعه‌‌های تخصصی، از اصطلاح بازاریابی اینترنتی کمتر استفاده می‌شود.

مراجعه به گوگل ترندز هم نشان می‌دهد که طی سال‌های اخیر (از ۲۰۰۴ تا کنون) روند جستجوی کلمه‌ی Digital Marketing (بازاریابی دیجیتال) افزایش داشته و به نظر می‌رسد که سهم جستجوی Internet Marketing را در اختیار گرفته باشد.

تفاوت بازاریابی دیجیتال و بازاریابی اینترنتی

جالب این‌جاست که اغلب کتاب‌های بازاریابی اینترنتی هم قبل از سال‌های ۲۰۱۲ منتشر شده‌اند و در مراجعه به سایت آمازون، تقریباً نمی‌توانید کتاب معتبری بیابید که بعد از سال ۲۰۱۵ با این عنوان منتشر شده باشد.

حتی بسیاری از نویسندگان که نسخه‌های قبلی کتاب‌هایشان با عنوان بازاریابی اینترنتی منتشر می‌شد، در ویرایش‌های جدید، عنوان بازاریابی دیجیتال را انتخاب کرده‌اند. در این گروه نویسندگان، به عنوان نمونه می‌توان به Dave Chaffey و هم‌چنین Jeff Larson اشاره کرد.

تعریف بازاریابی اینترنتی

دیو چافی در مقایسه با سایر نویسندگان، تعریف بازاریابی اینترنتی را به شکل جامع‌تری ارائه می‌دهد. او در سومین ویرایش کتاب خود (که برای آخرین بار اصطلاح بازاریابی اینترنتی را به‌کار برد) این اصطلاح را چنین تعریف کرده است:

بازاریابی اینترنتی یعنی استفاده از تکنولوژی های دیجیتال برای دستیابی به اهداف بازاریابی.

او در ادامه چنین می‌گوید:

وقتی از اصطلاح بازاریابی اینترنتی استفاده می‌کنیم، نگاهی از بیرون به این حوزه داریم. بنابراین صرفاً با نگاهی کلی به این مسئله می‌پردازیم که اینترنت چگونه می‌تواند در کنار رسانه‌های سنتی، به ما کمک کند تا مشتریان جدید به دست آورده و خدمات‌مان را به مشتریان خود ارائه دهیم.

چافی در ادامه اصطلاح e-marketing را با سه کارکرد پیشنهاد می‌کند که به مفهوم بازاریابی دیجیتال که ما امروز می‌شناسیم کمی نزدیک‌تر است:

  • استفاده از اینترنت برای تحقیقات بازاریابی و شناخت بهتر نیازها و خواسته‌های مشتریان
  • توجه به اینترنت به عنوان ابزاری که مشتریان می‌توانند اطلاعات محصولات را به دست آورده و آن‌ها را خریداری کنند
  • استفاده از اینترنت به عنوان ابزاری برای ارتباط با مشتری و تأمین بیش از پیش رضایت مشتریان

توضیح: در حال حاضر ویرایش ششم کتاب چافی با عنوان Digital Marketing (و نه Internet Marketing) به بازار عرضه شده است.

برخی از ابزارهای بازاریابی اینترنتی

تقریباً از نخستین روزهایی که بازاریابی اینترنتی مطرح شد، راه اندازی وبسایت برای معرفی محصولات و کسب و کارها، تبلیغات بنری و نیز فروش آنلاین به عنوان سه ابزار مهم در بازاریابی اینترنتی مورد اشاره قرار گرفتند.

اما به تدریج، ابزارهایی مانند ایمیل مارکتینگ، سئو و حضور در شبکه های اجتماعی هم به زیرمجموعه‌های بازاریابی اینترنتی افزوده شدند.

چه چیزهایی در بازاریابی اینترنتی نادیده گرفته شده بود؟

دورانی که اصطلاح «آموزش بازاریابی اینترنتی» رواج داشت، هنوز موبایل به صورت فراگیر مانند این روزها وجود نداشت. به خاطر همین، مفاهیم موبایل مارکتینگ را کمتر در کتابهای بازاریابی اینترنتی می‌بینیم.

همین مسئله باعث شده که اکثر کتابها و منابع این حوزه، مدام تأکید کنند که مزیت بازاریابی اینترنتی، ارزان بودن و شبانه روزی بودن است و نقطه‌ی ضعفش این‌که به بخش قابل توجهی از بازار دسترسی ندارد.

در حالی که امروزه، دسترسی شبانه روزی و ارزان بودن، بدیهیاتی است که کمتر مورد اشاره قرار می‌گیرد و با وجودی که هنوز هم همه‌ی جمعیت جهان آنلاین نیستند، دسترسی محدود به بازار (حداقل در مقایسه با رسانه‌های انبوه سنتی مثل تلویزیون) چندان قابل طرح و استناد نیست.

علاوه بر نکات فوق، در دهه‌ی قبل، گردآوری و پردازش داده‌ها در مقیاس کوچک و برای کسب و کارهای کوچک و متوسط امکان‌پذیر و اقتصادی نبود. به همین علت، تحلیل رفتار مشتریان، از جمله بحث‌های دیگری است که جایگاه ویژه‌ای در بازاریابی اینترنتی نداشت.

با توجه به طرح بحث سئو و تولید محتوا در کتابهای بازاریابی اینترنتی، نمی‌توانیم بگوییم در آن زمان به بحث محتوا توجه نمی‌شده است. اما می‌توان گفت اصطلاحاتی مانند بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا تقریباً هم‌زمان با رواج اصطلاح دیجیتال مارکتینگ رایج شدند.

آیا بازاریابی آنلاین همان دیجیتال مارکتینگ است؟

اگر بخواهید خیلی دقیق باشید، باید گفت که بازاریابی آنلاین، زیرمجموعه‌ای از دیجیتال مارکتینگ است.

فرض کنید شما یک کلیپ ویدئویی از کسب و کارتان تهیه کرده‌اید و در یک سمینار روی یک فلش مموری در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌دهید. بازاریابی شما کاملاً دیجیتال است، اما آنلاین نیست.

با این حال، چنین مصداق‌هایی آن‌قدر محدود هستند که ایرادی ندارد اگر شما بازاریابی آنلاین و دیجیتال مارکتینگ و اینترنت مارکتینگ را مترادف و هم‌معنی در نظر بگیرید.

چند کتاب بازاریابی اینترنتی که منبع این مطلب بوده‌اند

Internet Marketing, Dave Chaffey & Fiona Chadwick, 3rd Ed.

Internet Marketing Essentials, Larson & Draper

The Internet Marketing Bible, Zeke Camusio

چند کتاب بازاریابی اینترنتی مناسب نیازهای دیجیتال مارکتینگ امروزی

دو کتاب قوانین جدید بازاریابی و روابط عمومی و نیز Ctrl Alt Delete برای شروع کتابهای مناسبی هستند که در دیجیتال مارکتینگ متمم معرفی شده‌اند.

کتاب بازاریابی محتوایی نوشته‌ی جو پولیتزی هم کتاب ارزشمند دیگری در زمینه اینترنت مارکتینگ است. نمی‌توان گفت این کتاب قطعاً بهترین کتاب بازاریابی اینترنتی است؛ اما بی‌تردید یکی از بهترین‌هاست. معرفی مستقل آن را می‌توانید در آدرس زیر بخوانید:

  معرفی جو پولیتزی و کتاب بازاریابی محتوایی او

[ دانلود فایل PDF بازاریابی اینترنتی چیست ]

[ تعریف مارکتینگ ]

آلبر کامو – نویسنده‌ی کتابهای بیگانه، طاعون و عصیانگر

آلبر کامو (Albert Camus) بسیار جوان و در سن ۴۷ سالگی در اثر سانحه‌ی رانندگی درگذشت.

اما این عمر نسبتاً کوتاه، مانع دستیابی به شهرت و اعتبار فراوان برای او نشد. کامو در ۴۴ سالگی جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و طی سال‌های فعالیت ادبی نیز، نامش معمولاً در کنار کسانی مانند ژان پل سارتر و آندره مالرو قرار می‌گرفت.

زندگی نامه آلبر کامو، به عنوان یک فرانسوی-الجزایری متوسط الجزایر، سرشار از داستان‌ها و رویدادهای سیاسی است. اما هویت او بیشتر بر اساس فعالیت‌های ادبی و فسلفی شکل‌گرفته و امروز هم بر همین اساس، شناخته می‌شود.

زندگی نامه آلبر کامو و کتابهای کامو

مقاله‌هایی که به مرور کامو و افکار و زندگی وی پرداخته‌اند، به سرعت برچسب‌های مختلف فکری را برای او به‌کار می‌برند.

از جمله این‌که او را نیهیلیستی می‌نامند که بعدا اگزیستانسیالیست شد؛ یا این‌که کوشید اخلاق اومانیستی را توجیه و توصیف کند.

اما خود کامو علاقه‌ای به این نداشت که با برچسب‌های رایج شناخته شود. او افراد را مهم‌تر از افکار می‌دانست و فکر می‌کرد استفاده از برچسب‌ها باعث می‌شود که افکار و ایده‌های شخصی‌اش، زیر سایه‌ی نام‌ مکاتب و پیش‌فرض‌هایی که درباره‌ی آن‌ها وجود دارد گم شود.

بنابراین شاید مناسب‌تر باشد به جای کاموی نیهیلیست یا کاموی اگزیستانسیالیست و صفاتی مانند این‌ها، از اصطلاحاتی نظیر کاموی جوان، کاموی میان‌سال و کامو در سال‌های پایانی زندگی استفاده کنیم.

این کار، یک مزیت دیگر هم دارد. کامو با وجودی که در بسیاری از نوشته‌های خود (به طور خاص، مقالاتش) به بیان دیدگاه‌های فلسفی پرداخته است، هرگز به سبک رایج فیلسوفان، به طرح مسائل فلسفی و تحلیل چارچوب‌دار آن‌ها نپرداخته و از این منظر، مناسب‌تر است همه‌ی آن‌ نوشته‌ها و تحلیل‌ها را به خود او، و نه یک مکتب خاص فکری نسبت دهیم.

کتابهای آلبر کامو

اگر به خواندن رمان های آلبر کامو و آشنایی با ادبیات او علاقه‌مند باشید، مناسب است این کار را با خواندن کتاب بیگانه آغاز کرده و با کتاب طاعون و سقوط ادامه دهید.

اما اگر می‌خواهید دیدگاه‌های فلسفی او را بشناسید، افسانه سیزیف و عصیانگر گزینه‌های مناسب‌تری هستند. افسانه سیزیف همان نوشته‌ای است که واژه‌ی آبزورد در ادبیات و اندیشه‌ی قرن بیستم، جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.

آبزورد را گاهی به هیچ یا پوچ ترجمه می‌کنند. اما مناسب‌تر است آبزورد را در ادبیات کامو به عنوان یک وضعیت در نظر بگیریم: وضعیت تنش و تعارض میان موجودی خودآگاه که از وجود خود آگاهی دارد در بستر هستی که به شکلی ناخودآگاه و بدون معنای مشخص، به پیش می‌رود.

افسانه سیزیف همان بحثی را زنده می‌کند که کامو بارها به شکل‌های مختلف مطرح کرده است: آیا اگر با تمام وجود به پوچ بودن زندگی رسیده‌ایم، باید هم‌چنان به آن ادامه دهیم؟ یا درست آن است که بازی را به شکلی خودخواسته ترک کنیم؟

سیزیف کامو در کنار عصیانگر او معنا پیدا می‌کند. عصیانگر، هما‌ن‌گونه که از نامش پیداست، راهکار نهایی کامو برای رویارویی با وضعیت آبزورد است: انسان عصیانگر، تسلیم وضعیت موجود نمی‌شود و بر علیه آن‌چه به او تحمیل شده عصیان می‌کند.

مفهوم عصیان یا طغیان در ادبیات کامو، بیشتر به ماهیت انسان بازمی‌گردد و معنای سیاسی ندارد.

کامو در دوران حیات خود و پس از آن، بر روی متفکران و نویسندگان بسیاری در سراسر جهان تأثیر گذاشت و دکتر علی شریعتی، از جمله کسانی است که در ایران، به او توجه ویژه‌ داشته است. عبارت من عصیان می‌کنم پس هستم، تعبیری است که شریعتی به عنوان شعار تک‌جمله‌ای کامو – البته با نگاهی منتقدانه نسبت به او – بارها در نوشته‌ها و گفتار خود مطرح کرده است.

خرید کتاب های آلبر کامو

کتابهای آلبر کامو را افراد بسیاری ترجمه کرده و ناشران گوناگونی نیز منتشر کرده‌اند.

با این حال، سه انتشارات نیلوفر و جامی و مرکز در این زمینه پرکارتر بوده‌اند و عناوین بیشتری را از کامو منتشر کرده‌اند.

فهرست نسبتاً کاملی از کتابهای آلبر کامو به همراه نام ناشر و مترجم هم برای شما در نظر گرفته‌ایم که امیدواریم مفید باشد.

[ مطلب پیشنهادی: افسانه سیزیف – بی‌انگیزگی ناشی از انجام کارهای پوچ ]

ایدئولوژی چیست

ایدئولوژی (به انگلیسی: Ideology) از جمله اصطلاحات و واژه‌هایی است که در طول زمان، مفهوم و بار معنایی آن دچار دگرگونی‌های فراوانی شده است.

هنوز هم توافق قابل‌ملاحظه‌ای روی معنا و مفهوم ایدئولوژی وجود ندارد و متفکران و نویسندگان مختلف، تعاریف متفاوتی را برای این واژه در نظر می‌گیرند.

معنی ساده ایدئولوژی

می‌توان گفت ساده‌ترین معنای ایدئولوژی همان چیزی است که از ترکیب دو واژه‌ی idea (ایده و فکر) و logos (سیستم و مجموعه) به ذهن می‌رسد: سیستمی از ایده‌ها و افکار.

برخلاف معنایی که این روزها از واژه‌هایی مانند ایدئولوژی و مکتب در ذهن ماست، برای نخستین بار استفاده از واژه‌ی ایدئولوژی توسط ماتریالیست‌هایی مانند دو تراسی (Antoine Destutt de Tracy) در عصر روشنگری رواج یافته است (+).

ایدئولوژیست هم، از واژه‌های همان دوران است و به کسانی اشاره می‌کند که ایده‌پرداز و نظریه‌پرداز بودند و نسبت به بسیاری از علوم گذشته – که بر فرضِ ماهیتِ متافیزیکی انسان استوار بود – نقدهای جدی داشتند.

ایدئولوژیست‌ها که خود را متخصص بررسی افکار و ایده‌ها می‌دانستند و ضمناً معتقد بودند ایده‌ها، حاصل دریافت‌های فیزیکی انسان است، تقریباً هر بحث متافیزیکی را تحت عنوان اوهام و تعصبات طبقه‌بندی می‌کردند (جالب است که امروز، این تعصب است که معمولاً برچسب ایدئولوژی می‌خورد و از همین مسئله، می‌توان تحول معنای این واژه را به خوبی درک کرد).

بررسی فراز و فرود رابطه‌ی ناپلئون با ایدئولوژیست‌ها، یکی از موضوعات جذاب و آموزنده در آن مقطع تاریخی است.

ایدئولوژی به عنوان یک اصطلاح سیاسی

امروز ایدئولوژی نسبت چندانی با آن کاربرد اولیه ندارد و آن‌چه ما از واژه‌ی ایدئولوژی می‌شناسیم، بیشتر به مفهومی که کارل مارکس از آن مد نظر داشت نزدیک است.

مارکس تعریف دقیقی از واژه‌ی ایدئولوژی نداشت و ایدئولوژی را به معنای عام و با بارِ معنایی منفی به‌کار می‌برد. او وقتی از ایدئولوژی و ایدئولوژیست‌ها حرف می‌زد، معمولاً به مخالفان فکری و تفکرهای سیاسی رقیب خود اشاره داشت.

مارکس ایدئولوژی را با آگاهی دروغین و غیرواقعی، مترادف می‌دانست و حرف‌ها و دیدگاه‌های خود و هم‌فکرانش را حقیقت و آگاهی راستین در نظر می‌گرفت.

حتماً برایش جالب خواهد بود اگر بداند امروز، به عنوان یکی از نخستین مثال‌های ایدئولوژی در دنیا، به سراغ او و پیروانش می‌روند.

تعریف ایدئولوژی

تعریفی که مایکل فریدن (Michael Freeden) در دائره‌المعارف فلسفه‌ی روتلج ارائه کرده را می‌توان به عنوان تعریفی نسبتاً ساده از مفهوم ایدئولوژی در نظر گرفت:

«ایدئولوژی مجموعه‌ای آگاهانه یا ناآگاهانه از افکار، باورها و نگرش‌هاست که برداشت‌ها و سوءبرداشت‌های ما را از جهان سیاسی و اجتماعی شکل می‌دهد. ایدئولوژی بر روی قضاوت‌ها، رفتارها، تصمیم‌ها و توصیه‌ها تأثیر می‌گذارد.»

مترادف ایدئولوژی در فارسی

در ویکی پدیای فارسی به نقل از فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان به این نکته اشاره شده که ایدئولوژی و مرام را می‌توان مترادف در نظر گرفت. با این حال، با توجه به توضیحات و تعریف‌هایی که در بالا ذکر شد، به نظر می‌رسد برابر فرض کردن این دو واژه، دقیق نباشد.

داریوش آشوری نیز در کتاب فرهنگ علوم انسانی خود ترجیح داده است همان واژه‌ی ایدئولوژی را به عنوان معادل کلمه‌ی Ideology در نظر بگیرد.

 

مطالعه‌ی بیشتر (فایل PDF برای دانلود)

Ideology in Political Communication, Teun Dijk