لذت خواندن صفحه تقدیم کتابها

جنی لاوسون در صفحه‌ی تقدیم کتاب خود با عنوان «بیا وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده است» می‌نویسد:

«دلم می‌خواد از همه‌ی کسانی که به من در خلق این کتاب کمک کردن تشکر کنم. غیر از اون آدمی که توی فروشگاه، وقتی هشت سالم بود،‌ سرم فریاد کشید و گفت: «خیلی شلوغ می‌کنی.»

آقای محترم! خیلی پَستی!»

منبع عکس

یکی از مهم‌ترین لذت‌ها در خواندن یک کتاب، خواندن صفحه تقدیم آن است. سعی کنید این لذت را از دست ندهید.

در متمم می‌توانید منتخب متن تقدیم چند کتاب را بخوانید (خواندن کامنت‌ها را هم فراموش نکنید).

پاراگراف فارسی | معرفی کتاب

#نقل قول

حتی از این هم بیشتر طول می‌کشد!

قانون هافستادتر می‌گوید (+): «کارها از آن چیزی که پیش‌بینی می‌کنید بیشتر طول خواهند کشید. حتی اگر قانون هافستادتر را بدانید و آن را هنگام پیش‌بینی خود لحاظ کنید.»

هافستادتر این قانون را در مورد پروژه‌ها و کارهایی که کمی پیچیده هستند مطرح می‌کند.

در متمم، مثلث موفقیت پروژه را معرفی کرده‌ایم و توضیح داده‌ایم که یکی از سه رأس این مثلث، «زمان» است.

درس موفقیت پروژه را در متمم بخوانید.

مدیریت زمان | مدیریت پروژه‌های کوچک

#نقل قول #بهره وری #مدیریت زمان

اتیولوژی چیست؟ سبب شناسی دقیقاً به چه معناست؟

اتیولوژی (Etiology) به معنای شناخت ریشه و علت پدیده‌هاست. این اصطلاح را در فارسی به سبب شناسی ترجمه کرده‌اند.

اصطلاح اتیولوژي برای نخستین بار در رشته پزشکی و روانپزشکی رواج یافت. مثلاً در مقالات پزشکی و روانپزشکی از اتیولوژی چاقی، اتیولوژی فشار خون، اتیولوژی اضطراب و اتیولوژی سرطان صحبت می‌شود و محققان بسیاری روی سبب شناسی بیماری‌ها مطالعه و تحقیق می‌کنند.

اما این اصطلاح بعدها در فلسفه، اقتصاد، مدیریت و سایر رشته‌ها هم به کار گرفته شد و اکنون کاربردی فراگیر دارد.

لازم به ذکر است که کلمه اتیولوژی در انگلیسی بریتانیایی به شکل Aetiology نوشته می‌شود و تلفظ آن هم – چه در آمریکایی و چه انگلیسی – به صورت /ˌiːtɪˈɒlədʒi/ (ایتیالِجی) است.

مرور جمله‌های انگلیسی زیر می‌تواند مفهوم این اصطلاح و کاربرد آن را بهتر نشان دهد:

Human exposures to environmental toxicants have been associated with etiology of many diseases.

We don’t know so much about etiology and risk factors of this disease.

We have to talk about etiology of economic exclusion.

کتاب فیک نیوز، پروپاگاندا و دروغ‌های واضح قدیمی

مجموعه کتاب و مقاله در مورد پروپاگاندا و فیک نیوز

دونالد بارکلی (Donald Barclay) کتاب Fake News, Propaganda, and Plain Old Lies را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرده است.

او در این کتاب ساده، مستند و روان، کوشیده مخاطب خود را با مفهوم اخبار جعلی یا فیک نیوز آشنا کرده و نشان دهد که در دنیای کنونی که ما توسط خبرهای جعلی و اطلاعات غیرواقعی بمباران می‌شویم، چگونه می‌‌توان اطلاعات و اخبار قابل‌اتکا را تشخیص داد.

بارکلی کتاب خود را با تعریف فیک نیوز آغاز می‌کند. او هر نوع خبر یا مطلبی را که «عمداً» به قصد تأمین منافع فرد خبرساز و با هدف گمراه‌ کردن مخاطب تولید می‌شود، خبر فیک در نظر می‌گیرد.

بارکلی معتقد است که فیک نیوز اتفاق تازه‌ای نیست و حداقل دو قرن، و با تفسیری دیگر بیست قرن، قدمت دارد. او بر این باور است که تنها اتفاق سال‌های اخیر این است که گسترش فناوری اطلاعات و تکنولوژی دیجیتال، بستری قدرتمند برای افزایش اثرگذاری اخبار جعلی ایجاد کرده است.

نویسنده کتاب فیک نیوز و پروپاگاندا، معتقد است که در دوران معاصر، برای تشخیص اخبار و مقالات و مطالب قابل‌اتکا باید به دانسته‌ها و مهارتهای زیر مجهز باشیم:

  • ترفندهایی که مقاومت ما را در برابر اخبار جعلی کاهش داده و متقاعدسازی را آسان می‌کنند
  • رایج‌ترین مغلطه‌های منطقی رایج در نوشته‌ها و خبرها و تحلیل‌ها
  • روش‌های ارزیابی منبع خبر
  • قدرت اعداد (چگونه تسلیم اعداد می‌شویم و چگونه از اعداد و آمار می‌توانیم برای صحت‌سنجی اخبار استفاده کنیم؟)
  • توانایی ارزیابی اولیه‌ی مقالات علمی

کتاب بارکلی یکی از منابع تدوین درس‌های تفکر نقادانه (از جمله درس فیک نیوز) در متمم بوده است.

آیا MBA می‌تواند دردسرساز باشد؟

هنری مینتزبرگ در سال ۲۰۰۴ در کتاب Managers Not MBAs به شیوه‌ی رایج در دوره‌های MBA انتقاد کرد و گفت: چیزی که ما واقعاً می‌خواهیم «مدیر» است، نه MBA‌خوانده.

ظاهراً ایلان ماسک امروز هم همان حرف قدیمی مینتزبرگ را باور دارد. او در مصاحبه با وال‌استریت ژورنال می‌گوید (+):

«مهم‌ترین مشکل آمریکا به عنوان یک بنگاه اقتصادی این است که تعداد زیادی از MBA‌خوانده‌ها در صحنه‌ی بازی حاضرند. این MBA-ization در آمریکا اتفاق خوبی نیست. بزرگ‌ترین اشتباهی که در مدیریت تسلا و اسپیس‌اکس انجام داده‌ام این است که بیش از آن‌چه که باید در جلسات وقت گذاشتم و پای پاورپوینت و اکسل نشستم.»

ایلان ماسک

در درس مدیریت جلسات در متمم، نکات متعددی را درباره‌ی برگزاری یک جلسه‌ی موفق مطرح کرده‌ایم. نخستین مورد در فهرست پیشنهادهایمان این است که: «اگر می‌شود جلسه‌ای را برگزار نکرد، آن را برگزار نکنید.»

درس مدیریت جلسات را بخوانید.

دوره MBA | مینتزبرگ

#مدیریت کسب و کار #نقل قول

رفوزه یا رفوضه؟ کدام درست است؟

اصطلاح رفوزه شدن کمی قدیمی است و نسل جدید آن را کمتر به‌کار می‌برند. اما هنوز از پدرها و مادرها و نسل قبل زیاد می‌شنویم که می‌گویند فلانی در فلان آزمون رفوزه شد.

رفوزه از زبان فرانسوی وارد فارسی شده و معادل واژه‌ی refusé است (دقیقاً‌ همان واژه‌ی Refuse به معنای رد کردن در زبان انگلیسی).

طبیعتاً چون واژه از یک زبان اروپایی وارد زبان فارسی شده، منطقی است با الفبای فارسی نوشته شود.

اما چرا ما در فارسی درباره‌ی دیکته‌ی این کلمه شک می‌کنیم؟ معمولاً به این علت که بسیاری از ما نمی‌دانیم این واژه فرانسوی است. ما در زبان عربی واژه‌ی رافضی هم داریم که بیشتر در گذشته و با بار معنایی منفی و در توصیف شیعیان به کار می‌رفته است. چون شیعیان خلافت خلفا را رد می‌کرده‌اند.

بله! نکته‌ی جالب این‌جاست که رفض در عربی کاملاً با refusé در فرانسه و Refuse در انگلیسی هم‌ریشه است.

تعداد کلمات فرانسوی که وارد زبان فارسی شده‌اند، بسیار زیاد است و گاه چنان با فارسی آمیخته‌اند. که ما فراموش می‌کنیم از چه زبانی به دایره لغات ما وارد شده‌اند.

به عنوان چند نمونه‌ی دیگر از این کلمات فرانسوی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • گیشه (guichet)
  • تابلو (tableau)
  • نمره (nombre)
  • آناناس (ananas)
  • ویرگول (virgule)
  • کودتا (coup d’état)
  • آلمان (allemagne)
  • پریز (prise)
  • اکیپ (équipe)
  • مبل (meuble)
  • آسانسور (ascenseur)
  • کائوچو (caoutchouc)
  • بالکن (balcon)
  • مرسی (merci)

توماس کوهن | کسی که اصطلاح پارادایم را رواج داد

توماس کوهن

توماس کوهن (Thomas S. Kuhn) فیزیکدان و مورخ علم آمریکایی است که در قرن بیستم زندگی می‌کرده است. امروز دنیا او را بیشتر به خاطر نظریه‌پردازی در حوزه‌ی فلسفه علم و کتابش با عنوان ساختار انقلابهای علمی می‌شناسد.

کوهن در سال ۱۹۲۲ در اوهایو متولد شد و در ۱۹۹۶ (هفتاد‌و‌چهار سالگی) طی نبردی طولانی با بیماری سرطان ریه در ماساچوست درگذشت (دانشجویانش می‌گویند او سر کلاس هم سیگار می‌کشید).

او در دانشگاه هاروارد در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته فیزیک تحصیل کرد. اما دکترای خود را در همین دانشگاه در رشته‌ی تاریخ علم ادامه داد.

توماس کوهن بخش عمده‌ی فعالیت دانشگاهی خود را به تدریس تاریخ علم و فلسفه علم پرداخته است. از این جمله می‌توان به پنج سال تدریس در دانشگاه هاروارد، هشت سال تدریس در دانشگاه کالیفرنیا برکلی،‌ پانزده سال تدریس در پرینستون و دوازده سال تدریس در دانشگاه MIT اشاره کرد.

آن‌چه باعث شد امروز نام توماس کوهن به عنوان یکی از معروف‌ترین نظریه‌پردازان فلسفه علم مطرح باشد، بیشتر به دوران حضور او در پرینستون (۱۹۶۴ تا ۱۹۷۹) مربوط است. او در آستانه‌ی حضور در پرینستون، در سال ۱۹۶۲ کتاب ساختار انقلابهای علمی (Structure of The Scientific Revolutions) را منتشر کرد که اکنون بیشتر با نام کوتاه‌شده‌ی کتاب ساختار شناخته می‌شود.

کتابی که نوع نگاه ما به تاریخ علم را تغییر داد و پای کوهن را به تدریج به قلمرو رشته‌های مختلف، از جمله اقتصاد، جامعه شناسی، روانشناسی، سیاست و مدیریت کسب و کار هم باز کرد.

منظور از پارادایم و پارادایم شیفت چیست؟

هر دو اصطلاح پارادایم (Paradigm) و پارادایم شیفت یا تغییر پارادایم (Paradigm Shift) برای نخستین بار در کتاب ساختار انقلابهای علمی مطرح شدند.

ایده‌ی اصلی توماس کوهن این است که در مقاطع مختلف تاریخ علم، دانشمندان معمولاً مجموعه‌ای از مفروضات،‌ روش‌ها، ابزارها و نظریه‌ها را می‌پذیرند و تمام دانش و نگرش آن‌ها حول همین نکات پذیرفته‌شده شکل می‌گیرد.

در واقع دانشمندان، در مفروضات بنیادین خود تردید نمی‌کنند. بلکه صرفاً می‌کوشند مثال‌ها و مصداق‌های تازه‌ای برای آن‌ها بیابند و دانش خود را در قلمرو همین اصول پذیرفته‌شده توسعه دهند.

او این فضا را پارادایم می‌ماند.

از نظر توماس کوهن، پس از مشاهده‌ی مثال‌های نقض و انباشته شدن آن‌ها،‌ دانشمندان به تدریج برای کنار گذاشتن پارادایم‌ موجود و پذیرش پارادایم تازه آماده می‌شوند. چیزی که به آن پارادایم شیفت گفته می‌شود.

تغییر از مدل بطلمیوسی به مدل کوپرنیکی، یک مثال برای پارادایم شیفت محسوب می‌شود.

البته ممکن است با خود بگویید، این که صرفاً یک نام‌گذاری ساده است. پس چرا باید نام توماس کوهن تا این حد مهم باشد و جایگاه ارزشمندی در فلسفه علم به او تعلق بگیرد؟

برای درک بهتر پاسخ این سوال، مطالعه‌ی درس پارادایم از سلسله درس‌های مدل ذهنی در سایت متمم می‌تواند کمک‌کننده باشد.

با شناخت بهتر مفهوم پارادایم، هم نقش کلیدی توماس کوهن در فلسفه علم را بهتر درک خواهید کرد و هم متوجه می‌شوید چرا او را با جایگاه بزرگانی مانند کارل پوپر می‌سنجند (و البته در مقابل آن‌ها قرار می‌دهند).

چند جمله از توماس کوهن

  • پاسخی که دریافت می‌کنی، تابع پرسشی است که مطرح می‌کنی.
  • اگر چه جهان با تغییر یک پارادایم تغییر نمی‌کند،‌ اما دانشمند پس از تغییر پارادایم، در جهان دیگری زندگی می‌کند.
  • کشف‌های تازه صرفاً زمانی روی می‌دهند که پیش‌بینی‌ها [و مفروضات] ما غلط از آب در می‌آیند.
  • این‌که انسان چه می‌بیند،‌ تابع دو چیز است. یکی این‌که به کجا می‌نگرد و دیگر این‌که تجربیات قبلی ادراکی و بصری‌اش به او آموخته که چه چیزی را ببیند.
  • در شرایط نرمال، محقق یک فرد نوآور نیست. او صرفاً به حل کردن معماهای مختلف مشغول است. اما روی چه معماهایی متمرکز می‌شود؟ معماهایی که باور دارد در چارچوب سنت علمی فعلی،‌ هم قابل تعریف هستند و هم قابل حل.

منابع

نکات فوق از زندگینامه توماس کوهن و معرفی نظریات او در دایره المعارف استنفورد استخراج شده است.

جملات را از کتاب ساختار انقلابهای علمی انتخاب کرده‌ایم.

منبع عکس توماس کوهن هم سایت انستیتو تاریخ علم ماکس پلانک است.

سبقه یا صبغه؟ کدام درست است؟

سبقه و صبغه دو واژه‌ای هستند که نویسندگان، سخنوران و سیاستمداران ما علاقه‌ی بسیاری به استفاده از آن‌ها دارند.  این علاقه در حدی است که با وجود عربی بودن صبغه، اگر این واژه را در گوگل جستجو کنید، به صدها سایت ایرانی می‌رسید.

کلمه‌ی سبقه هم‌خانواده‌ی سابقه است و به نوعی به پیشینه اشاره می‌کند.

بنابراین اگر می‌خواهید از پیشینه‌ی افراد یا فعالیت‌ها حرف بزنید، باید از سبقه (با سین) استفاده کنید:

  • خبرنگار از معاون دانشگاه پرسید: آیا دانشجویان بازداشت‌شده سبقه سیاسی داشته‌اند؟
  • سبقه سیاسی ایشان از سبقه علمی ایشان پررنگ‌تر است.
  • او هم توانایی مدیریت بالایی دارد و هم از سبقه کار فرهنگی برخوردار است.

اما صبغه به معنای رنگ است (صَبغ به معنای رنگ کردن و صِبغ به معنای رنگ شده). بنابراین وقتی می‌خواهید بگویید یک کار یا فعالیت یا فرهنگ، رنگ و بوی خاصی دارد، باید از صبغه (با صاد) استفاده کنید:

  • این قانون بیشتر صبغه فقهی دارد تا حقوقی.
  • این اقدام‌های خشونت‌آمیز بیشتر صبغه‌ طایفه‌ای داشته‌اند.
  • او در سخنرانی تأکید کرد که ما باید به فکر پررنگ کردن صبغه معنوی در کارهایمان باشیم
  • این طرح، صبغه سیاسی دارد.
  • باید صبغه سوگ‌مندانه‌ی این روزها حفظ شده و برنامه‌های شاد در تلویزیون پخش نشود.

از این منظر، صبغه را می‌توان تقریباً معادل تعبیری دانست که در زبان انگلیسی با واژه‌ی tint ساخته می‌شود:

She has a clearly annoyed tone with a tint of arrogance.

تُن صدایش به شکل شفافی خشمگین بود و رنگی از تکبر هم داشت.

His questions had a tint of anger.

سوال‌هایش رنگی از خشم داشت.

برنه براون (برنی براون)

برنه براون (Brené Brown) نویسنده، سخنران و مدرس دانشگاه است و معمولاً نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش را به موضوعات شرم، شجاعت، اعتماد و آسیب پذیری اختصاص می‌دهد.

براون متولد ۱۹۶۵ است و از مقطع کارشناسی تا دکترا در رشته‌ی مددکاری اجتماعی (Social Work) تحصیل کرده است. او هم‌اکنون در کالج مددکاری اجتماعی دانشگاه هیوستون تدریس می‌کند (+).

برنه براون معمولاً خود را به عنوان محقق و داستان‌گو (Researcher & Storyteller) معرفی می‌کند. اما واقعیت این است که سخنران، نویسنده و مدرس (به همین ترتیب) توصیف دقیق‌تری از فعالیت‌های او ارائه می‌دهد.

او چند کتاب نوشته که مخاطبان از آن‌ها بسیار استقبال کرده‌اند و همگی در فهرست کتابهای پرفروش قرار دارند:

برنه براون

براون اگر چه معمولاً از واژه‌هایی مانند «تحقیقات من» و «مقالات من» استفاده می‌کند و در دانشگاه هم عنوان «Research Professor» را در اختیار دارد، اما مقالاتش بسیار معدود و محدود هستند و در صفحه‌ی معرفی‌اش در دانشگاه هم، به هیچ مقاله‌ای اشاره نشده است. حتی به نظر می‌رسد چندان هم اهل خواندن مقالات دانشگاهی نیست. چون به ندرت به مقالات تحقیقاتی ارجاع می‌دهد.

بیشتر حرف‌ها و کتابهای برنه براون ترکیبی از سخنان و کتاب‌های دیگران و برداشت‌های شخصی خود اوست.

با این حال، او روایت‌گر خوبی است و صحبت‌ها و توصیه‌هایش هم با عقل سلیم (Common Sense) همخوان است. به همین علت، مخاطبان به شدت از حرف‌هایش استقبال می‌کنند و توصیه‌هایش را می‌پذیرند.

برنه براون بخشی از شهرت خود را مدیون سخنرانی‌‌اش با عنوان «قدرت آسیب‌پذیری» در TEDx است که بیش از ۵۰ میلیون بار دیده شده و جزو پربازدیدترین ویدئوهای تد محسوب می‌شود.

تذکر: با وجودی که نام او را در فارسی به صورت «برنه براون» می‌نویسند و می‌خوانند، اگر بخواهید نام براون را به شکل اصلی تلفظ کنید «برنِی» درست است.

کتاب قبیله اساتید (قبیله مربیان) | تیم فریس

کتاب قبیله اساتید

متمم برخی کتابها را با شرح جزئيات به همراه خلاصه کتاب و نقد کتاب در بخش کتابهای مدیریتی و کتابهای روانشناسی معرفی می‌کند. اما کتاب‌های بسیاری هستند که در متمم معرفی نشده‌اند. ما در سایت پاسخ نامه این کتابها را به شکل بسیار مختصر در حد مرور فهرست مطالب معرفی می‌کنیم.

عنوان کتاب: Tribe of Mentors

نوشته: Timothy Ferris

نسخه بررسی شده: منتشر شده در سال ۲۰۱۷

تیم فریس کسی که با وبلاگ نویسی و تولید پادکست شهرتی جهانی پیدا کرد، تا کنون چند بار بخت خود را در نوشتن کتاب آزموده و تقریباً همیشه موفق بوده است. کتاب Tribe of Mentors که در ایران با عنوان قبیله اساتید و گاه قبیله مربیان از آن یاد می‌شود، از جمله‌ کتابهای موفق اوست.

تیم فریس در کتاب قبیله اساتید به سراغ ۱۳۴ نفر که آن‌ها را صاحب‌نظر نظر می‌دانسته رفته و ۱۱ سوال را از ایشان پرسیده است. در میان این افراد، نویسنده، دانشمند، کارآفرین، ثروتمند و افراد مشهور دیده می‌شوند.

در این میان،‌ از نام‌هایی که برای ایرانیان بیشتر آشنا هستند می‌توانیم به افراد زیر اشاره کنیم:

  • سوزان کین (نویسنده کتاب سکوت)
  • ناوال راویکانت (کارآفرین هندی آمریکایی سیلیون ولی)
  • مت ریدلی (نویسنده کتاب خوشبینی منطقی)
  • نیل اشتراوس (نویسنده‌ی کتاب‌هایی درباره رابطه دختران و پسران)
  • آریانا هافینگتون (بنیانگذار هافینگتون پست)
  • تام پیترز (ابداع‌کننده مدل هفت اس مکنزی)
  • کوین کلی (نویسنده کتاب آینده نزدیک)
  • لری کینگ (مجری مشهور آمریکایی)
  • نیل گیمن (نویسنده انگلیسی)
  • مارک بنیوف (مدیر ارشد اجرایی Salesforce)
  • استیون پینکر (روانشناس برجسته)
  • یوال نوح هراری (نویسنده کتابهای انسان خردمند و انسان خداگونه)
  • کریس اندرسون (بنیانگذار TED)

سوال‌هایی که تیم فریس از این ۱۳۴ نفر پرسیده را در ادامه می‌آوریم:

چه کتاب یا کتابهایی را معمولاً به عنوان هدیه به دیگران می‌دهید؟ سه کتابی که به شدت روی زندگی شما تأثیر گذاشته را معرفی کنید.

در شش ماه اخیر، کدام خرید ارزان‌قیمت (زیر ۱۰۰ دلار) بیشترین تأثیر مثبت را روی زندگی شما گذاشته است؟

  کدام شکست شما (یا شکست والدین‌ شما) نقش مهمی در موفقیت‌های بعدی‌تان داشته است؟ آيا شکستی وجود دارد که آن را شکست دوست‌داشتنی خود بنامید؟

اگر می‌توانستید یک بیلبورد بزرگ را جایی نصب کنید که همه‌ی مردم دنیا آن را ببینند روی آن بیلبورد چه می‌نوشتید؟

بهترین یا بدترین سرمایه‌گذاری شما تا کنون چه بوده است؟

چه عادت غیرمعمول یا عجیب یا پوچی دارید که دوست داشته باشید با دیگران در میان بگذارید؟

در پنج سال اخیر، چه باور تازه یا عادت تازه یا رفتار تازه‌ای بوده که بیشترین نقش را در بهبود زندگی‌تان ایفا کرده است؟

به دانشجوی جوان و با انگیزه‌ای که قرار است تازه وارد دنیای کار شود،‌ چه توصیه‌ای دارید؟ چه توصیه‌ای هست که دیگران مطرح می‌کنند و شما به او می‌گویید که آن توصیه را جدی نگیرد؟

بدترین یا نادرست‌ترین توصیه‌ای که در قلمرو حرفه‌ای شما رایج است و افراد بسیاری آن را مطرح می‌کنند چیست؟

در پنج سال اخیر، نه گفتن به چه چیزی را بهتر یاد گرفته‌اید؟ (نه گفتن به حواس‌پرتی؟ نه گفتن به دعوت به مهمانی؟ …)

وقتی احساس می‌کنید که همه چیز روی سرتان ریخته یا تمرکز خود را از دست داده‌اید،‌ چه می‌کنید؟

تا کنون برخی از این پرسش‌ها در سایت متمم مطرح شده و دوستان متممی پاسخ‌های خود را به آن‌ها بیان کرده‌اند. اگر علاقه دارید پاسخ افراد مختلف را به این پرسش‌ها بخوانید و یا این‌که تجربه‌های خود را در این زمینه با دیگران به اشتراک بگذارید، می‌توانید مطالب زیر را ببینید: