سورئالیسم یا فراواقع گرایی چیست؟ (در ۲۴۶ کلمه)
۲۰ اسفند, ۱۳۹۹    |  معنی اصطلاحات, واژه نامهاگر چه سورئالیسم را به فراواقع گرایی ترجمه میکنند، اما شاید عبارت واقعیتِ واقعیتر توصیف بهتری برای این مکتب باشد.
سورئالیسم مدعی نیست که میخواهد از مرزهای واقعیت بگذرد، بلکه معتقد است که عموم انسانها بخش خیلی کوچکی از سرزمین واقعیت را در نوردیدهاند.
مکتب سورئالیسم را از فرزندان مکتب دادائیسم میدانند.
جدی نگرفتن مرزها و چارچوبهای رسمی و قواعد پذیرفته شده توسط دادائیسم، در مکاتب متعددی نفوذ و رسوخ کرد که از جمله آنها میتوان به مکتب سورئالیسم اشاره کرد.
با وجودی که تفکر سورئال را نمیتوان به صورت شفاف و قطعی از دادائیسم تفکیک کرد، اما تولد رسمی سورئالیسم را با مانیفست سورئالیسم که در سال ۱۹۲۴ توسط نویسندهی فرانسوی آندره برتون منتشر شد مقارن میگیرند.

سورئالیسم پایههای فکری خود را بر تفکر زیگموند فروید قرار داد.
سورئالیستها بر این باور بودند که رویاها و ناخودآگاه و سایر بحثهایی که فروید مطرح میکند میتواند دریچهای به خودِ واقعیترِ انسان باشد. انسانی که اسیر زنجیر عقل و منطق نیست.
توجه به رویاها، احساسات لحظهای، عبور از مرزهای پذیرفته شدهی باور و فرهنگ عامه، شگفتی آفرینی، حذف نکردن و پنهان نکردن احساسات و شکستن مرز ممکن و ناممکن، از ویژگیهای مکتب سورئالیسم محسوب میشود.
سورئالیسم در ادبیات، فیلمسازی، نقاشی و عکاسی و سایر جنبههای فرهنگی و هنری، علاقمندان خود را پیدا کرده است.
پابلو پیکاسو و هنری مور، از جمله سورئالیستهای مطرح محسوب میشوند.
پیشنهاد میکنیم عکسهای سورئال اریک یوهانسون و کارهای جوزپه آرچیمبولدو را هم ببینید.
مطالعه بیشتر: Dada, Surrealism, and their heritage
معنی Nerd چیست؟ نرد کیست؟
۲۰ اسفند, ۱۳۹۹    |  واژه نامهاگر اهل مطالعه در زمینه تکنولوژی، وب و اینترنت و فناوری اطلاعات باشید، احتمالاً کلمه Nerd به چشم شما خورده است.
این کلمه از حدود سالهای ۱۹۵۰ به واسطهی کتابی از دکتر سوس (Seuss) رایج شد.
اما Nerd امروز چنان در ادبیات نسل جدید زبان انگلیسی رایج شده است که بسیاری از زبانهای دیگر (از جمله فارسی) هم وادار شدهاند به معنی Nerd و انتخاب جایگزین و معادلی برای آن فکر کنند.
اگر چه امروز بسیاری از نشریات ایرانی به جای ترجمه واژه انگلیسی Nerd مستقیماً کلمه نرد را در فارسی به کار میبرند، اما برخی از منابع هم ترجیح دادهاند از واژههای محاورهای مانند خوره به جای آن استفاده کنند (شاید شما هم در گفتگوهای خود، اصطلاحاتی مانند خورهی کتاب یا خورهی تکنولوژی را به کار برده باشید).
اگر علاقمند باشید توضیحات خیلی دقیقی در مورد واژه Nerd بخوانید، شاید مقاله Verge در مورد نردها برای شما جذاب باشد.
اما به صورت خلاصه، میتوان واژه نرد (Nerd) را به صورت زیر تعریف کرد:
- فردی که به یک حوزهی تخصصی علاقمند است (معمولاً تکنولوژی، برنامه نویسی، مطالعه، ریاضی یا علومی که برای عموم انسانها چندان جذاب نیست).
- این حوزه را نه فقط به خاطر پول، بلکه برای لذت شخصی دنبال میکند و برای آن وقت بسیاری صرف میکند.
- مطالعه و وقتگذرانی برای آن حوزه را به تعامل با مردم و ارتباط با آنها و وقتگذرانیهای اجتماعی ترجیح میدهد.
در نخستین کاربردها، لغت نِرد دارای بار معنایی منفی بود.
اما بعد از موفقیتهای بزرگ سیلیکون ولی در حوزه تکنولوژی، این واژه با بار معنایی خنثی و عموماً مثبت هم به کار میرود.
بار معنایی یعنی چه؟
۱۷ اسفند, ۱۳۹۹    |  واژه نامهبار معنایی برای یک کلمه تعریف میشود و به این معناست که آن کلمه، در فضایی که گفته یا شنیده یا خوانده میشود، چه تداعی های فرهنگی و نیز چه تداعی های احساسی را ایجاد میکند.
اگر از مطالعات دقیق زبانشناسی بگذریم، در ادبیات روزمره و گفتگوهای درسی و دانشگاهی، همین که بار معنایی کلمات را به سه دستهی مثبت و خنثی و منفی تقسیم کنیم، کافی است.
به عنوان مثال، بار معنایی واژهی زیرک در مقایسه با واژهی زرنگ برای بسیاری از فارسی زبانان، مثبتتر است.
و یا، واژهی کُند دارای بار معنایی منفی است. در حالی که واژهی آرام، دارای بار معنایی مثبت است.
معادل بار معنایی در زبان انگلیسی
در زبان انگلیسی برای مفهوم بار معنایی، از واژهی Connotation استفاده میکنند. این واژه در مقابل Denotation قرار میگیرد.
Denotation به معنای صریح و ساده و ظاهری کلمه اشاره دارد و Connotation به این مسئله اشاره میکند که چه مفاهیم و احساسات و حاشیههای دیگری با آن کلمه منتقل میشود.
دیکشنری انگلیسی به انگلیسی لانگمن برای اندروید
۱۶ اسفند, ۱۳۹۹    |  معرفی نرم افزار و سواد دیجیتالدیکشنری انگلیسی به انگلیسی لانگمن
دیکشنری انگلیسی به انگلیسی لانگمن یکی از دیکشنری های محبوب برای یادگیری زبان انگلیسی و مطالعه کتابها و نوشته های انگلیسی است.
در اینجا نسخه دیجیتال دیکشنری انگلیسی به انگلیسی لانگمن را برای دانلود و استفاده در گوشی های هوشمند و ابزارهای مجهز به سیستم عامل اندروید قرار دادهایم.
فایل apk دیکشنری انگلیسی به انگلیسی لانگمن (اندروید)
حجم فایل: حدود ۲۴ مگابایت
توضیح: دیکشنری انگلیسی به انگلیسی فوق، آفلاین است و بدون اتصال به اینترنت هم قابل استفاده میباشد. ضمناً هر دو تلفظ آمریکایی و انگلیسی در آن لحاظ شده است.
ضمناً پیشنهاد ما این است که اگر قصد تمرین نوشتن به زبان انگلیسی را هم دارید، در کنار استفاده از دیکشنری، از سرویسهای اصلاح گرامر جملات هم استفاده کنید. خوشبختانه بسیاری از این سرویسها رایگان هستند و اصلاحاتی هم که پیشنهاد میکنند، اغلب هوشمندانه و مفید است:
فهرست برخی از سرویسهای اصلاح گرامر جملات انگلیسی
سایر لینکها و مطالب مرتبط با زبان انگلیسی
تجربه هایی برای یادگیری زبان انگلیسی
دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی با تلفظ برای اندروید
مجله روانشناسی امروز (Psychology Today)
۱۶ اسفند, ۱۳۹۹    |  معرفی مجلاتمجله روانشناسی امروز یا Psychology Today یک مجلهی قدیمی و شناختهشده در حوزهی روانشناسی است که هر دو ماه یکبار منتشر میشود. روانشناسی امروز از سال ۱۹۶۷ تأسیس شده و بیش از نیم قرن قدمت دارد.
این مجله با در طول عمر خود بستری برای انتشار برخی از مقالههای کلاسیک روانشناسی بوده و کسانی مثل مارتین سلیگمن، آبراهام مزلو و پیتر دراکر برای آن مقاله نوشتهاند. همین ویژگی باعث شده است که با وجودی که روانشناسی امروز یک مجلهی Peer-reviewed نیست و ساختار ویراستاری ژورنالهای علمی را ندارد، همچنان مورد توجه جامعهی روانشناسان و علاقهمندان به روانشناسی قرار بگیرد.
البته بسیاری از ما روانشناسی امروز را با سایت آن – و نه مجلهاش – میشناسیم (Psychology Today).
سایت Psychology Today ضمن معرفی و فروش مجلات، به انتشار مقالههای اختصاصی در حوزهی روانشناسی هم میپردازد. در واقع شما در سایت میتوانید برخی از مقالاتی را که در مجله منتشر شدهاند و نیز تعداد بسیار زیادی از مقالاتی را که در مجله نمیآیند ببینید و بخوانید.
شخصیت شناسی، انگیزش، پرورش کودکان، هوش هیجانی، رهبری، رابطه عاطفی، اضطراب و اعتیاد از جمله موضوعاتی هستند که مکرراً در این نشریه مورد بحث قرار میگیرند.
همانطور که گفته شد، نشریه روانشناسی امروز (چه مجله و چه سایت) به علت ساختار ویراستاری و الگوی انتخاب مقالات، در ردهی ژورنالهای رسمی قرار نمیگیرد. اما به علت سختگیری نسبی که در انتخاب نویسندگانش به کار میگیرد و هر کسی را – صرفاً به خاطر پرداخت پول – به عنوان نویسنده نمیپذیرد، از اعتبار نسبتاً بالایی برخوردار است و انجمنهای رسمی روانشناسی در آمریکا هم به شکلهای مختلف از آن حمایت میکنند.
روشهای درآمدزایی متعددی هم برای سایت وجود دارد. از جمله پروموت کردن روانشناسان و رواندرمانگرها به واسطهی مقالاتی که در آن منتشر میکنند و یا بازنشر مقالات از وبلاگها و سایتهای تخصصی پزشکی و روانشناسان و البته یک دایرکتوری بزرگ از مشاوران روانشناسی در بیست کشور مختلف (در همهی سایت میتوانید بخش «جستجوی روانشناس» را ببینید و با اعلام آدرس یا کد پستی خود، فهرستی از روانشناسانی را که در حوالی شما کار میکنند پیدا کنید).
اگر به استراتژی محتوا، تولید محتوا و روشهای کسب درآمد از محتوا علاقهمند باشید، نشریه روانشناسی امروز میتواند یک الگوی آموزنده و الهامبخش باشد. به این علت که ضمن ترکیب هوشمندانه رسانههای فیزیکی و آنلاین، ایدههای متنوعی را برای کسب درآمد به خدمت گرفته است.

ارشمیدس | مروری بر زندگینامه و فعالیتهای او
۳ اسفند, ۱۳۹۹    |  دانشمندانارشمیدس (به انگلیسی: Archimedes) را یکی از بزرگترین دانشمندان یونان باستان میدانند. او آنقدر در ریاضیات و مکانیک دستاورد و اختراع داشته که بسیاری معتقدند جایگاهش را میتوان با کسی مانند نیوتن مقایسه کرد.
ارزش کار ارشمیدس را وقتی بهتر درک میکنیم که به خاطر داشته باشیم او حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح زندگی میکرده است (از ۲۷۳ قبل از میلاد تا حدود ۲۱۱ یا ۲۱۲ قبل از میلاد).
ارشمیدس در سیراکوز (Syracuse) متولد شد و عمر خود را تقریباً در همانجا گذراند. سیراکوز (امروزه: سیراکوزا) در غرب سیسیل قرار دارد و امروز متعلق به ایتالیاست (قلمرو یونان در آن دوران با آنچه ما امروز از یونان میشناسیم متفاوت بوده است):

ممکن است از خود بپرسید که آیا موقعیت جغرافیایی این جزیره تا این حد مهم است که باید حتی در یک زندگینامه مختصر از ارشمیدس هم بر آن تأکید شود؟
پاسخ این است که ارشمیدس با حملهی رومیان و فتح این جزیره کشته شده است. بنابراین سرنوشتش با موقعیت جغرافیایی محل زندگیاش پیوند داشته است.
قانون ارشمیدس و جملهی معروف یافتم یافتم
برای بسیاری از ما ارشمیدس با جملهی معروف یافتم یافتم (اورکا! اورکا!) تداعی میشود:
Eureka! Eureka!
گفته میشود که او زمانی که در حمام بوده، رابطهی میان وزن اجسام در آب و حجم آنها در ذهنش تداعی شده و با این فریاد بیرون دویده است؛ قانونی که ما امروزه آن را به اسم قانون ارشمیدس میشناسیم (اینکه در هر سیال به یک جسم مشخص، نیروی شناوری به اندازهی حجم جابجاشده از سیال توسط آن جسم، رو به بالا وارد میشود. همان چیزی که باعث میشود ما در آب، خود را سبکتر حس کنیم).

ارشمیدس – کاری از جوزپه د ریبرا
با وجودی که قانون ارشمیدس بسیار مهم است و کشف این قانون در آن دوران، خارقالعاده محسوب میشود، اما نباید زندگی ارشمیدس و دستاوردهایش را به همین یک قانون محدود بدانیم.
شرمن استاین (Sherman Stein) در این زمینه، ایدهی جالبی را بهکار برده و عنوان کتاب خود درباره ارشمیدس را چنین انتخاب کرده است: ارشمیدس غیر از فریاد یافتم یافتم چه کارهای دیگری انجام داده است؟ (+).
اختراعات ارشمیدس
ظاهراً ارشمیدس اختراعات فراوانی انجام داده و حتی در جنگی که با رومیها بوده، اختراعات نظامی داشته است. از جملهی این اختراعات میتوان به آینههای بزرگی اشاره کرد که با آنها روی کشتی دشمن نور میانداختهاند (برخی میگویند هدف او، آتش زدن کشتیها با تمرکز نور روی آنها بوده و برخی دیگر، معتقدند که هدف، مختل کردن دید سرنشینان کشتی بوده است).
همچنین گیرههای بزرگی ساخته بوده که با آنها کشتیهای دشمن را در نزدیکی ساحل میگرفتند و واژگون میکردند.
اختراعات بسیار دیگری هم به او نسبت داده شده؛ اما تشخیص اینکه کدامیک واقعاً توسط او ساخته شده، چندان ساده نیست. اما همینکه تعداد قابل توجهی از اختراعات خلاقانهی مکانیکی آن دوران به او نسبت داده شده، نشان میدهد که چه جایگاهی در ذهن مردم داشته است.
مرگ و قبر ارشمیدس
میدانیم که یک سرباز رومی ارشمیدس را کشته و گفته میشود که آخرین جملهی او به سرباز noli … istum disturbare بوده است (مواظب باش. خرابش نکنی).
مطمئن نیستیم که این «خراب نکردن» به چه چیزی اشاره داشته؛ اما غالب مورخین این روایت را ترجیح میدهند که او روی ماسهها، دایرههایی کشیده بوده و در حال مسئلهی هندسه بوده و وقتی سرباز بالای سرش رسیده، بیش از آنکه نگران جانش باشد، دغدغهی خراب شدن مسئلهاش را داشته است (به خاطر همین در انگلیسی جملهی او را Don’t disturb my circles ترجمه میکنند. در حالی که در جملهی اصلی کلمهی دایره وجود ندارد).
به هر حال در عشق او به کارش و حل مسئلهها تردیدی وجود ندارد. یکی از کشفیات او این است که حجم یک کُره، با دو سوم حجم استوانهای که بر آن محیط میشود برابر است و آنقدر چنین کشفی برایش لذتبخش بوده که گفته بوده روی سنگ قبرش، کرهای را بکشند که داخل یک استوانه محاط شده است.
محلی که امروز به مدفن او منسوب است، ظاهراً ارتباطی با قبر واقعی او ندارد. اما در حرفهای سیسرو آمده است که او هنگام سر زدن به گورستان سیراکوز (یک قرن و نیم پس از ارشمیدس) سنگ قبری را دیده که رویش استوانه و کُره بوده و فهمیده که آنجا قبر ارشمیدس است (+/+).
تعریف خلاقیت چیست
۲ اسفند, ۱۳۹۹    |  واژه نامهتعریف خلاقیت (به انگلیسی: Creativity) یکی از موضوعات مهم و کلیدی در بسیاری از مقاله های تحقیقاتی درباره خلاقیت است.
به این معنا که با وجود انتشار مطالعات و مقالات و کتابهای متنوع درباره خلاقیت، همچنان اصل ماجرا یعنی مفهوم خلاقیت چندان شفاف و مشخص نیست؛ یا میتوان گفت: اتفاق نظر بر روی تعریف خلاقیت وجود ندارد.
چالش: مقاله خلاقیت بدون تعریف دقیق خلاقیت
یکی از مشکلات موجود در تعریف خلاقیت این است که بسیاری از محققان، بدون تعریف این واژه از آن استفاده کرده و بر روی خلاقیت، مطالعه کردهاند.
پلاکر و بگتو در تحقیق خود در سال ۲۰۰۴ چنین گزارش دادند که از ۹۰ مقاله درباره خلاقیت که آنها انتخاب کردهاند و کلمه خلاقیت در عنوان مقاله بوده، تنها ۳۸٪ مقالهها تعریفی از خلاقیت ارائه کردهاند (مقاله منبع).
به عبارت دیگر میتوان گفت ۶۲٪ از ۹۰ مقاله معتبر علمی دانشگاهی درباره خلاقیت، بدون مفهوم پردازی دقیق، دربارهی این مفهوم مطالعه و تحقیق کردهاند.
حتی تعریف خلاقیت تورنس یا Torrance Tests of Creative Thinking (مخفف: TTCT) هم از این نقد در امان نیستند. ابعاد خلاقیت تورنس در حالی که دهها زبان در جهان ترجمه شدند که او، واریته و تغییر این ابعاد را در گروههای مختلف نسنجیده بود.
تعریف استاندارد خلاقیت
تعریف استاندارد خلاقیت را با بهترین تعریف خلاقیت اشتباه نگیرید. اتفاقاً این تعریف، صرفاً به خاطر اینکه قدیمی ترین تعریف خلاقیت بوده، مورد توجه قرار گرفته است.
اما به هر حال، میتوان با اطمینان گفت اگر در یک مقاله تحقیقاتی، تعریف خلاقیت را از این نقطه شروع کنید، کسی نمیتواند از شما ایرادی بگیرد (شاید به همین علت، این تعریف با وجود ناقص و مبهم بودن، استاندارد شده است).
در تعریف استاندارد خلاقیت، دو مولفه مورد توجه قرار میگیرند:
- اصیل بودن یا نو بودن (Originalty / Novelty)
- اثربخش بودن یا مفید بودن ( Effectiveness / Utility / Usefulness)
ممکن است در مقالههای مختلف، واژههای متفاوتی ببینید. اما به هر حال، در شکل کلاسیک، مفهوم خلاقیت – مستقل از واژهها در دو بُعدِ نو بودن و اثربخشی خلاصه میشود.
طی دو دههی اخیر در فضای کسب و کار، برای اشاره به بعد دوم خلاقیت، از تعبیرِ ارزش (Value) نیز استفاده میشود. به عبارت دیگر، میگویند خلاقیت، کاری تازه یا نوآورانه است که ارزش (به معنای اقتصادی آن) نیز ایجاد کند.
[ مطلب مرتبط: تعریف ارزش ]
نقد تعریف خلاقیت در شکل استاندارد
مولفهی نو بودن را به سادگی نمیتوان سنجید. این یکی از ضعفهای تعریف است.
اما از آن مهمتر این است که اثربخشی یا مفید بودن کاملاً تابع قضاوت دیگران است. اگر گروه مرجع مشخص نباشد (که چنین کاری تقریباً غیرممکن است) معیاری وجود ندارد که بر اساس آن، مفید بودن را بسنجیم (در بسیاری از حوزههای خارج از فضای کسب و کار، ارزش اقتصادی هم بیمعنا میشود. مثلاً نمیتوانیم مفید بودن یک اثر هنری را بر اساس قیمتی که در حراجیها معامله میشود بسنجیم).
ابعاد خلاقیت در مدل کافمن – بگتو (چهار بعد خلاقیت)
اگر بخواهید یکی از پذیرفتهشدهترین تعریف های خلاقیت را مورد استفاده و استناد قرار دهید، یکی از بهترین گزینهها، ابعاد چهارگانه خلاقیت در مدل کافمن و بگتو است.
آنها چهار بعد خلاقیت را با چهار نوع C (حرف اول Creativity) نشان میدهند:
- Big C: خلاقیتهایی که برای نژاد انسان به کلی تازه است و تا حد زیادی به مفهوم نبوغ نزدیک است.
- Little C: خلاقیت در حل مسئله های روزمره
- Mini C: خلاقیت در یادگیری و تطبیق آموختهها با دانستههای قبلی
- Pro C: خلاقیت حرفهای (در محیط کار)
مطلب مرتبط در متمم
هوش مدیریتی چیست؟ آیا تست هوش مدیریتی وجود دارد؟
۲ اسفند, ۱۳۹۹    |  واژه نامههوش مدیریتی یکی از اصطلاحاتی است که طی سالهای اخیر رواج پیدا کرده و نهتنها آزمونهایی به عنوان تست هوش مدیریتی برگزار میشوند، بلکه مچموعهای از کلاسها و دورههای آموزشی هم برای پرورش هوش مدیریتی تشکیل شدهاند و تبلیغ میشوند.
به همین علت ممکن است این سوال برایتان پیش آمده باشد که آیا چیزی به اسم هوش مدیریتی وجود دارد و اگر وجود دارد، تعریف هوش مدیریتی چیست؟
در پاسخ به این سوال باید گفت هوش مدیریتی یا Managerial Intelligence در ادبیات مدیریت و روانشناسی به کار رفته و وجود دارد. این اصطلاح را برای نخستین بار رابرت استرنبرگ (Robert Sternberg) مطرح کرد. همان کسی که معمولاً او را با مثلث عشق یا مثلث استرنبرگ میشناسیم.
استرنبرگ در سال ۱۹۹۷ مقالهای با عنوان Managerial Intelligence منتشر کرد و در آن توضیح داد چیزی که به نام IQ یا بهره هوشی میشناسیم، برای سنجش تواناییهای مدیریتی کافی نیست.
استرنبرگ معتقد بود که بهره هوشی در بهترین حالت، توانایی تحلیلی انسانها را میسنجد. به این معنا که مثلاً آیا میتوانند اطلاعات و اعداد و ارقام را با هم ترکیب کرده یا با یکدیگر مقایسه کنند و نتیجههای تازهای از آن استخراج کنند؟
او توضیح داد که توانایی تحلیلی قطعاً میتواند یکی از مولفه های هوش مدیریتی باشد. اما هوش مدیریتی باید مولفههای دیگری را هم شامل شود.
پیشنهاد استرنبرگ این بود که هوش عملی یا Practical Intelligence هم به عنوان یکی از زیرمجموعههای هوش مدیریتی مورد توجه قرار بگیرد. به عنوان یک نمونه از هوش عملی، به این فکر کنید که بعضی از انسانها در محیط کار، به سرعت روابط پنهان و قوانین نانوشته را کشف میکنند.
یعنی متوجه میشوند قدرت در اختیار چه کسانی است و چه افرادی تصمیمگیر و چه کسانی تصمیم ساز هستند. همچنین درک میکنند که چه اصول و چارچوبهایی – حتی با وجودی که هیچجا اشارهای به آنها نشده – باید رعایت شود.
استرنبرگ در کنار هوش عملی به هوش خلاق یا Creative Intelligence هم اشاره میکند و توضیح میدهد که خلاقیت به معنای آمادگی و توانایی ذهنی برای شکستن رویههای جاری و عادتها و فکر کردن فراتر از چارچوبهای متعارف هم یکی از مولفه های هوش مدیریتی است.
بنابراین هوش مدیریتی از نظر استرنبرگ ترکیبی از سه هوش زیر است:
- هوش تحلیلی
- هوش عملی (یا هوش کاربردی)
- هوش خلاق
طی چند دهه که از حرفهای اشترنبرگ درباره هوش مدیریتی گذشته است، باید بگوییم که تعریف او چندان فراگیر نشد و اصطلاح هوش مدیریتی در ادبیات دانشگاهی و مقالات، چندان رواج پیدا نکرد. البته توضیحاتی که دربارهی خلاقیت و هوش خلاق ارائه کرد و مقالاتی که در این باره نوشت، به شکل مستقل (و نه به عنوان زیرمجموعهی هوش مدیریتی) بسیار مورد توجه قرار گرفت.
بنابراین آنچه طی سالهای اخیر به عنوان هوش مدیریتی میشنویم و میبینیم و هر کس به صلاحدید خود، موضوعاتی مانند مدیریت استرس و هوش هیجانی و مهارت ارتباطی و مهارت حل مسئله را در آن میگنجاند، اگر چه میتواند مفید و کاربردی باشد، اما یک اصطلاح دقیق و تعریفشدهی علمی نیست و بیشتر کاربرد تجاری دارد.
اگر به هوش مدیریتی علاقهمند هستید، ممکن است مطالعهی درس رفتار سیاسی و هوش سیاسی در متمم هم برای شما مفید و جذاب باشد.
ویرایش چیست؟ ویراستار کیست؟
۱۱ تیر, ۱۳۹۹    |  واژه نامهويرايش یعنی تغییر و تصحیح و گاهی مقابله با متن اصلی.
ویراستار فردی است خلاق، پژوهشگر، و طالب تغییر و تحول مثبت و از هر ابزاری برای تحقق رسالت خویش به بهترین نحو استفاده میکند.
ویراستار فردی است در خدمت خواننده و تبحر و دقتش میزان خدمت او به خواننده در تسهیل مطالعه و درک اثر را تعیین میکند.
نه ویراستاری یک استعداد فطری است و نه کار ویراستار بیقانون.
ویراستاری در مرز میان علم و مهارت قرار دارد و مثل علم و مهارت آموختنی است.
ویراستار بد ویراستاری است که در متن زیاد دخل و تصرف کند و در سبک نویسنده دست ببرد. ویرایش اصولی دارد که ویراستار باید آنها را رعایت کند.
باید حد ویرایش را رعایت کرد و تصرفاتی را که ضروری و قابل دفاع نیست انجام نداد.
هر کاری که ویراستار میکند باید قابل دفاع باشد.
ویراستار بد کسی است که فکر کند لطفی در حق صاحب اثر میکند؛ در حالی که ویراستار باید مدافع صاحب اثر باشد.
عملیات گیره کاغذ
۲ مهر, ۱۳۹۸    |  تاریخچه هاعملیات گیره کاغذ یا Paperclip Operation نامی است که بر روی یکی از چالش برانگیزترین تصمیمهای ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم گذاشته شده است.
پس از پایان جنگ جهانی دوم (در سال ۱۹۴۵) آمریکا و شوروی میدانستند که بخش بزرگی از دانش و فناوری دوران جنگ در نیروهای متخصص آلمانی باقی مانده است و سوال این بود که این غنیمت جنگی در اختیار چه کسانی قرار خواهد گرفت.
کشورهای آمریکا و انگلیس، کمیتههایی را در نظر گرفته بودند تا در بازماندههای جنگ، به دنبال انسانها، ابزارها، تکنولوژیها و دانشی باشند که میتوانست به توسعهی آنها پس از پایان جنگ کمک کند.
در آن مقطع زمانی ارشدترین کمیتهی اطلاعاتی-نظامی آمریکا JIOA (یا Joint Intelligence Objectives Agency) نام داشت که دقیقاً در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد و به مدت ۱۷ سال، مدیریت طیف گستردهای از عملیات اطلاعاتی – نظامی دوران جنگ سرد را در اختیار داشت. این کمیته که از ترکیب کارشناسان اطلاعاتی واحدهای مختلف ارتش آمریکا تشکیل شده بود، اختیارات گستردهای داشت و بسیاری از تصمیمهای پیچیده و استراتژیک پس از جنگ توسط آن یا با مشورت آن اتخاذ شد.
یکی از تصمیمهای این کمیته، جذب دانشمندان آلمانی به آمریکا بود تا دانش و تخصص آنها در اختیار دولت و ارتش آمریکا قرار بگیرد. چنین تصمیمی، نه تنها میتوانست کمکی مهم در راستای توسعه قدرت نظامی آمریکا باشد، باعث میشد دست شوروی به این کارشناسان نرسد. طبیعی بود که شوروری هم در همان زمان به دانش و تخصص بازمانده از جنگ به عنوان مهمترین غنیمت جنگی فکر میکرد.
کمیته JIOA از هری ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا مجوز خواست تا دانشمندان آلمانی را به آمریکا منتقل کند و اگر چه موضع واقعی ترومن را نمیدانیم، اما او در موضعگیری رسمی خود ضمن تأیید این برنامه اعلام کرد که دانشمندانی که مستقیماً از نازیها حمایت کردهاند یا جنایات جنگی انجام دادهاند نباید تحت پوشش این برنامه قرار بگیرند.
بر اساس روایات رسمی، JIOA بخشهایی از پیوستها و جزئیات پروندهی این دانشمندان را حذف و پاک کرد تا گزارشی تمیز از گذشتهی آنها باقی بماند. همین حذفِ پیوستها و اطلاعات گذشتهی این افراد بود که باعث شد این عملیات به نام گیره کاغذ شناخته شود.
در اسناد آن دوران، حتی گروههای دانشمندانی که به آمریکا منتقل شدهاند گروههای گیره کاغذ نامیده شدهاند؛ به عنوان مثال گفته میشود که فون براون در اولین Paperclip Group وارد آمریکا شد.
اگر چه بیش از هزار نفر از دانشمندان نازی در پوشش این طرح وارد آمریکا شدند، اما مشهورترین فرد پروژهی گیره کاغذی، ورنر فون براون بود که تیم خود را نیز که در طراحی V2 نقش داشتند به آمریکا برد. او بعدها با تیم خود مدیریت مرکز فضایی مارشال متعلق به ناسا را بر عهده گرفت و لانچر سترن پنج (Saturn V) را طراحی کرد که بدون آن اجرای برنامههای فضانوردی آمریکا عملاً امکانپذیر نبود.
رایج است که ناسا و دستاوردهای فضایی آمریکا را از جمله محصولات عملیات گیره کاغذ میدانند.
عملیات گیره کاغذ تا همین امروز هم یکی از چالشبرانگیزترین تصمیمهای دولت آمریکا در جنگ جهانی دوم و در آغاز جنگ سرد محسوب میشود.
پاکسازی پروندهی تعداد زیادی دانشمند که بر اساس عرف و قانون جنایتکار جنگی محسوب میشدند و افراد بسیار کوچکتر از آنها مجازاتهای سنگین پس داده بودند با این توضیح توجیه میشد که بدون این تصمیم، قدرت شوروی در دوران جنگ سرد افزایش مییافت و شاید ساختار قدرت جهان به شکل دیگری تغییر میکرد یا سایهی بلوک سرخ، بر تمام جهان میافتاد.
از سوی دیگر، بسیاری از تحلیلگران اروپایی – که خود را آسیبدیدهی اصلی جنگ میدانند – و نیز بخشی از نویسندگان آمریکایی معتقدند که حتی منافع ملی آمریکا هم نمیتواند به عنوان هدف، استفاده از چنین ابزاری را توجیه کند.
به هر حال، نقش موثر عملیات گیره کاغذ در جایگاه امروز آمریکا در جهان شفاف و قطعی است و اخلاقی بودن یا نبودن آن، هنوز حل نشده و احتمالاً هرگز هم حل نخواهد شد. خصوصاً اینکه وقتی دولتها بحث منافع ملی را مطرح میکنند، چارچوب متفاوتی از اخلاق را در تصمیمهای خود مد نظر قرار میدهند و به سادگی حاضر نیستند زیر بار تعریفهای متعارف اخلاق بروند.
منبع: Operation Paperclip
مطلب مرتبط: پرواز گرانش صفر؛ از جمله دستاوردهای عملیات گیره کاغذ