آلودگی پلاستیکی در اقیانوسها

هر سال حدود هشت تا سیزده میلیون تن پلاستیک وارد اقیانوسها می‌شود و برآورد می‌شود در حال حاضر، حدود ۱۵۰ میلیون تن پلاستیک در اقیانوس‌ها وجود داشته باشد (+/+). این وضعیت در حدی نگران‌کننده است که طبق برآورد مجمع جهانی اقتصاد تا سال ۲۰۵۰،‌ وزن پلاستیک موجود در اقیانوس‌ها بیشتر از وزن ماهی‌های موجود در اقیانوس‌ها خواهد بود (+).

اگر چه استفاده‌ی کمتر از پلاستیک، همواره تشویق شده است،‌ اما با توجه به کاربردهای گسترده‌ی آن، به نظر نمی‌رسد بشود این مصرف را به شکل جدی کاهش داد. به همین علت شاید راه منطقی‌تر، چنان‌که مجمع جهانی اقتصاد پیشنهاد کرده، تمرکز بر روی بازیافت باشد. اگر طراحی محصولات به اندازه کافی نوآورانه باشد، بخش بزرگی از پلاستیک را می‌توان بازیافت کرده و مانع خروج سریع آن‌ها از چرخه‌ی مصرف به طبیعت شد.

پلاستیک در اقیانوسها

دغدغه‌ی محیط زیست، قطعاً دغدغه‌ای جدی است و ما باید به فکر سرنوشت نسل خود و نسل‌های بعد باشیم. اما پدیده‌ی دیگری هم به نام سبزشویی در سال‌های اخیر به وجود آمده است. این‌که شرکت‌ها از این دغدغه‌ی انسان‌ها استفاده کرده و برند خود را قوی‌تر می‌کنند یا درآمدشان را افزایش می‌‌دهند. بدون این‌که واقعاً کاری برای محیط زیست انجام دهند.

درس سبزشویی را در متمم بخوانید.

وال پلاستیکی | مسئولیت اجتماعی شرکتها

#محیط زیست

اطلس | پروژه ربات بوستون داینامیکس

بوستون داینامیکس اخیراً ویدئوی تازه‌ای از روبات خود با عنوان اطلس منتشر کرده است. این شرکت فعال حوزه‌ی روباتیک که از سال ۱۹۹۲ از دانشگاه MIT مستقل شده است، از اواخر سال ۲۰۲۰ در مالکیت شرکت هیوندای قرار دارد.

البته برخی از پروژه‌های آن، از حمایت مالی و نظارت دولت و ارتش آمریکا بهره می‌برد. به عنوان مثال، اطلس، این روبات ۱۵۲ سانتیمتری که در ویدئوی زیر پارکور کار می‌کند، حمایت مالی ارتش آمریکا را در اختیار دارد و گفته می‌شود برای پروژه‌های جستجو و امداد تولید شده و توسعه می‌یابد.

ما در زنگ تفریح متمم هم گاهی به سراغ روبات‌ها و سازندگان آن‌ها می‌رویم. از جمله این‌که یک بار خفاش پرنده شرکت فستو را معرفی کردیم.

مطلب خفاش پرنده را در متمم ببینید.

زنگ تفریح

#تکنولوژی #ویدئو

۱۲ برند که به سراغ WordPress رفته‌اند

برندهای بسیاری در سراسر جهان، برای بنا کردن وب‌سایت خود یا راه‌اندازی بخش خبری کسب و کارشان از وردپرس استفاده می‌کنند. در ادامه تعدادی از آن‌ها را می‌بینیم:

سواد دیجیتال | تولید محتوا

#تکنولوژی #فهرستها

لذت خواندن صفحه تقدیم کتابها

جنی لاوسون در صفحه‌ی تقدیم کتاب خود با عنوان «بیا وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده است» می‌نویسد:

«دلم می‌خواد از همه‌ی کسانی که به من در خلق این کتاب کمک کردن تشکر کنم. غیر از اون آدمی که توی فروشگاه، وقتی هشت سالم بود،‌ سرم فریاد کشید و گفت: «خیلی شلوغ می‌کنی.»

آقای محترم! خیلی پَستی!»

منبع عکس

یکی از مهم‌ترین لذت‌ها در خواندن یک کتاب، خواندن صفحه تقدیم آن است. سعی کنید این لذت را از دست ندهید.

در متمم می‌توانید منتخب متن تقدیم چند کتاب را بخوانید (خواندن کامنت‌ها را هم فراموش نکنید).

پاراگراف فارسی | معرفی کتاب

#نقل قول

حتی از این هم بیشتر طول می‌کشد!

قانون هافستادتر می‌گوید (+): «کارها از آن چیزی که پیش‌بینی می‌کنید بیشتر طول خواهند کشید. حتی اگر قانون هافستادتر را بدانید و آن را هنگام پیش‌بینی خود لحاظ کنید.»

هافستادتر این قانون را در مورد پروژه‌ها و کارهایی که کمی پیچیده هستند مطرح می‌کند.

در متمم، مثلث موفقیت پروژه را معرفی کرده‌ایم و توضیح داده‌ایم که یکی از سه رأس این مثلث، «زمان» است.

درس موفقیت پروژه را در متمم بخوانید.

مدیریت زمان | مدیریت پروژه‌های کوچک

#نقل قول #بهره وری #مدیریت زمان

اتیولوژی چیست؟ سبب شناسی دقیقاً به چه معناست؟

اتیولوژی (Etiology) به معنای شناخت ریشه و علت پدیده‌هاست. این اصطلاح را در فارسی به سبب شناسی ترجمه کرده‌اند.

اصطلاح اتیولوژي برای نخستین بار در رشته پزشکی و روانپزشکی رواج یافت. مثلاً در مقالات پزشکی و روانپزشکی از اتیولوژی چاقی، اتیولوژی فشار خون، اتیولوژی اضطراب و اتیولوژی سرطان صحبت می‌شود و محققان بسیاری روی سبب شناسی بیماری‌ها مطالعه و تحقیق می‌کنند.

اما این اصطلاح بعدها در فلسفه، اقتصاد، مدیریت و سایر رشته‌ها هم به کار گرفته شد و اکنون کاربردی فراگیر دارد.

لازم به ذکر است که کلمه اتیولوژی در انگلیسی بریتانیایی به شکل Aetiology نوشته می‌شود و تلفظ آن هم – چه در آمریکایی و چه انگلیسی – به صورت /ˌiːtɪˈɒlədʒi/ (ایتیالِجی) است.

مرور جمله‌های انگلیسی زیر می‌تواند مفهوم این اصطلاح و کاربرد آن را بهتر نشان دهد:

Human exposures to environmental toxicants have been associated with etiology of many diseases.

We don’t know so much about etiology and risk factors of this disease.

We have to talk about etiology of economic exclusion.

کتاب فیک نیوز، پروپاگاندا و دروغ‌های واضح قدیمی

مجموعه کتاب و مقاله در مورد پروپاگاندا و فیک نیوز

دونالد بارکلی (Donald Barclay) کتاب Fake News, Propaganda, and Plain Old Lies را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرده است.

او در این کتاب ساده، مستند و روان، کوشیده مخاطب خود را با مفهوم اخبار جعلی یا فیک نیوز آشنا کرده و نشان دهد که در دنیای کنونی که ما توسط خبرهای جعلی و اطلاعات غیرواقعی بمباران می‌شویم، چگونه می‌‌توان اطلاعات و اخبار قابل‌اتکا را تشخیص داد.

بارکلی کتاب خود را با تعریف فیک نیوز آغاز می‌کند. او هر نوع خبر یا مطلبی را که «عمداً» به قصد تأمین منافع فرد خبرساز و با هدف گمراه‌ کردن مخاطب تولید می‌شود، خبر فیک در نظر می‌گیرد.

بارکلی معتقد است که فیک نیوز اتفاق تازه‌ای نیست و حداقل دو قرن، و با تفسیری دیگر بیست قرن، قدمت دارد. او بر این باور است که تنها اتفاق سال‌های اخیر این است که گسترش فناوری اطلاعات و تکنولوژی دیجیتال، بستری قدرتمند برای افزایش اثرگذاری اخبار جعلی ایجاد کرده است.

نویسنده کتاب فیک نیوز و پروپاگاندا، معتقد است که در دوران معاصر، برای تشخیص اخبار و مقالات و مطالب قابل‌اتکا باید به دانسته‌ها و مهارتهای زیر مجهز باشیم:

  • ترفندهایی که مقاومت ما را در برابر اخبار جعلی کاهش داده و متقاعدسازی را آسان می‌کنند
  • رایج‌ترین مغلطه‌های منطقی رایج در نوشته‌ها و خبرها و تحلیل‌ها
  • روش‌های ارزیابی منبع خبر
  • قدرت اعداد (چگونه تسلیم اعداد می‌شویم و چگونه از اعداد و آمار می‌توانیم برای صحت‌سنجی اخبار استفاده کنیم؟)
  • توانایی ارزیابی اولیه‌ی مقالات علمی

کتاب بارکلی یکی از منابع تدوین درس‌های تفکر نقادانه (از جمله درس فیک نیوز) در متمم بوده است.

آیا MBA می‌تواند دردسرساز باشد؟

هنری مینتزبرگ در سال ۲۰۰۴ در کتاب Managers Not MBAs به شیوه‌ی رایج در دوره‌های MBA انتقاد کرد و گفت: چیزی که ما واقعاً می‌خواهیم «مدیر» است، نه MBA‌خوانده.

ظاهراً ایلان ماسک امروز هم همان حرف قدیمی مینتزبرگ را باور دارد. او در مصاحبه با وال‌استریت ژورنال می‌گوید (+):

«مهم‌ترین مشکل آمریکا به عنوان یک بنگاه اقتصادی این است که تعداد زیادی از MBA‌خوانده‌ها در صحنه‌ی بازی حاضرند. این MBA-ization در آمریکا اتفاق خوبی نیست. بزرگ‌ترین اشتباهی که در مدیریت تسلا و اسپیس‌اکس انجام داده‌ام این است که بیش از آن‌چه که باید در جلسات وقت گذاشتم و پای پاورپوینت و اکسل نشستم.»

ایلان ماسک

در درس مدیریت جلسات در متمم، نکات متعددی را درباره‌ی برگزاری یک جلسه‌ی موفق مطرح کرده‌ایم. نخستین مورد در فهرست پیشنهادهایمان این است که: «اگر می‌شود جلسه‌ای را برگزار نکرد، آن را برگزار نکنید.»

درس مدیریت جلسات را بخوانید.

دوره MBA | مینتزبرگ

#مدیریت کسب و کار #نقل قول

رفوزه یا رفوضه؟ کدام درست است؟

اصطلاح رفوزه شدن کمی قدیمی است و نسل جدید آن را کمتر به‌کار می‌برند. اما هنوز از پدرها و مادرها و نسل قبل زیاد می‌شنویم که می‌گویند فلانی در فلان آزمون رفوزه شد.

رفوزه از زبان فرانسوی وارد فارسی شده و معادل واژه‌ی refusé است (دقیقاً‌ همان واژه‌ی Refuse به معنای رد کردن در زبان انگلیسی).

طبیعتاً چون واژه از یک زبان اروپایی وارد زبان فارسی شده، منطقی است با الفبای فارسی نوشته شود.

اما چرا ما در فارسی درباره‌ی دیکته‌ی این کلمه شک می‌کنیم؟ معمولاً به این علت که بسیاری از ما نمی‌دانیم این واژه فرانسوی است. ما در زبان عربی واژه‌ی رافضی هم داریم که بیشتر در گذشته و با بار معنایی منفی و در توصیف شیعیان به کار می‌رفته است. چون شیعیان خلافت خلفا را رد می‌کرده‌اند.

بله! نکته‌ی جالب این‌جاست که رفض در عربی کاملاً با refusé در فرانسه و Refuse در انگلیسی هم‌ریشه است.

تعداد کلمات فرانسوی که وارد زبان فارسی شده‌اند، بسیار زیاد است و گاه چنان با فارسی آمیخته‌اند. که ما فراموش می‌کنیم از چه زبانی به دایره لغات ما وارد شده‌اند.

به عنوان چند نمونه‌ی دیگر از این کلمات فرانسوی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • گیشه (guichet)
  • تابلو (tableau)
  • نمره (nombre)
  • آناناس (ananas)
  • ویرگول (virgule)
  • کودتا (coup d’état)
  • آلمان (allemagne)
  • پریز (prise)
  • اکیپ (équipe)
  • مبل (meuble)
  • آسانسور (ascenseur)
  • کائوچو (caoutchouc)
  • بالکن (balcon)
  • مرسی (merci)

توماس کوهن | کسی که اصطلاح پارادایم را رواج داد

توماس کوهن

توماس کوهن (Thomas S. Kuhn) فیزیکدان و مورخ علم آمریکایی است که در قرن بیستم زندگی می‌کرده است. امروز دنیا او را بیشتر به خاطر نظریه‌پردازی در حوزه‌ی فلسفه علم و کتابش با عنوان ساختار انقلابهای علمی می‌شناسد.

کوهن در سال ۱۹۲۲ در اوهایو متولد شد و در ۱۹۹۶ (هفتاد‌و‌چهار سالگی) طی نبردی طولانی با بیماری سرطان ریه در ماساچوست درگذشت (دانشجویانش می‌گویند او سر کلاس هم سیگار می‌کشید).

او در دانشگاه هاروارد در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته فیزیک تحصیل کرد. اما دکترای خود را در همین دانشگاه در رشته‌ی تاریخ علم ادامه داد.

توماس کوهن بخش عمده‌ی فعالیت دانشگاهی خود را به تدریس تاریخ علم و فلسفه علم پرداخته است. از این جمله می‌توان به پنج سال تدریس در دانشگاه هاروارد، هشت سال تدریس در دانشگاه کالیفرنیا برکلی،‌ پانزده سال تدریس در پرینستون و دوازده سال تدریس در دانشگاه MIT اشاره کرد.

آن‌چه باعث شد امروز نام توماس کوهن به عنوان یکی از معروف‌ترین نظریه‌پردازان فلسفه علم مطرح باشد، بیشتر به دوران حضور او در پرینستون (۱۹۶۴ تا ۱۹۷۹) مربوط است. او در آستانه‌ی حضور در پرینستون، در سال ۱۹۶۲ کتاب ساختار انقلابهای علمی (Structure of The Scientific Revolutions) را منتشر کرد که اکنون بیشتر با نام کوتاه‌شده‌ی کتاب ساختار شناخته می‌شود.

کتابی که نوع نگاه ما به تاریخ علم را تغییر داد و پای کوهن را به تدریج به قلمرو رشته‌های مختلف، از جمله اقتصاد، جامعه شناسی، روانشناسی، سیاست و مدیریت کسب و کار هم باز کرد.

منظور از پارادایم و پارادایم شیفت چیست؟

هر دو اصطلاح پارادایم (Paradigm) و پارادایم شیفت یا تغییر پارادایم (Paradigm Shift) برای نخستین بار در کتاب ساختار انقلابهای علمی مطرح شدند.

ایده‌ی اصلی توماس کوهن این است که در مقاطع مختلف تاریخ علم، دانشمندان معمولاً مجموعه‌ای از مفروضات،‌ روش‌ها، ابزارها و نظریه‌ها را می‌پذیرند و تمام دانش و نگرش آن‌ها حول همین نکات پذیرفته‌شده شکل می‌گیرد.

در واقع دانشمندان، در مفروضات بنیادین خود تردید نمی‌کنند. بلکه صرفاً می‌کوشند مثال‌ها و مصداق‌های تازه‌ای برای آن‌ها بیابند و دانش خود را در قلمرو همین اصول پذیرفته‌شده توسعه دهند.

او این فضا را پارادایم می‌ماند.

از نظر توماس کوهن، پس از مشاهده‌ی مثال‌های نقض و انباشته شدن آن‌ها،‌ دانشمندان به تدریج برای کنار گذاشتن پارادایم‌ موجود و پذیرش پارادایم تازه آماده می‌شوند. چیزی که به آن پارادایم شیفت گفته می‌شود.

تغییر از مدل بطلمیوسی به مدل کوپرنیکی، یک مثال برای پارادایم شیفت محسوب می‌شود.

البته ممکن است با خود بگویید، این که صرفاً یک نام‌گذاری ساده است. پس چرا باید نام توماس کوهن تا این حد مهم باشد و جایگاه ارزشمندی در فلسفه علم به او تعلق بگیرد؟

برای درک بهتر پاسخ این سوال، مطالعه‌ی درس پارادایم از سلسله درس‌های مدل ذهنی در سایت متمم می‌تواند کمک‌کننده باشد.

با شناخت بهتر مفهوم پارادایم، هم نقش کلیدی توماس کوهن در فلسفه علم را بهتر درک خواهید کرد و هم متوجه می‌شوید چرا او را با جایگاه بزرگانی مانند کارل پوپر می‌سنجند (و البته در مقابل آن‌ها قرار می‌دهند).

چند جمله از توماس کوهن

  • پاسخی که دریافت می‌کنی، تابع پرسشی است که مطرح می‌کنی.
  • اگر چه جهان با تغییر یک پارادایم تغییر نمی‌کند،‌ اما دانشمند پس از تغییر پارادایم، در جهان دیگری زندگی می‌کند.
  • کشف‌های تازه صرفاً زمانی روی می‌دهند که پیش‌بینی‌ها [و مفروضات] ما غلط از آب در می‌آیند.
  • این‌که انسان چه می‌بیند،‌ تابع دو چیز است. یکی این‌که به کجا می‌نگرد و دیگر این‌که تجربیات قبلی ادراکی و بصری‌اش به او آموخته که چه چیزی را ببیند.
  • در شرایط نرمال، محقق یک فرد نوآور نیست. او صرفاً به حل کردن معماهای مختلف مشغول است. اما روی چه معماهایی متمرکز می‌شود؟ معماهایی که باور دارد در چارچوب سنت علمی فعلی،‌ هم قابل تعریف هستند و هم قابل حل.

منابع

نکات فوق از زندگینامه توماس کوهن و معرفی نظریات او در دایره المعارف استنفورد استخراج شده است.

جملات را از کتاب ساختار انقلابهای علمی انتخاب کرده‌ایم.

منبع عکس توماس کوهن هم سایت انستیتو تاریخ علم ماکس پلانک است.